.
داشتم محفل و میخوندم مدام این مَثَلی که ما به زبون مادریم استفاده می کنیم یادم امد
بنی آ یم باید همی شه یه پای له خم بود
بنی آدم همیشه باید یه پاش تو غم باشه
خوشی زیاد به بنده سازگار نیست
بعد یه مدت نیازت به خالق و فراموش میشه و تو اعتباریات این دنیا ول میشی .
یه نوکرِساده
فتح المبین،یادگاری عملیات بزرگ فتح المبین
فکر کنم خالق فقط با خلقت یه تیکه از زمین
میخواسته به ماها بفهمونه بهشت چجوریه
اسم راوی یادم رفت
ولی عجیب ترین فردی بود که دیدم.
یه نوکرِساده
از قشنگ ترین احوالات اینه پای برهنه روی رمل راه بری و پشت بندش به خادمایی که با عشق به شهدا خدمت میکنن نگاه کنی .
.خادمی پاسداری دانشگاه امام حسین.