آخرایِ نقاشیکشیدنمون که بود. چندتا آقایی مسن تُرک اومدن نشستن کنارمون و بلندبلند شروع کردن باهم ترکی حرف زدن. ماهم داشتیم همچنان به کارمون ادامه میدادیم تا اینکه تصمیم گرفتن گوشیهاشون رو دستشون بگیرن و با صدایِ بلندبلند ویدیو ببینن..
- احساس میکنم کنار بابام نشستم دارم نقاشی میکنم
+ خدا لعنتت کنه..
یاسهاسبزخواهندشد ؛
حُسن ختام دیروز، نگاهِ آقا بود از پُشت پنجره مترو بهم..
دیروز یه خواهر و برادر کوچیک تو مترو وقتی، ایستگاه میدون خراسون ایستادیم داشتن باهم حرف میزدن:
- الان که مترو خلوت شد باید بریم
× نمیدونم چرا اینطوریه
- شاید مترو با ما مشکل داره
یاسهاسبزخواهندشد ؛
دیروز یه خواهر و برادر کوچیک تو مترو وقتی، ایستگاه میدون خراسون ایستادیم داشتن باهم حرف میزدن: - الا
خودشون بلند شده بودن و جاشون خالی شده بود، حالا به جاشون نگاه میکردن میگفتن مترو خلوت شده.. یاد خودم افتادم روزهایی که ثمر کارهای خودم رو مینداختم گردنِ خدا و بهش میگفتم که شاید تو با من مشکل داری! : )
من همیشه خیلی به مکالماتِ مردم تو مکانهای عمومی گوش میدم، قدیما از اینکار خیلی لذت میبردم، چون حرف زدنِ آدمها جالب بود. ولی جدیدا آدمها خیلی حرف مُفت میزنن، باید این عادت رو تَرک کنم تا آرامش روان داشته باشم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
من همیشه خیلی به مکالماتِ مردم تو مکانهای عمومی گوش میدم، قدیما از اینکار خیلی لذت میبردم، چون حرف
میدونی، جدیدا به کشفیاتی رسیدم، مثل اینکه استایل، میکاپ، ظاهر آدمها اصلا نشوندهنده شعور و شخصیت و تربیت آدمها نیست. خیلی جدی جدیدا به این نتیجه رسیدم اکثریت جمعیت مترو سوارِ تهران، واقعا دگوریان! سطح تفکر، سطح تحلیل، سطح شعور و ادب خانوادگی.. همه زیر خط فقره.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
میدونی، جدیدا به کشفیاتی رسیدم، مثل اینکه استایل، میکاپ، ظاهر آدمها اصلا نشوندهنده شعور و شخصیت و
دارم رو مردم عیب نمیذارم، چون از نظرم جمعیت مترو یه جمعیت تکرار شوندهان که آدم خوبهاش هم بین آدمبداش گیر افتادن ولی خب این حقیقت تلخیه. خودم همیشه در دوران جوانی و جاهلی فکر میکردم، مترو سوار شدن نشانه استقلال و نمیدونم چیچیه. بعد همه چون توش خوشگل بودن، فکر میکردم که واقعا واوعه ولی نیست. فاجعهست. همه دگوریهاهم میتونن خوشگل باشن.