- با احتیاط بخوانید این پیام حاوی روضه است 🪔 .
وقتی سر رو گرفت تو بغلش ، اولین حرفی كه زد " مَنِ الَّذی اَیتَمنی علی صِغر سنّی " بابا كی منُ به این كودكی یتیم كرد؟ بعد " مَن ذَاالَّذی خَضَب شیبك بدمك " صدا زد بابا كی محاسنت رو خاكی و خونی كرد؟ بعد محاسن رو كنار زد ، نگاش به رگ های بریده افتاد " مَن ذَاالَّذی قَطع وَ رِیدَیكَ " یا لَیتنی كَنت عمیاءَ خیلی با دل عمه بازی كرد با این جمله ، گفت : بابا كاش كور بودم نمیدیدمت ، كی تو رو به این روز انداخته كی دندونات رو شكونده ، دید آروم نمیشه دید قرار نمیگیره ، دیدن این خانم آروم آروم این سر رو آورد پایین ، لباش رو گذاشت رو لب های ترك خورده ، دیدن سر یهطرف رقیه یهطرف ، زینب بیا ..
. محمدعطایینیا .1_27273149450.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
کبودی ِسینهـم رقیه ، دینم رقیه : ) ♥️ .
یهلحظه تصور کن چقدر قشنگ میشد اگه
چرخ فلک یهطور دیگه میچرخید و حضرتِ رقیهۜ
عمهی بچههای حضرتِ علیاصغر میشد : ))))))))