لینک دانلود
https://qudsonline.ir/xbBRW
فایل مقاله در روزنامه قدس 👇
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
تاریخ نگری شیخ بهایی در نقد بر بخاری ( بخش دوّم)
مورد مطالعه : نقد انگاره وجوب شستن پا در وضو
✍️ علی راد
شيخ بهايي در حل اين تعارض، بر اين عقيده است كه تأكيد و دستور پيامبر اسلام بر شستن پاها، نه از باب وضو، بلكه به دليل نجس بودن آنها بوده است. اعراب حجاز ـ كه بيشتر در بيانانها و صحراهاي گرم و خشك رفت و آمد داشتند ـ بيشتر اوقات پشت پاهايشان شكاف بر ميداشت (همانطور كه امروزه نيز احوال آنان چنين است) و كمتر دهانة زخمهاي پشت پا، از ته مانده خون پاك بود. در تاريخ، مشهور است كه آنان روي شكاف زخمها، بول ميكردند و ميپنداشتند كه بول شكاف زخم را بهبود ميبخشد. از اين رو، دستور اكيد پيامبر اسلام، بر شستن پاها، به هدف زدودن نجاست از پاها بوده است، نه از باب وجوب آن در وضو. شيخ بهايي، پس از ارائه اين تحليل تاريخي، اشاره ميكند كه در هيچ روايتي، از مسح پاها در وضو نهي نشده است و تنها بر شستن پاها تأكيد شده است و تخصيص شستن پشت پاها در روايات، و سكوت حضرت از مسح پاها پيش از شستن، مؤيد ديدگاه شيعه در مسأله وضو است . بازیابی و معیار قرار دادن اسباب و زمینه های موثر در صدور حدیث از جمله قواعد دانش فقه الحدیث است که به فهم حدیث در افق تاریخی- فرهنگی صدور آن تاکید دارد و تفسیر درست و اصیل را تفسیری هم سوی با افق تاریخی متن می داند . واکاوی و ترسیم افق تاریخی متن , چرایی و دلایل صدور حدیث از رسول خدا را آشکار می¬سازد , زمانه صدور حدیث در افق تاریخی عصر پیامبر را برای فهمنده روشن می¬سازد و به این پرسش مهم تاریخی پاسخ می دهد که این حدیث در چه بازه و مقطع تاریخی از رسالت پیامبر اکرم ( ص ) و در پاسخ به کدام مسئله و نیازی یا تبیین کدامین ابهام و چالش مسلمانان عصر بعثت صادر شد؟
این رویکرد فهم و تفسیر تاریخی حدیث را تسهیل می نماید , از ذهن¬گرایی نص بسنده و فهم انتزاعی و بریده از اسباب صدور آن مانع می¬شود, تفسیری با ویژگی ارجاع و استناد به شواهد تاریخی را برای مخاطب فراهم می سازد و فهمنده را به مقصود اصلی گوینده حدیث نزدیکتر می¬کند .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
تاریخ نگری شیخ بهایی در نقد بر بخاری ( بخش اوّل)
مورد مطالعه : نقد انگاره وجوب شستن پا در وضو
✍️ علی راد
شیخ بهایی در کتاب مشرق الشمسین ذیل جستار « فی مسح الرجلین» پس از اثبات وجوب مسح پا در وضو در نقد برداشت و استنباط بخاری از احادیث روایت شده از رسول خدا در لزوم شستن پا چنین می نویسد : « مع أن هذه الرواية التي تمسك به البخاري في تحتم الغسل والمنع من المسح وعنون الباب المذكورة فيه بذلك لا دلالة فيها بعد تسليم صحتها على ما زعمه لأنها إنما تضمنت أمره صلى الله عليه وآله بغسل الأعقاب فلعله لنجاستها فإن أعراب الحجاز ليبس هو أهم ومشيهم في الأغلب حفاة كانت أعقابهم تشقق كثيرا كما هو الآن مشاهد لمن خالطهم فكانت قلما تخلو من نجاسة الدم وغيره وقد اشتهر أنهم كانوا يبولون عليها ويزعمون أن البول علاج تشققها فإن صدر عنه صلى الله عليه وآله أمر بغسل الأعقاب فهو لإزالة النجاسة عنها وأيضا فليس في هذه الرواية أنه صلى الله عليه وآله نهاهم عن مسح الرجلين وإنما تضمنت أمرهم بغسل أعقابهم لا غير وتخصيصه صلى الله عليه وآله الأعقاب بالذكر وسكوته عما فعلوه من المسح يؤيد ما قلناه وأيضا أن عبد الله بن عمر والصحابة الذين توضؤا معه ومسحوا أرجلهم كما نقلهم عنهم لم يكن مسح أرجلهم في الوضوء اختراعا منهم وتشهيا من عند أنفسهم بل لا بد أن يكونوا سمعوا ذلك من النبي صلى الله عليه وآله أو شاهدوه من فعله إذ العبادات لا تكون بالاختراع والتشهي وإنما هي أمور توقيفية متلقاة من الشارع فهذه الرواية عند التأمل حجة لنا لا علينا »
تحلیل :
یک. شيخ بهايي با استفاده از اصل تاريخينگري و استفاده از دادههاي تاريخي در تحليل و تفسير روايت، سعي دارد روايت را با توجّه به فضاي پيراموني و گفتمان تاريخي حاکم برآن، معنا کند. رعايت تاريخينگري، شيخ بهايي را در شناخت راز توهمِ تعارضِ روايات تناقضنما، تقيهاي و مخالف با عامه و در نهايت فهم مقصود اصلي شارع کمک کرده است .
دو. يكي از مباني كلامي فقه الحديث، عدم صحت صدور دو گزاره متعارض در بيان حكم واقعي يك مسأله از سوي معصومان است. در تفكر شيعي گفتارهاي متعارض و احكام متناقض را ـ كه خود معلول عوامل مختلفي هستند ـ نميتوان به معصومان نسبت داد . با اين حال، در ميراث روايي مسلمانان شاهد برخي از احاديثِ متعارض هستيم. گاه، اين تعارضات ميان رواياتِ راويان شيعه با يكديگر و گاه، ميان روايات شيعي با روايات اهل سنّت است. گونه نخست، هماره دقت فقيهان و حديث پژوهان زبردستي چون شيخ طوسي در كتاب الاستبصار، و ديگران را برانگيخته، آثاري وزين و دقيق در حل اين تعارضنماييها نگاشته شده است . در گونة دوم ـ كه زير مجموعة مباحث خلافيات فقه شيعه و سنّي قرار ميگيرد ـ آثار اندكي تأليف شده است؛ مشرق الشمسين و اكسير السعادتين شيخ بهايي، يكي از اين آثار است كه به تعارضات نوع دوم، در روايات باب طهارت توجه داشته است؛ نمونههاي ذيل ترجمان تيزبيني و ژرفنگري وي در اين مسأله است.
يكي از اختلافات ريشهدار فقهي شيعه و سنّي، حكم پا هنگام وضو است. شيعه قائل به وجوب مسح دو پا بوده و اهل سنّت، شستن آن دو را واجب ميدانند. گروه اخير، به دليل تأثيرپذيري از رواياتِ صحابه، ظهور آية وضو ۵ را ـ كه ناظر به رأي شيعه است ـ به گونهاي تأويل كردهاند. در اين ميان شيخ بهايي، تأكيد دارد كه ظاهر آيه وضو و روايات اهل بيت علیهم السلام دلالت بر وجوب مسح پاها دارد و دليل فقهاي اهل سنّت بر شستن دو پا، برداشتهاي نادرست آنان از برخي روايات صحابه است كه فعل و قول پيامبر صلی الله علیه و آله را در وضو گزارش كردهاند. روايات ذيل، عمده مستند اهل سنّت، در مسأله شستن پاهاست: عبد الله بن عمر ميگويد: در مسافرتي همراه پيامبر صلی الله علیه و آله بوديم و نزديك نماز عصر بود كه پيامبر اندكي تأخير كرد و ما شروع به وضو گرفتن نموديم، بر پاها مسح كشيديم كه پيامبر ندا زد: بر پشت پاهاي خود از آتش جهنم بترسيد. ابنعباس ميگويد: پيامبر صلی الله علیه و آله وضو خود را به شستن دو پا ختم ميكرد. 👇👇 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad