معیارهای نقد کتاب: از اصل انصاف, زمینه گرایی تا آزمون پذیری
✍️علی راد
💢اصل انصاف در نقد کتاب، التزام به داوری بیطرفانه و متعادل است؛ نقد کتاب باید عاری از هرگونه پیشداوری ایدئولوژیک، تعصبات مذهبی و فکری, و سوگیریهای شخصی ناقد باشد؛ این اصل، نقد را به داوری مسئولانه در مقابل نهاد علم و وجدان اخلاقی تبدیل میکند. داوری در نقد کتابشناختی باید کاملاً فارغ از پیشداوریهای ایدئولوژیک (مانند تعصبات مذهبی یا مکتبی)، گرایشهای گروهی (مانند حمایت از جریان فکری خاص) یا انگیزههای شخصی (مانند رقابت حرفهای) صورت گیرد. رعایت اصل انصاف، مستلزم ارائه متوازن و متناسب نقاط قوت (نوآوری، جامعیت، دقت روششناختی) و ضعفهای اثر (نقصان سندی، ابهامات مفهومی، کاستیهای استدلالی) بر اساس معیارهای ازپیشتعیینشده و شفاف است؛ این رویکرد، خواننده را قادر میسازد تا تصویری واقعبینانه از کتاب دریافت کند و از تحریف و یکجانبهنگری جلوگیری نماید.
در کتابشناسی انتقادی، انصاف با ابزارهایی چون جدول متوازن نقاط قوت و ضعف، ذکر نسبتهای کمی (مانند درصد پوشش موضوعی) و اجتناب از صفتهای احساسی عملیاتی میشود؛ نقدی که انصاف را نادیده بگیرد، به فرافکنی منفی و تخریب شخصی تنزل مییابد و اعتبار علمی ندارد.
💢زمینه گرا
اصل زمینهگرایی در نقد کتاب، التزام به تحلیل اثر در بسترهای تاریخی، علمی، فرهنگی و زبانی موثر در پدیداری و تألیف آن است؛ این اصل، نقد کتاب را از داوریهای سطحی به فهمی عمیق و واقعبینانه ارتقا میدهد. آثار مکتوب همواره در بسترهای خاص زمانی (مانند سده هجری یا میلادی)، علمی (پارادایمهای غالب هر دوره)، فرهنگی (جریانهای فکری و اجتماعی معاصر مؤلفان) و زبانی (قواعد بلاغی و اصطلاحات رایج) تولید میشوند.
معیارمندی نقد کتابشناختی اقتضا میکند ناقد این زمینهها را با دقت کاوش کرده و قضاوتهای خویش را نه از پیشفرضهای مدرن، بلکه از درونِ فهم زمینهای و تاریخی متنِ کتاب استخراج نماید؛ برای مثال، داوری درباره اصطلاحات فقهی سده سوم بدون توجه به مباحث کلامی معتزله، تحریفآمیز خواهد بود.
در کتابشناسی انتقادی، زمینهگرایی با ابزارهایی چون تبیین و ترسیم شاخصه¬های «زمینههای تألیف اثر»، مقایسه با آثار معاصر مؤلف و تحلیل واژگان کلیدی در بستر تاریخی عملیاتی میشود؛ نقدی که از این اصل عدول کند، به اتهام آناکرونیسم (anachronism) یا زمان پریشی دچار میگردد و عمق علمی ندارد زیرا کتاب را در دوره تاریخی تفسیر و ارزیابی می¬کند که به آن دوره تعلق ندارد. این آسیب از جمله تناقضات و باورهای غلطی است که برخی هنگام نقد کتاب در دام آن گرفتار می-شوند.
💢آزمون پذیری
یک نقد معیارمند باید به گونهای تنظیم شود که دیگران بتوانند با مراجعه به معیارها و شواهد آن، به نتایج مشابه آن دست یابند. این مسئله بخشی از شفافیت و علمی بودن نقد است.
هدایت شده از طومار نقد
⬅️جنگهای شناختی در سیره حضرت رضا علیهالسلام
🔰 مجمع عالی حکمت اسلامی با همکاری دبیرخانه کنگره جهانی حضرت رضا علیهالسلام برگزار میکند:
🔻کارشناس:
🎤حجتالاسلام دکتر علیرضا قائمینیا
🔻ناقد:
🎤حجتالاسلام دکتر علی راد
✍️دبیر علمی: دکتر قاسم بابایی
🗓پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۳۰، ساعت ۱۰
🖇حضوری و مجازی
💻لینک پخش مجازی:
https://hekmateislami.com/live
🏢 قم، خیابان ۱۹ دی، کوچه ۱۰، فرعی اول سمت چپ، سالن اجتماعات مجمع عالی حکمت اسلامی
#نشست_علمی
🎥 https://www.aparat.com/v/iddy5gp
✅ لینک فوق ویدیوی سخنرانی دکتر #قائمینیا با عنوان «#جنگهایشناختی در #کلام و #سیره #امامرضا (ع)» با نقد دکتر علی #راد که در تاریخ 1404/11/30 در مجمع عالی #حکمتاسلامی برگزار کردید. مهمترین محورهای بحث دکتر #قائمینیا عبارتند از:
📌 #جنگشناختی به عنوان مهندسی #ذهن و باور و #ادراک مخاطب
📌 گسترده بودن #جنگشناختی در تاریخ #بشریت و تغییر صورت آن در دوره جدید.
📌 نقش #علومشناختی در #جنگهایشناختی
📌 ویژگیهای عصر #امامرضا (ع) در ارتباط با #جنگهایشناختی
📌 اقسام #جنگهایشناختی در کلام #امامرضا (ع)
✅ برخی از نکات دکتر #راد در این نشست عبارتند از:
📍فقدان #نوآوری در مطالعات #حدیثی و #قرآنی
📍عدم وجود #نوآوری در مطالعات امامرضا (ع)
📍گستردگی تحلیل #جنگهایشناختی در #قرآن و زمان #پیامبر (ص) و همه #امامان و عدم اختصاص آن به #امامرضا (ع)
📍تحلیل دکتر #قائمینیا به عنوان یک نوع #فقهالحدیث جدید
📍عدم وجود الزام در #جنگهایشناختی کلام #امامرضا (ع) و الزام در #جنگهایشناختی متعارف
📍جایگاه محوری #امامرضا (ع) در تاریخ #امامت
@hekmatebaleghe
نشست علمی جنگ های شناختی در کلام و سیره امام رضا علیه السلام در مورخ 30. 11. 1404.mp3
زمان:
حجم:
23.6M
🔉 فایل صوتی نشست علمی «جنگهای شناختی در کلام و سیره امام رضا علیهالسلام»
کارشناس:
🎙حجتالاسلام دکتر علیرضا قائمینیا
ناقد:
🎙حجتالاسلام دکتر علی راد
✍️دبیر علمی: دکتر قاسم بابایی
#صوت #نشست_علمی
🏷مجمع عالی حکمت اسلامی، مرکزیتی برای ترویج و گسترش حکمت اسلامی
💢اصول قرآن: از فهم موضوعی تا تفسیر مقاصدی
✍️علی راد
گرچه تفسیر سنتی و کلاسیک قرآن عمدتاً بر تحلیل آیهمحور، سیاق و نصوص متکفل شده و میراث غنی از معناکاوی قرآن فراهم آورده است، لکن نیاز روزافزون نهادهای سیاستگذار، آموزشی و اجتماعی به اصول کلان و استخراجِ موضوعیِ راهنما، ایجاب میکند رویکردی نظاممند، قابل تکرار و علمی برای استخراج این اصول تدوین گردد. بدون وجود چنین چارچوبی، کاربرد آیات در حوزههای حقوقی و اجتماعی غالباً پراکنده، متناقض یا مبتنی بر قرائتهای گزینشی باقی میماند. در پژوهشهای تفسیر سنتی تأکید بر آیهمحوری و تحلیل جزئی متن سبب شده است تا امکان عرضه یک مجموعه منسجم از اصول اخلاقی و اجتماعی منبعث از قرآن برای کاربست در سیاستگذاری و برنامهریزی محدود بماند. این کمبود باعث استفاده پراکنده و گاه ناصحیح از آیات در حوزههایی نظیر حقوق، عدالت اجتماعی, امنیت عمومی و ملی, آموزش و رفاه اجتماعی میگردد. هرچند استخراج اصول موضوعی قرآن ظرفیت قابلتوجهی برای تأمین منابع فکری سیاستگذاری و آموزش دارد، ارتباط عملیِ این اصول با چارچوبهای قانونی، برنامههای درسی و پروژههای توسعهای بهصورت نظاممند تعریف نشده است؛ در نتیجه، کاربردهای عملی با موانع نهادی، فرهنگی یا قانونی مواجه میشوند یا به کار گرفته نمیشوند. در حوزههایی مانند حقوق زنان، مالکیت و محیطزیست، برخی آیات بهظاهر دارای تعارضاند یا دارای کاربردهای متناظر با زمینههای تاریخیاند که مستلزم بازخوانی در بستر معاصر است. فقدان چارچوبی برای تعیین مراتب دلالت و ترکیب سیاق تاریخی با استدلال عقلانی و تفسیر مقاصدی، به افزایش احتمال تفسیر گزینشی یا ایدئولوژیک میانجامد. برای برون رفت از این چالش ضرروی است پاسخ مسائل سه گانه ذیل روشن شود:
🧿 یک. چگونه میتوان یک روششناسی شفاف (شامل مراحل، معیارهای گزینش و ابزارهای کمّی کیفی) برای گردآوری، طبقهبندی و استنتاج اصول موضوعی قرآن در موضوعات اساسی و بنیادین انسان معاصر تدوین کرد تا پایهای علمی و قابلاعتماد برای کاربردهای عملی فراهم آید؟
🧿 دو. چه سازوکارهای عملی (مدلهای سیاستگذاری، برنامههای درسی، پروژههای پایدار) میتوانند اصول استخراجشده از قرآن را بهصورت قابل اجرا در حوزههای مختلف جامعه پیوند دهند و تفسیر موضوعی را بهعنوان ابزاری برای تحول اجتماعی بهکار گیرند؟
🧿 سه. چه روشهای ارزیابی (مراتب دلالت، ترکیب سیاق بلاغی عقلی، تفسیر مقاصدی) میتوانند تضادهای ظاهری را حل و مسیر مشروع بازآفرینی معانی قرآنی در شرایط معاصر را تضمین کنند؟
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad