به قول همون جمله معروف :
کنسرت را مطرح میکنند تا از کرسنت نام برده نشود!
هیچکس نمیداند که دارم چه زحمتی میکشم،
تا امیدهایم را زنده نگه دارم.
معین دهاز /
او خسته بود
خسته تر از چیزی که از همیشه به نظر میرسید ،
فریاد ها فایده ای نداشت
خیلی وقت بود سکوت را انتخاب کرده بود !
ادامه میداد که فقط زمان طی شود
ثانیه ها بگذرد ،
ادامه میداد که صدای افکارش را متوجه نشود
فقط بی اعتنا به خستگی اش جسمش را به دوش میکشید
تا تمام شود ، چه چیز تمام شود؟
خودش همنمیدانست
چه چیزی قرار است تمام شود
چون اصلا انگار تمام شدنی نبود ..
واپسین لحظات امیدواری /
چه شکنندهایم ما، میان اندک لحظههای خوشی ..
* اصفهان زیبا ✨/