♨️مدینی و اهمیت علم رجال و فقه الحدیث♨️
✍️علی راد
در نگاه علی بن مدینی, شناخت راویان حدیث را نصف دانش حدیث بود و نیمه دیگر آن را فقه الحدیث به معنای امروزین می دانست که به ژرف نگری در معانی متن حدیث می پرداخت.
حدثنا زنجويه بن محمد النيسابوري بمكة ، ثنا محمد بن إسماعيل البخاري قال : سمعت علي بن المديني يقول : التفقه في معاني الحديث نصف العلم ، ومعرفة الرجال نصف العلم.( الحد الفاصل - الرامهرمزي - ص 320 ).
اين متن دلالت دارد که در قرن دوم هجری دانشهای رجال و فقه الحدیث به ثبات نسبی رسیده بودند زیرا مدینی به عناوین آندو ارجاع داده است. این ارجاع تاریخی گویای این نکته در تاریخ علم است که ساختار, مبانی و رویکرد دو دانش یاد شده در یک فرایند تاریخی تا پیش از عصر مدینی در گفتمان علوم اسلامی از تمایز ماهوی با علوم دیگر برخوردار بودند. علم رجال و فقه الحدیث در نگاه مدینی از بایسته های اجتهاد در حدیث است که بایستی به شکل تجمیعی در مجتهد حاصل باشد زیرا هیچکدام بدون دیگری, غرض دانش حدیث را تامین نمی کند. از سوی دیگر اجتهاد در رجال امری ضروری و بایسته است و فروکاست آن به امر تفننی یا تشریفاتی در گفتمان مدینی پذیرفته نیست؛ روشن است که این رویکرد مدینی در فضای حدیث اهل سنت و با قبول سندگرایی محض در اعتبار سنجی معنا دار است هر چند که فی الجمله در سایر رویکردهای اعتبار سنجی نیز راوی شناسی و سند شناسی از اصول و قواعد به شمار می آید لکن افزون بر سند به سایر قرائن و شواهد نیز توجه می شود.
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
اعمش و شيوخ القَمراء؛ نقد دین ورزی کهنسالان
✍️ علی راد
سلیمان بن مهران معروف به اعمش (61 – 147 ق) از محدّثان و فقیهان نامدار قرن دوم هجری اهتمام جدی به فراگیری سنّت به مثابه یک منبع مهم دین شناسی و دین ورزی داشت. او این مهم را فراتر از یک شاخص دانایی بلکه واجب دینی می دانست و گستره آن را از دوره جوانی تا پیری به شکل پیوسته ترسیم می کرد. در گزارشی از اعمش آمده است که او تنبیه پیرمرد مسلمانی را که نسبت به نگارش حدیث اهتمام نداشت جایز می دانست و چنین پیران مسلمان را به پیران قَمراء تشبیه می کرد که در شبهای مهتابی و روشن تا صبح به بازخوانی تاریخ خلفا می پرداختند و بهره ای از سنت و سیره رسول خدا (ص) نداشتند و حتی احکام نماز را نیز به یاد نداشتند. متن این گزارش چنین است :
« هارون بن حاتم ، ثنا عثام بن علي ، قال : سمعت الأعمش يقول : إذا رأيت الشيخ ولم يكتب الحديث فاصفعه ، فإنه من شيوخ القمراء ، قلت لابن عقبة : ما معنى شيوخ القمراء ؟ قال : شيوخ دهريون يجتمعون في ليالي القمر فيتحدثون بأيام الخلفاء ، ولا يحسن أحدهم أن يتوضأ للصلاة : هارون بن حاتم از عثام بن علی گفت: شنیدم اعْمَش میگفت : هرگاه پيرمردي را دیدی و حدیث ننوشته بود به او سیلی بزن، زیرا او از شیوخِ «قَمَراء» است. به ابن عقبه گفتم: «شیوخ قَمرَاء» یعنی چه؟ گفت: پیران دَهری هستند که در شبهای مهتابی گرد میآیند و درباره روزگار خلفا سخن میگویند، و هیچیک از آنان وضو گرفتن برای نماز را درست نمیدانند».
تعبیر «شیوخ قَمرَاء» به مثابه یک آسیب پدیده ای فراگیر در جامعه اسلامی روزگار اعمش اشاره دارد که نوعی تفکر سکولار و باستان گرایی عرب در آن نهادینه شده بود, این مهم از طریق تبلیغات گسترده جریان خلافت و با محوریت قداست بخشی و الگوسازی بر اساس شخصیت خلیفه شکل گرفته بود, شاعران درباری, قصه سرایان و مورخان وابسته به زر نقشی مهم در تثبیت و پایداری آن داشتند. قید دهری گرا در تفسیر ابن عقبه از تعبیر شیوخ قمراء به نفوذ انگاره شرک در بنیاد این فرهنگ اشاره دارد که بنی امیه در گسترش آن نقش جدی داشت زیرا ترویج انگاره شرک- جبر طبیعت را در میان مردم را آزاد گذاشت و خود عمیقاً بدان باورمند بود. در روزگار اعمش پیامدها و میوه های تلخ این فرهنگ هنوز وجود داشت و او از مشاهده چنین کهنسالانی در میان مسلمانان به شدت در رنج بود. اعمش به مثابه یک فقیه روشن بین, راه برون رفت از این آسیب فرهنگی- اعتقادی را بازگشت با سنّـت و بازخوانی اسلام از طریق میراث اصیل آن می دانست و تنبه بخشی به این کهنسالان را با بهره گیری از شیوه های هشدار و انذار سودمند می دانست. از این رویکرد انتقادی – اصلاحی اعمش باید امروزه در تربیت جامعه اسلامی بهره گرفت.
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 مطالعات اربعین ؛ ضرورت ها و عرصه ها (1)
✍️ علی راد
درود و سلام خداوند بر حسین بن علی ( علیه السلام ) و یاران با وفایش که با قیام , بیان و خون خود اسلام و انسانیت را معنایی دوباره بخشیدند و حماسه ای بزرگ برای عبرت آیندگان رقم زدند و اینک, در آستانه یادمان اربعینِ آن قیام نجات بخش اسلام و قرآن , آن حماسه پُر از شعور و احساس , و آن تجلیگاه بصیرت و وفاداری قرار داریم که در امتداد عاشورا و غدیر, درس ها و عبرت ها , پیام ها و آموزه های متنوع دینی و انسانی در خود نهفته دارد که باید با درنگ و تامل در آن نگریست و برای امروز و آینده خود و امت اسلام توشه بر گرفت.
اربعین جزء مهم حماسه حسینی و مکمل آرمان و ارزشهای این مکتب است از این رو نباید اربعین را گسسته و بریده از قیام عاشوراء و عاشورا را نباید بریده از بعثت نبوی, غدیر و قرآن تفسیر نمود . آری , اربعین فقط بازگشت و مرور ساده و تاریخی یک عدد نیست , بلکه فراخوانی است بر بازخوانی حماسه عاشوراء و زنده نگه داشتن پیام آن در امتداد تاریخ , تا خفتگان در خوابِ غفلت و جهالت مقدس را از غلتیدن در آغوش جُور و طاغوت و فرو رفتن در حیرت و سرگردانی بیدار سازد و اهالی اربعین , همنوای با حسین بن علی ( ع ) ریشه ها و نمادهای کفر و شرک و ظلم و جُور را از سرزمین اسلام و دیار انسانیت بزدایند . آری و این است اربعین : اربعین قرآن و بعثت , اربعین غدیر و عاشورا, اربعین معرفت و اندیشه , اربعین جهاد و قیام , اربعین بصیرت و ایستادگی , اربعین آزادگی و وارستگی , اربعین رهایی از اسارت نفس و بندگی شهوت , اربعین اعتراض و انقلاب , اربعین آدم تا خاتم , اربعین زمین منهای کفر و شرک ؛ اربعین نماد تقابل حق و باطل , اسلام و شرک , توحید و کفر , حسینیان و یزیدیان تاریخ بوده و هست و خواهد بود است . اربعین روز تبلور تضادها و تقابل های تاریخ است و فرصتی است برای اندیشیدن .
بدون شک تبیین علمی و روشمند ابعاد متنوع پدیده اربعین از مصادیق احیای امر اهل بیت است که بر پایه حدیث رضوی مشمول رحمت خداوند به دعای معصوم است که فرمودند : رحم الله عبدا احیا امرنا . از این رو اهتمام نظری و علمی به اربعین یکی از الزامات نهادهای شیعی و به مثابه ای تکلیف مذهبی بر عهده نخبگان حوزه و دانشگاه است و این مهم از جمله نشانگان تعالی ایمان در جامعه اسلامی است . پدیده اربعین به همان اندازه که مهم , خطیر است به همان اندازه نیز حساس و شکننده است اگر دچار آسیب و انحراف شود و خرافه ها در آن رخنه کند می تواند موجب تضعیف دین شود و از اهداف متعالی خود منحرف گردد .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿مطالعات اربعین ؛ ضرورت ها و عرصه ها (2)
✍️ علی راد
مقصود از مطالعات اربعین ؛ تبیین چیستی , ریشه ها , چرایی این پدیده ذو ابعاد از منظرهای مختلف هست . مطالعات اربعین را در یک نگاه می توان به دو گونه کلی برون دینی و درون دینی تقسیم نمود ؛
الف. برون دینی : ظاهر گرایی در مطالعه اربعین و اکتفا به ظهورات و نمادها , عدم الزام مرجعیت قرآن و سنّت در تبیین و تحلیل اربعین در رویکرد برون دینی , تفسیر آزاد از ماهیت و ابعاد اربعین و غفلت از ارتباط و انسجام آن با آموزه های اسلامی از جمله شاخص های این رویکرد در مطالعه و تفسیر اربعین حسینی است .
ب. درون دینی : مرجعیت قرآن و سنّت در تبیین عمیق و روشمند اربعین بر پایه مبانی و اصول دانش های دینی , ارزیابی اربعین با آموزه های اسلامی و ارائه تفسیری منسجم از آن با دیگر مناسک شیعی از جمله اصول و رویکردهای رویکرد درون دینی در مطالعه اربعین حسینی است .
در رویکرد برون دینی اربعین به مثابه یک جریان و اجتماع انسانی – معنوی تعریف می شود که سالیانه یکبار در زمان و مکانی مشخص برای ابراز احساسات و عواطف مذهبی از سوی شیعیان نسبت به امام حسین ( ع ) برگزار می شود . در این رویکرد اربعین صرفاً پدیده ای تاریخمند و ایستا و محدود است . البته این رویکرد به دلیل نگاه خشک و سطحی به پدیده اربعین و عدم درک روشن از ریشه ها و فلسفه اربعین قدرت تبیین عمیق از عمق و قلب این آیین را ندارد و دستاورد تبیین آن از اربعین در حد یک تظاهرات انسانی است حال اینکه اربعین فراتر از این است.
برایند این نگاه ها به اربعین در برون داد این پدیده دینی اثر گذار است و حتی می تواند در یک گذار تاریخی به تقسیم اقسام اربعین و ظهور گونه های مختلف آن چون اربعین پویا و موثر , اربعین ایستا و تاریخمند , اربعین فرد گرا و اربعین امت گرا و ... بینجامد .
متاسفانه از عصر حضور تا کنون - تا دو دهه اخیر - به دلیل شرایط فرهنگی , سیاسی و اجتماعی حاکم علیه شیعیان در طول تاریخ اهتمام روشمند و جامع نگر به پدیده اربعین چندان زمینه لازم برای بروز و طرح در مراکز علمی حوزه و دانشگاه را نیافته است , هر چند در نصوص حدیثی و میراث فقهی , تاریخی , کلامی و عرفانی تشیع می توان داده های مرتبط و متناسب با اربعین را می توان رد یابی نمود ولی به طور مستقل و جدی به این فرهنگ توجه جدی نشده است . در این میان نباید از نقش معدود محققان غفلت نمود که در مقام پاسخ به برخی از ابهامات و نقدها تک نگاری های مهم را درباره اربعین پدید آوردند ولی این آثار نگاه های تک بعدی و محدود به برخی از ابعاد اربعین را داشته و دارند .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿مطالعات اربعین؛ضرورتها و عرصه ها (3)
✍️ علی راد
برخی از مهم ترین عرصه های مغفول اربعین پژوهی عبارتند از :
یک. ایجاد ساز وکار و بستر علمی مناسب برای هم اندیشی , و نقد و نظر نخبگان حوزه و دانشگاه درباره ابعاد متنوع پدیده اربعین ( گفتمان سازی اربعین در میان نخبگان).
دو. تبیین علمی و روشمند ابعاد متنوع پدیده اربعین از منظر دانش های مختلف علوم اسلامی و انسانی ( اربعین در آوردگاه علوم انسانی و اسلامی) .
سه. تقویت مرور ادبیات علمی موجود درباره اربعین و ترسیم چشم انداز آینده مطالعات اربعین . ( آینده پژوهی اربعین با نگاه به گذشته و افق آینده ).
چهار. تقویب نگرش چند وجهی و میان رشته ای به پدیده اربعین به منظور تبیین ابعاد متنوع و آموزه های خرد و کلان این پدیده ( رویکرد میان رشته ای در تبیین و تفسیر اربعین).
پنج. استخراج مقولات , جستارها و مدخل های مهم اربعین به منظور نگارش فرهنگ نامه و دانشنامه های مرجع در شناساندن این پدیده چند وجهی به جهان .
شش . تجربه نگاری و تاریخ شفاهی اربعین .
هفت . عرفان اربعین : تبیین ابعاد عرفانی و شهودی اربعین.
هشت . فقه اربعین : تبیین مسائل فقهی اربعین از منظر مذاهب فقهی .
نه. الهیات اربعین: تبیین مبانی کلامی و اعتقادی پدیده اربعین.
ده. تاریخ و تراث اربعین.
یازده. اربعین در نگره مذاهب و ادیان.
دوازده. مطالعات فرهنگی و اجتماعی اربعین.
سیزده. مطالعات سیاسی اربعین.
چهارده. مطالعات تمدنی اربعین.
پانزده. اربعین و تقریب مذاهب و ادیان.
شانزده. اربعین و فرق شیعی.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 اربعین تراز ؛ اربعین انقلاب و تحوّل
✍️علی راد
پدیده پیاده روی زیارت اربعین از آغاز تا فرجام آن, پدیده ای چند وجهی با سویه های در هم تنیده است و نمیتوان آن را صرفا یک پدیده ساده و تک بعدی دانست، بلکه اربعین را میتوان در یک نگاه کامل و جامع , تجلی روح توحید و یکتاپرستی , تبلور قرآن و بازتاب آموزه امامت در عینیت جامعه اسلامی دانست و از اینرو گزاف نیست که ما اربعین را اربعین قرآن و بعثت، معرفت و اندیشه، جهاد و قیام، بصیرت و ایستادگی، آزادگی و وارستگی و اربعین اسارت نفس و تزکیه از هوای نفس بدانیم. از اینرو اربعین را نباید مانند یک پدیده تاریخی محدود و محصور در قرن نخست هجری در نظر داشته باشیم، بلکه اربعین را میتوان اربعین رها از قید زمان و تاریخ و رهایی از هرگونه نگاه انحصاری و محدود دانست.
از مهم ترین سویه های زیارت اربعین حسینی، سویه انقلاب و اعتراض , تغییر مطلوب و تحول اعتقادی زائر و اجتماع اربعینی است که می تواند پیاده روی اربعین را از یک سلوک فردی به یک جریان اجتماعی پویا و اثر گذار در سطح اجتماعی تبدیل کند و زائر اربعین بایستی از فرد گروی عبور و به جریان اربعینی برسد. زمینههای تفسیر اربعین حسینی به اربعین انقلاب و اعتراض در متون و نصوص زیارت اربعین وجود دارد لذا همواره حاکمان جریان جور و طاغوت از این هراس دارند که اربعین به یک ظرف انقلاب علیه جور و ستم و حاکمان جور و فساد تبدیل شود. در گستره تاریخی میبینیم که چگونه امویان و عباسیان از برآمدن یاد، نام، نمادها و شعائر امام حسین(ع) ترس داشتند و محدودیتهایی را برای زیارت مزار شریف آن حضرت ایجاد کردند و در مقابل اهل بیت(ع) همواره در نام، یاد و تعظیم زیارت حسین(ع) تأکید داشتند، اما با توجه به ظرفیت ناپیدا و بیکران زیارت امام حسین(ع)، این زیارت با محدودیتها و رنجها مواجه است. بنا بر این اربعین در یک تحلیل سیاسی زمانی برای برای نشان دادن زبان اعتراض علیه همه بنیادها و نمادهای ظلم و شرک است، و زائران اربعین بایستی با این روح انقلابی و حماسی این پدیده انس بگیرند لذا زیارت اربعین این صرفا محدود به سوگ و عزاداری , پیاده روی و خواندن متن زیارت اربعین نیست بلکه اربعین، اربعین معرفت و بصیرت , حماسه و انقلاب , اعتراض و احتجاج نیز هست علیه هر آنچه که به عنوان فسق و جور در جامعه انسانی و در سطح جهانی است ظهور و بروز پیدا کند. متولیان امر اربعین بایستی نسبت به شعارها، محتواها، نمادها و کاربردهای اربعینی اهتمام لازم را داشته باشند . به نظر میرسد که هنوز ورود جدی به حوزه محتوایی اربعین نکردهایم، زیرا شاهد هستیم که سطح المانها و شعارهای اربعینی هنوز با آن اربعین مطلوب و تراز فاصله دارد، لذا پیشنهاد جدی ما این است که در کنار توجه به مدیریت اجرایی، رفاهی و فرایندهای برگزاری اربعین متولیان امر اربعین به این مهم توجه داشته باشند. اربعین حسینی نماد تضاد و تقابلهایی مانند تضاد و تقابل حق و باطل، تقابل اسلام و شرک، تقابل توحید و کفر و تقابل حسینیان و یزیدیان تاریخ بوده و هست و به نوعی فرصتی برای اندیشیدن درباره چرایی پدیداری این تضادها و تقابلهاست. از اینرو امید است که ما در اربعین این جلوههای تضادها و تقابلها را ببینیم و استشمام کنیم. در حقیقت به دلیل ظرفیتهای عمیقی که در اربعین نهفته است بایستی مورد مطالعه و واکاوی عمیق نخبگان حوزه و دانشگاه قرار گیرد. بدون شک تبیین علمی و روشمند پدیده اربعین از مصادیق احیای امر اهل بیت(ع) است و در این مهم شکی نیست که زیارت اربعین جزء امر اهل بیت(ع) و جزء لاینفک فرهنگ آن بزرگواران است.
http://ijtihadnet.ir/?p=79073
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
آتش به جانم افکند، شوق لقای دلدار
از دست رفت صبرم، ای ناقه! پای بردار
ای ساربان ! خدا را، پیوسته متصل ساز
ایوار را به شبگیر، شبگیر را به ایوار
در کیش عشقبازان، راحت روا نباشد
ای دیده! اشک میریز، ای سینه! باش افگار
هر سنگ و خار این راه، سنجاب دان و قاقُم
راه زیارت است این، نه راه گشت بازار
با زائران محرم، شرط است آنکه باشد
غسل زیارت امّا، از اشک چشم خونبار
دیوان شیخ بهائی، غزل:۱۲،ص: ۷٠
https://eitaa.com/SiamakMokhtari
🧿 مطالعات اربعین؛ضرورتها و عرصه ها
✍️ علی راد
بخش اول: مفهوم شناسی مطالعات اربعین
https://eitaa.com/OstadRad/2101
بخش دوم: رویکردهای اربعین پژوهی
https://eitaa.com/OstadRad/2103
بخش سوم: 16 محور اصلی در اربعین پژوهی
https://eitaa.com/OstadRad/2104
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 اسد رستم و نقد منابع تاریخی (01)
✍️ علی راد
کتاب «مصطلح التاریخ» تالیف اسد رستم از جمله آثار برجسته در موضوع نقد تاریخی در گفتمان تاریخ پژوهان مسلمان در سده معاصر به شمار میآید. نویسنده این اثر با بهرهگیری از رویکردی بوممحور به نقد و بازنگری روشهای تاریخی میپردازد و تلاش می کند مفاهیم و نظریات نقد تاریخی را در فضای تفکر اسلامی بازسازی کند. اسد رستم با اندیشههای غربیان در زمنیه نقد تاریخی, آشنایی گسترده و دقیقی دارد و بیش از این در بازخوانی روشهای نقد محدثان مسلمان پژوهیده است, او در این کتاب می کوشید روایتی علمی و بومی از تاریخورزی مسلمانان ارائه دهد, او تاکید دارد که نقد تاریخی پیش از اینکه دستاورد تلاشهای غربیان باشد, ریشه در سنّت و فرهنگ اسلامی به ویژه تلاشهای محدّثان مسلمان دارد .
✳️ کتاب «مصطلح التاریخ» با چنین رویکردی، سهم قابل توجهی در ارتقاء و توسعه علم نقد تاریخی در میان تاریخ پژوهان مسلمان معاصر ایفا کرده است. به باور اسد رستم، در یک پژوهش تاریخی, نقد دقیق منابع و مصادر تاریخی, اصلیترین رکن در فرایند نقد تاریخی به شمار میرود. او از مصادر اصیل و اولیه تاریخی به «اصول» یاد می کند, «تقمیش» و «تفتیش» را دو وظیفه تاریخ پژوه به ترتیب در مرحله بازیابی مصادر اصیل تاریخی و نقد این مصادر معرفی می کند و هر گونه قصور در اهتمام به این دو وظیفه ذاتی تاریخ پژوه را مساوی با نابودی تاریخ می¬داند. متن عبارت او در بیان این قاعده مهم در پژوهشهای نقد تاریخی چنین است:
«اگر اصول از بین بروند، تاریخ نیز با آنها نابود میشود. این یک قاعده کلی است که جای بحث ندارد، زیرا تاریخ فقط بر پایه آثار به جا مانده از اندیشه یا قلم پیشینیان استوار است. پس اگر سختیهای روزگار یا حوادث زمان به برخی از این آثار هجوم آورده و نشانههای آنها را از بین ببرند، تاریخ آنها را از دست میدهد و گویی هرگز وجود نداشتهاند، و با از دست دادن آنها، تاریخ، عصر و مردان آنها را نمیشناسد. اما اگر باقی بمانند و حفظ شوند، تاریخ در آنها حفظ شده است. به همین دلیل، مورخان پیش از هر چیز، بر خود لازم میدانند که به تحقیق و جستجو در مورد آثار گوناگونی که از پیشینیان به جا مانده است و ما توافق کردهایم که آنها را اصول بنامیم، بپردازند. اصول نزد مورخ، تمام آثاری است که از پیشینیان به جا مانده است؛ بنابراین، نامههای رسیده به مجلس محمدعلی پاشا و صادر شده از آن، اصولی برای تاریخ این دوره از تاریخ عرب به شمار میروند» .
❇️ اسد رستم در ادامه تاکید دارد که پیشینه کاربست دو اصل تقمیش و تفتیش در مطالعات تاریخی نزد محدّثان مسلمان در قرن های اولیه به مثابه یک قاعده ی مشهور شناخته شده است: «بنابراین، اگر این قاعده کلی درست باشد - و بدون هیچ بحثی درست است - مبنی بر اینکه اگر اصول از بین بروند، تاریخ از بین میرود، میگویم اگر این قاعده درست باشد، مورخ باید کار خود را همیشه با جمعآوری اصول آغاز کند، و به جان خودم این یک حقیقت اساسی و لازم است که علمای حدیث قرنها پیش آن را شناختند و مطابق آن عمل کردند قبل از اینکه مورخان مدرن فایدهاش را درک کنند و به درستی آن اشاره کنند و چه در اروپا و چه در سایر مراکز علم مدرن. محدث مشهور، ابوحاتم رازی، از بزرگان قرن سوم، دراین باره چنین گفته است: « چون خواستی که به کتابت حدیث بپردازی تقمّش کن، و زمانی که خواستی حدیث به دیگران بخوانی، پیش از آن تفتیش کن.» و در المحیط آمده است: «قَمَشَ القُماش یقمشه قمشا» یعنی آن را از اینجا و آنجا جمع کرد، و قماش، خردهریزهای اشیاء روی زمین است، و تقمش الرجل یعنی هر چه یافت خورد، اگرچه پست بود. پس، به پاس زنده نگه داشتن یاد رازی و اعتراف به تلاشها و برتری محدثین بر علم تاریخ، بر خود واجب میدانیم که اولین گامهای مورخِ دقیق و پژوهشگر را «تقمیش» بنامیم، پس میگوییم: بر مورخ، پیش از هر چیز، لازم است که به تقمیش اصول اهمیت دهد؛ زیرا اگر اصول از بین بروند، تاریخ نیز با آنها از بین میرود». •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad