یاسهاسبزخواهندشد ؛
- بسم الله الرحمن الرحیم! سلام بر روحِ بلند امام عزیز و کبیر و بصیر و حکیم و فرزانهیِ انقلاب ایرا
از عهده ی من نوشتن متن هایی که فهم عمیق سیاسی و اندیشه ای ایجاد کند خارج بود و من حتی اندیشه را از احساس استخراج میکنم، پس از احساسات نوشتم برایتان، پدر انقلاب!! با آنکه شما را ندیده ایم اما آغاز و پایان سخنانمان شما بودید و نترسیدیم از تبیینتان برای عزیزان که بزرگ ترین راه نجات برای هر کس که خاطرش را میخواهیم تفکر شماست. به راستی که هر کس در مسیر انقلاب شما قرار گرفت رستگار شد و هر کس قدرش را ندانست برای همیشه به دست زوال سپرده شد.
تصدقتان! برای ما و شاگردتان، برای هر که در جهان به سوی رسیدنِ به کمال قدم برمیدارد دعا کنید. دعا کنید که «خدا همه ی ما را آدم کند» البته که دعا میکنید برای فرزندانتان، باشد که روزی بر روی سنگِ ما هم بنویسند «فرزند روح الله» که ما را افتخاری بزرگ تر از فدا کردن جان برای اسلام نیست.
-
#حانیهنویس #اگر_امام_خمینی_نبود #امام_خمینی
خیلی یهویی نمیدونم این اضطراب درونی چیه ریخت رو سرم.
از امروز بگم، اینجا رو دوست دارم، وایبشو، بیخیالیشو، اینکه مردم اینجا زندگی آرومی میکنن و دغدغه هاشون به تبعیت از شهر های بزرگ، بزرگ نیست.
زیبایی های اینجا رو نمیتونم با دوربینم ثبت کنم و این غصه دارم میکنه.
متنمو ویرایش زدم و به چند نفر نشون دادم و از انتشارش خیلی خوشحالم، ناراحتم که خیلیاتون از کنارش میگذرین و نمیخونید، شاید حال ندارید شایدم چون روی عکس امام ریپلای خورده از کنارش میگذرید و کلا نادیدش میگیرید کنیدش.
کلی ایده تو ذهنمه که برای فیلم های سریالی مناسبه و نه در توان نویسندگیِ ناچیزِ منه و نه حتی انیمیشن هایی که میخوام بسازم و نمیتونن وایب رئال داشته باشن.
واقعا برای آخرین ژوژمان امسال استرس دارم و یه سری حرف دیگه. بعد از اینکه این دو روز پر از حال خوب بودم باز نمیدونم الان چمه که ترجیح میدم جمع و ول کنم و برم یه گوشه آهنگمو گوش بدم و اشک بریزم. اه.
من موندم با چشمای بارونی،
لیلای جزیرهی مجنونی.
لیلای جزیرهی مجنونی،
حالا ببین من موندم با چشمای بارونی.
خیلی وقتا دلم میخواد بدونم اگر جمهوری اسلامی نبود که اسلام رو زنده کنه و آخوند هایی نبودند که اسلام و احکامش رو برای مردم تبیین کنن، با گسترش شهوت تو این ممکلت سر گذشت اجداد مذهبی ها و خودِ صورتیشون الان چی بود؟ چیزی از اسلام میدونستن یا خیلی قبل تر از اون یه پرچم ال جی بی تی روی پیشونیشون حک کرده بودن؟ خدا خرافه نبود؟ روضهیِ امام حسینشون که حسابشو از جمهوری اسلامی جدا میکنن چی؟ اصلا قادر بودن برگزارش کنن؟ یا مثلا اون کتابایی ک برای آشنایی با اسلام خونده بودن[ گوه میخورن هیچکدومشون لای اون کتابارو هم باز نکردن]، مداحی در دسترس بود براشون اصلا؟ که حالا بشینن به جمهوری اسلامی و آخوندی که اگر نبود تویِ احمق نمیدونستی اسلام چیه فوش میدن.
اینو بخون عزیزِ دلی که خاطرت برام عزیزه!
سدعلی، آسد علی، میشناسیش؟ نگو اره چون نمیشناسیش میدونم. اسمشو آره شنیدی، کنارشم شنیده که او فرمان قتل یک معترض آزاده خواه دیگر را هم داد یا مرگ بر تو باد این ظالم دیکتاتور از این دست حرفا.
حالا حرف من و بشنو باشه؟ یه آدم تویِ کشور تو زندگی میکنه که رهبری کشورتو گرفته دستش، با تموم تحریم و خیانت هایی ک بوده کشور تو الان سرافرازه، مننمیگم برو از هر کی میخوای بپرس، از ادم درست و با سواد. حالا این ادم رو، این سرمایهیِ ملی رو، قبل از اینکه خودت بشناسی میزاری کسایی که نمیخوان بشناسیش برات روایت کنن. غلط روایت میکنن چرا؟ چون تو قراره دوسش نداشته باشی، چون قراره فک کنی مسبب بدبختیات اونه، چون قراره جای آدم خوبه و آدم بده رو برات عوض کنن. قبل از روایتِ دشمنِ خودت و کشورت بشناسش، سخت نیست. بهت قول میدم.