هدایت شده از 'سایهیدریا'
تا حالا فکر کردید بعضی ها هم هستن که مینویسن و مینویسن و مینویسن تا اینکه یه روز آدم مورد علاقهشون بخونه؟
_من تا ابد عاشق ِ کتاب، دفتر بدون سیم،خودکار آبی، گل نرگس ُ بابونه، رنگ قرمز چری ُ قهوهای، چای، لواشک، اورئو، ماکارانی، دامن چینچینی، بارون، هوای ابری، تابستون، ستارها، ماه، خورشید، رنگ، نقاشی، پتوس، اکسسوری های نقرهای و . . . میمونم:)))))
_امروز عالیی بود✨. صبح ساعت ۶ بلند شدم و یکم با گوشی کار کردم و صبحونه خوردم[کلا ی لیوان چایی]. تا ساعت ی ربع ۸ حاضر شدم و ویژژژ به سمت پایگاه<چون کلاس داشتم>. امروز کار با رزین و طراحی داشتیم و حلقه. [که البته حلقه رو نبودم چون ساعت آخر ینی ۱۱ بود باید میرفتم آموزشگاه زبان].
و خب کلاس اول طراحی بوددد. خیلی خندیدیم و ی جلسه اولی ی چیزی کشیدم که معلممون حسابی تعریف کرد✨[خودمم باور نمیکردم با نقاشی منه].
کلاس بعدی که رزین بود خیلی حال داد و من ی ست انگشتر و دستبند و گردنبند به ی ترکیب رنگ سبزآبی و سفید صدفی درست کردم که خیلی خوشگل شد✨[آماده شه عکسشو اینجا میزارم].
~نآگُفتِههایَم؛
_امروز عالیی بود✨. صبح ساعت ۶ بلند شدم و یکم با گوشی کار کردم و صبحونه خوردم[کلا ی لیوان چایی]. تا س
و در کلاس زبانننن.
من به عنوان بهترین خواننده کلاس رای آوردم و اینجوری بودم که؛ ریحانا من دارم میام!🤣😎. [چون آهنگ دایمند بود].
و بعد از اونم ساعت ۱۲ و نیم رسیدم خونه.
_من چرا تاحالا ی بیحجاب با شخصیت و با ادب ندیدم؟!
منظورم هموناییه که با نیمتنه میان بیرون و شورتک میپوشن یا اونایی که تیشرت کبریتی تن میکنن و از اینجور تیپا میزنن، نه اونایی که صرفا بد حجابن یا چادری نیستن. ی زنِ لختِ مؤدب ندیدم.
~نآگُفتِههایَم؛
_من چرا تاحالا ی بیحجاب با شخصیت و با ادب ندیدم؟! منظورم هموناییه که با نیمتنه میان بیرون و شورتک
مثلا چند وقت پیش داشتم از بغل ی زنه رد میشدم که دامن کوتاه با تیشرت جذب تنش بود و داشت با تلفن حرف میزد؛ ینی هر فحشی که تو زندگیم شنیده بودم یا نه دختره داشت به پشت تلفنیش میداد! و من اینجوری بودم که.
~نآگُفتِههایَم؛
مثلا چند وقت پیش داشتم از بغل ی زنه رد میشدم که دامن کوتاه با تیشرت جذب تنش بود و داشت با تلفن حرف م
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا