eitaa logo
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
3.1هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
711 ویدیو
11 فایل
هوالمعشوق : ) ما به زودی سبز خواهیم شد عزیزم، زیر سایه یک چنار. آن زمان که گنجشک‌ها رسیده باشند به مقصد و نامه‌هایِ من به دست‌ِ تو. وقتی بخوانیشان، آنگاه سبزخواهیم شد. [ ده روز مانده به پایانِ تابستانِ چهارصد ]
مشاهده در ایتا
دانلود
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
درس‌های تخصصی در هنرستان اینطوری بود که، یه چیزی به اسم مدرسه و نمره نیرو محرکی بود که تو کار‌کنی، و
و من چقدر دلم برای اونجور رشد کردن تنگ شده. جنس یادگیری‌های دانشگاه انگار متفاوته. وقتی نگاه می‌کنم اینجا تو دانشگاه‌هم خیلی پیشرفت داشتم، بیشتر‌ از خیلی در واقع. ولی اون لذت رو از رشد کردن نبردم، درک نکردم که‌ چقدر قدم بلند شده و به دلم نچسبیده این احساس. دانشگاه رشدش توی کلاس‌ها و استادهاش نیست، توی آدم‌هاشه. نمیدونم چطور بگم ولی، اگر با استاد معاشرت کنی میتونی درسش رو بفهمی، و اگر استاد حرف‌های قشنگ قشنگی که به دلت بشینه بزنه، مغزت بقیه‌ حرف‌هاش رو هم خواهد فهمید، و اگر با آدم‌ها زندگی کنی، توی مسیر چیز‌هایی یاد‌ می‌گیری و این خیلی جالبه..
توی هنرستان فکر کنم این به طور پیش‌فرض وجود داشت، چون همه از صبح تا شب باهم زندگی می‌کردیم و دبیر‌ها بخش جدانشدنی از زندگی‌ما بودن.
ولی در کل این روز‌ها دلم میخواد مشتاق کلاس‌هایی باشم که روزی فکر می‌کردم در دانشگاه ازشون خیلی چیز‌ها یاد‌می‌گیرم ولی وقتی موقع پاس کردنشون رسید دیدم اصلا نفهمیدم چطور رفته و حالا برای پاس شدنش دارم به این در و اون در می‌زنم که تموم بشه فقط. این شاید چیزیه که لذت درک رشد‌های دیگه رو ازم گرفته. اینکه احساس میکنم اونجایی که باید چیز یاد‌ می‌گرفتم نگرفتم پس جاهای دیگه‌هم به چشمم نمیان‌.
ولی کاش به خودم بیام و این کلاس‌ها و استاد‌هاشون اینجوری از دست نرن. به خودت بیا حانیه، البته اگر آمریکایِ پدصلواتی بذاره.
دارم فکر میکنم اگر آیپد داشتم عکس‌هایم را تصویرسازی می‌کردم و خوشگل بلا با شما به اشتراک میگذاشتم.
بعد از صد‌وهفتاد‌واندی شب یه دوست سر چهار‌راه پیدا کردم. نمیدونم چطوری من برونگرام بخدا با این سطح ارتباطاتِ اجتماعی.