کارم داره جلو میره، خوشحالم، خیلی زیاد، امروز رو هم به عنوانِ روز تخصصی واقعا دوست داشتم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
کارم داره جلو میره، خوشحالم، خیلی زیاد، امروز رو هم به عنوانِ روز تخصصی واقعا دوست داشتم.
ولی ناراحتم و حتی نمیدونم از چی، و سعی میکنم با چرت و پرت گفتن و نوشتن از احوالاتِ پریشونم براتون علتش رو پیدا کنم. آمّا نیست! رفته اون عقبایِ ذهنم قایم شده. بیا جلو میخوام باهم حرف بزنیم عزیزم بیا بیا. بیا ببین قاقالیلی دارم.
حسِ بدیه که مجبورم برای خالی کردنِ ذهنم چرت و پرت بگم، شما ببخشید.
امروز تجمیعی بود از حرفایی که باید میزدم و کارایی که باید میکردم و مثل همیشه نزدم و نکردم و کارا و حرفایی که باید میکردم و میزدم ولی نکردم و نزدم.