دست خودم نیست،
بدون دلیل یه سری چیزا رو مغزم
رو تک تک رشته های عصبیم یورتمه میره
دلم میخواد هیچ وقت باهاشون رو در رو نشم
دلم میخواد از دستشون جیغ بزنم داد بزنم
حتی وسط خونه هلیکوپتری بزنم انقدر که بدم میاد
مُنیب ؛
دست خودم نیست، بدون دلیل یه سری چیزا رو مغزم رو تک تک رشته های عصبیم یورتمه میره دلم میخواد هیچ وقت
تهشم دلم میخواد بگم
لطفا بهم اجازه بدید
که متنفر باشم.
مُنیب ؛
وداع تو آتش به جان میزند . .
خیلی یهویی با فیلم به جامونده از
کشوردوست عزیزی که جمع شد ادیت خورد.
مُنیب ؛
امشب رو خلاصه میکنم تو چند کلمه؛ گلستانشهدا، آهنگهایعروسی، تعریفتروما، تحلیلافراطیون، رفیق، ۲نی
من شیفته خوشیهای سادهام
آنها آخرین پناه جانهای محزوناند ..
* سلسه استوری /
هنوز به ۲ ساعت پایانی وقتم برای جمع کردن کارام نزدیک نشدم، که استرس بگیرم و انجامشون بدم.