eitaa logo
[نگاه ِ تو]
379 دنبال‌کننده
617 عکس
64 ویدیو
2 فایل
من، بی نام ِ تو‌ حتی یک لحظه‌ احتمال ندارم. چشمان تو‌ عین الیقین من،‌ قطعیت "نگاه ِ تو‌" دین من است.‌‌‌ [قیصر امین‌پور] ‌ ‌ 🌱 روایت لحظه‌های زندگی 🌱‌ ‌ ‌ هم‌صحبتی: @MoHoKh ‌هم‌صحبتیِ ناشناس: https://daigo.ir/secret/21385300499
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ‌ ‌اینهمه سال تلاش کن بچه رو خوب بزرگ کن که دو روز بره مدرسه و بعد بیاد بگه + خاله بگو گلابی - گلابی + من خوشگلم، تو گاوی - 😐😒🙄😕😵‍💫 @Negahe_To
‌ ‌ هرچند شب و روز میلاد قشنگ‌تان فرصت نشده بروم سراغ کلمات، اما خودتان می‌دانید که من یک جور خاصی دوست‌تان دارم، یک جور خیلی خاص، آقای مهربانی‌های تمام عالم! @Negahe_To
‌ ‌ ‌برای دیدن ستاره‌ها، باید از شهر دور شد. خیلی دور... @Negahe_To
‌ ‌ ‌دختر ‌که داشته باشی، وسط بدوبدوهای مهمونی، یدفعه صدات میکنه و میگه خاله میای یه بوست کنم؟ @Negahe_To
Mahmoud KarimiMahmoud Karimi - Ba Rooye Siyah.mp3
زمان: حجم: 5.6M
‌ ‌ ‌دستم رو بگیر، من نابلدم... توی خلوت و آخر شب میچسبه🌱 @Negahe_To
‌ ‌ ‌امان از این اصفهانیا😅 @Negahe_To
‌ ‌ ‌با اتفاقات هفته پیش، حوصله دانشگاه و دانشجو دیدن را هم نداشتم. ذوقم کور شده بود. ‌پیام صبح بخیر را که ساعت شش صبح برای رفیقم نوشتم، دیدم امروز ۲۰۲امین روز ساله‌. به خودم گفتم بَه، چه عدد قشنگی! دنبال بهانه می‌گشتم برای تزریق حال خوب. برای برگرداندن ذوق کور شده. به عادت هر روز، اول رفتم سراغ دعای جوشن. صفت امروز یا رئوف بود. لبخند زدم. بهانه‌های سرحال شدن داشت جور می‌شد. کلاس اول که تمام شد، دو تا از دانشجوهای سال بالایی پشت در منتظرم بودند. اولی جلو آمد. "استاد، من امروز ساعت یک کلاس دارم اما از هشت صبح اومدم دانشگاه که شما رو ببینم." خندید و ادامه داد: "اومدم بگم من دیگه آدم شدم. شما تونستین منو آدم کنین." با تعجب نگاهش کردم و گفتم من؟! گفت آره، شما سرنوشت منو عوض کردین. ترم قبل که با هم درس داشتیم، مثل ترم‌های قبل‌ترش، از درس و دانشگاه فراری بود. یا کلاس نمی‌آمد یا می‌آمد و کلاس را به هم می‌ریخت. در آستانه اخراج بود. خیلی با هم حرف زدیم. بعد از میان ترم، بالاخره تسلیم شد. با هم راه آمدیم. فرصت خواست برای جبران. فرصت دادم. نشانم داد که می‌تواند و توانست. آخر ترم، نه تنها درسی را نیفتاده بود، برای اولین بار هم طعم شیرین نمره عالی گرفتن حسابی رفته بود زیر زبانش. توی چشم‌هایش ذوقی را برای درس خواندن و زندگی کردن دیدم که تابه‌حال ازش ندیده بودم. قُلُپ قُلُپ خوشحالی ریخت توی قلبم و رفت. دورم که خلوت شد، دومی آمد جلو. خودکارها را داد دستم. استاد، اینم سوغاتی‌های مشهد شما. پ.ن. بچه‌های ورودی هنوز نیومدن دانشگاه. برای همین ساعت دوم کلاس نداشتم و فرصت شد این روایت تازه از تنور دراومده رو بنویسم😅 @Negahe_To
‌ ‌ جز آستان توام در جهان پناهی نیست سرِ مرا به جز این در، حواله گاهی نیست @Negahe_To
‌ ‌ 🌱 ‌صبر کردن، گاهی دقیقا خود تلاشه! @Negahe_To
هدایت شده از ذوالنون
•°🍁 کاش بادبادک بودم ناغافل نخ قرقره‌ام درمی‌رفت از قضا، باد مرا می‌انداخت وسط صحن حرم @zonnoon
‌ ‌ ‌امروز یه استاد کاردرست و حسابی گفت: "خوب دیدن، خوب شنیدن و خوب تجربه کردن کمک میکنه بتونیم توی این دنیا هر روز به نسخه بهتری از خودمون تبدیل بشیم. پس تا فرصت هست، خوب ببینید، خوب بشنوید و خوب تجربه کنید." @Negahe_To