چشم هایش مشکی بودند و به حق فهمیدم .
مشکی بودنش از قهوه و سیگار و قلیان
اعتیاد آور تر است.🫀
هدایت شده از آقاےِ شاعــر
گفت زخمی شده ام بال مرا بشکستند
بال او گشت دلم بار دگر پر بزند
رفت اما سر این زخم هنوزم باز است
همچو زخمی که برادر به برادر بزند.!
زمونه نذاشت بمونم براش حتی با تلاش
اونم اخراش ، رقبتی نداشت بمونم باهاش
منو دوست نداشت ، تنهامم گذاشت بمیرم یواش
اخرین صداش ، عطر بوسه هاش ، حتی فرم لباش
یکمی دیره ، دل من پیره ، از تو دلگیره
اون داره میره ، انگاری گیره ،دل دل اسیره
میگذرم از تو
یاد من هستو
روم که چشم بستو
میبازیم هر دو
میسازیم از نو
اما جدا هردو