یاسهاسبزخواهندشد ؛
دلم برای تکتک خاطراتِ درخشانِ چهارصدوچهار تنگ میشه. حالا که نگاه میکنم، شادی و غمش از همون ابتدا خی
مثلا یهویی احساس کردم دلم برای استاد عامریان تنگ شد. انسان بودن خیلی عجیبه نمیخوامش خدایا مرسی.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
دلم برای تکتک خاطراتِ درخشانِ چهارصدوچهار تنگ میشه. حالا که نگاه میکنم، شادی و غمش از همون ابتدا خی
و یا یهویی متوجه شدم کُل پارسال فقط یکدونه اسکرب بوک ساختم.. دارم پیر میشم بچهها..💔
خدایا برای بارون شکرت : )
و برای اینکه هرجور دستت میاد داری میگی پشتمونی : )
هدایت شده از ورید؛ سبزِمن.🇵🇸
کاش ستاره کاشی کاری شده تو حرم امام رضا بودم.
با یه جماعتی طرفیم که به قول شهبازی از وسط کلشون دوتا نخ رد شده دوتاگوش رو بهم وصل کرده. وگرنه نمیتونم درک کنم چطوری زدنِ خونه مسکونی میتونه باعث فرح و خوشحالی کسی بشه که اسمش به ظاهر ایرانیه. و چطوری یه کاری کردن که باور کنه نظامیها توی بازار میوه تره بار بودن داشتن خرید میکردن که اونجارو زده. یا حتی بدتر از همه اینا، اینارو جمهوری اسلامی خودش میزنه و خودش اینقدر برای خودش هزینه و خسارت میتراشه درحالی که مثلا شواهد نشون میده اونجا بمب اسرائیلی و آمریکایی خورده. آقا حرص خوردن واقعا چاره ساز نیست دیگه، ما با آدمایی طرفیم که دستاشونو گذاشتن رو گوشاشون، چشاشونم بستن، راهی انگار برای حرف زدن وجود نداره. دیگه غصه نمیخورم که نمیتونم براشون کاری کنم، حقیقتا اینه که یه بخشیش اقناع رسانه بیگانهست، و اصلا به بخشیش بغض جمهوری اسلامیه، دیگه بقیهش رو خودشون ساختن و زندگیشون رو پر از کینه کردن. و چقدر وحشتناکه چنین زندگیای.. خدایا شکرت که ما جز اینا نیستیم، جدی جدی شکرت. جز اینکه بریزیمشون تو دریا راهکار دیگری به ذهنم نمیا..-
#همینجوری
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
ما مردمایم. کهنهمردم. قدیمیمردم. امروز را نبین. مردم همیشه از دید اغلب حاکمان، عنصری خطرناک و غیرقابل اعتماد بودند. عاملی که اگر زیاده روز خوش ببیند، طاغی بر حکومت خواهد شد. ما مردمایم. ما هزارهزار مردم کرمانایم، کور شده بهدست آغامحمدخان. ما هزارهزار مردم سیستان، کشته شده به دست قشون نادرشاه. ما ایلات و عشایر لرستان و خوزستانایم بمباران شده بهدست رضاخان. کشته شده با گلولههای سربی ژاندارم محمدرضاشاه. ما قرنها رعیت بودیم. زیر سایه سلطان. غذای سگ و گربههای ساکن کاخ نیاوران از پاریس و لندن با هواپیمای اختصاصی میآمد و ما رعیت گیوهسوخته، باید که گرسنه میماندیم تا پررو نشویم. صابون و شامپوی معطر ساکنان اندرونی دربار، از کارخانههای سوئیس و استکهلم میآمد و ما جماعت وبا زده موهای دخترانمان را بزتراش میکردیم مباد که شپش بزند. ما شهروند درجه دو بودیم و حیوانات سفارتخانههای فرنگی ارجح به ما. تا چه رسد به اینکه حق رای و دخالت در امور مملکت را داشته باشیم. تا چه رسد به اعتراضی به تصمیمات سلاطین. رعیت را چه به این حرفها. حالا را نبین که شهید آیتالله خامنهای ما را عزیز داشت. ما را بزرگ کرد. پای رای ما ایستاد. از ما تشکرها کرد. گفت که اهل بصیرت باشید و مطالبه. حالا را نبین. آیتالله سیدمجتبی خامنهای بعد از انتصاب به رهبری، خطاب به ما میگوید که در فقدان رهبر، شما مردم کشور را رهبری کردید. میگوید ناشناس بین شما رفتهام که حرفهای واقعیتان را صریح و روشن بشنوم. بیپرده و رودربایستی. حالا ما همان بینوا رعیت دیروز، یکپای معادلات امنیت جهانیم. از خط به خط پیام رهبری تا کف خیابانها و صفحه رسانهجات. ما پای چنین رهبرانی، جان میگذرایم!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110