🧿مطالعات اربعین ؛ ضرورت ها و عرصه ها (2)
✍️ علی راد
مقصود از مطالعات اربعین ؛ تبیین چیستی , ریشه ها , چرایی این پدیده ذو ابعاد از منظرهای مختلف هست . مطالعات اربعین را در یک نگاه می توان به دو گونه کلی برون دینی و درون دینی تقسیم نمود ؛
الف. برون دینی : ظاهر گرایی در مطالعه اربعین و اکتفا به ظهورات و نمادها , عدم الزام مرجعیت قرآن و سنّت در تبیین و تحلیل اربعین در رویکرد برون دینی , تفسیر آزاد از ماهیت و ابعاد اربعین و غفلت از ارتباط و انسجام آن با آموزه های اسلامی از جمله شاخص های این رویکرد در مطالعه و تفسیر اربعین حسینی است .
ب. درون دینی : مرجعیت قرآن و سنّت در تبیین عمیق و روشمند اربعین بر پایه مبانی و اصول دانش های دینی , ارزیابی اربعین با آموزه های اسلامی و ارائه تفسیری منسجم از آن با دیگر مناسک شیعی از جمله اصول و رویکردهای رویکرد درون دینی در مطالعه اربعین حسینی است .
در رویکرد برون دینی اربعین به مثابه یک جریان و اجتماع انسانی – معنوی تعریف می شود که سالیانه یکبار در زمان و مکانی مشخص برای ابراز احساسات و عواطف مذهبی از سوی شیعیان نسبت به امام حسین ( ع ) برگزار می شود . در این رویکرد اربعین صرفاً پدیده ای تاریخمند و ایستا و محدود است . البته این رویکرد به دلیل نگاه خشک و سطحی به پدیده اربعین و عدم درک روشن از ریشه ها و فلسفه اربعین قدرت تبیین عمیق از عمق و قلب این آیین را ندارد و دستاورد تبیین آن از اربعین در حد یک تظاهرات انسانی است حال اینکه اربعین فراتر از این است.
برایند این نگاه ها به اربعین در برون داد این پدیده دینی اثر گذار است و حتی می تواند در یک گذار تاریخی به تقسیم اقسام اربعین و ظهور گونه های مختلف آن چون اربعین پویا و موثر , اربعین ایستا و تاریخمند , اربعین فرد گرا و اربعین امت گرا و ... بینجامد .
متاسفانه از عصر حضور تا کنون - تا دو دهه اخیر - به دلیل شرایط فرهنگی , سیاسی و اجتماعی حاکم علیه شیعیان در طول تاریخ اهتمام روشمند و جامع نگر به پدیده اربعین چندان زمینه لازم برای بروز و طرح در مراکز علمی حوزه و دانشگاه را نیافته است , هر چند در نصوص حدیثی و میراث فقهی , تاریخی , کلامی و عرفانی تشیع می توان داده های مرتبط و متناسب با اربعین را می توان رد یابی نمود ولی به طور مستقل و جدی به این فرهنگ توجه جدی نشده است . در این میان نباید از نقش معدود محققان غفلت نمود که در مقام پاسخ به برخی از ابهامات و نقدها تک نگاری های مهم را درباره اربعین پدید آوردند ولی این آثار نگاه های تک بعدی و محدود به برخی از ابعاد اربعین را داشته و دارند .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿مطالعات اربعین؛ضرورتها و عرصه ها (3)
✍️ علی راد
برخی از مهم ترین عرصه های مغفول اربعین پژوهی عبارتند از :
یک. ایجاد ساز وکار و بستر علمی مناسب برای هم اندیشی , و نقد و نظر نخبگان حوزه و دانشگاه درباره ابعاد متنوع پدیده اربعین ( گفتمان سازی اربعین در میان نخبگان).
دو. تبیین علمی و روشمند ابعاد متنوع پدیده اربعین از منظر دانش های مختلف علوم اسلامی و انسانی ( اربعین در آوردگاه علوم انسانی و اسلامی) .
سه. تقویت مرور ادبیات علمی موجود درباره اربعین و ترسیم چشم انداز آینده مطالعات اربعین . ( آینده پژوهی اربعین با نگاه به گذشته و افق آینده ).
چهار. تقویب نگرش چند وجهی و میان رشته ای به پدیده اربعین به منظور تبیین ابعاد متنوع و آموزه های خرد و کلان این پدیده ( رویکرد میان رشته ای در تبیین و تفسیر اربعین).
پنج. استخراج مقولات , جستارها و مدخل های مهم اربعین به منظور نگارش فرهنگ نامه و دانشنامه های مرجع در شناساندن این پدیده چند وجهی به جهان .
شش . تجربه نگاری و تاریخ شفاهی اربعین .
هفت . عرفان اربعین : تبیین ابعاد عرفانی و شهودی اربعین.
هشت . فقه اربعین : تبیین مسائل فقهی اربعین از منظر مذاهب فقهی .
نه. الهیات اربعین: تبیین مبانی کلامی و اعتقادی پدیده اربعین.
ده. تاریخ و تراث اربعین.
یازده. اربعین در نگره مذاهب و ادیان.
دوازده. مطالعات فرهنگی و اجتماعی اربعین.
سیزده. مطالعات سیاسی اربعین.
چهارده. مطالعات تمدنی اربعین.
پانزده. اربعین و تقریب مذاهب و ادیان.
شانزده. اربعین و فرق شیعی.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 اربعین تراز ؛ اربعین انقلاب و تحوّل
✍️علی راد
پدیده پیاده روی زیارت اربعین از آغاز تا فرجام آن, پدیده ای چند وجهی با سویه های در هم تنیده است و نمیتوان آن را صرفا یک پدیده ساده و تک بعدی دانست، بلکه اربعین را میتوان در یک نگاه کامل و جامع , تجلی روح توحید و یکتاپرستی , تبلور قرآن و بازتاب آموزه امامت در عینیت جامعه اسلامی دانست و از اینرو گزاف نیست که ما اربعین را اربعین قرآن و بعثت، معرفت و اندیشه، جهاد و قیام، بصیرت و ایستادگی، آزادگی و وارستگی و اربعین اسارت نفس و تزکیه از هوای نفس بدانیم. از اینرو اربعین را نباید مانند یک پدیده تاریخی محدود و محصور در قرن نخست هجری در نظر داشته باشیم، بلکه اربعین را میتوان اربعین رها از قید زمان و تاریخ و رهایی از هرگونه نگاه انحصاری و محدود دانست.
از مهم ترین سویه های زیارت اربعین حسینی، سویه انقلاب و اعتراض , تغییر مطلوب و تحول اعتقادی زائر و اجتماع اربعینی است که می تواند پیاده روی اربعین را از یک سلوک فردی به یک جریان اجتماعی پویا و اثر گذار در سطح اجتماعی تبدیل کند و زائر اربعین بایستی از فرد گروی عبور و به جریان اربعینی برسد. زمینههای تفسیر اربعین حسینی به اربعین انقلاب و اعتراض در متون و نصوص زیارت اربعین وجود دارد لذا همواره حاکمان جریان جور و طاغوت از این هراس دارند که اربعین به یک ظرف انقلاب علیه جور و ستم و حاکمان جور و فساد تبدیل شود. در گستره تاریخی میبینیم که چگونه امویان و عباسیان از برآمدن یاد، نام، نمادها و شعائر امام حسین(ع) ترس داشتند و محدودیتهایی را برای زیارت مزار شریف آن حضرت ایجاد کردند و در مقابل اهل بیت(ع) همواره در نام، یاد و تعظیم زیارت حسین(ع) تأکید داشتند، اما با توجه به ظرفیت ناپیدا و بیکران زیارت امام حسین(ع)، این زیارت با محدودیتها و رنجها مواجه است. بنا بر این اربعین در یک تحلیل سیاسی زمانی برای برای نشان دادن زبان اعتراض علیه همه بنیادها و نمادهای ظلم و شرک است، و زائران اربعین بایستی با این روح انقلابی و حماسی این پدیده انس بگیرند لذا زیارت اربعین این صرفا محدود به سوگ و عزاداری , پیاده روی و خواندن متن زیارت اربعین نیست بلکه اربعین، اربعین معرفت و بصیرت , حماسه و انقلاب , اعتراض و احتجاج نیز هست علیه هر آنچه که به عنوان فسق و جور در جامعه انسانی و در سطح جهانی است ظهور و بروز پیدا کند. متولیان امر اربعین بایستی نسبت به شعارها، محتواها، نمادها و کاربردهای اربعینی اهتمام لازم را داشته باشند . به نظر میرسد که هنوز ورود جدی به حوزه محتوایی اربعین نکردهایم، زیرا شاهد هستیم که سطح المانها و شعارهای اربعینی هنوز با آن اربعین مطلوب و تراز فاصله دارد، لذا پیشنهاد جدی ما این است که در کنار توجه به مدیریت اجرایی، رفاهی و فرایندهای برگزاری اربعین متولیان امر اربعین به این مهم توجه داشته باشند. اربعین حسینی نماد تضاد و تقابلهایی مانند تضاد و تقابل حق و باطل، تقابل اسلام و شرک، تقابل توحید و کفر و تقابل حسینیان و یزیدیان تاریخ بوده و هست و به نوعی فرصتی برای اندیشیدن درباره چرایی پدیداری این تضادها و تقابلهاست. از اینرو امید است که ما در اربعین این جلوههای تضادها و تقابلها را ببینیم و استشمام کنیم. در حقیقت به دلیل ظرفیتهای عمیقی که در اربعین نهفته است بایستی مورد مطالعه و واکاوی عمیق نخبگان حوزه و دانشگاه قرار گیرد. بدون شک تبیین علمی و روشمند پدیده اربعین از مصادیق احیای امر اهل بیت(ع) است و در این مهم شکی نیست که زیارت اربعین جزء امر اهل بیت(ع) و جزء لاینفک فرهنگ آن بزرگواران است.
http://ijtihadnet.ir/?p=79073
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
آتش به جانم افکند، شوق لقای دلدار
از دست رفت صبرم، ای ناقه! پای بردار
ای ساربان ! خدا را، پیوسته متصل ساز
ایوار را به شبگیر، شبگیر را به ایوار
در کیش عشقبازان، راحت روا نباشد
ای دیده! اشک میریز، ای سینه! باش افگار
هر سنگ و خار این راه، سنجاب دان و قاقُم
راه زیارت است این، نه راه گشت بازار
با زائران محرم، شرط است آنکه باشد
غسل زیارت امّا، از اشک چشم خونبار
دیوان شیخ بهائی، غزل:۱۲،ص: ۷٠
https://eitaa.com/SiamakMokhtari
🧿 مطالعات اربعین؛ضرورتها و عرصه ها
✍️ علی راد
بخش اول: مفهوم شناسی مطالعات اربعین
https://eitaa.com/OstadRad/2101
بخش دوم: رویکردهای اربعین پژوهی
https://eitaa.com/OstadRad/2103
بخش سوم: 16 محور اصلی در اربعین پژوهی
https://eitaa.com/OstadRad/2104
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 اسد رستم و نقد منابع تاریخی (01)
✍️ علی راد
کتاب «مصطلح التاریخ» تالیف اسد رستم از جمله آثار برجسته در موضوع نقد تاریخی در گفتمان تاریخ پژوهان مسلمان در سده معاصر به شمار میآید. نویسنده این اثر با بهرهگیری از رویکردی بوممحور به نقد و بازنگری روشهای تاریخی میپردازد و تلاش می کند مفاهیم و نظریات نقد تاریخی را در فضای تفکر اسلامی بازسازی کند. اسد رستم با اندیشههای غربیان در زمنیه نقد تاریخی, آشنایی گسترده و دقیقی دارد و بیش از این در بازخوانی روشهای نقد محدثان مسلمان پژوهیده است, او در این کتاب می کوشید روایتی علمی و بومی از تاریخورزی مسلمانان ارائه دهد, او تاکید دارد که نقد تاریخی پیش از اینکه دستاورد تلاشهای غربیان باشد, ریشه در سنّت و فرهنگ اسلامی به ویژه تلاشهای محدّثان مسلمان دارد .
✳️ کتاب «مصطلح التاریخ» با چنین رویکردی، سهم قابل توجهی در ارتقاء و توسعه علم نقد تاریخی در میان تاریخ پژوهان مسلمان معاصر ایفا کرده است. به باور اسد رستم، در یک پژوهش تاریخی, نقد دقیق منابع و مصادر تاریخی, اصلیترین رکن در فرایند نقد تاریخی به شمار میرود. او از مصادر اصیل و اولیه تاریخی به «اصول» یاد می کند, «تقمیش» و «تفتیش» را دو وظیفه تاریخ پژوه به ترتیب در مرحله بازیابی مصادر اصیل تاریخی و نقد این مصادر معرفی می کند و هر گونه قصور در اهتمام به این دو وظیفه ذاتی تاریخ پژوه را مساوی با نابودی تاریخ می¬داند. متن عبارت او در بیان این قاعده مهم در پژوهشهای نقد تاریخی چنین است:
«اگر اصول از بین بروند، تاریخ نیز با آنها نابود میشود. این یک قاعده کلی است که جای بحث ندارد، زیرا تاریخ فقط بر پایه آثار به جا مانده از اندیشه یا قلم پیشینیان استوار است. پس اگر سختیهای روزگار یا حوادث زمان به برخی از این آثار هجوم آورده و نشانههای آنها را از بین ببرند، تاریخ آنها را از دست میدهد و گویی هرگز وجود نداشتهاند، و با از دست دادن آنها، تاریخ، عصر و مردان آنها را نمیشناسد. اما اگر باقی بمانند و حفظ شوند، تاریخ در آنها حفظ شده است. به همین دلیل، مورخان پیش از هر چیز، بر خود لازم میدانند که به تحقیق و جستجو در مورد آثار گوناگونی که از پیشینیان به جا مانده است و ما توافق کردهایم که آنها را اصول بنامیم، بپردازند. اصول نزد مورخ، تمام آثاری است که از پیشینیان به جا مانده است؛ بنابراین، نامههای رسیده به مجلس محمدعلی پاشا و صادر شده از آن، اصولی برای تاریخ این دوره از تاریخ عرب به شمار میروند» .
❇️ اسد رستم در ادامه تاکید دارد که پیشینه کاربست دو اصل تقمیش و تفتیش در مطالعات تاریخی نزد محدّثان مسلمان در قرن های اولیه به مثابه یک قاعده ی مشهور شناخته شده است: «بنابراین، اگر این قاعده کلی درست باشد - و بدون هیچ بحثی درست است - مبنی بر اینکه اگر اصول از بین بروند، تاریخ از بین میرود، میگویم اگر این قاعده درست باشد، مورخ باید کار خود را همیشه با جمعآوری اصول آغاز کند، و به جان خودم این یک حقیقت اساسی و لازم است که علمای حدیث قرنها پیش آن را شناختند و مطابق آن عمل کردند قبل از اینکه مورخان مدرن فایدهاش را درک کنند و به درستی آن اشاره کنند و چه در اروپا و چه در سایر مراکز علم مدرن. محدث مشهور، ابوحاتم رازی، از بزرگان قرن سوم، دراین باره چنین گفته است: « چون خواستی که به کتابت حدیث بپردازی تقمّش کن، و زمانی که خواستی حدیث به دیگران بخوانی، پیش از آن تفتیش کن.» و در المحیط آمده است: «قَمَشَ القُماش یقمشه قمشا» یعنی آن را از اینجا و آنجا جمع کرد، و قماش، خردهریزهای اشیاء روی زمین است، و تقمش الرجل یعنی هر چه یافت خورد، اگرچه پست بود. پس، به پاس زنده نگه داشتن یاد رازی و اعتراف به تلاشها و برتری محدثین بر علم تاریخ، بر خود واجب میدانیم که اولین گامهای مورخِ دقیق و پژوهشگر را «تقمیش» بنامیم، پس میگوییم: بر مورخ، پیش از هر چیز، لازم است که به تقمیش اصول اهمیت دهد؛ زیرا اگر اصول از بین بروند، تاریخ نیز با آنها از بین میرود». •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 اسد رستم و نقد منابع تاریخی (02)
✍️ علی راد
اسد رستم, فصل سوم از کتاب خود را با عنوان «نقد الاصول» به ارزیابی مصادر تاریخی اختصاص داده است و در همان گفتار اول از این فصل به دو آسیب دستبرد و تحریف در مصادر تاریخی تذکر داده است. او وظیفه اصلی تاریخ پژوه را اطمینان از اصالت و صحت منابع تاریخی بر شمرده است, و این مهم را از جمله پیش نیازهای هر مطالعه تاریخی و مقدم بر هر گام از مراحل پژوهش تاریخی می¬داند که بدون التزام به این مهم, هر تلاشی در مطالعه تاریخ بی ثمر خوهد بود. اسد رستم آغاز این فصل را با این عبارت شروع می¬کند :
«اکنون که اصول را گردآوری کرده و به دانشهایی که ما را به این اصول میرسانند مسلح شدهایم، شایسته است پیش از برداشتن گام سوم، کمی در این مورد فکر کنیم. آیا مورخ پس از پایان بررسی علوم یادشده ، فوراً به مطالعهٔ اصول برای استخراج محتویات پنهان آنها میپردازد، یا اندکی درنگ میکند تا در اصالت آنچه از این اصول در اختیار دارد، تأمل کند؟ و آیا دلیلی برای تردید در این مورد وجود دارد؟ اگر ما بلافاصله پس از پایان علوم ابزاری مرحله قبل، شروع به استخراج اخبار مهم از اصول کنیم و مدتی به این کار مشغول شویم، و سپس یقین پیدا کنیم که آنچه را بهعنوان اصلی از اصول در نظر گرفتهایم، در واقع اثری از آثار جعلی که در دوره های بعد پدید آمده است، یا اینکه به طور خاص برای مغالطه و گمراه کردن وضع شده است، میگویم: اگر ما با چنین رویکردی شروع کنیم و وقوع فریب و جعل را باور داشته باشیم، وقتمان تلف میشود و از زیاندیدگان خواهیم بود. بنابراین، مورخ باید پس از پایان مراحل مقدماتی ، ابتدا از اصالت اصول اطمینان حاصل کند و از خالی بودن آنها از هرگونه دسیسه یا جعل، اطمینان حاصل کند. شاید مفید باشد که این بررسی را با مرور برخی از مواردی که در این زمینه آزمودهایم، آغاز کنیم.».
اسد رستم این پیش فرض را که نسخه¬های اولیه منابع و مصادر تاریخی, از هر گونه دستبرد و تحریف پیراسته مانده اند, نادرست خوانده و با ارائه شواهد مختلف و متنوع از حوزه های متنوع علوم اسلامی و شاخه های تاریخ اسلام آن را به چالش کشانده است, او تصریح دارد که چه بسیار مصادر تاریخی هستند که در روند تاریخی دچار زیادت از سوی دیگران شده اند و نمونه روشن آن کتاب العِقد الفَرید ابن عبد رّبه اندلسی (۲۴۶-۳۲۸ ق) است. اسد رستم با استناد به پژوهشهای انجام شده, وقوع تحریف در کتاب العِقد الفَرید را چنین بیان می¬کند:
« و از جمله آنچه همکارمان استاد جبرائیل جبور در این زمینه تجربه کرده است، نوعی جعل است که بسیاری از نسخههای اصلی از آن مصون نماندهاند. اینکه صاحبان نسخههای خطی گاه در حاشیه یا در انتهای فصول و ابواب، اخبار یا نظرات جدیدی در ارتباط با آن موضوع اضافه میکردند. سپس روزها میگذشت و برخی از این کتابها رونویسی میشدند، در نتیجه، الحاقیهها به متن اصلی وارد شده و شرحها در متن تثبیت میشدند و این موضوع برای متأخران گیجکننده میشد و هر آنچه در نسخه خطی متأخر بود به نویسنده نسبت داده میشد. این نوع جعل همان چیزی است که ما میخواهیم آن را «دس» بنامیم، چه عمدی باشد و چه غیرعمدیو در «محیط المحیط» [فرهنگ لغت]، «دسّ الشیء و دسّه فیه یدسّه دسّاً» به معنای «وارد کرد، دفن کرد و پنهان کرد» است. استاد جبور، هنگامی که کتاب «العقد الفرید» ابن عبد ربه را بررسی کرد، دریافت که ناشران چاپهای موجود از این کتاب، به نسخه خطیای اعتماد کردهاند که جملات و اخبار زیادی در آن دسیسه شده است، بنابراین اصل و زیاده را در چاپهای خود ثبت کردهاند، بدون اینکه متوجه موضوع شوند یا به آن اشاره کنند. و عجیب این است که برخی از این اخبار مدسوس، آشکار بود و کشف آن نیاز به تلاش یا دقت زیادی نداشت.».
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 اسد رستم و نقد منابع تاریخی (03)
✍️ علی راد
اسد رستم به نقل از پژوهش جبور, نمونه های روشنی از دستبرد در این اثر کهن تاریخی و ادبی را ارائه می¬کند, برای مثال, اخبار پس از مامون عباسی در کتاب العقد الفرید را از جمله افزوده های دیگران در این اثر دانسته است :
« ابن عبد ربه در کتاب مذکور، فصل ویژهای دارد که به توقیعات خلفا اختصاص یافته است. بابی در توقیعات بنیعباس دارد که در آن هیچ توقیعی از خلیفه بعد از مأمون نیست. نکته عجیب این است که کسی که در مواضع پیشین دست برده بود، اینجا دچار سهو شده است زیرا کتاب ابن عبد ربه تا اخبار مأمون پایان یافته است، این جعل, این گمان را تقویت میکند که بیشتر اخباری که در «العقد» درباره خلفای بنیعباس بعد از مأمون آمده، بعد از مرگ ابن عبد ربه به او نسبت داده شده است. و عجیب نیست اگر این گمان درست باشد، به ویژه اینکه میدانیم ابن عبد ربه بیشتر اخبار خود را از کتابهای مدونی گرفته که نویسندگانی پیش از او نوشتهاند و بیشتر آنها اخبار مربوط به جانشینان مأمون را ثبت نکردهاند. به این اضافه کنید که ابن عبد ربه از توقیعات امیران مختلف، از هیچکس بعد از طاهر بن حسین، یکی از فرماندهان مأمون، ذکری نکرده است».
اسد رستم پس از بررسی نمونه های مختلف از دستبرد در منابع تاریخی, تاکید دارد که احراز اصالت و وثاقت منبع و مصدر تاریخی از جمله بایسته های تاریخ پژوهی است که باید با استفاده از شیوه های مختلف نقد تاریخی چون نقد درونی و نقد بیرونی به این مهم اهتمام ورزید و از هر گونه شتابزدگی, تقلید و اعتماد به مشهور اجتناب جست زیرا دستیابی به مصدر معتبر تاریخی, کاری سخت, دیربازده و طاقت سوز است :
« بر مورخ واجب است پس از جمعآوری اصول و اتمام مطالعه علوم مربوط به آن، از اصالت اصول اطمینان حاصل کند و از خلو آنها ازهرگونه تقلب یا تحریف مطمئن گردد. از آنچه که گفته شد، روشن میشود که مورخ باید از دو دسته شواهد کمک بگیرد. دسته اول، شواهد باطنی (درونی) است که پس از مطالعه خود متن اصل به آن دست مییابد؛ و دسته دوم، شواهد ظاهری است که پس از مطالعه اصول و منابع دیگر یا پس از تسلط بر برخی از علوم مرتبط بر آنها واقف می شود. در این خصوص، ناگزیر از اشاره به لزوم درنگ، سنجیدگی و اطمینان هستیم. زیرا هیچ فایدهای از زیادهروی در کار و سرعت در عمل حاصل نمیشود. و پوشیده نیست که اطمینان از صحت و اصالت اصول، کاری دشوار و دستنیافتنی است. برحذر باشید، برحذر باشید از تسلیم شدن به اولین نسخه با اعتماد کورکورانه و تکیه بر آن؛ زیرا برای مورخ جایز نیست که قانع باشد و به هر کسی اعتماد کند یا زودباور باشد و هر آنچه را میخواند باور کند».
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
📚کتاب «علم اصول و زبانشناسی شناختی» به همت انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.
📌این اثر را باید مقدمهای برای مباحث تطبیقی در دو حوزه گسترده علم اصول و زبانشناسی شناختی دانست.
📌البته اثر صرفاً حاوی مباحث تطبیقی نبوده، نوآوریهای خاصی در بردارد. مانند تاثیر برخی از مباحث معناشناسی شناختی بر بحث اصولی و غیره.
📌بیتردید، ورود مباحث زبانشناسی به طور کلی، و زبانشناسی شناختی به طور خاص، به علم اصول میتواند انقلابی ژرف در این زمینه را رقم بزند.
@hekmatebaleghe
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
جناب سیدهادی طباطبایی آورده است که:
سال ۵۶ که علامه طباطبایی به خاطر بیماری پارکینسون برای مداوا به انگلیس میرود، شهید قدوسی ـ داماد علامه ـ به دکتر احمدی تکلیف میکند که همراه وی به انگلیس برود. احمدی ۱۵ روز در لندن مصاحب با علامه میشود. در آنجا فرصت را غنیمت دانسته و از علامه میپرسد که حاج آقا! شما در نوشتههایتان خیلی به اروپا تاختهاید؛ اگر قبلاً آمده بودید و نظم و انضباط اینجا را دیده بودید، آیا اینقدر به اینها میتاختید؟ علامه پاسخ میدهد که خیر.
@Nardebane_feghahat
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad