eitaa logo
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
1.5هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1.6هزار ویدیو
36 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه شرح نامه ۲۴ در دومين دستور مى فرمايد: «و (شرط نمود که) چيزى از اولاد نخل هاى اين آبادى ها
✨ ✅ادامه شرح نامه ۲۴ ... مسأله برنامه تدريجى اسلام براى آزادى بردگان در اسلام، مسأله اى است بسيار دامنه دار که نشان مى دهد اسلام اصل را بر آزادى انسانها گذاشته حتى در جامعه اى که تار و پودش با بردگى پيوند داشت; ولى براى رسيدن به اين هدف برنامه مفصل و دراز مدتى چيده بود، زيرا اعلام آزادى فورى همه آنها تنش هاى زيادى ايجاد مى کرد و حتى سبب بيچارگى و نابودى بسيارى از بردگان مى شد.(7) جمله «فَإِنْ مَاتَ وَلَدُهَا» اشاره به اين نکته است که تصور نشود که اگر کنيزى باردار يا صاحب فرزند بود و فرزندش بعد از مرگ مولى از دنيا رفت، آن کنيز به حالت بردگى بازگشت مى کند; امام(عليه السلام) مى فرمايد: بردگى از او برداشته شده و آزادى به سراغ او آمده است; يعنى ديگر او قابل بازگشت نيست». مرحوم سيّد رضى در پايان اين وصيّت نامه مى گويد: «قالَ الشَريفُ: قَوْلُهُ(عليه السلام) في هذِهِ الْوَصِيَّةِ: «وألا يَبيعَ مِنْ نَخْلِها وَدِيَّة»، اَلْوَدِيَّةُ: اَلْفَسيلَةُ، وَجَمْعُها وَديّ. وَقَوْلُهُ(عليه السلام): حتّى تُشْکِلَ أَرْضُها غِراساً» هُوَ مِنْ أَفْصَحِ الْکَلامِ، وَالْمُرادُ بِهِ أنَّ الاَْرْضَ يَکْثُرُ فيها غِراسُ النَّخْلِ حَتّى يَراها الناظِرُ عَلى غَيْرِ تِلْکَ الصِّفَةِ الَّتي عَرَفَها بِها فَيُشْکِلُ عَلَيْهِ أمْرُها وَيَحْسَبُها غَيْرُها». تعبير امام(عليه السلام) به «وَدَّيِة» به معناى نهال نخل است که جمع آن «وَدى» (بر وزن على) است. جمله ديگر حضرت که مى فرمايد: «حَتّى تُشْکِلَ أَرْضُها غِراساً» از فصيح ترين سخنان است و مفهوم آن اين است که آنقدر درختان و نهال هاى خرما زياد شود و صحنه نخلستان را بپوشاند به گونه اى که هرکس آن را قبلا ديده باشد تشخيص آن بر او مشکل شود و گمان کند به سرزمين ديگرى گام نهاده است». 🔹🔹🔹نکته ها: 1. پاسخ به دو سؤال: درباره اين وصيّت نامه چند سؤال مطرح است: 1. از تعبير وصيّت نامه استفاده مى شود که امام(عليه السلام) اموال قابل ملاحظه اى داشته که آنها را در حيات خود وقف نموده است، با توجّه به زهد فوق العاده آن حضرت، اين اموال از کجا بدست آمده بود؟ همان گونه که دربالا نيز به اشاره بيان کرديم، امام(عليه السلام) سه منبع درآمد داشت; يکى منبع سهم غنايم که عايد همه سربازان اسلام مى شد و گاه مبلغ قابل توجّهى را تشکيل مى داد. دوم خراج اراضى خراجيه که تعلق به عموم مسلمانان داشت، نه خصوص جنگ جويان و مقدار آن بعد از فتوحات اسلامى بسيار زياد بود، سهمى از آن نيز به امام(عليه السلام) تقديم مى شد. سوم اينکه امام(عليه السلام) ساليان دراز به غرس درختان و تربيت نخلستان پرداخت و باغ هاى متعدّدى ايجاد کرد سپس آنها را به صورت وقف خاص و عام در آورد. بخشى را براى فرزندان خود و آل ابى طالب و بنى هاشم و بخشى را به عنوان انفاق فى سبيل الله قرار داد و اگر مالى از آن حضرت به ارث باقى ماند، مقدار کمى بود. در روايات نيز آمده است که براى پيغمبر اکرم(صلى الله عليه وآله) نيز اموال و باغاتى بود که خلفا به بهانه اينکه پيغمبران چيزى از خود به ارث نمى گذارند تمام آنها را جزء بيت المال کردند. ابن عبد ربه در استيعاب مى گويد: «قُتِلَ عَلِىٌّ وَلا مالَ احْتَجَبَهُ وَلا دُنْيا أَصابَها; على(عليه السلام) به شهادت رسيد در حالى که نه مالى اندوخته بود و نه مواهب دنيوى براى خود فراهم ساخته بود».(8) ابن ابى الحديد نيز از بعضى خرده گيران نقل مى کند که بر امير  مؤمنان على(عليه السلام) خرده گرفته اند و گفته اند: ابو بکر از دنيا رفت و دينار و درهمى از خود به يادگار نگذاشت; ولى هنگامى که على(عليه السلام) چشم از دنيا پوشيد، نخلستان هاى بسيارى از خود به يادگار گذاشت. سپس در پاسخ آن مى نويسد: همه مى دانند که على(عليه السلام) چشمه هاى متعدّدى با زحمت خود در شهر مدينه، يَنبُع و سُويَعه احداث کرد و به وسيله آن زمين هاى مواتى را آباد نمود. سپس همه آنها را از ملک خود خارج ساخت و وقف مسلمين کرد واز دنيا نرفت درحالى که چيزى از آنها در ملکش باشد. آن حضرت چيزى از مال، کم يا زياد براى فرزندانش به ارث نگذاشت مگر چند غلام و کنيز (که دستور آزادى آنها را داده بود) و هفتصد درهم از سهم او از بيت المال که براى به دست آوردن خادمى براى خانواده اش ذخيره کرده بود.(9) ادامه دارد.‌‌.. ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
۲۵- و من وصية له ( عليه السلام ) > كان يكتبها لمن يستعمله علي الصدقات < قال الشريف : و إنما ذكرنا
✨ ✅شرح نامه ۲۵ ( مکارم شیرازی ) کانَ یَکْتُبُها لِمَنْ یَسْتَعْمِلُه عَلَى الصَّدَقاتِ. قالَ الشریفُ: وَإنّما ذَکَرنا هَنا جُمَلاً لِیُعْلَمَ بِها أنَّهُ(علیه السلام) کانَ یُقیمُ عِمادَ الْحَقِّ، وَیَشْرَعَ أمْثِلَةَ الْعَدْلِ، فی صَغیرِ الاُْمُورِ وَکَبیرِها وَدَقیقها وَجَلیلِها. از وصايا و سفارشهاى امام(عليه السلام) است که آن را براى مأموران جمع آورى زکات مرقوم مى داشت. مرحوم شريف رضى مى گويد: ما بخشى از اين نامه را در اينجا آورديم تا معلوم گردد، امام(عليه السلام) همواره ارکان حق را به پا مى داشت و فرمان به عدل مى داد; در کارهاى کوچک و بزرگ، پر ارزش يا کم ارزش.(1) وصیت نامه در یک نگاه: این وصیّت نامه که امام(علیه السلام) همواره به دست عاملان جمع آورى زکات مى داد، مشتمل بر نکات بسیار دقیق و ظریف و حساب شده اى است که ادب اسلامى و نهایت رعایت عدالت را درباره همه مسلمانان و فراتر از آن حتّى درباره حیوانات نشان مى دهد. در بخش اوّل این نامه، به مأموران جمع آورى زکات توصیه مى کند که با قصد قربت و نیّت خالصانه و تقواى الهى حرکت کنند و هرگز به تهدید و تخویف متوسّل نشوند و بیش از حق الهى را از کسى نگیرند. در بخش دوم به نکات ظریف و دقیقى در مورد نخستین برخورد با مردمى که زکات در اموال آنهاست، اشاره مى کند که آمیخته با نهایت لطف و محبّت و ادب است. در بخش سوم چگونگى جدا کردن حق الله از اموال مردم از طریق قرعه را شرح مى دهد تا هیچ گونه اجحافى به کسى در این قسمت نشود. در بخش چهارم دستورات متعدّدى مى دهد درباره خوش رفتارى با چهارپایانى که به عنوان زکات گرفته مى شوند که برتر و بالاتر از حقوقى است که مدعیان حمایت حیوانات اظهار مى کنند. مرحوم کلینى بعد از آنکه این نامه را از امام صادق(علیه السلام) از على(علیه السلام)نقل مى کند مى افزاید: امام صادق(علیه السلام) در اینجا گریست و به راوى که برید بن معاویه است فرمود: اى برید به خدا سوگند که همه حرمتها (بعد از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)) بر باد رفت و عمل به کتاب الله و سنّت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) به فراموشى سپرده شد و بعد از شهادت امیرمؤمنان(صلى الله علیه وآله)، هیچ حقى در میان مردم برپا داشته نشد. جالب اینکه نویسنده مصادر بعد از ذکر این بخش از کلام امام صادق(علیه السلام)مى گوید: به خداوند متعال سوگند یاد مى کنم که پیش از اینکه به روایت مرحوم کلینى در کافى راجع به گریه امام صادق(علیه السلام) هنگام ذکر این روایت، دست یابم بارها به هنگام مطالعه این نامه اشک ریختم.   اعتماد به مردم در گردآورى ماليات اسلامى: امام(عليه السلام) در اين نامه نخست دستورى کلى و جامع در عبارات کوتاهى به گردآورندگان زکات مى دهد. سپس وارد جزئيات مى شود که اين خود يکى از روش هاى پسنديده فصاحت و بلاغت است، مى فرمايد: «با تقوا و احساس مسئوليت در برابر خداوند يکتا و بى همتا حرکت کن و در مسير خود هيچ مسلمانى را نترسان و از سرزمين او در حالى که از تو ناخشنود باشد، نگذر و بيش از حق خداوند در اموالش را از وى نگير»; (انْطَلِقْ عَلَى تَقْوَى اللهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيکَ لَهُ، وَلاَ تُرَوِّعَنَّ(2) مُسْلِماً وَلاَ تَجْتَازَنَّ(3) عَلَيْهِ کَارِهاً، وَلاَ تَأْخُذَنَّ مِنْهُ أَکْثَرَ مِنْ حَقِّ اللهِ فِي مَالِهِ). امام(عليه السلام) در اين عبارت، افزون بر دستور به تقوا سه مطلب مهم را يادآور مى شود; نخست اينکه: مأمور جمع آورى زکات نبايد مردم را بترساند و با خشونت رفتار کند، زيرا در گذشته مأموران اخذ ماليات هنگامى که وارد منطقه اى مى شدند، مردم از ترس اينکه مبالغ سنگينى از آنها بخواهند که در طاقت آنها نباشد، در وحشت فرو مى رفتند; ولى هنگامى که بنا بر ارفاق باشد، نه تنها نمى ترسند بلکه از آنها استقبال مى کنند. در دستور دوم مى فرمايد: نه تنها نبايد آنها را بترسانى، بلکه نبايد از حضور تو ناخشنود باشند تو را مأمور از طرف اميرى بخشنده و مهربان، جواد و کريم بدانند و حضورت را گرامى دارند. در جمله سوم پيش از آنکه بفرمايد حق خدا را به طور کامل بگير، مى فرمايد: بيش از حق خداوند از آنها نگير و اين تأکيد بر نهايت تقوا و پرهيز از گرفتن بى دليل اموال مردم است. آن گاه امام(عليه السلام) بعد از اين دستور کلى وارد جزئيات مى شود و تمام مسير گردآورى کنندگان زکات و کيفيت برخورد آنها را با مردمى که حقوق الهى در اموالشان است به طرز جالبى شرح مى دهد و مى فرمايد: «و هنگامى که وارد آبادى قبيله شدى در کنار سرچشمه يا چاه آب فرود آى بى آنکه داخل خانه هاى آنها شوى»; (فَإِذَا قَدِمْتَ عَلَى الْحَيِّ(4) فَانْزِلْ بِمَائِهِمْ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُخَالِطَ أَبْيَاتَهُمْ). 🌱ادامه دارد... ⚘ @Nahjolbalaghe2