_امروز عالیی بود✨. صبح ساعت ۶ بلند شدم و یکم با گوشی کار کردم و صبحونه خوردم[کلا ی لیوان چایی]. تا ساعت ی ربع ۸ حاضر شدم و ویژژژ به سمت پایگاه<چون کلاس داشتم>. امروز کار با رزین و طراحی داشتیم و حلقه. [که البته حلقه رو نبودم چون ساعت آخر ینی ۱۱ بود باید میرفتم آموزشگاه زبان].
و خب کلاس اول طراحی بوددد. خیلی خندیدیم و ی جلسه اولی ی چیزی کشیدم که معلممون حسابی تعریف کرد✨[خودمم باور نمیکردم با نقاشی منه].
کلاس بعدی که رزین بود خیلی حال داد و من ی ست انگشتر و دستبند و گردنبند به ی ترکیب رنگ سبزآبی و سفید صدفی درست کردم که خیلی خوشگل شد✨[آماده شه عکسشو اینجا میزارم].
~نآگُفتِههایَم؛
_امروز عالیی بود✨. صبح ساعت ۶ بلند شدم و یکم با گوشی کار کردم و صبحونه خوردم[کلا ی لیوان چایی]. تا س
و در کلاس زبانننن.
من به عنوان بهترین خواننده کلاس رای آوردم و اینجوری بودم که؛ ریحانا من دارم میام!🤣😎. [چون آهنگ دایمند بود].
و بعد از اونم ساعت ۱۲ و نیم رسیدم خونه.
_من چرا تاحالا ی بیحجاب با شخصیت و با ادب ندیدم؟!
منظورم هموناییه که با نیمتنه میان بیرون و شورتک میپوشن یا اونایی که تیشرت کبریتی تن میکنن و از اینجور تیپا میزنن، نه اونایی که صرفا بد حجابن یا چادری نیستن. ی زنِ لختِ مؤدب ندیدم.
~نآگُفتِههایَم؛
_من چرا تاحالا ی بیحجاب با شخصیت و با ادب ندیدم؟! منظورم هموناییه که با نیمتنه میان بیرون و شورتک
مثلا چند وقت پیش داشتم از بغل ی زنه رد میشدم که دامن کوتاه با تیشرت جذب تنش بود و داشت با تلفن حرف میزد؛ ینی هر فحشی که تو زندگیم شنیده بودم یا نه دختره داشت به پشت تلفنیش میداد! و من اینجوری بودم که.
~نآگُفتِههایَم؛
مثلا چند وقت پیش داشتم از بغل ی زنه رد میشدم که دامن کوتاه با تیشرت جذب تنش بود و داشت با تلفن حرف م
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اینا هی میگن اره ما بخاطر رفتار ی چادری برای همیشه از دین زده میشیم، خواستم بگم منم با این رفتاراتون به این پی میبرم که چقدر آدم بیخانواده میتونه تو این مملکت وجود داشته باشه.
کاش میفهمیدین با این هنجارشکنیها جز این که شخصیت خودتونو خورد کنید، هیچ چیز دیگهای به دست نمیارید.