قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۸۴ ✅ قسمت: هشتصد و پنجاه و پنج 🔷#واقعهغدیرخم #علامه
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۱۸۵
✅ قسمت: هشتصد و پنجاه و شش
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
💫نظر استاد عبدالفتاح عبدالمقصود در زمینه بیعت
پاسخ- من از تعرض این موضوع خود داری میکنم، و به این دروغ شاخدار چهره نمی گشایم و با این دغل بازیها و صورت سازیها رود در روی حقیقت کار ندارم و به مقابله با این جنایت ها، نسبت به اسلام و تاریخ اسلام، دست نمی زنم. فقط میگویم اینها را که خواندید حالا ببینید استاد " عبد الفتاح عبد المقصود " در کتاب الامام علی بن ابی طالب اش با بیانی فشرده و ناب چگونه پرده از روی حقایق بر میدارد:
گروهی از مسلمانان زمانی درنهان و گاهی آشکارا انجمن کرده به نفع فرزند ابی طالب دعوت میکردند به این دلیل که او را برای تصدی امور مسلمین از دیگران بر تر میدانستند، آنگاه اطراف خانه اش اجتماع کرده اورا بنام فریاد میکردند و او را دعوت مینمودند از خانه خارج میشود تا میراث از دست رفته اش را، از دست دیگران به او باز گردانند...
" در این موقع مسلمانان به دو دسته تقسیم شده بودند گروهی به مخالفت با او پیمان بسته، و جمعی آمادگی یاری او را داشتند. بدین ترتیب در مدینه دو حزب پدید آمد و ناگهان وحدت اسلامی نزدیک بود از هم بگسلد و هیچکس جز خدا نمی دانست بعد از این، سر نوشت اسلام چه خواهد شد... در این صورت آیا علی مانند سعد بن عباده در نظر پسر خطاب، شایسته کشته شدن نبود تا فتنه فرو نشیند و دسته بندیها از بین برود؟
این امر به شدت و خشونت عمر نزدیک تر بود، تا به غیرتش بر وحدت اسلام. از این حرفها مردم با هم میزدند و زبانها از آنچه در دلها میگذشت حکایت میکرد اینها همه پندارهائی بیش نبود که جای یقین را میگرفت، هیچکس از باطن پسر خطاب خبر نداشت ولی همه دنبال پندار را گرفته و از سوابق شدت و خشونتهای مکرر پیشین او، بر آن دلیل میآوردند. و شاید در این بین کسانی هم بودند که از حوادث گذشته بقیاس و یا پندار و حدس، قبل از دیدن با چشم خود، پیش بینی میکردند که هر گاه عمر، علی را در امر بیعت تهدید کند و بدین وسیله بخواهد خلافت ابو بکر را رضا دهد، علی در مقابل تهدید عمر، پایداری خواهد کرد. در تصور نتایج و عواقب این وضع، اینان شاید مدتی به فکر فرو رفته باشند ولیسر انجام به نتیجه قاطع بازگشته اند آن نتیجه عبارتست از: خارج شدت عمر از راه راست، و با سر سختی و شدت عمل مخالفت ابراز کردن.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۸۵ ✅ قسمت: هشتصد و پنجاه و شش 🔷#واقعهغدیرخم #علامهام
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۱۸۷
✅ قسمت: هشتصد و پنجاه و هفت
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
↩️ در آن روز اینگونه شایعات پیشاپیش کامهای پسر خطاب که در میان گروهی از یاران و همکارانش به سوی خانه فاطمه پیش میرفت، همه جا را فرا گرفته بود. پسر خطاب در صدد بود، پسر عم پیغمبر را هر طوری شده نسبت به چیزی که تا آن وقت زیر بارش نمی رفت، وادار به اقرار کند. عده ای معتقد بودند تنها شمشیر میتواند او را وادار به تسلیم و اطاعت نماید.. و دیگران به این عقیده بودند که هر گاه شمشیر به میان آید، تلاقی شمیشیر با شمشیرهای دیگر قطعی است..
دیگران غیر از این دو دسته میگفتند " آتش " آتش تنها وسیله ای است که میتواند وحدت اسلامی را حفظ کند و علی را برای این کار بر سر تسلیم و رضا آرد... آیا میتوان برای جلو گیری از نقل داستان هیزمی که پسر خطاب امر کرد تا با آن اطراف خانه فاطمه را بر افروزند، و در آن خانه، علی و یارانش بود، تا تهدیدی برای قانع کردن علی و انجام بیعت او باشد، قفلی بر دهن مردم زد...؟
با اینکه این اتفاقات که با نقشههای مدبرانه قبلی یا دفعی طرح شده، مانند
ناگاه مقابل خود چهره رسول خدا را نگریستند از میان سیمای حبیبه اش زهرا به آنها نگاه میکند. از شرم و آزرم دیدگان فرو بستند و از تصمیمهای خود باز گشتند در آن حال میدیدند فاطمه همچون شبحی از خیال، آرام و سنگین با گامهای خود، اندوهگین و داغدار به سوی مسجد میخرامد تا بقبر پدرش نزدیک گردد.
همه چشمها به سویش متوجه بود، و گوشها برای شنیدن صدایش بدان سو تیز گردیده، که ناگاه آهنگ لطیف و اندو هبارش را سر داد، بتدریج آهنگ او اوج میگرفت: او محمد را از میان گور فرا میخواند و با صدای ناله ای آمیخته با سر شگی تلخبار فریاد میکشید: بابا یا رسول الله... بابا یا رسول الله...
گویا زمین درزیر پای ابن گروه ستمگر از بیم و هراس فریاد او، میلرزید.. زهرا میرفت تا با آن قبر شریف رو در رو گردد، و از آن غایب حاضر مدد گیرد پدرم یا رسول الله.. ماذا لقینا بعدک " بعد از تو از پسر خطاب و فرزند ابی قحافه چهها که دیدم "؟!؟!
هنوز سخنش به آخر نرسیده بود که دلها از اندوه او کوفته و دیدگان بر او سر شگ همی بارید، مردانی از آن میان با خود حدیث میکردند که ای کاش میتوانستند زیر پای خود را شکافته و در خفایی زمین پنهان گردند... "
(امینی گوید) مراجعه کنیه به: الامامه و السیاسه ۱ر۱۳، تاریخ طبری ۳ر۱۹۸ العقد الفرید ۲ر۲۵۷، تایخ الفداء ۱ر۱۶۵ تاریخ این شحنه در حوادث سنه ۱۱ شرح ابن ابی الحدید ۲ر ۱۹.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۸۷ ✅ قسمت: هشتصد و پنجاه و هفت 🔷#واقعهغدیرخم #علامها
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۱۸۸
✅ قسمت: هشتصد و پنجاه و هشت
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
🔸رافضیان امامت زن و جنین را جایز میدانند و پاسخ آن
↩️۶- میگوید: رافضیان امامت زن را جائز میدانند و پیشوائی جنین در شکم مادرش معتقدند.
پاسخ- ما نمی دانیم وقتی این مرد میخواست این جمله را بنویسد و یا هنگام نوشتن سایر فتاوای بی مدرکش، به هیچ کدام از کتب کلام و عقائد شیعه و مخصوصا آنچه در مبحث امامت نوشته اند، مراجعه کرده است، و آیا در کدام یک از آنها این نسبت دروغین را دیده بلکه حاضریم فرو تر آمده بگوئیم آیا یک نفر شیعه هر چند از جهال و عوام باشد تا چه رسد به علمای آنها این افترای بزرگ را پذیرفته است و در کتاب و نوشته خود آورده است؟
شیعه امامیه، به این عقیده معروف است که امامت را در دوازده نفر مرد منحصر میداند و زن در بین آنها نیست و خارج از این تعداد معین کسی را به امامت قبول ندارد فرقههای دیگر شیعه مانند زیدیده "، " اسماعیلیه "، و حتی فرق منقرض شده انها مانند " کیسانیه " و دیگران، امامت را تا اشخاص معینی میرسانند که آنها نیز همه مرداند، مگر آنچه شهرستانی در ملل و نحل از خودا ساخته: که درباره فاطمه دخترام امام هادی، اختلاف شده، و به همین زودی ثابت خواهیم کرد که اصولا چنین فاطمه ای وجود خارجی نداشته و امام هادی دختری به این نشان از خود باقی نگذاشته است. اگر امامیه با امامت زنی موافق بود، با آن فضائل و مکارمی که در فاطمه زهرا علیها السلام خبر داد، از آن بزرگوار تجاوز نمی کرد، ولی نسبت به شخص فاطمه زهرا بین شیعه قائل به امامت نیست.
این مطالب پیش همه شیعیان معروف است ولی این مرد به آنها هیچ توجه نکرده و هنگام تالیف کتابش حتی احتمال نمی داده است که در نسلهای آینده کسی که اهل تحقیق باشد به دنیا بیاید و مشت او را باز کند، و مردم را بر حقیقت امر واقف سازد، از این رو بی مها با تهمت میزند و از روز حساب و رسوائی قیامت در پیش دارد نمی هراسد.
کاش من میدانستم وقتی از او بپرسند از چه موقعی، شیعه امامت جنین را پذیرفته است، او چه پاسخ میگوید؟ کدام شیعه ای به امامت جنین که هنوز از شکم مادر بیرون نیامده قائل شده است؟ و این کدام جنین است که شیعه، به امامتش عقیده مند شده اند؟، چه کسی آن را برای او نقل کرده؟ و او از چه کسی آن را شنیده است؟ بلی حقیقت این است که: " اهریمنان الهام بخش دوستان خویشند ".
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۸۸ ✅ قسمت: هشتصد و پنجاه و هشت 🔷#واقعهغدیرخم #علامها
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۱۹۰
✅ قسمت: هشتصد و پنجاه و نه
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
🔺دوستی پیامبر نسبت به علی فضیلت نیست
۷- میگوید: دوستی پیغمبر (ص) نسبت به کسی، فضیلتی برای او به حساب نمی آید، زیرا پیغمبر عمویش را هم که کافر بوده، دوست میداشت (ص ۱۲۳ (و در ص ۱۲۴ میگوید:
هر چند رسول خدا، ابو طذالب را دوست میداست ولی خداوند او را از این دوستی نهی کرد، و دشمنی اش را بر او واجب گردانید.
🔺رسول خدا عمویش ابوطالب را که کافر بود دوست میداشت تا آنکه از دوستی او نهی شد
👇اشاره
پاسخ- پیغمبر با همه اصرار و تاکیدی که نسبت به صله رحم داشت، کفر را هر چند پیوند خویشاوندی قوی باشد مانع آن میدانست، از این رو بر ابو لهب خشم گرفت و علنا از او بیزاری جست و بیزاری خود را از او در یک سوره مستقل اعلام کرد. و بند اسارت را از عمویش عباس و پسر عمویش عقیل برنگرفت مگر وقتی که آنان آشکار را تظاهر به اسلام کردند با این حال حکم فدیه را بر آنها جاری ساخت و میان دخترش زینب که مسلمان شده بود و همسرش ابی العاص که کافر بود در تمام
مدتی که او به کفر خود ادامه میداد جدائی افکند تاوقتی که او نیز اسلام آورد و سلامت یافت.
از این رو محبت پیغمبر به اشخاص تنها به خاطر ایمان ثابت آنان، و رسوخ کلمه حق در قلبشان بوده، و دوستی پیغمبر نسبت به کسی نشانه نفود دین در قلب او و آراستگی او به زیور اخلاص و یقین است. و این جمله پیوسته دلیلش را خود همراه دارد و ارتکازی اذهان و قلوب است تا جائی که " ابن حزم " خود بر افضلیت عایشه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله در امت به حدیث مردودی مبنی بر اینکه پیغمبر به او فرمود: " تو محبوب ترین مردمی نزد من "، استدلال میکند.
درباره ابو طالب، وی در آغاز محبت پیغمبر را نسبت به او پذیرفته و ما او را در این امر تصدیق میکنیم و معتقدیم این خود فضلیتی بسیار ممتاز است و چه فضیلتی از آن برتر میتواند باشد.
اما ادعای اینکه پیغمبر بعد از آن، محبت خود را تحریم کرده و خداوند او را از این محبت نهی و توبیخ کرده و امر به دشمنی با او فرموده است؟ این چیزی است که هیچگونه دلیل و شاهدی بر آن در دست نیست، و آیا این شخصی چگونه به خود اجازه میدهد عمل پیغمبر را میان دو روز (قبل از آمدن نهی و بعد از آن)، فرق بگذارد؟ آیا میتواند بگوید چه روزی پیغمبر به ابو طالب خشم و کین ابراز کرده است؟ آیا میتواند سالی که پیغمبر او را ترک گفت و دشمنی اش را بر دیگران واجب دانست تعیین کند؟
✅پاسخ این سخن و اثبات ایمان ابوطالب
تاریخ از این سخنان، خالی است بلکه حدیث و سیره پیغمبر به ما نشان میدهد آن حضرت تا وقتی ابو طالب جهان را بدرود گفت، از او جدا نشد و آنگاه که او دنیا رفت، پیغمبر ما تمزده به سوگ او پرداخت و به علی فرمود: برو او را غسل بده کفن کن، به خاکش بسپار که خدایش او را آمرزید و مشمول رحمتش ساخت و علی
او را به این اشعار رثا گفت:
ابا طالب عصمه المستجیر و غیث المحمول و نور الظلم
لقد هد فقدک اهل الحفاظ فصلی علیک ولی النعم
و لقاک ربک رضوانه فقدکنت للطهر من خیر عم
ای ابو طالب تو، پناهنده ات را پناهی و برای اراضی خشک، باران رحمت، و برای تاریکیها نوری ".
" فقدان تو فرشتگانرا لرزانید و رسول خدای بر تو درود فرستاد ".
" خداوند با رضا مندی ملاقاتت را پذیرفت زیرا تو بهترین عم برای پیامبر بودی ".
کسی که بخواهد بر احوال بزرگ ابطح حضرت ابو طالب، واقف گردد، باید به کتاب علامه برزنجی شافعی و تلخیص آن به نام " اسنی المطالب " اثر عالم بزرگ شافعی سید احمد زینی دحلان مراجعه کند.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۹۰ ✅ قسمت: هشتصد و پنجاه و نه 🔷#واقعهغدیرخم #علامهام
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۱۹۱
✅ قسمت: هشتصد و شصت
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
↩️ انکار نزول سوره هل اتی درباره اهل بیت
👇اشاره
۸- میکوید: رافضیان آیه: " و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا " را به علی (رضی الله عنه) تاویل میکنند، و این تاویل نزد ما مورد قبول نیست زیرا شمول و ظهور آیه، هر کس که اطعام طعام کند میگیرد) ۳ر ۱۴۶ الفصل).
پاسخ- کسی که به شیوه استدلال مسخره و مضحک این مرد واقف گردد میتواند دروغ پردازیهای دیگرش را نیز دریابد. او گمان کرده به مجرد نسبت تاویل به رافضیان دادن و آن ر ا دروغ و نادرست خواندن، در ارزش حدیثی که ذیل آیه شریفه رسیده، منقصتی وارد ساخته است. در حالیکه او خود میداند
رافضی است و حرفش مورد قبول نیست؟ و یا میگوید او شرائط صحت حدیث را نمی داند؟ یا معتقد است هر چیزی موافق رافضیان باشد هر چند با صحیح ترین اسانید نقل شود، مورد قبول نیست؟
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۹۱ ✅ قسمت: هشتصد و شصت 🔷#واقعهغدیرخم #علامهامینی ↩️
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۱۹۳
✅ قسمت: هشتصد و شصت و یک
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
↩️ احادیث وارده در شان نزول این سوره و راویان آن
در هر صورت حدیث ذیل آیه را، این عده نقل کرده اند:
۱- " ابو جعفر اسکافی " متوفی ۲۴۰، او در رساله ای که در رد جاحظ نوشته گوید: ما مثل امامیه نیستیم که هوا داری از اشخاص، ما را به انکار مسائل مسلم وادارد، بلکه به عکس ما تردید نداریم که احدی از صحابه پیغمبر برتر از علی بن ابی طالب نمی باشد، اما دیگری چیزها را منکر نیستیم... (تا آنجا که گوید): اما انفاق علی، متناسب با حال و وضع درویشی اش بود، و او کسی است که در راه خدا مسکین و یتیم و اسیر را غذا داد و در باره او و همسر و دو فرزندانش یک سوره کامل نازل گردیده است.
۲- " حکیم ابو عبد الله محمد بن علی ترمذی " که تا سال ۲۸۵ در قید حیات بوده آن را در کتاب خود " نوادر الاصول " ص ۶۴ آورده است.
۳- " حافظ محمد بن جریر طبری " متوفی ۳۱۰، آن را در علت نزول سوره
هل اتی نقل کرده چنانکه در " الکفایه " آمده است.
۴- " شهاب الدین ابن عبد ربه " مالکی متوفی ۳۲۸ در" عقد الفرید " ۳ر۴۷- ۴۲ حدیث احتجاج مامون خلیفه عباسی را بر چهل نفر از دانشمندان یاد کرده و در آنجا میگوید:
مامون گفت: یا اسحاق آیا قرآن میخوانی؟ گفتم: بلی گفت: برای من بخوان-
هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا.
من خواندم تا رسیدم به
و یشربون من کاس کان مزاجها کافورا.
تا قول خدای تعالی:
و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیتما و اسیرا.
مامون گفت اجازه بده آیا درباره چه کسی این آیات فرود آمده،؟ گفتم: درباره علی. گفت: آیا تو میدانی وقتی علی مسکین و یتیم و اسیر را اطعام میکرد. انما نطعمکم لوجه الله گفت؟.
و آیا شنیده ای خدا در قرآن کسی را توصیف کند چنانکه از علی توصیف کرده است؟. گفتم: نه. گفت: راست گفتی، زیرا خدای بزرگ سیرت و احوال علی را میدانست. ای اسحاق آیا توان ده نفر (عشره مبشره) را از اهل بهشت میدانی؟ گفتم: بلی یا امیر المومنین، گفت: آیا کسی بگوید بخدا قسم نمی دانم این حدیث صحیح است یا نهی نمی دانم آیا پیغمبر آن را گفته است یا نه، آیا نزد تو کافر است؟ گفتم پناه میبروم به خدا؟ گفت که اگر او بگوید من نمی دانم آیا این سوره از قرآن است یا نه آیا کافر است؟ گفتم: بلی. گفت ای اسحاق به نظر میرسد میان این دو کس فرقی هست.
۵- " حاکم ابو عبد الله نیشابوری " متوفی ۴۰۵ در مناقب فاطمه علیها السلام این آیه
را آورده، چنانکه در کفایه آمده است.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۹۳ ✅ قسمت: هشتصد و شصت و یک 🔷#واقعهغدیرخم #علامهامین
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۱۹۴
✅ قسمت: هشتصد و شصت و دو
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
↩️ ۶- " حافظ ابن مردویه ابو بکر اصفهانی " متوفی ۲۱۶ در تفسیر از گروهی حکایت کرده، و آلوسی در " روح المعانی " پس از نقل از او، گفته است: این خبر مشهور است.
۷- " ابو اسحاق ثعلبی " متوفی ۴۲۷ یا ۴۳۷ در تفسیر خود " کشف البیان ".
۸- " ابو الحسن واحدی نیشابوری " متوفی ۴۶۸ در تفسیرش به نام " البسیط و اسباب النزول " ۳۳۱.
۹- " حافظ ابو عبد الله محمد بن فتوح ازدی اندلسی " مشهور به حمیدی متوفی ۴۸۸ " در فوائدش " این حدیث را ذکر کرده است.
۱۰- " ابو القاسم زمخشری " متوفی ۵۳۸ در " کشاف " ۲ر ۵۱۱.
۱۱- " اخطب الخطبا " خوارزمی متوفی ۵۶۸ در " مناقب " ۱۸۰.
۱۲- حافظ " ابو موسی مدنی " متوفی ۵۸۱ در " الذیل " چنانکه " الاصابه " نقل کرده است.
۱۳- " ابو عبد الله فخر الدین رازی " متوفی ۶۰۶ در تفسیرش ۸ ر ۲۷۶.
۱۴- " ابو عمر و عثمان بن عبد الرحمن " معروف به ابن صلاح شهرزوری شرخانی متوفی ۶۴۳، بر طبق نقل " الکفایه ".
۱۵- " ابو سالم محمد بن طلحه شافعی " متولی ۶۵۲ در " مطالب السئوال " ۳۱. او پس از ذکر حدیث، گوید: امام ابو الحسن علی بن احمد واحدی و غیر از او ائمه تفسیر، این حدیث را روایت کرد ه اند، آنگاه گفته است: چه عبادتی از این بهتر و چه منقبت و فضیلتی بالاتر از اطعام طعام، با نیاز شدید نسبت به آن، میتوان یافت و هر گاه چنین نبود، این داستان تا این درجه عظمت پیدا نمی کرد و ارزشش بالانمی گرفت و خدای بزرگ درباره آن به رسولش آیات قرآن فرو نمی فرستاد. و او را شعری است که در صفحه ۸ کتابش آورده:
هم العروه الوثقی لمعتصم بها
مناقبهم جاءت بوحی و انزال
مناقب فی الشوری و سوره هل اتی
و فی سوره الاحزاب یعرفها التالی
و هم اهل بیت المصطفی فودادهم
علی الناس مفروض بکم و اسجال
آنان برای کسیکه بدانها متوسل شود، دستاویزهای محکم اند که مناقبشان از راه وحی و الهام رسیده است:
مناقب و فضائلی که در سوره شوری و هل اتی و احزاب، تلاوت کنندگان قرآن میشناسند.
آنان اهل بیت مصطفی میباشند و دوستی آنها به حکم الهی در منشور قرآن الزامی است.
۱۶- ابو المظفر " سبط ابو جوزی حنفی " متوفی ۶۵۴، در " تذکره " خود از طریق بغوی و ثعلبی آنرا نقل کرده، و بر جدش ابن جوزی که آن را در ردیف حدیثهای مجعول میشمرده، ایراد گرفته و پس از آنکه سندش را از ضعف پیراسته، گوید: من از سخن جدم و از انکاری که او از این حدیث کرده در شگفتم.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۹۴ ✅ قسمت: هشتصد و شصت و دو 🔷#واقعهغدیرخم #علامهامین
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۱۹۵
✅ قسمت: هشتصد و شصت و سه
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
↩️ و در کتاب " المنتخب " گوید: ای دانشمندان علم دین، آیا میدانید چرا علی و فاطمه ایثار کردند، و اجازه دادند آن دو کودک حسن و حسین (ع) با وجود گرسنگی، ایثار کنند؟
آیا رمز این مطلب بر آنان پوشیده بود؟ این کار نسبت به آن دو کودک دلیلی نداشت مگر که قبلا نیروی شکیب آنها را آزموده باشند، و گر نه شاخسارهای درخت رحمت الهی و پارههای تن فاطمه و جوجههای اردک شناور، را این چنین آزرده نمی ساختند.
۱۷- " عز الدین عبد الحمید " مشهور به ابن ابی الحدید معتزلی متوفی ۶۵۵ در شرح " نهج البلاغه " ۳ ر ۲۵۷.
۱۸- حافظ " ابو عبد الله کنجی " شافعی متوفی ۶۵۸ در " الکفایه " ۲۰۱، وی پس از ذکر حدیث گوید: حافظ ابو عبد الله حمیدی در فوائدش چنین روایت کرده و ابن جریر طبری درسب نزول هل اتی از این گسترده تر، روایت کرده است. من شنیدهام حافظ علامه " ابو عمر و عثمان عبد الرحمن " معروف به ابن صلاح در درس تفسیر سوره هل اتی این حدیث را مطرح و درباره آن گفته است: این سائلان فرشتگان خدای رب العالمین بودند و منظور از آن امتحانی برای اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بود.
و در مکه از شیخ حرم بشیر تبریزی در درس تفسیر شنیدم که میگفت: سائل اول جبرئیل، و سائل دوم، میکائیل و سائل سوم، اسرافیل بوده است.
۱۹- " قاضی " ناصر الدین بیضاوی متوفی ۶۸۵ در تفسیر خود ۲ر۵۷۱.
۲۰- حافظ " محب الدین طبری " متوفی ۶۹۴ در ریاض النضره ۲ر۲۲۷- ۲۰۷ و در آنجا گوید: این عقیده حسن و قتاده نیز میباشد.
۲۱- حافظ " ابو محمد بن ابی حمزه ازدی اندلسی " متوفی ۲۹۹ در " بهجه النفوس " ۴ر ۲۲۵.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۹۵ ✅ قسمت: هشتصد و شصت و سه 🔷#واقعهغدیرخم #علامهامین
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۱۹۶
✅ قسمت: هشتصد و شصت و چهار
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
↩️ ۲۲- " حافظ الدین نسفی " متوفی ۷۰۱ در تفسیریکه در حاشیه تفسیر خازن ۴ر۴۵۸ دارد در سب نزول آیه، حدیث را روایت کرده و دیگر چیزی بر آن نیفزوده است.
۲۳- شیخ الاسلام " ابو اسحاق حمویی " متوفی ۷۲۲ در " فرائد السمطین ".
۲۴- " نظام الدین قمی نیشابوری " در تفسیرش که در حاشیه طبری ۲۹ر۱۱۲ دارد، و در آنجا گوید: واقدی در " البسیط " و زمخشری در " کشاف " حدیث را ذکر کرده اند و مورد اتفاق امامیه است که تمام این سوره، درباره اهل بیت پیغمبر (ص) مخصوصا آیات مورد بحث، نازل گردیده است، آنگاه حدیث اطعام طعام را نقل کرده، گوید: روایت شده سائل در این شبها، جبرئیل بود. و بدین وسیله میخواسته، آنها را به اذن خداوند، بیازماید.
۲۵- " علاء الدین علی بن محمد خازن بغدادی " متوفی ۷۴۱ در تفسیرش ۴ر۳۵۸ اول اشاره به نزول آیات درباره علی علیه السلام کرده، آنگاه حدیث را نقل نموده سپس گوید: میگویند آیه نسبت به هر کسی که اطعام طعام کند، عمومیت و شمول دارد برای تضعیف این قول اولا استناد به " قیل " (= گفته شده) داده و نامی از قائل به میان نیاورده است. ثانیا شمول آیه از نظر مفهوم منافاتی با انحصار مصداقش در امیر المومنین علیه السلام ندارد.
۲۶- قاضی" عضد ایجی " متوفی ۷۵۶ در " المواقیت " ۳ر ۲۷۸.
۲۷- حافظ " ابن حجر " متوفی ۸۵۲ در " الاصابه " ۴ر۳۸۷ حدیث را از طریق ابی موسی در " الذیل " نقل کرده و ثعلبی در تفسیر سوره " هل اتی " نقل از مجاهد از ابن عباس آن را آورده است.
۲۸- حافظ " جلال الدین سیوطی " متوفی ۹۱۱ در " الدر المنثور " ۶ر۲۹۹ از طریق ابن مردویه.
۲۹- " ابو سعود عمادی محمد بن حنفی " متوفی ۹۸۲ در تفسیرش در حاشیه تفسیر رازی ۸ر ۳۱۸.
۳۰- شیخ " اسماعیل بروسی " متوفی ۱۱۳۷ در تفسیر " روح البیان " ج ۱۰ ص ۲۶۹- ۲۶۸.
۳۱- " شوکانی " متوفی ۱۱۷۳ در تفسیر خود به نام " فتح القدیر " ۵ر ۳۳۸.
۳۲- استاد " محمد سلیمان محفوظ " در کتاب " اعجب ما رایت " ۱ر ۱۰. و گفته است این حدیث را اهل تفسیر روایت کرده اند.
۳۳- سید " شبلنجی " در " نور الابصار " ۱۴- ۱۲.
۳۴- سید " محمود قراغولی بغدادی حنفی " در " جوهره الکلام " ۵۶.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۹۶ ✅ قسمت: هشتصد و شصت و چهار 🔷#واقعهغدیرخم #علامهام
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۱۹۸
✅ قسمت: هشتصد و شصت و پنج
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
📝 متن حدیث:
ابن عباس (رضی الله عنه) گوید: حسن و حسین بیمار شدند رسول خدا (ص) با جمعی از یاران عیادتشان کرد، همراهان پیغمبر گفتند یا ابا الحسن خوبست برای
فرزندانت نذری کنی. علی و فاطمه و کنیزشان فضه نذر کردند هر گاه دو فرزندشان از بیماری بهبود یا بند، سه روز پیاپی روزه بدارند. چون از بیماری بهبودی یافته، بستر را ترک گفتند، علی از شمعون خیبری یهودی سه صاع (کاسه) جو، وام گرفت، فاطمه یک صاع آن را آسیا کرد و به تعداد (روزه داران) پنج قرصه نان طبخ نموده، هنگام افطار در مقابل آنان نهاد تا افطار کنند، ناگاه سایلی بر در خانه ایستاده، گفت:
السلام علیکم یا اهل بیت محمد مسکین من مساکین المسلمین اطعمونی اطعمکم الله من موائد الجنه:
" درود بر شما ای خاندان محمد، بینوائی از بینوایان مسلمینم مرا اطعام کنید خداوند شما را از غذاهای بهشتی اطعام کند ".
در این موقع همه، نانهای خود را به او دادند و چیزی جز آب چشیده، شب را روزه دار صبح کردند، وقتی روز دوم را به آخر رساندند، نانها را در برابر خود نهاده بودند که یتیمی بر در خانه ایستاد، باز او را بر خود مقدم داشتند و روز سوم اسیری بر انها وارد شدو مانند روزهای قبل با او نیز رفتار کردند، چون صبح (روز چهارم) فرا رسید، علی (رضی الله عنه) دست حسن و حسین را گرفت و متوجه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شده هنگامی که پیغمبر آنها را دید مانند جوجه ای که از تخم بیرون آمده باشند، از شدت گرسنگی بخود میلرزند، گفت:
ما اشد ما یسوونی ما اری بکم:
" من تا چه حد ناراحت میشوم که شما را بدین حالت بنگرم؟ "
آنگاه برخاست و با آنها بیرون رفت، فاطمه را در محراب عبادتش دید، شکم بر پشت چسبیده و حدقه ها، در گودی چشم فرو رفته، او را این منظره بسیار ناگوار آمد. ناگاه جبرئیل فرود آمده، گفت بگیر این را ای محمد ترا از ناحیه اهل بیت
گوارا باد: پس سوراه را بر او فرو خواند.
این تعبیر گروهی از بزرگان نامبرده بود، تعبیرهای دیگری در این حدیث رسیده که از ایراد آنها صرف نظر میکنیم.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۱۹۸ ✅ قسمت: هشتصد و شصت و پنج 🔷#واقعهغدیرخم #علامهامی
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۲۰۱
✅ قسمت: هشتصد و شصت و شش
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
🔺انکار اخوت (برادری) رسول خدا با علی بن ابیطالب
اشاره 👇
۹- میگوید: پیغمبر (ص) فرمود:
اگر من کسی را به دوستی خود میگرفتم، در دوستی خود ابو بکر را بر میگزیدم ولی او برادر من و مصاحب من است. و این مطلبی است که جز آن درست نیست اما برادری علی، جز با سهل بن حنیف با دگر کس، صحیح نیست.
پاسخ اجمالی به این موضوع
پاسخ- من نمی خواهم درباره حدیثی که عقیده به صحتش دارد، ایرادات خود را مطرح سازم، و یا در صدور آن، مناقشه کنم، یا ایرادی را که عمر بن الخطاب به حدیث " کتف و دواه " وارد ساخت، بیاورم زیرا که هر دو حدیث بر طبق گواه " صحیحین " در بیماری وفات پیغمبر (ص) صادر شده است، و نیز نمی خواهم، سخن ابن ابی الحدید را در شرح نهج البلاغه ۳ر۱۷ که گفته است: این حدیث مجعول است و طرفداران ابو بکر آن را در مقابل " حدیث اخاء " ساخته اند- بگویم.
من درمفاد حدیث، نیز بسط سخن نمی دهم. و آنچه را ابن قتیبه در تاویل مختلف الحدیث ۵۱ گفته، نمی گویم. کلام ابن قتیبه چیست و از آن چه مستفاد میشود؟ او میگوید مقصود از برادری در این حدیث، برادری عمومی اسلامی است که در این آیه:
" انما المومنون اخوه "
آمده است، نظیر روایتیکه از پیغمبر وارد شده که به عمر فرمود: یا اخی ای برادر و به زید فرمود: انت اخوانا تو برادر مائی، و به اسامه فرمود: یا
اخی و در تعبیر بخاری، مسلم و ترمذی تفسیر این برادری آمده است آنجا که فرمود:
لو کنت متخذا خلیلا لاتخذت ابا بکر خلیلا و لکن اخوه الاسلام و مودته.
(اگر کسی را بدوستی بر میگزیدم ابو بکر بود ولی تنها برادری و دوستی اسلامی است)
چنانکه منظور از دوستی ای که نفی شده دوستی به معنی خاص است و گر نه دوستی عمومی که به قول بخدای تعالی:
الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین
همه جا ثابت است. از این رو این برادری ان برادری به معنی خاص نیست که در روزهای مواخات (پیمان برادری) بامر و وحی پرودگار بدان اشارت رفت و بر مبنای همشکلی و هم مانندی میان هر دو نفر در درجات روانی صورت گرفته است، آن برادری خاصی بود که ابا بکر را با عمر، و عثمان را با عبد الرحمن عوف، و طلحه را با زبیر، و ابی عبیده جراح را با سالم مولی ابی حذیفه، و ابی الدرداء را با سلمان، و سعد بن ابی وقاص را با صهیب، و ابی ذر را با مقداد بن عمرو، و ابو ایوب انصاری را با عبد الله بن سلام، و اسامه را با هند حجاج النبی، و معاویه را با حباب مجاشعی، و فاطمه بنت النبی را باام سلمه، و عایشه را با زن ابو ایوب، آئین برادری افکند و علی را پیغمبر برای خودش ذخیره کرد در حالیکه میگفت: سوگند به خدائی که مرا به حق فرستاده برادری تو را بتاخیر نینداختم مگر برای
خودم، تو برادر منی، و وارث علم من، تو برادر منی، و رفیق من، تو برادر منی در دنیا و آخرت.
من هیچکدام از این سخنان را نمی گویم، ولی میگویم تعجب از سبکسری و جهالت است که بانسان اجازه میدهد بگوید: غیر از حدیثی که من صحیح میپندارم حدیث دیگری صحیح نیست، در حالیکه او مفاد حدیثش را یا نمی داند یا میداند و دوست میدارد مسلمانان را دانسته به جهالت بکشد و حدیثی را که همه امت اسلامی یک سخن آن را پذیرفته اند و در صحاح و مسانیدشان آورده اند، برگردد و آن را تخطئه کند.
آیا فریفتگی به چیزی این طور آدمی را کور و کر میکند؟
آیا آدمی این چنین ستمگر و نادان آفریده شده است؟
برادری به معنی خاص که برای امیر المومنین ثابت است یکی از امتیازات و افتخارات اوست و هر کس بعد از او آن را ادعا کند بر طبق حدیث صحیح که ذیلا متعرض میشویم، کذاب خواهد بود و این برادری بین یاران پیغمبر، برای علی مانند لقبی معروف بود که در هر محفلی از آن یاد میشد، و گفتگوهای اصحاب بدان فضیلت مشحون است و بارها بدان استدلال کرده و در اشعار معروفشان آن را گنجانیده اند. اگر بخواهیم پراکندههای این موضوع را در یک جا، گرد آوریم، خود کتابی بزرگ خواهد شد و ما گزیده آن را در اینجا ایراد میکنیم:
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد پنجم 🗒صفحه: ۲۰۱ ✅ قسمت: هشتصد و شصت و شش 🔷#واقعهغدیرخم #علامهامین
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد پنجم
🗒صفحه: ۲۰۲
✅ قسمت: هشتصد و شصت و هفت
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
🔹 سخن پیرامون حدیث برادری پیغمبر با امیرالمومنین و راویان آن
اشاره 👇
۱- رسول خدا (ص) میان اصحابش پیمان برادری افکند، به این ترتیب که: ابا بکر را با عمر، و فلان را با فلان، برادر خواند. پس علی (رضی الله عنه) نزد او آمده گفت:
آخیت بین اصحابک و لم تواخ بینی و بین احد:
" شما که بین یارانت پیمان برادری افکندی میان من و هیچکس برادری بر قرار نکردی "؟ پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود:
انت اخی فی الدنیا و الاخره؟
" توئی برادر من در دنیا و آخرت ".
سند این حدیث میرسد به:
امیر المومنین علی، عمر بن الخطاب، انس بن مالک، زید بن ابی اوفی، ابن عباس مخدوج بن زید، جابر بن عبد الله، ابی ذر غفاری، عامر بن ربیعه، عبد الهل بن عمر ابی امامه، زید بن ارقم، سعید بن مسیب.
مراجعه کنید ترمذی ۲ر۲۱۳، مصابیح بغوی ۲ر۱۹۹، مستدرک حاکم ۳ر۱۴ الاستیعاب ۲ر ۴۶۰ که در آنجا حدیث برادری را یکی از آثار محقق شمرده است و نیز " تیسیر الوصول " ۳ر۲۷۱، مشکاه المصابیح حاشیه مرقاه ۵ر۵۶۹، ریاض النضره ۲ر ۱۶۷.
صاحب ریاض النضره در صفحه ۲۱۲ کتابش چنین گوید:
" بزرگتر دلیل عظمت مقام علی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتار پیغمبر در مورد
برادری با اوست هنگامی که پیغمبر شروع کرد، هر کدام از اصحابش را با هم پایه و هم شکلش به پیوندد تا جائیکه بین ابو بکر و عمر پیوند برادری بر قرار کرد، علی را برای خودش ذخیره گذارد، و او را به خود اختصاص داد، آیا هیچ افتخار و فضیلتی میتواند با این فضیلت هم پایه گردد؟! "
و در تذکره از ترمذی نقل کرده که او صحت حدیث را تصدیق کرده است کفایه الکنجی ۸۲ و او گفته است این حدیث، حسن، عالی و صحیح است و اگر بخواهید مقام تقرب علی رانسبت بهه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بدانید.. تا آخر آنچه از ریاض النضره نقل شد.
و نیز سیره النبویه ابن سید الناس ۱ر۲۰۳- ۲۰۰ و در اینجا تصریح شده که: این برادری قبل از هجرت بوده است سپس گوید:
ابن اسحاق گفته است: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میان اصحابش از مهاجر و انصار پیمان برادری افکند و گفت: هر دو نفر با هم در راه خدا، برادر شوید. آنگاه دست علی بن ابی طالب را گرفت و گفت: هذا اخی بدین ترتیب علی و پیغمبر خدا، دو برادر شدند).
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2