فلسفه نبوت ؛ پیشینه , رهیافت ها و کارکردها ( بخش چهارم)
✍️ علی راد
ب. صیانت و شکوفایی فطرت انسانی
به وجه اشتراک افراد انسانی در بینش، گرایش و خواستهها فطرت انسانی گویند که به دو گونه ادراکی و احساسی در وجود انسان نهادینه شده است و هر دو قِسم آن غیر اکتسابی و اعطایی از سوی خداوند است. فطرت وجه تمایز انسان از سایر موجودات است و اصالت انسان وابسته به شکوفایی و فعلیت و عدم تغییر و تبدیل فطرت است . فطرت در نصوص دینی نظر به کارکرد آن در معرفت دینی، تعالی ایمان، تکامل معنوی و تصاعد وجودی انسان از جایگاه برجستهای برخوردار است .
بر پایه آیات قرآن انسانها از یک فطرت خدایی یکسان برخوردار بوده و این فطرت نقش مهمی در سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی انسان دارد ؛ در صورت دگرگونی در فطرت، اصالت و هویت انسان دگرگون شده و حتی از رتبه وجودی انسانیت به حیوانیت و پایینتر از آن نیز تنزل خواهد یافت . انحراف از فطرت گاه در اثر هوا پرستی است و گاه پذیرش سلطه غیر خداوند بر حیات انسانی است ، گاه عمل مخالف اصول الاهی نهادینه شده در فطرت انسانی است که همگی فطرت را دگرگون و اساس انسانیت را تخریب مینماید که البته تطهیر آن هر چند دشوار، لکن ممکن است .
خداوند پیامبران را مراقبان و مصلحان فطرت اصیل انسان قرار داده است از این رو صیانت از عدم آمیختگی فطرت انسان با رسوبات شرک و خرافه، اعراض از بایستههای اخلاقی و انسانی، جلوگیری از انحطاط و تغییر اصالت فطرت انسان یکی از حکمتهای نبوت است. پیامبران با رصد تحولات انسانی در گستره تاریخ هماره مراقب تغییر در فطرت انسان و بحران هویت آن بوده و ضمن زدودن زمینهها و اسباب آن به اصلاح آن نیز پرداختهاند.
تعالیم و مجاهدتهای پیامبران سند استواری بر اهتمام آنها بر حراست از اصالت انسان و عدم تغییر در فطرت الاهی آن است. این مهم را امام علی در عبارت « فَبَعَثَ فیهِم رُسُلَهُ، وواتَرَ إلَیهِم أنبِیاءَهُ، لِیَستَأدوهُم میثاقَ فِطرَتِهِ » اشاره کرده است که صریح در این نکته است که نخستین هدف از بعثت پیامبران درخواست وفای به میثاق فطری است . بر پایه این روایت فطرت انسان حامل عهدی مهم با خداوند است که پیامبران عمل به آن را از انسانهای طلب میکنند و این یکی از اهداف بعثت پیامبران است که آن را با روشهای مختلفی انجام میدهند .
از روایت مذکور و سیره عملی پیامبران چنین بر میآید که غیر از پیامبران، افراد دیگر قادر به شکوفایی فطرت انسانی و زدودن موانع فرا روی آن نیستند زیرا شناخت جامع و دقیق از ابعاد وجودی و فطری انسان ندارند ولی پیامبران از طریق تعالیم وحیانی واجد این شناخت از فطرت انسانی و ابعاد و حالات آن هستند. البته میثاق فطری انسان با خداوند، پیشتر در مقام آفرینش انسان در فطرت وی نهادینه شده است و پیامبران فقط آن را به فعلیت میرسانند یا موانع فرار روی فطرت را میزدایند . برخی مقصود از این میثاق فطری را متاثر از روایات تفسیری آیه «...فِطْرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِى فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَیْهَا...»، توحید، نبوت و ولایت ، ایمان آوردن به معارف وحیانی ، گفتهاند که در نگاه محققان اینها از باب از قبیل بیان مصداق است، یا تفسیر به اشرف اجزاء شىء است، و اختصاص به یکی از این امور ندارد بلکه مقصود «جمیع معارف حقه از امورى است كه حقّ، تعالى شأنه، مفطور فرموده بندگان را بر آن .» .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
فلسفه نبوت ؛ پیشینه , رهیافت ها و کارکردها ( بخش پنجم)
✍️ علی راد
ج. ارائه برنامه تکامل مادی و معنوی
بهتر زیستن از دغدغههای همزاد انسان در تاریخ است و انسان هماره در جستجوی الگویی جامع و صحیح برای زیست برتر و متناسب با منزلت خود بوده است. الگویی که ضمن جامعیت در شکوفایی استعدادها و پاسخ به نیازهای مادی و معنوی انسان، هم سوی با فطرت خدایی انسان بوده، هم نوای با عقلانیت و حکمت، تعالی بخش اخلاق وی باشد و در نهایت دستیابی انسان به هدف اصیل آفرینش را تضمین نماید. ارایه چنین الگویی مشروط به شناخت دقیق و جامع انسان است. افزون بر دین، پاسخ به این نیاز از سوی متفکران بشری نیز پیگیری شده است؛ به ویژه برخی از فلاسفه آهنگ آن داشتند تا الگویی بهتر زیستن انسان ارائه کنند. نظریههای آرمان شهر فلاسفه از افلاطون تا توماس مور و مدینه فاضله از فارابی تا خواجه طوسی از جمله تلاشهای بشری در این عرصه است که وجه اشتراک آنها تنها در مساله الگوی بهتر زیستن است و هر یک از آنها متاثر از نیازها و آسیبهای حیات انسان زمانه و روزگار خویش و با تعریفی خاص از انسان و سعادت وی الگوی آرمانی متفاوتی برای بهتر زیستن ارائه کردهاند و علی رغم وحدت مساله، پاسخها متفاوت بوده است. توفیق لازم چنین نظریههایی و مشابه آنها در مقام نظر و عمل مشروط بر این مهم است که بر شناختی جامع و دقیق از ماهیت، ابعاد و نیازهای انسانی استوار باشند و بدون شک شناخت انسان از خود دچار محدودیت و آسیب است زیرا شناخت انسان عادی در معرض خطا، نسیان، هوا و هوس است؛ از این رو بشر بدون ارشاد وحی رسالی پیامبران و تنها به کمک عقل و تجربه نمیتوانست مصالح و منافع خود را تشخیص دهد و الگوی جامع و متعالی برای زیست انسانی خود ارائه کند لذا خدواند پیامبران را بر انگیخت؛ این استدلال عقلی در روایات امامیه به عنوان یکی از غایات بعثت پیامبران مورد تأکید قرار گرفته است . ضعف عقل انسانی در این مسئله، ریشه در عدم شناخت دقیق هدف آفرینش و هم چنین شناخت نادقیق انسان و نیازهای آن دارد. از این رو نبوت از طریق ارائه اصول زیست انسانی، نقصان شناخت بشری را در سبک زندگی جبران و انسان را در دستیابی به رفاه دنیوی و سعادت اخروی از طریق الگوی حیات طیبه راهنمایی میکند . بر پایه این الگو، حیات انسان دو بُعدی است؛ حیات طبیعی که مشترک میان انسان و حیوان و نباتات است و حیات طیبه که اختصاصی انسان است و این دو بُعد از حیات همراه با وجود انسان در دنیا آمیختهاند لکن زندگی انسان محدود به حیات طبیعی یا حیوانی و ارضای نیازهای جسمی وی نیست و اساساً چنین زندگانی همسوی با هدف آفرینش انسان نیز نیست.
پیامبران ضمن توجه به نیازهایی اساسی حیات طبیعی انسان ، هماره انسانها را به حیاتی برتر از زندگی طبیعی و مادی دعوت کردهاند که آرامش و آسایش حقیقی، عدالت و قسط، دانانی و فرزانگی، تکریم مقام انسانیت، شکوفایی معنوی و تبلور عبودیت انسان در برابر خداوند تنها از طریق این الگوی حیات برتر ممکن است. قرآن در آیه «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَة » این حیات برتر را حیات طیبه نامیده است. برخی از اندیشوران از آن به حیات معقول تعبیر کردهاند که از چارچوبی استوار در تامین نیازهای دنیوی و اخروی انسان برخوردار است؛ آیه «یُثَبِّتُ الله الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَفِی الآخِرَةِ » به این چارچوب اساسى «حیات معقول» اشاره و بر این مهم تأکید دارد كه اگر بخواهد زندگى آدمى بر مبناى اصول و قوانین عقلانى ثابت بماند و وحدت تكاملى حیات و شخصیت در مجراى دگرگونیها و تغییرات روبنائى محفوظ گردد این ثبات و پایدارى بدون تكیه بر آن اصول و قوانین امكان ناپذیر است . پیامبران این الگوی را در دو ساحت نظری و عملی آموزش داده اند؛ سبک زندگی پیامبران تصویر عینی و عملی این الگو است لذا قرآن آنها را اسوه نیکو برای زیست انسانی معرفی کرده است . بُعد نظری آن تبیین و ترویج مبانی و اصول زیست برتر انسانی است که پیامبران در تعالیم خود به شکل هدفمند و جامع به آن پرداختهاند و ما اکنون میراثی سترگ و گنجینهای فاخر از آموزههای فردی و اجتماعی پیامبران را در اختیار داریم. شکوفایی عقلانیت با رهاسازی آن از چنبره غفلت ، جهالت و اندیشیدن ژرف در آیات آفاقی و انفسی ، احیاء ارزشهای اخلاقی ، تزکیه نفس و تکامل اخلاقی ، عدالت فراگیرا اجتماعی ، از اصول بنیادین الگوی حیات برتر است که پیامبران بدان مبعوث شدند. در پرتو این حیات معقول انسان از زنجیرهای درون و برون رهایی یافته و آزادگی حقیقی را در پرستش خداوند و نفی ولایت غیر تجربه میکند . ظلم و ستم رخت بر میبندد و چون داوری بر اساس شریعت وحیانی است، اختلاف و نزاع رنگ میبازد و امت واحده شکل میگیرد .
فلسفه نبوت ؛ پیشینه , رهیافت ها و کارکردها ( بخش ششم )
✍️ علی راد
این حیات طیبه یا معقول بر پایه آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا یُحْیِیكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ » از طریق پیامبران عرضه گردیده است و شرط دستیابی به آن پاسخ مثبت به دعوت پیامبران است. این حیات به طور قطع غیر از حیات حیوانی و طبیعی است زیرا این قسم از حیات بدون دعوت پیامبران به طور تکوینی در اختیار آدمی است و فراخواندن به آن لغو است زیرا مخاطب آیه واجد این قسم از حیات است. از این رو ابن سینا ضرورت بعثت پیامبران را در تنظیم و تعدیل حیات انسان بیش از نیاز انسان به اموری مانند رویش موی ابرو و گودی کف پا دانسته است. چیزهایی که خدای مهربان از سر لطف برای انسان فراهم آورده و ضرورو نیستند و تنها به آسان تر کردن زندگی کمک می کنند .
د. اتمام حجت و انسداد باب اعتذار
بعثت پیامبران برای ابلاغ حجت خداوند برای بشر و انسداد باب هر گونه بهانه جویی و اعتذار در روز قیامت است . انسان به اقتضای حب ذات هماره به دنبال حفظ بقای خود و نجات از هلاکت است و چه بسا برخی از انسانهای عنود برای فرار از عقاب الاهی چنین استدلال کند که چون پیامبری برای آنان فرستاده نشده بود از فرامین و نواهی خداوند آگاهی کافی نداشتند لذا مجازات آنها عادلانه نیست زیرا از مصادیق قبح عقاب بلا بیان است. از این رو خداوند پیامبران را مبعوث کرده است تا با ابلاغ وحی، حجت را بر انسانها تمام نمایند و جای هیچ گونه عذر و ایراد علیه خداوند باقی نگذارند .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
فلسفه نبوت از معنا تا کارکرد
✍️ علی راد
بخش اوّل : پیشینه بحث از فلسفه نبوت : https://eitaa.com/OstadRad/1059
بخش دوّم : فلسفه نبوت در پرتو رهیافت ها : https://eitaa.com/OstadRad/1063
بخش سوّم : نبوت و تبیین هدفمندی آفرینش : https://eitaa.com/OstadRad/1064
بخش چهارم : نبوت , صیانت و شکوفایی فطرت انسانی : https://eitaa.com/OstadRad/1065
بخش پنجم : نبوت , ارائه برنامه جامع تکامل : https://eitaa.com/OstadRad/1067
بخش ششم : نبوت , اتمام حجت و انسداد باب اعتذار https://eitaa.com/OstadRad/1069
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
حدیث فقر پیامبر(ص)
از پارادایم تصوف تا ایدئولوژی زهد
✍️علی راد
«پارادایم تصوف – ایدئولوژی زهد» بر مبنای دنیاگریزی و مخالفت با ثروت و مال استوار است و از گذشته تا اکنون تصویری هم سوی با آرمان های خود از شخصیت و سیره رسول خدا (ص) ارائه کرده است و امروز در رسانه و منابر جهان اسلام نیز همین پنداره و انگاره از سیمای نبوی حضور و کارکردهای موثر در فرهنگ, تمدن, سبک زندگی, دانش اندوزی مسلمانان داشته و دارد ؛ این در حالی است که پژوهشهای عمیق و دقیق سیره پژوهی بر عکس این مدعا دلالت دارند و تمامی ادله روایی و تاریخی فقیر بودن قابل مناقشه و نقدپذیرند . خاستگاه تصویر فقرآلود از رسول خدا (ص) در اذهان مسلمانان- که بیشتر واعظان و اهل منبر آن را ترویج می دهند- در انگاره فضیلت فقر بر ثروت, جایگاه معنوی و فضایل اخروی فقیران ریشه دارد که از سوی جریان تصوف در جامعه اسلامی نهادینه شد و از این طریق ترس از ثروت در ذهن مسلمانان تثبیت یافت و فقر در جوامع اسلامی اشاعه یافت ؛ این در حالی است که ایدئولوژی فقیر بودن محمد (ص) افزون بر تعارض با آیات و اصول اسلام در تنافی آشکار با نصوص تاریخی است که اثبات میکنند ایشان فردی ثروتمند و دارای اموال قابل توجه بود که از ثروت خود برای زدودن فقر بهره برد ؛ از این رو در منابع سیره و تراجم از محمد (ص) با گزاره هایی چون «کان میسوراً غنیاً » و «لم یکن فقیرا قط » یاد شده است.
نمونه مشابه آن «پارادایم قلندریه - ایدئولوژی قدرت» است. تصور غالب این است که قلندریه فقط جریان عرفانی است لکن با رویکردهای پارادایم شناسی روشن شده است که جریانی اجتماعی- سیاسی بود که به دنبال سهم خواهی از قدرت سیاسی بود هر چند در طول تاریخ دگردیسی ها نیز داشته است .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
مضامین اخلاقی در اشعار منسوب به امام رضا ( ع )
✍️علی راد
کتاب ذیل تاریخ بغداد از ابن نجار بغدادی , در مدخل شرح و حال نگاری امام رضا ( ع ) افزون بر داده های تاریخی مهم در بازشناسی تاریخ , سیره و فقه رضوی از منظر ادب رضوی نیز شایسته بررسی و ارزیابی است . در این کتاب از مجالس امام هشتم در خراسان بزرگ یاد شده است که اقشار مختلف مردم در آن حضور می یافتند و با حضرت گفت وگو حتی از احوالات شخصی خود نزد حضرت سخن می گفتند و از ایشان راهکار جویا می شدند . در یکی از این مجالس مردی از کم مهری برادرش – به احتمال قوی برادر نسبی – نزد امام رضا ( ع ) گلایه کرد و امام به قصد تسکین قلب وی اشعاری را برای او واگویه نمود . أبو الحسين كاتب فياض روایت می کند که پدرش در این مجلس حاضر بود و گفتگوی این مرد خراسانی را شنید و چنین روایت کرد :
عن أبي الحسين كاتب الفياض ، عن أبيه قال : حضرنا مجلس الرضا فشكى رجل أخاه فأنشأ الرضا يقول :
أعذر أخاك على ذنوبه * واستر وغط على عيوبه
واصبر على بهت السفيه * وللزمان على خطوبه
ودع الجواب تفضلا * وكل الظلوم إلى حسيبه
( ابن نجار بغدادی , ذیل تاریخ بغداد , ج 4 , ص 137 ) .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
آموزه های رضوی
✍️علی راد
یک. امام رضا(ع) ترجمان عدالت وحیانی
https://qudsonline.ir/xbzSh
دو. تقابل امام رضا (ع) با سکولاریسم دینی و اخلاقی
https://eitaa.com/OstadRad/1062
سه . عیون اخبارالرضا(ع)به مثابه کتاب اخلاق
https://eitaa.com/OstadRad/1054
چهار. پژواک گفتمان عاشورا در کتاب عیون اخبارالرضا(ع)
https://eitaa.com/OstadRad/943
پنج. امام رضا(ع)؛ الگوی تابآوری در برابر اندیشه مخالف
https://eitaa.com/OstadRad/381
شش. تقریب، وحدت و امتگرایی از وجوه بارز سیره امام رضا(ع)
https://eitaa.com/OstadRad/383
هفت. خدشه در امنیت مردم از منظر امام رضا(ع) مردود است
https://eitaa.com/OstadRad/384
هشت. مضامین اخلاقی در اشعار منسوب به امام رضا ( ع )
https://eitaa.com/OstadRad/1077
“#رضا(ع)”
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad