مهردادملکی.63476347838734634.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
وارد روضه شد و زمزمه کرد:
آه ارباب جان غلط کردم:)
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
✉️ متن کامل پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهمنامه رئیسجمهوران ایران و امریکا
▪️بسم الله الرّحمن الرّحیم
📄ملّت پرشور و باوفای ایران
💬همانگونه که مطلع شُدید، تفاهمنامهای بین رئیسجمهوران ایران و امریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند و البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده میکرد.
💬بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم. ایشان همچنین تصریح کردهاند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود. امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف انواع نصرتها و فتوحات، برای ملّت باشرف ایران به ارمغان آورد.
🔻والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
✍🏼سید مجتبی حسینی خامنهای
🗓 ۲۸/خرداد/۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
ما یه دسته داریم،
که از رهبری جلوترن
اونا معتقدن صلح تحمیل شده به رهبر
انگار رهبر جامعه دور ازجون مترسک
شماها میفهمید
علیالاصول به مفهوم پیام بیشتر دقت کنید
و بعد به پویش علیالاصول گرا بپیوندید.
#علیالاصول
زندگی گاه زخم عمیقی میزند بر پیکره ی موجودات ضعیف الخلقه ی ناتوانی که از بخت بد روزگار امیدشان به همان تک باریکه های نوری است که شده بازیچه ی دست زندگی، انگار دور زمین و زمان میچرخد که آن ذره ابرسیاهِ کنار رفته را پیدا کند، دعوا کند و درش را گِل بگیرد. طبق دو دوتا چهارتای روزگار درِ امید آدمی هم گل گرفته میشود، فسرده میشود، ناتوان میشود، زانوهایش میشود همدم روزگارش و در کنج خلوتی مینشنید تا ببینید چه میشود، مسئله مهم اینجاست که گاها آدمی از درد های بزرگ نمیمیرد؛ از انباشته شدن دردهای ریز ریز و بی اهمیت توانش را از دست میدهد، چشمانت را ببند، متصور شو، طبق مثال قرار است به فلان مکان برسی در راه بر طبق اصول روزگار با ناهمواری های زمین آشنا میشوی، باز بلند میشوی با زمین میخوری انقدر این چرخه نرسیدن برهمین مدار میچرخد که دیگر نمیشود دقیقا اینجا نمیشود معنا پیدا میکند، نمیشود که نمیشود که نمیشود! آن زخم عمیق روزگار همینجاست دقیقا در همین نقطه نمیشود در همین زمان فرسودگی، در همان زمانی که ذهن و جسم خسته از تلاش فقط برای نفس کشیدن های نامنظم تلاش میکند که برای گوشه چشم دیگران بماند، بماند که امید آنها خاموش نشود، بماند که مانده باشد، ولی ممکن است در قدم آخر همان بماند هم از هم بپاشد، هرکدام از حروفش در گوشه ای پرتاب شود و از آن جسم فرسوده چیزی جز تکههایی که روزی مشتاق چیزی فراتر از نفس کشیدن بودند، نماند.. همینجاست که نیستی معنا پیدا میکند.
نمیدانمچهمیخواهمبگویمغمیدراستخوانممیگدازد
برگرفته از nمین هجویاتِ آنیِ همین حقیر/