eitaa logo
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
3.1هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
711 ویدیو
11 فایل
هوالمعشوق : ) ما به زودی سبز خواهیم شد عزیزم، زیر سایه یک چنار. آن زمان که گنجشک‌ها رسیده باشند به مقصد و نامه‌هایِ من به دست‌ِ تو. وقتی بخوانیشان، آنگاه سبزخواهیم شد. [ ده روز مانده به پایانِ تابستانِ چهارصد ]
مشاهده در ایتا
دانلود
فکر کنم یکم از بزرگ شدن این شکلیه که دیگه مدام دنبال پروفایل و بیوگرافیِ جدید نباشی و هر دو روز یک‌بار پروفایلت رو عوض نکنی. یه جورایی انگار یه چیزایی دیگه اهمیتِ سابق رو از دست میده یا شاید هم فقط به یه ثبات فکری می‌رسی.
خیلی آشپزی نمی‌کنم ولی همون اندک روز‌هایی که این فرصت رو دارم حالم از این رو، به اون رو میشه : )
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
خیلی آشپزی نمی‌کنم ولی همون اندک روز‌هایی که این فرصت رو دارم حالم از این رو، به اون رو میشه : )
الان تقریبا اسم این چیز من‌درآوردی‌ای که پختم رو نمیدونم چی هست و اصلا خیلی‌هم خارق‌العاده نیست، ولی دوسش دارم و احساس میکنم بزرگترین آشپز دنیام.
ولی به نظرم چیزی که آدم با خلاقیت درست میکنه، حتی غذا، یعنی از روی یک رسپی خاص پیر ی نمی‌کنه خیلی جالب‌تر و جذاب‌تر و خوشمزه‌تره.
از دوستی‌ای که توش مداوم تحقیر میشم بیزارم. اینکه اسمش رو بذاریم "زبانِ‌عشق" و بعد هرکاری دلمون خواست با طرف مقابل بکنیم، هیجوره تو کتم نمیره. زبان‌عشقت رو عوض کن، اگر برات مهمه داره به رفیقت آسیب میزنه!
امروز اصلا شاید بخوام یکم درباره دوستی‌ برون‌ریزی کنم..
همیشه فکر میکردم که صرف دوست داشتن کسی میتونی کنارش بمونی و تمام تفاوت‌های شخصیتی‌تون رو نادیده بگیری. چون دوسش داری و اینجوری پذیرفتیش. دوست‌داشتن همه مشکلات رو حل میکنه (می‌کنه واقعا) ولی تا زمانی که قرار باشهوچیزی حل بشه. و شما آدم‌های دارای ذهن و روح‌های واحدی بشین. نه اینکه اینقدر تفاوت عمیق باشه که درصدی حتی این شخصیت‌ها نتونه بهم نزدیک بشه.
شاید‌هم من اشتباه کنم ولی چیزی که من تو این بیست‌سال فهمیدم اینه که تو ارتباط گرفتن، دوستی کردن، ازدواج کردن و هیچکدوم از این چیزهایی که دو طرفش انسان‌ها باید باهم زندگی کنن، دوست‌داشتن فقط کافی نیست. درک‌هم میخواد، تلاش برای تغییر‌هم میخواد، از خودگذشتگی‌هم میخواد.
اینکه آدم‌ها همو دوست‌بدارن و بعد هر بلایی دلشون خواست با توجیه دوست‌داشتن سر روح و روانِ‌هم بیارن تا یه جایی اینجوریه که خب، داریم بهم کمک می‌کنیم، داریم همدیگه رو بغل می‌کنیم تا وقتی حالمون خوب بشه. از یه جایی به بعد اینجوری میشه که خب هیچکس هیج تلاشی برای سازگار کردن خودش با طرف مقابل داره انجام نمیده. تا کی یک تیکه از روحم رو بکنم بدم بهش و چیزی پس نگیرم؟ از طرف مقابل‌هم همین برخورده متقابلا..
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
اینکه آدم‌ها همو دوست‌بدارن و بعد هر بلایی دلشون خواست با توجیه دوست‌داشتن سر روح و روانِ‌هم بیارن ت
این به این معنی نیست که یکی از طرفین مقصره.. اصلا هیچکس مقصر نیست فقط شاید از ابتدا باید آدم‌ها خودشون رو برای چنین شرایطی که توش قرار بگیرن آماده می‌کردن. شاید غیر‌منطقی به نظر بیاد چون دوستی یک چیز بداهه‌ست، ولی اگر تو ابتدای دوستی شما بفهمید آدم مناسب طرفتون نیستید، بازهم این وابستگی و عمیق شدن در ارتباط رو ادامه میدین؟ بنظرم نه.. بنظرم دوستی‌ها بداهه ماندگار اونهایین که هر دو طرف از ابتدا همدیگه رو خوب میشناسن و بعد هم تلاش میکنن برای همدیگه کوتاه بیان : )
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
این به این معنی نیست که یکی از طرفین مقصره.. اصلا هیچکس مقصر نیست فقط شاید از ابتدا باید آدم‌ها خودش
حالا کوتاه اومدن منظور چیه؟ منظور اون ویژگی‌های اساسی وجودت نیست که نمیتونی کاریش بکنی. من نمیتونم اجتنابی بودنم رو کنترل بکنم، نمیتونم میل به دوست‌های زیاد داشتن و شر و شور بودن و چارچوب گریز بودنم رو کنترل بکنم. حالا من اگر از جانب کسی حس کنم باید چارچوب داشته باشم و بهش بگم باشه چارچوب دارم، قطعا دو روز بعد این چارچوب رو فراموش خواهم کرد چون من شخصیتم اینشکلیه : ) سرچیز‌های بنیادین نمیشه کوتاه اومد، میشه پذیرفتشون، یعنی دیگه برای من مهم نباشه طرفم اینشکلی که من میخوام نیست و اونم همینطور، ولی همو دوست داریم و باهم زندگی میکنیم.. میدونید چی میگم؟