درنگی کوتاه در پژوهشهای پنج خاورشناس درباره الکافی کلینی ( بخش سوّم )
علی راد ( دانشیار دانشگاه تهران )
رهیات الهیاتی با رهیافت خاورشناسی به مثابه دو خط موازی هستند که در هیچ نقطه ای از مسیر خود به تقاطع و تلاقی با یکدیگر نخواهند رسید مگر اینکه نقّادان خاورشناسان فرا نظریه ایشان در پژوهش های اسلامی شناسی را بازشناسی و سپس به نقد و ارزیابی آن بر پایه منطق نقد آزاد بپردازند . روشن است که نتایج و دستاوردهای یک تحقیق به مثابه متغیری وابسته و اثر پذیر از متغیر مستقلی هستند لذا نتایج از اصالت برخوردار نیستند و نقد و نقض الهیاتی نتایج مساوی با نفی درستی و ابطال راستی آنها نیست . دستاورد اسلام شناسی خاورشناسان نیز از پارادیم های متنوع و متغیر ایشان در مطالعه و ارزیابی منابع و مصادر اسلام پیروی می کنند , از این رو نقد فرا نظریه خاورشناسان در مطالعه میراث مسلمین امری اجتناب ناپذیر و تنها راه ممکن برای ایجاد زمینه مناسب برای گفتگو و نقد و نظر علمی با جریان خاورشناسی در اسلام شناسی است و پیش شرط دستیابی به این فرا نظریه توصیف و تحلیل پژوهش های خاورشناسان بدون هیچ پیش فرض الهیاتی و شخصی است تا از برایند آن نوع پارادایم و زاویه دید خاورشناسان به دست آید و سپس به بوته نقد سپرده شود. امروزه در گفتمان خاورشناسی یا استشراق، تبار، ملیت و نژادِ شخص پژوهش¬گر مهم نیست بلکه نوع رویکرد و روش پژوهش این گفتمان در مواجه با میراث , آموزه ها و اندیشه¬های مسلمین است که سبب تمایز آن از دیگر گفتمان های اسلام شناسی است از این امروزه رو خاورشناسی به مثابه یک پارادایم در اسلام شناسی است و چه بسا پژوهش¬گری مسلمان خواسته یا ناخواسته متاثر از اصول و رویکرد پارادایم خاورشناسی به مطالعه , پژوهش و نقد میراث و آموزه های مسلمین بپردازد لذا نباید پژوهش¬های خاورشناسی را به پژوهشگران یهودی یا مسیحی انگلیسی یا آلمانی زبان محدود دانست . موضوع اصلی این مقاله مروری توصیفی بر شماری از مهم ترین پژوهش¬های خاورشناسان درباره کتاب الکافی کلینی در سده معاصر است که در قالب مدخل دایرة المعارف , مقاله یا بخشی از یک کتاب منتشر شده اند . ............ ادامه دارد ....
@OstadRad
⚠️هیچ گاه مطالب علمی را با اطمینانِ کامل بیان نکنید!
زمانی که مرحوم آقای داوود الهامی، کتاب زرتشت را نوشت، آن را خدمت #علامه_طباطبایی برد و مطالب نگاشته شده در این کتاب را برای ایشان خواند. آقای الهامی میگفت:
هنگام خواندن من، استاد بسیار دقت کردند و از تحقیق و بررسی که من انجام داده بودم، خوشحال شدند. اما یک جمله فرمودند:
آقای الهامی! اگر زرتشت روز قیامت به تو بگوید چرا چنین گفتی و با من چنین کردی، چه خواهی کرد و چه جوابی داری؟
علامه سفارش میکردند که هیچ گاه مطالب علمی را با اطمینان کامل و قاطعانه بیان نکنید، مراقب باشید، بررسی و تحقیق کنید و همیشه یک اما و شاید هم در کارتان باشد.
علم و تحقیقات همیشه همان جا به پایان نمیرسد!
📚 آشنای آسمان، نشر انصاریان، نقل خاطره از: سید محمد ثقفی.
#نقد_حوزه
#سیره_علما
✅ کشکول ناب حوزوی🔻
🔴 @kashkolenab
@OstadRad
تشبیه ابوحمزه ثمالی به سلمان فارسی در روایت امام صادق(ع)
زمینه ها , وجه شبه و کارکردها
✍️ علی راد
أبوحمزه ثمالی (82 - 150 ق )در طول حیات بیش از صد سال خود, محضر چهار امام شیعه – از امام سجاد (ع) تا امام کاظم (ع) را درک نمود . از میان نزدیک به 90 استاد حدیث أبوحمزه – می توان به شخصیت های نامداری چون جابر بن عبدالله أنصاری, عبدالله بن عباس, أنس بن مالک و عبدالله بن زبیر اشاره کرد؛ أبو حمزه بیش از 200 راوی و شاگرد از عامه و شیعه داشت که در نوع خود کم نظیر است. در نگاه امام صادق(ع) مکانت ابوحمزه ثمالی در روزگار خود همانند سلمان فارسی بود (نجاشی,1418: 115). امام رضا (ع) نیم سده بعد از مرگ ابوحمزه ثمالی ضمن همانندسازی شخصیت او با جناب سلمان به توفیق خدمت گزاری وی در محضر چهار امام از امامان شیعه تصریح دارد. حال باید در راز تنظیر و تشبیه شخصیت ابوحمزه ثمالی به شخصیت سلمان فارسی در سخن امام صادق(ع) درنگ نمود که وجه تشابه این دو شخصیت در چیست؟ روشن است که تنظیر مذکور از سَر تعارف و غلو در مدح نبوده است که خلاف واقعیت را بیان نموده یا در بیان آن اعتدال را رعایت نکرده باشد . این تشابه ریشه در همانندی آرمان ها و سلوک ابوحمزه با سلمان فارسی دارد.
أبوحمزه با تکاپو و اخلاص در دانش اندوزی از ائمه شیعه, به جایگاهی ممتاز و اثرگذار در میان اصحاب ائمه شیعه دست یافت؛ برایند این توفیق و تلاش چنین شد که أبو حمزه ثمالی به تراز فقیهان, مشایخ بزرگ زُهّاد سرشناس کوفه , مقامِ خواص اصحاب ائمه و استوار بر مذهب شیعه دوازده امامی در نهایت وثاقت از شمار نجباء ثقات و جلالت دست یافت(نجاشی,1418: 115). فرزانگی و استواری در اندیشه و باور, تجربه بحران ها و عبور موفق از حوادث فرهنگی و سیاسی روزگار از أبو حمزه فردی روشن بین و شخصیتی پولادین در باور و عمل ساخت لذا امامان شیعه به منظور تکریم و الگوسازی از شخصیت أبو حمزه, منزلت وی را به جایگاه جناب سلمان فارسی در میان صحابه رسول خدا(ص) (نجاشی,1418: 115) و جناب لقمان حکیم در روزگار خویش همانند کردند.
بنابراین فرضیه عدم وثاقت و تکذیب احادیث ابوحمزه, با تعابیر رسای امام صادق (ع) در وثاقت و صداقت ابوحمزه تعارض دارد و در این تعارض به طور قطع قول امام صادق(ع) بر قول نسائی و پیروان اتباع وی از گذشته تا آینده تقدم و ترجیح دارد. توثیق ائمه شیعه مانع انعقاد اجماع در عدم وثاقت ابوحمزه است لذا ادعای وجود اجماع در تضعیف ابوحمزه با داده-های تاریخی مخالفت دارد.
نسائی (303ق) به عدم وثاقت ابوحمزه تصریح دارد: «كوفي وليس بثقة»(نسائی,1991: 2/122). ممکن است چنین استدلال شود که رأی نسائی کاشف از آرای مشایخ جرح و تضعیف دوره متقدم عامّه در قرن دوم است لذا عدم وثاقت ابوحمزه در روزگار حفص بن غیاث, دیدگاه شناخته شده و رایجی است. اثبات عدم وثاقت ابوحمزه – به معنای متهم بودن وی به کذب و عدم قوه ضبط در تحمل و نقل حدیث - نیازمند شواهد و مدارک متقن است و این ادعا با با دو اصل در تضاد آشکار است؛ نخست اینکه درباره مسلمانی که اجتناب وی از کذب و محرمات محرز باشد, اصل وثاقت و عدالت جاری است و می¬توان به روایات وی در صورت عدم تعارض آن با مبانی و مصادر وحیانی اعتماد جست همان طوری که شماری از فقیهان و محدثان بر این اعتقادند(خوئی,1413: 1/70-72 و 2/57 ؛ مکی,1414: 69؛مامقانی,1345: 284) مگر اینکه خلاف آن ثابت بشود و در این مهم به اجتهاد و گمان نمیتوان استناد جست. ابوحمزه در روزگار خود نزد موافقان و مخالفان به غیر وثاقت و کذب و تدلیس شناخته شده نبود لذا ادعای نسائی در عدم وثاقت وی در قرن چهارم فاقد دلیل بوده و ادعایی بیش نیست. پیش از نسائی نیز کسی وصف «عدم ثقه» را درباره ابوحمزه به کار نبرده است و اگر ابوحمزه به عدم وثاقت مشهور بود به طور قطع مخالفان وی به آن اشاره می کردند.
بر فرض اینکه قول نسائی را معتبر بداینم در مقابل آن قول به وثاقت و صدوق بودن ابوحمزه از شهرت و استفاضه برخوردار است و در مقام تعارض ایندو, قول به وثاقت به دلیل شهرت و کثرت نصوص بر قول عدم وثاقت ترجیح دارد. بر فرض که این تعارض واقعی باشد, حفص بن غیاث به خوبی آگاهی داشت که ابوحمزه نزد امام سجاد(ع) و امام صادق(ع)– استاد و شیخ حفص بن غیاث و به تعبیر او خیر الجعافر(صدوق,1417: 315 )- جایگاه سترگ و معتمدی دارد زیرا راوی معارف و احادیث ویژه ائمه شیعه در روزگار حیات ایشان بود.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
امام صادق ( ع ) و لقب خیر الجعافر ؛ درنگی در سویه های تاریخی و گفتمانی
✍️علی راد
لقب خیر الجعافر از جمله القاب ویژه امام صادق ( ع ) است که بیش از گفتمان حدیثی- رجالی امامیه در گفتمان اهل سنّت به ویژه مدرسه رجالی بصره شناخته شده است که گرایشات عثمانیه داشتند و رویکرد حصرگرایی ایشان مانع جدی محدّثان امامیه در ترویج میراث شفاهی و مکتوب اهل بیت ( علیهم السلام ) در میان ایشان بود . این اندیشه فراتر از بصره تا آبادان – عبادان قدیم – نیز توسعه یافته بود و رگه هایی از آن نیز در دیگر مدارس حدیثی وجود داشت ولی به شدّت بصره نبود . این لقب نه از سوی گروهی از اصحاب امام صادق ( ع ) که به تشیع شهرت داشتند بلکه از سوی شخصی به آن حضرت اطلاق شد که تشیّع وی چندان آشکار نبود و شواهدی بر خلاف آن در اذهان وجود داشت . این شخص کسی نبود جز حفص بن غیاث نخعی (117- 194 ق ) قاضی نامدار دولت عباسی که فضل بن عباس- امیر کوفه در آن روزگار- بر جناره حفص بن غیاث نماز خواند که نشان از جایگاه برجسته اجتماعی حفص بن غیاث در کوفه دارد. حفص بن غیاث به خوش اقبالی قاضی, به مرگ در غیر حال قضاوت باورمند بود که خود نیز چنین از دنیا رفت . بر پایه کتاب تهذیب الکمال مزّی–کامل¬ترین فهرستِ موجود از مشایخ حفص بن غیاث نخغی– وی از چهل و هشت شیخ و استاد, حدیث شنید که از جمله آنها جعفر بن محمد(148-83ق) معروف به امام صادق(ع) بود . حفص از همان آغاز نوجوانی به کتابت حدیث علاقمند بود و هر حدیثی را که می¬شنید, آنرا کتابت می¬کرد . معاذ بن معاذ دستینه¬های قضایی حفص را به دلیل سبک نگارش آنها تحسین می¬نمود . حفص کتابهای حدیثی خود را پیش از اشتغال به قضاوت تالیف نمود و نسخه-هایی از آن در اختیار دیگران نهاد . او در روزگار خود از جمله سه محدث برجسته کوفه بود, صحت و اعتبار کتاب جامع حدیثی نزد دانشیان حدیث شناخته شده بود به گونه¬ای که اگر حفص در کتابش در گزارش حدیثی از استادش أعمش– سلیمان بن مهران(61-147ق)- متفرد بود به دلیل اعتبار کتابش, روایت وی مقبول بود , اما اگر این حدیث را فقط از حافظه اش نقل می¬کرد, تضعیف می¬شد زیرا در اواخر عمرش حافظه اش او را یاری نمی¬کرد .
کتاب جامع حدیثی حفص بن غیاث در اختیار مولفان جوامع اولیه حدیثی عامه بود و فراوان از آن روایت نقل کرده-اند. احادیث این کتاب به دلیل مبانی خاص امامیه در اعتبار سنجی حدیث, به جوامع حدیثی شیعه راه نیافت ولی کتاب مجموعه احادیث بدون واسطه¬ی حفص بن غیاث از امام صادق(ع) با استقبال مولفان منابع متقدم شیعی مواجه شد؛ «له کتاب معتمد» ارزش¬گذاری شیخ طوسی از اصالت و محتوای این کتاب است و حفص بن غیاث در این نگاشته به اسناد مستقیم خود, احادیث امام صادق(ع) را روایت می¬کند که بدون واسطه از ایشان دریافت کرده است . بنابراین حفص بن غیاث از جمله مولفان میراث مکتوب نخستین امامیه است. هر چند امروزه اصل مسند حفص از احادیث امام صادق(ع) در اختیار ما نیست ولی نزد متقدمان امامیه و عامه شناخته شده بود. پیش از شیخ طوسی شماری از مشایخ و محدثان امامیه به این کتاب دسترسی داشته¬اند و از این طریق به شیخ طوسی انتقال یافته بود .
حفص بن غیاث در دفاع از جایگاه ممتاز و فاخر استادش امام صادق(ع) اهتمام ویژه¬ای داشت. وی در مقابل بصریان که بر سانسور و عدم نقل احادیث امام صادق(ع) اصرار داشتند, پاسخی درخور و معنادار می¬دهد: « قال يحيى وخرج حفص بن غياث إلى عبادان وهو موضع رباط فاجتمع إليه البصريون فقالوا له: لا تحدثنا عن ثلاثة أشعث بن عبد الملك وعمرو بن عبيد وجعفر بن محمد فقال: أما أشعث فهو لكم وأنا أتركه لكم وأما عمرو بن عبيد فأنتم أعلم به وأما جعفر بن محمد فلو كنتم بكوفه لأخذتكم النعال المطرقة ». او به دو دلیل احادیث امام صادق(ع) را بایسته نقل و ترویج می¬دانست : فضیلت و نَسب . این متن گویای دیدگاه او هست : « حدثنا أبو مسلم حدثني أبي حدثني حسين الجعفي عن حفص بن غياث قال قدمت البصرة فقالوا لا تحدثنا عن ثلاثة جعفر بن محمد وأشعث بن سوار وأشعث بن عبد الملك فقلت أما جعفر بن محمد فلم أكن لأدع الحديث عنه لقرابته من رسول الله صلى الله عليه وسلم ولفضله وأما أشعث بن سوار فهو رجل منا من أهل الكوفة فلم أكن لأدع الحديث عنه وأما أشعث بن عبد الملك فهو رجل من أهل البصرة فأنا أدعه لكم » . حفص بن غیاث نخعی در مقام نقل احادیث امام صادق(ع) از ایشان به به خیر الجعافر یاد می-کرد:«سليمان بن داود المنقري، عن حفص بن غياث، أنه كان إذا حدثنا عن جعفر بن محمد(ع)، قال: حدثني خير الجعافر جعفر بن محمد » ازمنظر گفتمان شناسی تاریخی – تحلیلی این پاسخ ها به ریشه¬های عمیق اعتقادی و علمی حفص بن غیاث درباره اصالت, حجیت و منزلت سترگ امام صادق(ع) دلالت دارند و همانند عقاید یک شیعه امامی درباره جایگاه امام است.
@OstadRad
هدایت شده از هماندیشی استادان فارابی
⭕️ سلسله جلسات «ماه نشست» استادان، پیرامون موضوعات فرهنگی و اجتماعی کشور
🔴 ماه نشست در: دانشکده الهیات
🔮 با موضوع: اصول و اخلاق حرفه ای در داوری پایان نامه ها و مقالات
🔺با ارائه:
📌آقای دکتر سید محمدعلی دیباجی، عضو هیات علمی دانشکده الهیات، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
📌آقای دکتر علی راد، عضو هیات علمی دانشکده الهیات، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
⏰ زمان: سهشنبه، ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۰ الی ۱۴:۰۰
🏢 مکان: تالار امام هادی (ع)، دانشکده الهیات
👌ماه نشست یا همون گعده های صمیمی علمی؛ تجربه ای نو با امتیازات آموزشی و فرهنگی
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
◀️کانال هماندیشی استادان دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
https://eitaa.com/joinchat/777650395C0d478f9242
برترین خصال در غرر احادیث امام علی (ع)
درنگی در روایت, مصدر و راوی
✍️ علی راد
متن روایت : أبو حمزة محمد بن ميمون السكري أخبرني إبراهيم الصايغ عن حماد عن إبراهيم قال قال علي بن أبي طالب [ علیه السلام ] : التوفيق خير قائد وحسن الخلق خير قرين والعقل خير صاحب والأدب خير ميراث ولا وحشة أشد من العجب. ( ابن عساکر , تاریخ مدینه دمشق ج 42 , ص 509 ) .
[ برای انسان ] توفیق: بهترین راهبر , منش نیکو : بهترین همنشین , خرد : بهترین همراه , ادب بهترین دارایی است که به ارث می نهد و هیچ چیزی به اندازه خودپسندی وحشت انگیز نیست .
در این حدیث از استعاره سفر و حرکت برای بیان بایسته های مسیر و مصیر زندگی انسان استفاده شده است . حیات انسان به یک پیشران مورد اعتماد نیاز دارد و آن توفیق است . نیکویی خُلق انسان به مثابه همنشینی است که هماره در مسیر سفر با انسان است . عقل ناب به سان همراه همدلی است که در مسیر انسان را یاری می رساند و در گزندها و لغزش ها او را یاری می رساند . دستاورد سفر حیات انسان چیزی به جز ادب ( در معنای کلان آن ) نیست که از او به یادگار می ماند و در این میان آنچه سبب تنهایی و دهشناکی این مسیر است خود پسندی و خود معیاری است که هم خود و هم دیگران را به رنج می نهد و رهاوردی نیز ندارد .
ابوحمزه سکّری مروزی ( 167 ق ) محدّث نامدار مرو و از جمله ائمه بزرگ حدیث بود که نزد سلیمان بن مهران معروف به اعمش , جابر جعفی , عاصم احول , ... حدیث آموخت. بازتاب آموزه های ائمه شیع در احادیث ابوحمزه سکّری وجود دارد و شماری از غرر احادیث امام علی بن ابیطالب ( ع ) از طریق کتاب وی به مصادر اهل سنّت و سپس به منابع شیعی راه یافت . ابراهیم بیکندی فرزند محمد بن سلام بيكندي از استادان سرآمد نیشابور در حدیث نسخه از کتاب حدیثی ابوحمزه محمد بن میمون سکّری مروزی را از طریق اسناد پدرش برای خالد و دیگران روایت نمود , این نسخه از اهمیت و اصالت زیادی برخوردار بود به گونه ای که دسترسی و روایت آن از جمله ویژگی های ممتاز محدّثان به شماری می آمد از این رو در شرح و حال شماری معدود از روایان منعکس شده است .
ابوحمزه سکّری آراسته به حسن خلق بود . گفته اند که همسایه او در فروش منزلش , حق همسایگی با ابوحمزه را برابر ارزش خانه بر آورد و اعلام نمود . ابوحمزه سکّری با پرداخت کل مبلغ مانع فروش آن توسط همسایه اش شد .
وروى إبراهيم الحربي ، عن محمد بن علي بن الحسن بن شقيق ، قال : أراد جار لأبي حمزة السكري أن يبيع داره ، فقيل له : بكم ؟ قال : بألفين ثمن الدار ، وبألفين جوار أبي حمزة . فبلغ ذلك أبا حمزة ، فوجه إليه بأربعة آلاف ، وقال : لا تبع دارك . ( ذهبی , سیر أعلام النبلاء , ج 7 , ص 386 ) .
@OstadRad
💠📣 پیش همایش حدیثی یکصدمین سال باز تأسیس حوزه علمیه قم برگزار می شود
↙️ همراه با رونمایی از کتاب های:
📚 الکافی با ترجمه فارسی (از آثار جدید پژوهشگاه قرآن و حدیث)
و
📖 کتاب ادعیه الکافی
🎙سخنران ویژه:
آیت الله رضا استادی
🗓 زمان: پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
🕘 ساعت: ۱۰
📌 مکان: قم، سالن اجتماعات موسسه دارالحدیث
📽 همراه با نمایش فیلم "مستند الکافی" ساعت 14
قابل استفاده برای همه طلاب و دانشجویان گرامی
@OstadRad