از زینب تا زینب(س)
حضرت زینب (س) در نگاه عایشه بنت الشاطی
دکتر عایشه بنت الشاطی در مقدمه کتاب خود درباره شخصیت حضرت زینب (س) از مجموعه تراجم سیّدات بیت النبوة در بیان چرایی تالیف این کتاب , پدرش را خطاب قرار داده , و راز مودت مانای زینب (س) در خانواده خود را چنین آشکار می سازد :
« ای پدر با وجود گذشت ایام، فراموش نمی کنم که چگونه در جلسات خانوادگی ما از خاندان عزیز رسالت سخن می گفتید. همانان که شربت مهرشان به کام ما ریخته و به ما می آموختید که خود را با انتساب به آن خاندان گرامی مفتخر سازیم. ای پدر یادم می آید که شبی از شب های ماه رجب بود، و شما تهیه سفر می دیدید، تا فردای آن شب به قاهره بروید. در آن شب، مادر گرامی ما ـ که خدا روحش را نورانی کند ـ در انتظار مولود جدیدی رنج می کشید. من و خواهر بزرگم «فاطمه» از شما درخواست کردیم که یا از این سفر منصرف شوید و یا آن را به تأخیر اندازید؛ زیرا که درباره مادرمان هراسان بودیم، اما شما که در خلوتگاه خویش مشغول عبادت بودید، در جواب ما گفتید:
غم مخورید و بیم نداشته باشید، خدا با اوست. آن گاه ما را در کنار خویش نشانده و چنین شروع به سخن نمودید: این مسافرت را هرگز نمی توانم به تأخیر اندازم، بلکه رفتن من واجب و حتمی است؛ زیرا برای شرکت در مجلسی که به یادبود حضرت زینب (علیهاالسلام) تشکیل می شود، می روم. پاسی از شب گذشته بود و ما هنوز در حضور شما نشسته و به سرگذشت غم انگیز زینب(علیهاالسلام) گوش می دادیم تا این که صبح شد و سپیده دمید و شما هنگام خداحافظی از ما به مادرم گفتید: اگر صاحب دختر شدی، نام او را زینب بگذار. آن گاه همه را به خدا سپرده و رفتید.
ای پدر از همان شب بود که متوجه نام بانو زینب(علیهاالسلام) و برخی از نکات و اثرات محزون آن شدم و بعدها نیز هرگز فراموش نکردم. همان احساسات است که امروز مرا به نوشتن کتابی درباره بانو زینب وا می دارد.(زینب بانوی قهرمان کربلا، مقدمه، ص 5 ) .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
لینک دانلود :
https://www.sfhadith.ir/issue_27970_28315.html
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
سلمان فارسی و عقلانیتِ اخلاق
در نگاه احمد امین مصری ( 01)
✍️ علی راد
پروژه فکری احمد امین مصری ( 1304 – 1373 ق ) اصلاح اجتماعی در پرتو عقلانیت بود , او تحول و تعالی جوامع اسلامی را فقط در گرو رشد و انقلاب در عقلانیت دینی می دانست , عقلانیت را در اندیشه و کارنامه مشاهیر, فرقه ها و مذاهب اسلامی بررسی و ارزیابی می کرد تا نشان دهد که نقش کدامیک در پیشبرد و انحطاط تمدن مسلمین اثر گذار بود. سویه دیگر مسئله احمد امین , اثر گذاری عقلانیت تمدن های و فرهنگ مجاور عربستان از جمله ایران و روم بر عقلانیت عرب صدر اسلام بود. او با دیدی کلنگر به بررسی علل موفقیت و انحطاط جامعه اسلامی در طول تاریخ پرداخت.
ایرانیان از طریق اعراب مناذرة که در عراق حضور داشتند با ابعاد ادبی, سیاسی و اجتماعی فرهنگ عربی آشنا بودند . هر چند پیش از اسلام عرب ها با این تمدن پیوندها تجاری , سیاسی و اجتماعی داشتند لکن پس از اسلام این پیوندها توسعه یافت و عمیق تر شد . در نگاه احمد امین با فتح ایران توسط مسلمانان زمینه های تبادل عقلانیت فرهنگ و تمدن ایرانی بر اندیشه عرب افزوده شد . در امتداد این نگاه احمد امین به نقش عقلانیت ایرانیان , او گریزی به شخصیت سلمان فارسی دارد , با مقایسه سلمان فارسی با صحابه غیر عرب رسول خدا (ص) به تفاوت و تمایزهای شخصیتی او اشاره دارد . تصویر احمد امین از شخصیت و سیمای سلمان فارسی در میان صحابه رسول خدا (ص) به دلیل رهیافت خاص او در مطالعه تاریخ اسلام جالب توجه است.
احمد امین در کتاب فیض الخاطر جستاری را به سلمان فارسی اختصاص داد, در این جستار به معرفی شخصیت وسیره سلمان به مثابه یکی از سه صحابی غیر عرب رسول خدا (ص) از سه تمدن مجاور عربستان می پردازد , صهیب از روم , بلال از حبشه و سلمان از ایران. برای احمد امین شگفت انگیز است که سه نفر از صحابی پیامبر از سه تمدن مجاور عربستان بودند! در نگاه او هر یک از این سه مثال قوم و نژاد خود بودند که در سرزمین حجاز تجلی کرده بودند , همه اوصاف و خُلق و خوی ملت ها روم , حبشه و ایران در این سه نمود و ظهور داشت , صهیب همانند رومیان شوخ طبع بود و در تیراندازی ماهر بود, بلال همانند اهل حبشه در دیانت استوار , قلبی ساده و بی پیرایه و در تیراندازی بدون خطا بود , سلمان سلمان نماینده گرایش معنوی صوفیانه زاهدانه بود، همانند برخی از ایرانیان که اسلام آوردند .
این سه صحابی غیر عرب پیامبر (ص) به اسلام افتخار می کردند , آنها به چیز دیگری افتخار نمی کردند، آنان بردگان وفاداری بودند که در دوره اسلام آزاد شدند. در تقابل با نگاه آنان , اعراب به عربیت , خون و نژاد و حریت خود بسیار افتخار میکردند , با دیگران خشن بودند و این برای این سه صحابی رنج آور بودند که فقط اسلام را مایه تفاخر می دانستند , از نژاد گرایی و خود برتر بینی عرب ناراحت بودند . با این حال بلال حبشی، صهیب رومانی و سلمان فارسی از برجسته ترین ها بودند. در میان این سه صحابه , سلمان فارسی حضوری پُر رنگ در تاریخ اسلام دارد و میراث فربه از او به دست ما رسیده است که از اثر گذاری شخصیت و اندیشه او در فرهنگ مسلمین حکایت دارد لکن دولت عباسیّان نیز در این مهم نقش آفرین بود زیرا زمینه را برای حضور ایرانیان در علوم و تاریخ نگاری فراهم کرد , سلمان فارسی توانست از بردگی به استانداری مدائن دست یابد , اسوه و الگوی شماری از جریان های فکری و مذهبی قرار گرفت , در سخنان او نگاه انتقادی به اخلاق و فرهنگ عربی فراوان وجود دارد , لذا تاریخ نتوانست شخصیت او را نادیده بگیرد چون عقلانیت ایرانی را با اخلاق قرآنی تلفیق کرد , احساسات عمیق دینی را عقلانیت نقّاد ترکیب نمود , از پرسش گری و کندوکاو نهراسید و این چنین در تاریخ ماندگار شد , کسانی چون ابن ادهم و غزالی همانند سلمان به اسلام نگریستند. سخن احمد امین مصری در توصیف سلمان فارسی چنین است :
« علی كل حال، كان بلال الحبشي، وصهيب الروماني، وسلمان الفارسي، من أبرزالشخصيات الإسلامية وأكثرها دِویا ولكن كان من حسن حظنا وحظ سلمان أن كانت َ الدولة العباسية دولة فارسية في رجالها ونظامها ومؤرخيها؛ فكثري ممن دونوا العلم والتاريخ من أصل فارسي، فقدموا لنا صورة جميلة زاهية شعرية لسلمان. ولم يكن من المؤرخین الحبشي ولا الروماني الذي يقدم لنا مثل هذه الصورة لبلال أو صهيب، فكانت ٍّ الصحف التي تروي لنا أحداث بلال وصهيب أقل جدا مما تروي لسلمان. تمثل لنا هذه الصورة سلمان نشأ في بلدة من أصفهان في بيت غني، فكان أبوه دهقانً أي: رئيس إقليم، وكان سلمان من صنف أولئك الأفراد الذين ينشأون وبني جنوبهم عاطفة دينية قوية، يقودها عقل قوي باحث. وقد روى التاريخ لنا أمثلة كثرية منهم، كإبراهيم بن أدهم، والغزالي. » (فیض الخاطر , ج 2 , ص 196) .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
سلمان فارسی و عقلانیتِ ایمان
در نگاه احمد امین مصری ( 02)
✍️ علی راد
در نگاه احمد امین تاریخ و میراث اسلامی دو ویژگی مهم در شخصیت سلمان فارسی را او برجسته کرده است : دانش , و سبک زندگی سلمان فارسی. احمد امین تصریح می کند آنچه درباره دانش و آگاهی سلمان فارسی گفته شده است با آنچه از تاریخ زندگی او به دست ما رسیده است به طور کامل انطباق دارد , سلمان فارسی در دوره نخست از حیات دینی خود به طور جدی درباره مبانی بت پرستی تامل نمود , در دوره دوّم که مسیحیت را از راهبان آموخت از روی تحقیق و مطالعه بود , از برجستگان در آیین مسیحیت جویای پاسخ پرسش های خود بود, یهودیت را تجربه نمود , مناسک و آموزه های یهودی را بدون واسطه مطالعه و بررسی نمود لکن هیچ کدام از آنها نتوانست عطش روح نا آرام سلمان را سیراب و تکاپوی عقلانیت او را اقناع کند , سلمان پس از پنجاه سال تحقیق و تجربه در ادیان , و در دوره اوج و شکوفایی اسلام با حضرت محمد (ص) آشنا شد , گمشده جان , خرد و قلب خود را در اسلام یافت , مفهوم دقیق زهد اسلام را درک نمود و آن را مبنای سلوک خود قرار داد , زهد سلمان منافاتی با حضور اجتماعی , نقش آفرینی در حکومت و قدرت نداشت , سلمانِ زاهد در غزوات مجاهدانه مشارکت جست , در بزنگاه های اجتماعی – سیاسی از حق جانبداری نمود , از نقد به هدف اصلاح و انتقاد در مواقع ضروی نهراسید , در استانداری مدائن الگوی اصیل حکمرانی را از خود به یادگار گذاشت.
هم زمان با حیات سلمان, از سوی خاندان پیامبر (ص) جایگاه او به لقمان مانند شد, دانش او در میان صحابه ممتاز و بی مانند توصیف شد, زیرا همانند سلمان شخص دیگری با این توشه از تجربه , حکمت , عقلانیت , استواری در ایمان در میان صحابه وجود نداشت , او با آگاهی کامل از کتاب های آسمانی پیشین , قرآن را پذیرا شد , نبوت حضرت محمد (ص) را پذیرفت , بر سَر ایمان خود ایستاد , عقلانیت , ایمان و اخلاق را با یکدیگر در آمیخت و آن را در سیره و رفتار خود عیینت بخشید, این چنین است که جریان تصوف تلاش می کند که سلمان را شمار مردان صوفی یاد کند , او را اسوه خود قرار دهد (بنگرید : فیض الخاطر , ج 2 ص 197 – 198 ).
در نگاه احمد امین مصری ایمان سلمان فارسی ریشه در عقلانیت و دانش او , زهد سلمان ریشه در تجارب زیسته او داشت , سلمان با خود آگاهی از رسالت خود به مثابه صحابی پیامبر (ص) توانست نقش تاریخی خود را در جامعه اسلامی و تمدن بشری ایفا کند , آموزه های ناب اسلام را در رفتار و سلوک خود آشکار ساخت, معرفت دینی او از سوی امام علی (ع) تایید شد , به سان لقمان حکیم در شمار اولیای الهی و از جمله اهل بیت پیامبر (ص) قرار گرفت , این همه تاییدات گواه بر تمایز عقلانیت , دانش , ایمان و اخلاق سلمان فارسی , بلوغ و کمال وجودی او در اسلام بود.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
فقه الحدیث از رهیافت تا دانش (01)
✍️ علی راد
در یک نگاه تاریخی کلان , سنّت پژوهی تا سده اخیر , ادوار متنوعی را پشت سر گذاشته است و هماره دانشیان مسلمان در علوم مختلف به درایت و فقاهت سنّت توجه داشتند , درایت حدیث جایگاهی ممتاز از روایت حدیث داشت لکن علی رغم اهتمام فقیهان , مفسران , متکلمان , .... به فهم احادیث و تنقیح اصول و قواعد آن, چنین نبود که فقاهت و درایت حدیث را به مثابه دانش مستقل در کنار دیگر دانش های اسلامی طبقه بندی نمایند بلکه فراگیری فقه الحدیث هماره در درون علوم اسلامی به مثابه یک رهیافت و بخشی از فرایند استنباط اجتهادی صورت می پذیرفت و این رویکرد تا سده اخیر تداوم داشت تا اینکه گفتمان علمی جهان اسلام و غرب دچار تحولات اساسی در حوزه علم و دانش های علمی گردید و این تحولات بر فقه الحدیث نیز اثر گذاشت . مهم ترین سویه های تحولات این گفتمان را می توان چنین بر شمرد :
یک. گفتمان علمی سده معاصر متاثر از نگرش فلسفی به علم با تاکید بر تخصص گرایی در علوم , لزوم تمایز دانش های همگن از همدیگر , حذف شبه علم از جهان علم و ... به صورت بندی جدیدی از دانش های تجربی و علوم انسانی انجامید , دوره متفاوتی از تاریخ علم را رقم زد , نقطه عطفی در فرا نظریه های علوم پدید آمد , در اعتبار استقراء و درک تجربی به مثابه خاستگاه علم بشر تردید افکند, قیاس فرضی و تبیین از راه بهترین استدلال به مثابه پارادایم رقیبِ استقراء و تجربه در حل مسائل علمی و شناخت مجهولات را مطرح نمود , معرفت بشری از خود و جهان به مرحله نوینی از تاریخ خود ورود یافت . علم در این سده در تنوع روش ها و تکثر رهیافت های حل مسئله و کسب معرفت, فراوانی دستاوردها و پیامدها تفاوتی بنیادین و قیاس ناپذیر با گذشته خود پیدا کرد و دوره طلایی برای خود رقم زد.
دو. علوم انسانی نیز از پیامدهای این انقلاب علمی مصون نماند , به تغییر و تحول در نظریه ها و روش های خود پرداخت . صورت بندی جدید از گفتمان تفسیری و گفتمان انتقادی در علوم , فهم , تفسیر و داوری متون مقدس ادیان را تحت تاثیر قرار داد , گاهی مواجه سلبی و واگرا در برخی از دین پژوهان را پدید آورد , معرفت دینی را با چالشهای جدی روبرو ساخت و حتی در اعتبار برخی از متون قدسی ادیان تردید افکند , دین پژوهی و دین مداری را با چالشهای مهم در ساحت نظری و عملی مواجه ساخت . جریان روشنفکری دینی در جهان اسلام با استفاده از دستاوردهای روش شناختی این گفتمان به تفسیر جدید از متون و میراث اسلامی دست یازید, به پیرایش و پالایش آنچه شبه علم می نامید از تراث اسلامی تاکید نمود , تردیدها , نقدها و شبهات جدیدی را علیه خوانش کلاسیک از اسلام مطرح نمود , به تقابل با اسلام پژوهی سنّتی و کهن دامن زد , خود را قرائتی موازی و هم تراز با خوانش اسلام پژوهان مراکز دینی جهان اسلام بدل نمود. سه. افزون بر قرآن , تاریخ صدر اسلام , سیره نبوی , آنچه بیش از همه آماج نقد و نقض جریان روشن فکری دینی جهان اسلام واقع شد , حدیث و میراث حدیثی مسلمین بود , در تاریخ, مبانی اعتبار و حجیت , روش ها و شیوه های فهم و ارزیابی حدیث تردید نمود, فهم حدیث به مثابه یکی از دو منبع مهم شناخت اسلام به چالش جدی جریان روشن فکری در تقابل با جریان سنّت گرا در جهان اسلام بدیل گردید , به پدیداری رویکردهای تجدیدنظر , نوگرا , حدیث ستیز و واگر از سنّت در بدنه نسل جدید حدیث پژوهان انجامید , به قرآن بسندگی در اسلام شناسی دامن زد , سنّت را تاریخمند و ناکارآمد در اسلام پژوهی معاصر معرفی نمود , این تقابل به مثابه دو جریان موازی در سنّت پژوهی در حال گذار از جمله مهم ترین ادوار تاریخی حدیث پژوهی در جهان اسلام است که در گذشته تاریخ علوم حدیث , بی مانند است و افق سایه و روشن آینده ی آن از اکنون هویدا گشته است. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
فقه الحدیث از رهیافت تا دانش (02)
✍️ علی راد
در سده معاصر, حدیث پژوهان مسلمان به کنش گری علمی در گفتمان حدیث پژوهی اهتمام جدی ورزیدند , از انفعال و انزوا اجتناب ورزیدند , به نقد شبهات دگر اندیشان و روشنفکران علیه حدیث پرداختند , حدیث پژوهی را در قامت یک دانش در مراکز علمی مدرن جهان معرفی کردند , به موازات انتشار کتاب ها , برگزاری کنگره ها , از کارآیی و اقبال به نشریه و مقاله به مثابه فرصتی متمایز از چاپ کتاب و سخنرانی یا تدریس غفلت نورزیدند و به خوبی دریافتند که در فرایند انتشار یک مقاله در نشریه علمی , تبادل ایده ها , نظریه ها , نقدها و رویکردهای علمی سریع تر و دقیق تر از سه گانه های موازی آن چون کتاب, سخنرانی , تدریس اتفاق می افتد , از این رو انتشار مقالات علمی در نشریات حدیثی جهان اسلام در سده معاصر به مثابه فرصتی جدید برای گفتگوی علمی و نقد و نظر روشمند با استقبال مواجه شد.
این مهم در ایران معاصر پس از انقلاب اسلامی و اندکی دیرتر از برخی کشورهای اسلامی چون مصر رخ داد لکن جریان حدیث پژوهی ایران زودتر از دیگر جریان های حدیثی جهان اسلام به انتشار نشریات تخصصی علوم حدیث اهتمام ورزید و اینک از سه دهه اخیر نشریات متعددی در ایران اسلامی به انتشار مقالات علوم حدیثی می پردازند لکن جای خالی نشریه¬ای که به طور تخصصی و اختصاصی فقط به مسائل دانش فقه الحدیث بپردازد , محسوس است. نشریات مرتبط با علوم و فهم حدیث با پراکندگی و تنوع در موضوع مقالات خود یا فقط با تمرکز بر یک مسئله از مسائل دانش فقه الحدیث چون فهم , تحلیل و تفسیر متن احادیث منتشر می¬شوند بدون اینکه پرداختن به دیگر مسائل دانش فقه الحدیث از اصول و مبانی , تاریخ و ادوار , قواعد و ضوابط , روش ها و رویکرد , فرایندها و مراحل , معیارها و سنجه ها , آسیب ها و کاستی ها , پژوهش های هم سنجی و تطبیقی , پاسخ به نقدهای روش شناختی فقه الحدیث , تعاملات بینا رشته ای فقه الحدیث با علوم انسانی, چالش های فرا روی فهم حدیث , ..... را از جمله بایسته ها و رسالت های خود بدانند و به تولید و انتشار مقالات مرتبط با این عرصه ها را در نشریه پوشش بدهند بلکه با رویکرد سنّتی و کلاسیک , و در امتداد شرح الحدیث پژوهش های فقه الحدیث را انتشار می دهند. این آسیب برایند فاصله گرفتن از تخصص گرایی در نشریات علوم و معارف حدیثی رایج در ایران اسلامی و حتی جهان اسلام است که با نگرش موضوع محور با فهم و شرح احادیث به انتشار مقاله می پردازند و به طور جدی و تخصصی به مسائل جدید فقه الحدیث در کسوت یک دانش نوین اهتمام ندارند . این نشریات از ایجاد گفتمان جدید و متمایز در فقه الحدیث با چالش جدی مواجه هستند زیرا پیوند وثیق و روشنی با مسائل جدید دانش فقه الحدیث ندارند , به مسائل نظری و بنیادین این دانش چندان تمایل نشان نمی دهند , با رویکرد تفسیرگرا به تحلیل معنایی متون حدیثی علاقمند هستند, به کاربست شیوه ها و روش های نوین تحلیل و تفسیر متون حدیثی چندان اقبال نشان نمی دهند , آموزه ها و نظریه های حدیثی را به زبان و ادبیات رایج در علوم انسانی معاصر عرضه نمی کنند .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
فقه الحدیث از رهیافت تا دانش (۳)
✍️ علی راد
با عنایت به این چالشها و کاستی ها در نشریات علوم و معارف حدیثی ایران و جهان اسلام, گشودن فضای علمی برای تضارب آرای صاحب نظران, عرضه ایده ها , فرضیه ها و نظریه های جدید در فقه الحدیث برای نشریات حوزوی و دانشگاهی ایران ضرورتی اجتناب ناپذیر است تا از طریق انتشار مقالات فاخر ظرفیت های دانش فقه الحدیث را به جهان معرفی کنند , رویکرد و رهیافتی جدید در فهم حدیث را پدید آورند , مناسبات و روابط فقه الحدیث با دیگر علوم انسانی را تقویت نمایند , آموزه های نظری و عملی اسلام را در ساختاری نوین و قابل فهم برای دانشوران علوم انسانی ارائه نمایند . این نشریات , پرداختن به مسائل دانش فقه الحدیث را رسالت اصلی و قلمرو دانشی خود بدانند و از انتشار مقالات بیرون از این مسائل اجتناب بورزند, پرداختن به مسائل ذیل را محور اصلی خود بدانند :
1. اصول و مبانی دانش فقه الحدیث
2. روش شناسی دانش فقه الحدیث
3. قواعد دانش فقه الحدیث
4. منابع دانش فقه الحدیث
5. روش شناسی دانش فقه الحدیث
6. تاریخ پژوهی دانش فقه الحدیث
7. فقه الحدیث و مذاهب اسلامی
8. آینده پژوهی دانش فقه الحدیث
9. آسیب شناسی فهم حدیث
10. فلسفه دانش فقه الحدیث
11. فقه الحدیث و دانش های وابسته و پایه
12. فقه الحدیث و نقد متن
13. فقه الحدیث و دانش های همگن
14. فقه الحدیث و زبان شناسی جدید
15. فقه الحدیث و معناشناسی جدید
16. فقه الحدیث و هرمنوتیک فهم متن
17. رویکردهای نوین در فهم حدیث
18. فقه الحدیث مقارن ؛ اصول و روش
19. فقه الحدیث احادیث خاص و مشکل
20. فقه الحدیث و علوم انسانی و اجتماعی
21. فقه الحدیث و خاورشناسان
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
تحلیل انتقادی نظریه قرائت مدرجه قرآن ✍️علی راد
اخیرا در فضای مجازی برخی از مصاحف قرآن کریم به نام قرائات منسوب به اهل بیت و یا مصاحفی با تفاوت و تمایزهای خاص با مصحف رسمی رایج در ایران در حال انتشار است و پرسش ها و ابهامات را نزد قرآن پژوهان بر انگیخته است . در این پژوهه تلاش شده است به خاستگاه تاریخی این نوع قرائات در میراث اهل سنّت پاسخ داده شود. یکی از اقسام قرائات شاذ قرآن، قرائت منسوب به برخی از صحابه است که حاوی افزوده هایی در کلمات قرآنی بودند که در بخش میانی یا فرجامین آیات، حرف، کلمه یا جمله ای را در مصاحف خود کتابت کرده بودند که در مصحف رسمی قرآن نبود؛ سه دیدگاه در تعیین نوع و ماهیت این افزوده ها مطرح است: قرآن و احرف سبعه، سنّت و قول صحابی، توقف در قرآنیت و عدم آن. بر پایه دو دیدگاه اول و سوم این افزودهها در عرضه نهایی قرآن بر رسول خدا، منسوخ اعلام شد و درنهایت نشانه ها و آثار آنها در تدوین مصحف امام از سوی عثمان محو گردید. دیدگاه دوم بر حدیث بودن این افزوده ها تأکید داشته و کارکرد تفسیری برای آنها قائل است که بر آرای مفسران، اولویت و ترجیح دارند. مبتنی بر دیدگاه دوم دکتر قثامی در کتاب القراءه المدرجه: مفهومها و أثرها تلاش دارد تقریری متفاوت از این افزوده های مصاحف صحابه ارائه نموده و عنوان قرائت مدرجه را برای آنها نهاده است. در نگاه وی قرائات مدرجه از نوع حدیث مدرج است، زیرا حدیث نبوی یا قول صحابی درمیان آیات درج شده است. این دیدگاه به رغم امتیازاتی که در تبیین و دفاع از این نوع قرائات ارائه دارد، با مناقشات جدی در مبانی حدیثی، تاریخی و روش شناسی روبه روست که این مقاله به تحلیل آن ها پرداخته است. برای مطالعه متن کامل مقاله بنگرید به : علی راد , تحلیل انتقادی نظریه قرائت مدرجه قرآن , فصلنامه نقد کتاب قرآن و علوم دینی , ش 7 , ص 189 - .212 . 👇👇. https://hqahbr.faslnameh.org/article-1-161-fa.html
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
Grat Modraje.pdf
حجم:
647.5K
تحلیل انتقادی نظریه قرائت مدرجه قرآن
✍️ علی راد https://hqahbr.faslnameh.org/article-1-161-fa.html
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴👈 تواضع علمی علامه طباطبایی (رضوان الله علیه)
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 چه شد که علامه طباطبایی از تبریز راهی قم شد؟
🎞 مستند «به افق اکنون»؛
▫️درنگی در کتاب "تفسیر المیزان" علامه طباطبایی
🔹 نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: محسن ربّانی
📺 تهیه شده در صدا و سیمای استان قم
🛑 انتشار به مناسبت ایام رحلت و بزرگداشت علامه سید محمدحسین طباطبایی
#صدا_و_سیما_قم
#قم_جهانشهر_معنویت_و_معرفت
@qomirib