eitaa logo
[نگاهِ تو]
364 دنبال‌کننده
703 عکس
78 ویدیو
2 فایل
من، بی نام ِ تو‌ حتی یک لحظه‌ احتمال ندارم. چشمان تو‌ عین الیقین من،‌ قطعیت "نگاه ِ تو‌" دین من است.‌‌‌ [قیصر امین‌پور] ‌ ‌ 🌱 روایت لحظه‌های زندگی 🌱‌ ‌ ‌ هم‌صحبتی: @MoHoKh ‌هم‌صحبتیِ ناشناس: https://daigo.ir/secret/21385300499
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ‌ ‌مربع آبی همان جایی‌ست که یک سال پیش همین روزها، آنجا ایستاده بودم. تصمیم گرفته بودم هفته آخر اسفندماه هیچ چیزی را ثبت نکنم تا سرم بخورد تهِ کانال. می‌خواستم صفرِ صفر بشوم. کارهایم را برای دل خودم انجام می‌دادم ولی چیزی در اپلیکیشن ثبت نمی‌کردم. رنگِ خوشرنگِ سبزِ فسفری هم بالاترین رکورد سال هزاروچهارصدودو را نشان می‌دهد. از مربع آبی تا مربع صورتی، فاصله یک سال دیگر از عمرم است. مربع صورتی جایی‌ست که الان ایستاده‌ام. در هفته آخر اسفندِ صفرسه، جایی که گذاشته‌ام با صدای قدم‌های بهار، باز همه چیز از نو شروع بشود. مربع نارنجی می‌گوید در سال صفرسه، یک جایی رسیده که خیلی کم آورده‌ام. یک جایی که همه چیز از دستم دررفته و هر چه تلاش کرده‌ام نتوانسته‌ام خودم را جمع کنم. همه‌چیز را رها کرده‌ام و سقوط آزاد به قعر کانال. آن هم سقوط از جایی که نزدیکِ رکورد پارسال بوده‌ام. همیشه رفتارم بعد از سقوط برایم مهم‌تر از خودِ سقوط است. اینکه توانسته‌ام بلند شوم و خودم را جمع کنم یا نه. اینجا جمع کرده‌ام، تازه نه یک جمع‌وجور کردن عادی، بلکه یک کار انتقام‌طور انجام داده‌ام. یک کار جسورانه. بلند شده‌ام و روی خط سبز، صاف رفته‌ام بالا، با شیب خیلی زیاد، رفته‌ام بالا و رسیده‌ام به مربعِ سبزِ پررنگ و رکورد پارسال را هم شکسته‌ام ولو به اندازه دو ساعت. توی اینهمه خط و نقطه و نوسان، همین یک خط هم که باشد برایم مایه دلخوشی و امیدواری است. همین که توانسته‌ام ولو برای یکبار، دستم را آنقدری بکشم بالا که از پارسالِ خودم یک‌ذره بهتر عمل کرده باشم. هرچه بزرگ‌تر شده‌ام بیشتر فهمیده‌ام زندگی آدم‌ها هیچ‌جوره قابل قیاس کردن با هم نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند عمقِ درد و غم، عمقِ تلاش و خستگی، عمقِ فشارهای شب‌ها و روزهای آدم را اندازه بزند. اما به قولِ خدا، بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ! یعنی خود انسان، وضع خودش را خیلی خوب می‌فهمد. برای همین است که خود هر کسی، برای حسابرسی به عملکردش کافی‌ست. خدایا ممنونم که پایان سال صفرسه و شروع سال صفرچهار را برای ما گذاشته‌ای وسطِ شب‌های قَدرت. انگار امسال برای عبور از سال قدیم به سال جدید، برایمان یک پُلِ قشنگ از رحمتت ساخته‌ای. می‌شود برای عبور راحت‌مان از دنیا به بهشت هم فکری کنی؟ @Negahe_To
[نگاهِ تو]
‌ ‌ من از آن دسته آدم‌ها هستم که دلشان می‌خواهد بتوانند مدام خودشان را ارزیابی کنند. دوست دارم بدانم
‌ ‌ ‌من از آن دسته آدم‌ها هستم که دلشان می‌خواهد بتوانند مدام خودشان را ارزیابی کنند. اگر شما هم مثل من هستید شاید این توضیحات و معرفی این اپلیکیشن به دردتان بخورد. @Negahe_To
‌ ‌ ‌نوشته بود: "من که دنبال کارای ماشینم هستم😢" نوشتم: "گریه نداره که با حس خوب برو دنبال کارای ماشینت😍 ماشینت یک سال دیگه کلی کمکت کرده و همراهت بوده‌ حالا طبیعیه بش برسی و سرحال بشه دوباره برا سال جدید که کلی جای خوب بری باش😍" جواب داد: "همچین میگی انگار آدمه 😐😐" نوشتم: "پیامبر نسبت به تمام وسایلشون اینطور بودن. حتی خودکار و لباس رو باهاشون عین موجود جاندار که میفهمه رفتار میکردن و بشون احترام میذاشتن‌". بعد یادم افتاد به همان چند جمله تفسیر قرآن که امسال از آیت‌الله جوادی آملی شنیده بودم: "پیامبر برای تمام اثاث منزلش احترام قائل بود. یک دستمال داشت، یک کاغذ داشت، یک قلم داشت، یک عصا داشت، برای همه اینها شناسنامه قائل بود، احترام قائل بود، برای آنها اسم می‎گذاشت". فکر کنم توی این روزای آخر سال صفرسه، لازم باشه کنار تشکر از آدمای زندگی‌مون، از اثاث خونه و وسایل شخصی‌مون هم تشکر کنیم برای یک سال همراهی با ما😇. @Negahe_To
‌ ‌ ‌مبارکه اکبرنیای عزیزم @mob_akbarnia در کانالش، یعنی حفره، @hofreee یک چالش قشنگ راه انداخته است برای هدیه دادن به هم. هدیه، از جنس معرفی کتاب است. معرفی بهترین کتاب‌هایی که در سال صفرسه خوانده‌ایم. من با اجازه از او، از کتاب‌هایی که مجموعا در سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ خوانده‌ام، بهترین‌هایش را لیست می‌کنم. ▪️قاف ▪️بندها ▪️بیگانه ▪️گاوخونی ▪️زود باش ▪️کورسرخی ▪️شب بازی ▪️داش آکل ▪️همسایه‌ها ▪️ناتور دشت ▪️وارث پیامبر ▪️اکسیر عشق ▪️تاریخ بیهقی ▪️پیرمرد و دریا ▪️ویرانه‌های من ▪️روزهای بی‌آینه ▪️دختر ترکستانی ▪️موش‌ها و آدم‌ها ▪️نان و پنیر موزارلا ▪️استاد و خدمتکار ▪️خرگوش گوش داد ▪️هر صبح می‌میریم ▪️مهمانسرای دو دنیا ▪️مردی در تبعید ابدی ▪️اسکار و خانم صورتی ▪️فقط پنج دقیقه دیگه ▪️مهاجر سرزمین آفتاب ▪️نجات از مرگ مصنوعی ▪️هفت روایت خصوصی ▪️فارابی (مشاهیر خندان) ▪️آمیخته به بوی ادویه‌ها ▪️نامه‌های سیمین و جلال ▪️از طرف فرزند کوچک شما ▪️فردوسی (مشاهیر خندان) ▪️چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم ▪️راهنمای مردن با گیاهان دارویی ▪️ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر ▪️ابوریحان بیرونی (مشاهیر خندان) ▪️ زندگی سیدمحمدحسین طباطبایی ▪️و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد @Negahe_To
‌ ‌مادرِ مادربزرگم، یعنی مادرِ ننه‌عذرا، زن عجیبی بود. یک مهربانیِ بی‌حدوحصر در دلش داشت که در همان دنیای کودکی هم نمونه‌اش را جایی نمی‌دیدم. هیچ نسبتی با پیرزن‌های غرغروی هم‌سن‌وسال خودش نداشت. همه روستا می‌دانستند درِ خانه‌اش همیشه به روی همه باز است. پنج پسر داشت و یک دختر که همان ننه عذرای من بود. در روزگاری که پسر داشتن مایه فخر و مباهات بود، بیشتر از پسرها عاشق دخترش بود. حتی نوه‌های دختری‌اش را که ماها می‌شدیم یک جور خاص‌تر دوست داشت. روز اول عید که برای عید دیدنی می‌رفتیم پیشش، از پشت پرده کوچک طاقچه‌اش آجیل خاصی که برای ما سوگلی‌هایش کنار گذاشته بود را همراه با یک بغل محبت، در مشت‌های کوچک‌مان می‌ریخت. "شیء" در لغت یک واژه عام است. یعنی هر چیزی را در عالم بدون هیچ محدودیتی در برمی‌گیرد. یکی از صفت‌های قشنگ دعای جوشن کبیر "یا من وسعت کل شیء رحمته" است. همان رحمت عام خدا که هیچ موجودی در عالم از آن بی‌نصیب نیست. رحمتی که مرزهای همه دسته‌بندی‌ها را می‌شکند. مرز انسان خوب و انسان بد، مسلمان و غیرمسلمان، آدم و غیر آدم. هیچ چیزی در عالم از این رحمت گسترده خدا بی‌نصیب نیست. اما خدا هم سوگلی دارد! یک چیزهایی را به اسم رحمتِ خاص گذاشته پشتِ پرده برای بنده‌های سوگلی‌اش. به آنهاست که از رحمت خاصه‌اش می‌بخشد. یک دسته مهم از آن سوگلی‌ها "مُحسِنین" هستند. "یا من رحمته قریب من المحسنین" یعنی خدایی که رحمت ویژه و وی‌آی‌پی‌اش مال آدم‌های مُحسِن است. مُحسِن یعنی کسی که احسان می‌کند و احسان یعنی خوبی، بخشش، مهرورزی، عطا، مرحمت، نوع‌دوستی و نیکی. خدایا می‌شود امشب که شب نوزدهمِ مهمانی‌ات است، اسم ما را هم به لیست سوگلی‌هایت اضافه کنی؟ @Negahe_To
Hossein Farhadi | RadioP0lنو بهار است بیا - دمو.mp3
زمان: حجم: 1.1M
نوبهار است بیا تا طرب از سر گیریم سالِ نو، بارِ غمِ کهنه زِ دل برگیریم... @Negahe_To
‌ ‌ ‌📚 جلوی مغازه یک توپ پارچه بود که تای آن را باز کرده بودند از روی پیشخوان و تا نزدیک زمین پارچه آویخته بود و گاه با نسیم نرمی تکان می‌خورد. حاج‌آخوند پارچه را با دست لمس کرد. پرسید: "سید می‌دانی این برا چیه؟" گفتم: "نه". گفت: "این پارچه اسمش کرباسه. از همه پارچه‌ها ارزانتره. این لباس آخر همه است. کسی که می‌میرد، لباسِ نو تنش نمی‌کنند. همه لباساشو درمی‌آورند. همین پارچه را دورش می‌پیچند". یک سال بعدش برایم گفت: "هرکسی در دنیا برای خودش کاری انتخاب می‌کند تا امرش بگذرد. یکی کشاورزی می‌کند، یکی معلم می‌شود، یکی قصاب، یکی راننده. باید ببینی شغلت چه بویی می‌دهد. یادته آن پارچه‌فروش چه جور کرباس را دم دید گذاشته بود؟ او منتظر بود که مشتری بیایید. بوی بازار عطارا هم دعوت می‌کرد که مشتری بیاید. پس می‌شود که کارِ آدم بوی مرگ بدهد یا بوی زندگی. توی این سالهایی که درس می‌خوانی ببین چه شغلی انتخاب می‌کنی؟ شغلت چه بویی می‌دهد؟ آدما بوی شغلشان را می‌دهند. همیشه یادت باشد می‌خواهی بوی کرباس بدهی یا بوی عطر راسته عطارا". @Negahe_To
هدایت شده از وتر | Vetr
24.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ آهنگ Ali (pbuh) (علی ع) 🤲 Surrender yourself to Ali. Let his heart that's burning from his sorrows melt away the darkness in your soul. ❤️‍🔥 خودت را به علی بسپار بگذار قلب سوزانش سیاهیهای جانت را ذوب کند. https://youtu.be/2qVQuHA0OJU @VetrMusic