؛ علی حیدر ِ کرار ، خامنـهای نگه دار 🌿 .
* از زیباییهای قرار هرشبمون کفِ میدون ..
تو حیاط از نور و صدای پرنده و بازی دستهجمعی لذت میبردیم که ناگهان مهمان زنگ زد و دهدیقه بعد رسید ، خب ماهم آدمیم باید سیزدهمونو بهدر کنیم یا نه ؟ 😭
آدم وقتی میبینه دو نصفهشب مردم با چه شور و انرژیای بعد از چندساعت کفِخیابون بودن میان کارناوال خودرویی و بعدم تو میدون شهر میمونن و پرچمگردونی میکنن درحالی که خستگی از چشماشون میباره و فردا باید برن سرکار و الان باید خواب میبودن فقط میتونه بگه :
ایرانی تو چی و کی بودی ، تو چقدر باشرفی آخه : ))
قلبم اکلیل پمپاژ میکنه وقتی آدمها با یهلبخند مطمئن ،
با بوق مکرر و دست تکون دادن ، با جفت راهنما زدن
و کلی کارای کوچولو اما با ارزش انرژی مثبت میدن .
و مسافرایی که این مابِین بهمون اضافه میشن 😭💗 *
تنها چیزی که تونست یهمردِ خجالتی مثل بابابزرگمو وادار کنه لب جاده وایسه شعار بده عشق به انقلابه : )))))))