eitaa logo
𝑵𝒆𝒈𝒉𝒂𝒃 𝒆 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉
674 دنبال‌کننده
164 عکس
13 ویدیو
0 فایل
𓆩 🖤 𓆪سفری‌بی‌پایان‌به‌دنیای‌خیال‌ها عضوجمعیت‌نویسندگان📝𝟬𝟴𝟰 📖رمان «در میان تاریکی»|پایان‌یافته 🖋️رمان «نقاب عشق»|درحال‌پارت‌گذاری ୨୧به قلمِ باران୨୧ ⚠️کپی=پیگیری قانونی ✦𝐒𝐭𝐚𝐫𝐭:1404/9/11✦ ♡𝐌𝐞: @Baranri2
مشاهده در ایتا
دانلود
پارتـــ349 نرگس:× Fasl3🖤👀 ــــ♪ــــ♪ـــ♪ـــ♪ـــ♪ــــ♪ــــ♪ــــ♪ـــ♪ـــ♪ـــ♪ــــ♪ــــ♪ــــ♪ـــ♪ـــ♪ـــ♪ــــ♪ــــ♪ــــ♪ـــ♪ـــ♪ـــ♪ــــ♪ــــ♪ــــ♪ـــ♪ـــ♪ـــ♪ــــ دو‌هفته‌بعد= ساعت5:53بعدازظهر: Mahlin→ تو اتاقم رو صندلی میز آرایش نشسته بودم، یکی داشت میکاپم رو میکرد و یکی موهام رو. حامی این دونفر رو استخدام کرده بود واسه میکاپ روز عروسیم. از استرس دستام می‌لرزید. آرایشگر: استرس داری؟ +خیلی آرایشگر: واسه چی قربونت برم؟ +نمیدونم... فقط تروخدا میکاپم غلیظ نباشه هااااا آرایشگر: چشممم شما بدون میکاپ هم بری همه خیره میشن بهت، حالا فکر کن با میکاپ چه ماهی بشییی. +قربونت برمممم🙌🏻🥲💕 کسی که داشت موهام رو درست میکرد گفت: $خبببب عروس خانممم موهاتون آماده‌ست. +مرسیییی $خواهش میکنم وظیفه‌ست. لبخندی زدم که صدای زنگ گوشیم بلند شد. نگاهی به صفحه گوشیم کردم. نرگس بودددد🗿👩🏻‍🦯 +بححح نرگس خانمممم چه می‌کنی؟ ×وای ماهلینننن می‌ترسم گند بزنم جلوی این آریننن +عروسی منه تو میترسی گند بزنی؟🤣🗿 بابا رهاااا کنننن. فقط حواست باشه هاااا نرگس این آخرین فرصتته واسه زدن مخ دکیییی ×سعیمو میکنممم +سعیمو میکنم و زهرانگوررر باید کاری کنی التماست کنه باهاش بری تو رابطه🤡🗿🤣🤣🤣 ×اوووو ماهلین توهم چه انتظارا داری ها🤣 +دیگه دیگهههه ×تو حاضری؟ +موهام آماده‌ست میکاپم هم خیلی نمونده.
پارتـــ350 نرگس:× Fasl3🖤👀 ــــ♪ــــ♪ـــ♪ـــ♪ـــ♪ــــ♪ــــ♪ــــ♪ـــ♪ـــ♪ـــ♪ــــ♪ــــ♪ــــ♪ـــ♪ـــ♪ـــ♪ــــ♪ــــ♪ــــ♪ـــ♪ـــ♪ـــ♪ــــ♪ــــ♪ــــ♪ـــ♪ـــ♪ـــ♪ــــ ×جوووونننن چه عروسی بشی تووووو +زهراناررررر🤡🤣 تو چه میکنی؟ ×مننن؟ اومدم همون آرایشگاهی که گفتی دیگههه. همین الان رسیدم. تا تو و جناب صالحی برید عکساتونو بگیرید من زودتر میرم تالار🙌🏻🤣 +وای نرگس زود بری هاااا ×باشههههه. من برم کاری نداری عروسسسس؟ +نه🙌🏻😂 خدافظ. ×خدافظ. 30دقیقه بعد= میکاپم تموم شد لباس عروسم هم پوشیدم. +ووییییی چه خوب شدمم دستتون درد نکنه خیلیییی زحمت کشیدید. آرایشگر: شما قشنگ بودی ماهلین جون. برو به سلامت. $خوشبخت شی عزیزممم خداحافظی کردم باهاشون و از اتاق رفتم بیرون. Shervin→ آقا گفته بود وقتی ماهلین خانم کارشون تموم شد بهشون بگم برن اتاق آقا. پشت در وایساده بودم که ماهلین اومد بیرون... چه خوشگل شده بود.... با دیدنش ماتم برده بود که با صداش به خودم اومدم. +چرا شدی عین مجسمه شری جوووننن؟ ^عه... ببخشید... آقا گفتن برید اتاقشون. +اوکی ممنون. این رو گفت و دویید سمت اتاق آقا. چقدر لباس عروس میومد بهش...
میکاپ ماهلیننن🛐💕
لباس‌عروسسس🛐✨