مهدویت انتظار موعود.pdf
حجم:
776.3K
🧿 روش شناسی تطبیقی احادیث مهدویت در مکاتب حدیثی قم، بغداد و اصفهان ✍️ علی راد _ مریم نساج
چکیده
باتوجه به متفاوت بودن روشها در مکتبهای حدیثی، بررسی روش هرکدام از سه مکتب حدیثی قم، بغداد و اصفهان میتواند ما را به مجموعه اندیشههایی که در مبانی اخذ و نقل حدیثی، دیدگاهی همسو یا متفاوت دارند؛ آشنا سازد. در این مقاله سعی بر این است که روش شناسی احادیث مهدویت از دیدگاه این سه مکتب بیان شود: از مکتب حدیثی قم، کتاب کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق؛ از مکتب حدیثی بغداد، کتاب الارشاد شیخ مفید و از مکتب حدیثی اصفهان، کتاب بحارالانوار علامه مجلسی انتخاب شده است. از جمله اهداف، بازشناسی اصول و معیارهای مولفان در گزینش، گزارش، تحلیل و تبیین محتوایی و اعتبارسنجی روایات مهدویت است. ازاین رو، به بررسی تطبیقی و بیان وجوه اشتراک و افتراق این سه کتاب پرداخته میشود.
کلیدواژهها
روش شناسی احادیث مهدویت مکتب حدیثی الارشاد کمال الدین و تمام النعمه بحارالانوار. #استاد_علی_راد
🆔✨@OstadRad✨
🧿 روش شناسی و گونه شناسی مصادر تاریخ الحجه بحارالانوار
✍️ علی راد _ مریم نساج
چکیده
علامه مجلسی در «تاریخ الحجه» که بخشی از کتاب بحارالانوار است، به گزینش و گزارش روایات مهدویت پرداخته است. مسئله اصلی این پژوهه، روش شناسی روایی و گونه شناسی مصادر علامه مجلسی در این بخش است. نتایج بررسی و ارزیابی «تاریخ الحجه» نشان داد که علامه در روش شناسی خود از فهم متن و فهم مقصود بهره جسته و ژرف اندیشانه به چینش و تحلیل روایات مهدویت پرداخته است. ایشان پس از احراز صحت متن از طریق توجه به اختلاف نسخه ها، تصحیف و توجه به تقطیع، به دنبال فهم متن به واسطه بررسی غریب الحدیثها و توجه به بلاغت و خانواده حدیث است و از طریق گردآوردن قرینههایی چون آیات قرآن کریم، عقل باوری، تاریخینگری به دنبال کشف مراد جدی و مقصود اصلی معصوم میباشد. تنوع، اعتبار و اصالت سه ویژگی مصادر مجلسی در«تاریخ الحجه» به شمار میآید.
دانلود کنید :
https://www.entizar.ir/article_75287.html
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
Books : https://B2n.ir/r67349 Articles : https://B2n.ir/j95840 Lectures : https://B2n.ir/w50917
مهدویت در غرب دکتر علی راد دانشیار دانشگاه تهران.pdf
حجم:
558.4K
مهدویت پژوهی در غرب؛ زمینه ها, نگرش ها و روشها - دکتر علی راد : دانشیار دانشگاه تهران
چکیده
از میان موضوعات متنوع شیعه شناسی, مساله امامت به دلیل پیوند آن با اساس این مذهب جایگاه خاصی در مطالعات غربیان پیدا کرده است. مهدویت نیز شاخه ای از مطالعات امام شناسی غربیان در شیعه پژوهی به شمار می آید که چندان مورد توجه محوری از ابتدا نبوده است با این حال به تناسب و نیاز بدان در مطالعات خود پرداخته اند. مهدویت در پژوهشهای استشراقی الزاما به معنای مهدی شخصی که شیعه دوازده امامی بدان باورمند هستند نمی باشد بلکه بیشتر افزون بر مهدی نوعی شامل برخی مباحث حاشیه ای نیز می شود. عمده پژوهشگران علاقمند به مسائل مهدویت در غرب یهودی و برخی نیز مسیحی هستند. یهودیان بیشتر گرایش صهیونیستی دارند و موضوعات مورد تحقیق آنان بیشتر معطوف به مسائل بنیادی و به لحاظ محتوایی مرتبط با مسائل سیاست و قدرت می باشد. نگاه انتقادی و مغرضانه و تلاش برای تضعیف مبانی و مستندات تاریخی و روایی مهدویت از ویژگیهای آثار این گروه از مستشرقان می باشد. نگاه مستشرقان مسیحی اندکی تلطیف یافته تر از یهودیان است و بیشتر از منظر ارتباط مهدویت اسلامی با آموزه رجعت مسیح در آخر الزمان به عنوان یک نظریه رقیب مورد توجه آنان است. در این پژوهه زمینه های گرایش مستشرقان به مهدویت پژوهی, انواع نگرشهای و روش های رایج آنان در تحلیل مهدویت شیعی به بوته تحلیل سپرده شده است.
🆔✨@OstadRad✨
مهدویت پژوهی در سده معاصر ؛ زمینه ها و پیامدها ( بخش اوّل)
درنگی در موسوعة في أحاديث الإمام المهدي : الضعيفة والموضوعة , تالیف بستوی
✍️ علی راد
اشاره
امتداد اجتماعی – سیاسی مهدویت در عمل, وجه تمایز قرائت شیعی از مهدویت در اندیشه دیگر مذاهب اسلامی است . افزون بر ریشه های اعتقادی -کلامی آموزه مهدویت, اثر گذاری اجمالی نظریه های آینده جهان و آموزه نجات , ظهور انقلاب اسلامی مبتنی بر پارادایم سیاسی ولایت فقیه در تشدید مطالعات و پژوهشهای معطوف به مهدویت در سده اخیر نقش مهمی ایفا نمود و دیگر مذاهب جهان اسلام را ناگزیر به موضع گیری درباره اصالت و اعتبار آموزه مهدویت نمود .
هر چند مهدویت پژوهی ریشه تاریخی کهن در تاریخ و اندیشه شیعی دارد , محدّثان و متکلمان شیعه بیش از دیگر دانشیان به آن اهتمام ورزیدند لکن ظهور انقلاب اسلامی در کسوت یک پارادایم جدید در حکمرانی مبتنی بر آموزه مهدویت شیعی و اسلام سیاسی , نظریه های حکمرانی سایر مذاهب اسلامی و نگرش سلبی آنان به ظرفیت های سیاسی و اجتماعی اسلام در عرصه حکمرانی و سیاست را به چالش کشاند. نظریه ولایت فقیه با قرائتی ویژه از آموزه مهدویت , فارغ از اعتقادی قلبی و ایمانی به مهدویت در مقام عمل و اجرا نیز به مهدویت امتداد سیاسی و اجتماعی بخشید , اسلام شیعی را به مثابه یک فرانظریه در عرصه سیاست و اجتماع مطرح نمود, زمینه گرایش به مطالعه اسلام شیعی در جهان اسلام و غرب را تشدید کرد , تئوری های کهن شورا , سلطنت , خلافت , تغلب , ... را در عمل به چالش کشانید و بنیادهای اندیشه¬های حکمرانی و حکومت در جهان اسلام معاصر را متزلزل نمود.
پیامدها
خوانش اسلام شیعی از مهدویت پیامدهای متعددی داشت . از جمله مهم ترین آنها. لزوم بازخوانی دقیق بنیادهای نظری و سویه¬های سیاسی آموزه مهدویت در دو سطح تحقیق و نظریه پردازی بود.
در این راستا در نیم سده اخیر پژوهشگران شیعه با فرهنگ نگاری , موسوعه نویسی , مطالعات مقایسه ای و هم سنجی , نقد و ارزیابی احادیث آموزه مهدویت در اندیشه اسلامی , مذاهب و فرق اسلامی رویکرد جدیدی را در پژوهش های حدیثی – کلامی گشودند. این پژوهشها در حال اوج و تثبیت خود در گفتمان دین پژوهی معاصر است. این رویکرد هر چند در نخستین دوره از تولید , تعریف و تثبیت ادبیات علمی خود در گفتمان دین پژوهی قرار دارد لکن موفق گردید توجه پژوهشگران و نهادهای دینی متعددی را در جهان اسلام و غرب به خود جلب نمایید ؛ خاورشناسان به طور جدی و گسترده مطالعه مهدویت را به مثابه یک مسئله در شیعه پژوهی موضوع مطالعات خود قرار دادند . سلفیان معاصر به دلیل رویکرد انتقادی و سلبی به مذهب شیعه و آموزه های آن ناگزیر به موضع گیری درباره اصل آموزه مهدویت شدند , از جمله نمونه های اخیر آن پژوهشهای عبد العلیم بستوی ( پژوهشگر معاصر مقیم عربستان سعودی ) درباره مهدویت است . کارنامه پژوهشی بستوی گویای علاقه¬مندی او به موضوعات حدیثی و کلامی است. رساله دکتری عبد العلیم بستوی با عنوان « المهدي المنتظر (ع) في ضوء الأحاديث والآثار الصحيحة واقوال العلماء وآراء الفرق المختلفه » در موضوع مهدویت در میراث اسلامی بود که از سوی دار ابن حزم بیروت منتشر شد ( بنگرید : بستوی , عبد العلیم , المهدي المنتظر (ع) في ضوء الأحاديث والآثار ... , بیروت، دار ابن حزم، چاپ اول ، 1420 ق ) . هم چنین او کتاب « موسوعة في أحاديث الإمام المهدي : الضعيفة والموضوعة را نیز در موضوع اعتبار سنجی احادیث مهدویت چاپ کرد ( بستوی , عبد العلیم , موسوعة في أحاديث الإمام المهدي , بیروت، دار ابن حزم ، چاپ اول ، 1420 ق , 415 ص ) . 👇👇
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
مهدویت پژوهی در سده معاصر ؛ زمینه ها و پیامدها ( بخش دوّم)
درنگی در موسوعة في أحاديث الإمام المهدي : الضعيفة والموضوعة , تالیف بستوی
✍️ علی راد
پیامدها
هر چند بستوی رویکرد ایجابی به اصل آموزه مهدویت بر پایه احادیث اسلامی دارد و در نگاه او اصل این آموزه از اصالت و اعتبار برخوردار است اما مبانی و معیارهای او در نقد و ارزیابی احادیث مهدویت بر پایه الگو و نظام اعتبار سنجی اهل سنّت با رویکرد سلفی است که بدون شک در توسعه و تضییق احادیث معتبر و صحیح از احادیث ضعیف موضوع مهدویت اثر گذار است . بازشناسی و ارزیابی رویکرد و آرای بستوی درباره احادیث مهدویت از جمله ضرورت های حدیث پژوهی و کلامی در گفتمان علمی معاصر است که هم چنان چشم انتظار نقدهای علمی و استواری است که باب گفتگو و مفاهمه در آموزه مهدویت با رویکرد سلفیان معاصر اهل سنّت را بگشاید و با تکیه بر مشترکات حدیثی , به گفتگو و نقد درباب نصوص و آرای اختلافی بپردازد.
دستاورد
یک. تحولات سیاسی ایران معاصر در توجه مجدد به مهدویت در جهان اسلام و غرب اثر گذار بود.
دو. خوانش شیعی از مهدویت با دو جریان و نظریه رقیب در مهدویت پژوهی مواجه است : سلفیان معاصر و خاورشناسان.
سه. سویه های سیاسی و اجتماعی مهدویت در اسلام شیعی مهم ترین وجه مهدویت پژوهی است لکن بنیادهای نظری و حدیثی آن نیز از اهمیت جدی برخوردار است از این رو نقدو ارزیابی نصوص مهدویت از جمله محورهای مهم در این عرصه است.
چهار. در دو دهه پژوهش ها و مطالعات تحلیلی – تطبیقی نصوص و نظریه های مذاهب اسلامی در موضوع مهدویت به مثابه یک رهیافت علمی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و مراکز دین پژوهی جهان در سطح تحصیلات تکمیلی و با رویکرد نظریه پردازی به این مهم اهتمام دارند. پژوهشهای بستوی نمونه آشکار این رویکرد است و آنها را نباید بریده از گفتمان مهدویت در نیم سده معاصر مطالعه یا به نقد سپرد .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
هدایت شده از علمای زنجان
علامه شیخ عبدالکریم زنجانی
عبدالکریم بن محمدرضا بن محمدحسن بن محمدعلی نجفی زنجانی؛ مجتهد امامی، فیلسوف و متکلم و نویسنده و یگانه روزگار خود...
شیخ محمد سند می گوید: مرحوم شیخ عبدالکریم زنجانی، نمیدانم نام او را شنیدهاید یا نه، استاد سید خوئی بود. او با نیت ایجاد تقریب بین مذاهب به مصر سفر کرد، حتی طه حسین در کنگره اسلامی فلسطین دست او را بوسید و گفت این اولین بار است که دستی را میبوسم و این از روی تحسین است.
شیخ محمدحسین آل کاشف الغطاء در نجف نیز این اقدامات را انجام داد، اما در نزدیک کردن دیدگاهها و نظرات موفق نشد. مردم مصر، اردن و شام با شیخ عبدالکریم زنجانی ارتباط خوبی برقرار کردند، حتی او در مسجد اموی خطبهای پرشور خواند و از شیعیان اهل بیت تنها شیخ عبدالکریم زنجانی بود که به این منبر رفت. شیخ محمدحسین آل کاشف الغطاء به شیخ عبدالکریم گفت: من رفتم و به موفقیتی که تو دست یافتی نرسیدم، و نکته این جاست که تو عرب نیستی ولی من عربم! شیخ در پاسخ گفت: چون تو رفتی و با علم ادبیات با آنها مواجهه کردی، با اینکه در ادبیات توانایی داشتی، ولی مصر مادر ادبیات است. من با علم فلسفه و منطق نزد آنها رفتم و آنها در این زمینه توانایی ندارند.
کتاب عوالم الإنسان و منازله، العقل العملي و قضاياه، ج۱، ص۲۶۵.
@olama_zanjan
هدایت شده از علمای زنجان
صلاح جواد شبّر در کتاب 101 شخصیت فراموش شده(101 شخصیه منسیه) آورده است:
بهخاطر میآورم که اوایل دهه شصت میلادی بود که دیدم شیخ عبدالکریم زنجانی از خانهاش در منطقه «الحویش» بیرون آمد تا برای نماز جماعت به مسجد امام علی(ع) برود. او همیشه درون حرم، در راهروی سمت شمالی، مقابل درِ قبله میایستاد. جلوی رویش یک سجاده بزرگ پهن میکرد، سپس روی زانو مینشست و مشغول ذکر و دعا میشد. نمازش طول میکشید و در نتیجه شمار نمازگزاران پشت سرش اندک بود.
خانهاش بیش از ۳۰ مترمربع نبود؛ در کوچهای در نجف که اوایل ورود امام خمینی(ره) به نجف (۱۹۶۵/۱۳۴۴ش) در آن ساکن بودند و به «عقد سی مونی» معروف بود. منشأ این نام را نمیدانم. خانه نزدیک بازار بود و شاید در گوشهای از درِ ورودی، که شیخ هنگام ورود و خروج از آن رنج میکشید. شیخ مردی بلندقد و درشتاندام بود با ریش سفید انبوه که چهرهاش را نورانی میکرد، عینک بر چشم و عمامهای بزرگ که نشان از رسیدن او به مرتبه اجتهاد داشت. در بازار راه میرفت و به همه کاسبان سلام میکرد.
در دوره سلطنت، ملک فیصل به دیدارش رفت و به خانه محقرش پا گذاشت؛ خانهای که از سادهترین منازل به شمار میآمد. گمان نمیکنم خانوادهای در عراق یا حتی ایران داشت. پادشاه اصرار داشت به دیدارش در آن کوچه تنگ و آلوده برود. در آن زمان، اهل نجف نسبت به هرگونه ارتباط علما با حکومت حساس بودند و چنین رابطهای را حمل بر بدی میکردند، چراکه جامعه، ارتباط با قدرت را به معنای تأیید مشروعیت آن میدانست، با اینکه من چنین فکری را قابل توجیه میدانم.
همین نگاه باعث شد که جامعه تا حدی او را طرد کند و تبلیغاتی علیهاش شکل بگیرد. برخی حتی از سلام کردن به او خودداری میکردند. با این حال، از نظر علمی و جایگاه، شهرت بسیاری داشت و بسیاری او را در ردیف بزرگان علم زمانهاش میشمردند.
او از نخستین کسانی بود که علم حوزه نجف را به بیرون منتقل کرد و به مأموریتهایی در دمشق، مصر، الازهر، فلسطین و… رفت. کتابی از سفرهایش وجود دارد. گفته میشود وقتی «طه حسین» (۱۹۷۳-۱۸۸۹) در یکی از کنفرانسهایش سخنان او را شنید، باور نمیکرد شخصیتی با چنین عمق فلسفی و علمی از حوزه نجف آمده باشد. در آن زمان طه حسین وزیر فرهنگ مصر بود و دو ساعت سخنرانی شیخ، نگاه محافل علمی مصر و الازهر را نسبت به نجف تغییر داد و پلی فکری میان این دو مرکز مهم علمی ایجاد کرد. این رویداد را محمد جواد مغنیه ثبت کرده و روزنامه لبنانی «العرفان» نیز منتشر کرده است.
این علامه بزرگ خود را وقف پژوهشهای فلسفی کرده بود و در پی آن بود که سطح علمی نجف را بالا ببرد، حتی در حوزه فلسفه. اما آن زمان فلسفه مظنون بود و فلاسفه را اهل خیالپردازی یا حتی بیدینی میدانستند. همانند ماجرای مخالفتها با بنیانگذار فلسفه شیعی در اواسط قرن بیستم، به دلیل مباحثی مثل نسبیت و رابطه جرم و انرژی. او در هند نیز در دانشگاهها سخنرانی کرد.
شیخ عبدالکریم زنجانی (۱۸۷۸-۱۹۶۸) اهل زنجان (روستاهای ترکزبان) بود. پس از هجرت به نجف، نزد بزرگان از جمله سید محمدکاظم یزدی ـ صاحب «عروه الوثقی» (وفات ۱۹۱۹) ـ و آخوند خراسانی (وفات ۱۹۱۱) شاگردی کرد تا به مرتبه اجتهاد رسید.
در آن دوران، زنجانی دریافت که تحریم کامل رابطه با حکومت از سوی مراجع نجف، پس از بازگشت آنان از ایران در ۱۹۲۳، پیامدهای منفی برای آینده تشیع در عراق خواهد داشت. از این رو، تصمیم گرفت کانالی برای ارتباط باز کند بدون آنکه درگیر نزاع با سلطنت شود. پادشاه در او مردی میانهرو و زاهد دید که از پذیرش هدایا یا امتیازات خودداری میکرد.
او در فلسفه و فقه آثار متعددی نوشت که از جمله آنها کتابی درباره فیلسوفان اسلامی، اثری درباره ابنسینا، رسالهای در اهمیت جهاد در فلسطین، کتابی در مسائل فقهی، و اثری با عنوان «آرمانها در اسلام» بود.
شیخ همیشه تنها به حرم میرفت و تنها بازمیگشت. به نوعی با فضای غالب آن روز نجف همخوانی نداشت.
وی در سال ۱۹۶۸ در خانهاش در بازار «الحویش» در گذشت؛ خانهای که هنوز پابرجاست و در کوچهای تنگ، نمور و تاریک قرار دارد. مردی که در نهایت فقر چشم از جهان بست، بیهیچ تعلق دنیوی، و در حرم مطهر به خاک سپرده شد. اگر درست یادم باشد، تابستان بود و پیش از آنکه برای تحصیل به بغداد بروم و کمی بعد حزب بعث به قدرت رسید.
آشنایی من با او به اوایل دهه شصت میلادی بازمیگردد، شاید آن زمان بیش از هشتاد سال داشت. خانهاش مقابل مغازه عمویم در بازار الحویش بود و هنگام رفتن به نماز، با عمویم برخورد میکرد. روزی هم گفتم که میخواهم به دیدارش بروم....
@olama_zanjan