یه ایده فن فیک
از دید سونیا راحبه داداشش بنویسید_ خودم ایدهای ندارم شما بنویسید🤣 *قفلی زدم رو این خواهر برادر*
شماره "۱"
یه ایده فن فیک از دید سونیا راحبه داداشش بنویسید_ خودم ایدهای ندارم شما بنویسید🤣 *قفلی زدم رو این خ
اخه تو کتاب از دیدی برادرش بود
این بار از دید خودش
همه چیز در یک پلک به هم زدن اتفاق افتاد... در کسری از ثانیه. کسی که عزیزترینم بود، کسی که تمام باور و اعتمادم به او گره خورده بود، خنجری را که روزی خودم با دستهای خودم به او هدیه داده بودم، تا ته در تنم فرو کرد.
به خودم که آمدم، خون گرم از لباسهایم میچکید و دردی سوزناک تا اعماق وجودم ریشه میدواند. زانوانم دیگر یارای تحمل وزن تنم را نداشتند... انگار پاهایم از ریشه قطع شده بودند. روی زمین افتادم. هر ثانیه که میگذشت، درد تیزتر میشد و دنیا تیرهتر. زخم خنجر جسمم را میدرید و زخم خیانت، قلبم را پارهپاره میکرد.
خواستم فریاد بزنم... با تمام ذرههای باقیماندهی جانم داد کشیدم، اما صدایی در گلویم خفه شد. دیگر رمقی نمانده بود تا آوایم به گوش کسی برسد. روی خاک دراز کشیدم. دامنم که تا چند لحظه پیش به سفیدی برف بود، حالا به رنگ سرخ لالههای خونین درآمده بود.
کمکم سیاهی مطلق، چشمهایم را فرا گرفت و ناگهان… دردی که تمام هستیام را تسخیر کرده بود، یکباره آرام گرفت و همهچیز در سکوت فرو رفت.
من هروقت میخوام کاملا از زندگی ناامید شم به انشاهای مدرسهم که نوشتم فکر میکنم
از همون کلاس سوم مزخرفن هیچ وقت چیز خوبی ننوشتم واسه مدرسه🤣 انگار نفرین شدن
شماره "۱"
یه ایده فن فیک از دید سونیا راحبه داداشش بنویسید_ خودم ایدهای ندارم شما بنویسید🤣 *قفلی زدم رو این خ
اسپویل پادشاا پریانننن❌
من تو سرم خیلی به این سناریو فکر کردم که تو پادشاه پریان بعد از اینکه کاردن جود رو تبعید کرد جود بیخیال الفهیم شه
به جای دنبال قدرت بودن اونجا و به زور قدرت به دست آوردن بمونه تو دنیای فانیها، چون اونجا از فانیهای دیگه قوی تره طبیعتا
بعد کاردن به شکر خوردن بیوفته بیاد بگه تریخیدا برگرد
درسته بعدا دیدم عع تو نامههای کاردن به جود کاردن این کارو کرد و من بسیار اکلیلی شدم اصلا مردم
ولی جود بیخیال الفهیم نشد متاسفانه
شماره "۱"
اسپویل پادشاا پریانننن❌ من تو سرم خیلی به این سناریو فکر کردم که تو پادشاه پریان بعد از اینکه کاردن
اصلا عشقم این سناریو ها که یه شخصیت به غلط کردم بیوفته و سر یه کسی یا چیزی دست به همه چی بزنه، حالا نه همه چ_ منظورم اینه خودشو کوچیک کنه و اینا
شماره "۱"
اصلا عشقم این سناریو ها که یه شخصیت به غلط کردم بیوفته و سر یه کسی یا چیزی دست به همه چی بزنه، حالا
نیازه بگم سادیسم نسبت به شخصیتام دارم؟ هرشخصیت مورد علاقهم عذاب بکشه هرنوعی لذت میبرم، تا وقتی که نمیره
زخمی شه و اینا