وای من عاشق کلاغ سیاه و زاغم
حتی تو یکی از داستانام یکی از شحثیتام یه کلاغ سیاه داشت
بعد فکر کنین رونان الان یه زاغ داره (اسمش اره برقی عه BTW) و جیغ
خیلی وقت بود مجموعه نخونده بودم، همش تک جلدی بود
و الان بعد مدت ها دوباره استرس برای شخصیت ها و جلدای بعدی شروع شد، نکنه دوستیشون بهم بخوره، نکنه این عاشق اون بشه، نکنه این بمیرهه
شماره "۱"
خیلی وقت بود مجموعه نخونده بودم، همش تک جلدی بود و الان بعد مدت ها دوباره استرس برای شخصیت ها و جلدا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شماره "۱"
No.90 حرف زدن، سلیقه و جامدادی، خجالت از خجالت، امتحانهای قهوهای، عهد میبندم🗣، درس، دیپ سیک، کارپ
No.91
چرخه زاغها، زیرنویسهای عقب و جلو، پرسشها اضطراب، خمسه و اربعه🗣، نود و امیرعلی، خواب آلودگی، پسران خیابان، موتورسیکلت و کت چرمی، اتوبوس سفید، عصرهای شلوغ، تیمو، محتوای اینستایی، پلاک.
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
"شب بخیر ارواح، بلو و پسرا"
اومدن خونه مامانبزرگم مثل افتادن وسط سه تا مثل مامانمه.
مامانم: چرا وسیله نبردی بالا!
من: خب میگفتی من چه بدونم وسیله داریم.
خاله و مامان بزرگم و مامانم: همه چیزو که نباید گفتتتتت!