امام صادق ( ع ) و لقب خیر الجعافر ؛ درنگی در سویه های تاریخی و گفتمانی
✍️علی راد
لقب خیر الجعافر از جمله القاب ویژه امام صادق ( ع ) است که بیش از گفتمان حدیثی- رجالی امامیه در گفتمان اهل سنّت به ویژه مدرسه رجالی بصره شناخته شده است که گرایشات عثمانیه داشتند و رویکرد حصرگرایی ایشان مانع جدی محدّثان امامیه در ترویج میراث شفاهی و مکتوب اهل بیت ( علیهم السلام ) در میان ایشان بود . این اندیشه فراتر از بصره تا آبادان – عبادان قدیم – نیز توسعه یافته بود و رگه هایی از آن نیز در دیگر مدارس حدیثی وجود داشت ولی به شدّت بصره نبود . این لقب نه از سوی گروهی از اصحاب امام صادق ( ع ) که به تشیع شهرت داشتند بلکه از سوی شخصی به آن حضرت اطلاق شد که تشیّع وی چندان آشکار نبود و شواهدی بر خلاف آن در اذهان وجود داشت . این شخص کسی نبود جز حفص بن غیاث نخعی (117- 194 ق ) قاضی نامدار دولت عباسی که فضل بن عباس- امیر کوفه در آن روزگار- بر جناره حفص بن غیاث نماز خواند که نشان از جایگاه برجسته اجتماعی حفص بن غیاث در کوفه دارد. حفص بن غیاث به خوش اقبالی قاضی, به مرگ در غیر حال قضاوت باورمند بود که خود نیز چنین از دنیا رفت . بر پایه کتاب تهذیب الکمال مزّی–کامل¬ترین فهرستِ موجود از مشایخ حفص بن غیاث نخغی– وی از چهل و هشت شیخ و استاد, حدیث شنید که از جمله آنها جعفر بن محمد(148-83ق) معروف به امام صادق(ع) بود . حفص از همان آغاز نوجوانی به کتابت حدیث علاقمند بود و هر حدیثی را که می¬شنید, آنرا کتابت می¬کرد . معاذ بن معاذ دستینه¬های قضایی حفص را به دلیل سبک نگارش آنها تحسین می¬نمود . حفص کتابهای حدیثی خود را پیش از اشتغال به قضاوت تالیف نمود و نسخه-هایی از آن در اختیار دیگران نهاد . او در روزگار خود از جمله سه محدث برجسته کوفه بود, صحت و اعتبار کتاب جامع حدیثی نزد دانشیان حدیث شناخته شده بود به گونه¬ای که اگر حفص در کتابش در گزارش حدیثی از استادش أعمش– سلیمان بن مهران(61-147ق)- متفرد بود به دلیل اعتبار کتابش, روایت وی مقبول بود , اما اگر این حدیث را فقط از حافظه اش نقل می¬کرد, تضعیف می¬شد زیرا در اواخر عمرش حافظه اش او را یاری نمی¬کرد .
کتاب جامع حدیثی حفص بن غیاث در اختیار مولفان جوامع اولیه حدیثی عامه بود و فراوان از آن روایت نقل کرده-اند. احادیث این کتاب به دلیل مبانی خاص امامیه در اعتبار سنجی حدیث, به جوامع حدیثی شیعه راه نیافت ولی کتاب مجموعه احادیث بدون واسطه¬ی حفص بن غیاث از امام صادق(ع) با استقبال مولفان منابع متقدم شیعی مواجه شد؛ «له کتاب معتمد» ارزش¬گذاری شیخ طوسی از اصالت و محتوای این کتاب است و حفص بن غیاث در این نگاشته به اسناد مستقیم خود, احادیث امام صادق(ع) را روایت می¬کند که بدون واسطه از ایشان دریافت کرده است . بنابراین حفص بن غیاث از جمله مولفان میراث مکتوب نخستین امامیه است. هر چند امروزه اصل مسند حفص از احادیث امام صادق(ع) در اختیار ما نیست ولی نزد متقدمان امامیه و عامه شناخته شده بود. پیش از شیخ طوسی شماری از مشایخ و محدثان امامیه به این کتاب دسترسی داشته¬اند و از این طریق به شیخ طوسی انتقال یافته بود .
حفص بن غیاث در دفاع از جایگاه ممتاز و فاخر استادش امام صادق(ع) اهتمام ویژه¬ای داشت. وی در مقابل بصریان که بر سانسور و عدم نقل احادیث امام صادق(ع) اصرار داشتند, پاسخی درخور و معنادار می¬دهد: « قال يحيى وخرج حفص بن غياث إلى عبادان وهو موضع رباط فاجتمع إليه البصريون فقالوا له: لا تحدثنا عن ثلاثة أشعث بن عبد الملك وعمرو بن عبيد وجعفر بن محمد فقال: أما أشعث فهو لكم وأنا أتركه لكم وأما عمرو بن عبيد فأنتم أعلم به وأما جعفر بن محمد فلو كنتم بكوفه لأخذتكم النعال المطرقة ». او به دو دلیل احادیث امام صادق(ع) را بایسته نقل و ترویج می¬دانست : فضیلت و نَسب . این متن گویای دیدگاه او هست : « حدثنا أبو مسلم حدثني أبي حدثني حسين الجعفي عن حفص بن غياث قال قدمت البصرة فقالوا لا تحدثنا عن ثلاثة جعفر بن محمد وأشعث بن سوار وأشعث بن عبد الملك فقلت أما جعفر بن محمد فلم أكن لأدع الحديث عنه لقرابته من رسول الله صلى الله عليه وسلم ولفضله وأما أشعث بن سوار فهو رجل منا من أهل الكوفة فلم أكن لأدع الحديث عنه وأما أشعث بن عبد الملك فهو رجل من أهل البصرة فأنا أدعه لكم » . حفص بن غیاث نخعی در مقام نقل احادیث امام صادق(ع) از ایشان به به خیر الجعافر یاد می-کرد:«سليمان بن داود المنقري، عن حفص بن غياث، أنه كان إذا حدثنا عن جعفر بن محمد(ع)، قال: حدثني خير الجعافر جعفر بن محمد » ازمنظر گفتمان شناسی تاریخی – تحلیلی این پاسخ ها به ریشه¬های عمیق اعتقادی و علمی حفص بن غیاث درباره اصالت, حجیت و منزلت سترگ امام صادق(ع) دلالت دارند و همانند عقاید یک شیعه امامی درباره جایگاه امام است.
@OstadRad
هدایت شده از هماندیشی استادان فارابی
⭕️ سلسله جلسات «ماه نشست» استادان، پیرامون موضوعات فرهنگی و اجتماعی کشور
🔴 ماه نشست در: دانشکده الهیات
🔮 با موضوع: اصول و اخلاق حرفه ای در داوری پایان نامه ها و مقالات
🔺با ارائه:
📌آقای دکتر سید محمدعلی دیباجی، عضو هیات علمی دانشکده الهیات، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
📌آقای دکتر علی راد، عضو هیات علمی دانشکده الهیات، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
⏰ زمان: سهشنبه، ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۰ الی ۱۴:۰۰
🏢 مکان: تالار امام هادی (ع)، دانشکده الهیات
👌ماه نشست یا همون گعده های صمیمی علمی؛ تجربه ای نو با امتیازات آموزشی و فرهنگی
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
◀️کانال هماندیشی استادان دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
https://eitaa.com/joinchat/777650395C0d478f9242
برترین خصال در غرر احادیث امام علی (ع)
درنگی در روایت, مصدر و راوی
✍️ علی راد
متن روایت : أبو حمزة محمد بن ميمون السكري أخبرني إبراهيم الصايغ عن حماد عن إبراهيم قال قال علي بن أبي طالب [ علیه السلام ] : التوفيق خير قائد وحسن الخلق خير قرين والعقل خير صاحب والأدب خير ميراث ولا وحشة أشد من العجب. ( ابن عساکر , تاریخ مدینه دمشق ج 42 , ص 509 ) .
[ برای انسان ] توفیق: بهترین راهبر , منش نیکو : بهترین همنشین , خرد : بهترین همراه , ادب بهترین دارایی است که به ارث می نهد و هیچ چیزی به اندازه خودپسندی وحشت انگیز نیست .
در این حدیث از استعاره سفر و حرکت برای بیان بایسته های مسیر و مصیر زندگی انسان استفاده شده است . حیات انسان به یک پیشران مورد اعتماد نیاز دارد و آن توفیق است . نیکویی خُلق انسان به مثابه همنشینی است که هماره در مسیر سفر با انسان است . عقل ناب به سان همراه همدلی است که در مسیر انسان را یاری می رساند و در گزندها و لغزش ها او را یاری می رساند . دستاورد سفر حیات انسان چیزی به جز ادب ( در معنای کلان آن ) نیست که از او به یادگار می ماند و در این میان آنچه سبب تنهایی و دهشناکی این مسیر است خود پسندی و خود معیاری است که هم خود و هم دیگران را به رنج می نهد و رهاوردی نیز ندارد .
ابوحمزه سکّری مروزی ( 167 ق ) محدّث نامدار مرو و از جمله ائمه بزرگ حدیث بود که نزد سلیمان بن مهران معروف به اعمش , جابر جعفی , عاصم احول , ... حدیث آموخت. بازتاب آموزه های ائمه شیع در احادیث ابوحمزه سکّری وجود دارد و شماری از غرر احادیث امام علی بن ابیطالب ( ع ) از طریق کتاب وی به مصادر اهل سنّت و سپس به منابع شیعی راه یافت . ابراهیم بیکندی فرزند محمد بن سلام بيكندي از استادان سرآمد نیشابور در حدیث نسخه از کتاب حدیثی ابوحمزه محمد بن میمون سکّری مروزی را از طریق اسناد پدرش برای خالد و دیگران روایت نمود , این نسخه از اهمیت و اصالت زیادی برخوردار بود به گونه ای که دسترسی و روایت آن از جمله ویژگی های ممتاز محدّثان به شماری می آمد از این رو در شرح و حال شماری معدود از روایان منعکس شده است .
ابوحمزه سکّری آراسته به حسن خلق بود . گفته اند که همسایه او در فروش منزلش , حق همسایگی با ابوحمزه را برابر ارزش خانه بر آورد و اعلام نمود . ابوحمزه سکّری با پرداخت کل مبلغ مانع فروش آن توسط همسایه اش شد .
وروى إبراهيم الحربي ، عن محمد بن علي بن الحسن بن شقيق ، قال : أراد جار لأبي حمزة السكري أن يبيع داره ، فقيل له : بكم ؟ قال : بألفين ثمن الدار ، وبألفين جوار أبي حمزة . فبلغ ذلك أبا حمزة ، فوجه إليه بأربعة آلاف ، وقال : لا تبع دارك . ( ذهبی , سیر أعلام النبلاء , ج 7 , ص 386 ) .
@OstadRad
💠📣 پیش همایش حدیثی یکصدمین سال باز تأسیس حوزه علمیه قم برگزار می شود
↙️ همراه با رونمایی از کتاب های:
📚 الکافی با ترجمه فارسی (از آثار جدید پژوهشگاه قرآن و حدیث)
و
📖 کتاب ادعیه الکافی
🎙سخنران ویژه:
آیت الله رضا استادی
🗓 زمان: پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
🕘 ساعت: ۱۰
📌 مکان: قم، سالن اجتماعات موسسه دارالحدیث
📽 همراه با نمایش فیلم "مستند الکافی" ساعت 14
قابل استفاده برای همه طلاب و دانشجویان گرامی
@OstadRad
درنگی کوتاه در پژوهشهای پنج خاورشناس درباره الکافی کلینی ( بخش چهارم )
✍️علی راد ( دانشیار دانشگاه تهران )
1. ادوار الکافی پژوهی در غرب
جریان خاورشناسی در حدیث پژوهی اهل سنّت بیش از یک سده پیشینه دارد و اینک در حال سپری نمودن دوره توسعه و تعمیق پژوهش های خود درباره مبانی , تاریخ , جریان ها و رویکردها , جوامع و مصادر , مکاتب و حوزه ها و تمایزات و آسیب های حدیث اهل سنّت است اما کارنامه پژوهشی خاورشناسان درباره حدیث شیعه به سان پژوهش های ایشان درباره حدیث اهل سنّت چندان پُر برگ و پُر بار نیست و این مهم در علل مختلفی ریشه دارد که از جمله مهم ترین آنها می توان به توجه دیر هنگام غرب و خاورشناسان به اسلام شیعی و میراث شیعه به مثابه یک آیین و مذهب دانست .
خاورشناسان سده اخیر میلادی متاثر از اندیشه های خاورپژوه مشهور ایگناس گلتسیهر (1850-1921م ) به مذهب شیعه به عنوان یک جریان فرقه ای و حاشیه ای در تاریخ اسلام می نگریستند و رویکرد چندان مثبت و همدلانه به میراث و اندیشه های شیعی نداشتند و آن را فرقه ای در اقلیت با رویکرد باطن گرا و متمایل به اندیشه های گنوسی و راز گرایی ارزیابی می کردند .اسلام شیعی به مثابه اقلیتی در تقابل با اسلام اهل سنّت چندان در مرکز مطالعات اسلام شناسی خود قرار نداشت اما به ظهور انقلاب اسلامی در ایران شیعه شناسی با تاکید بر جنبه های اعتقادی و سیاسی این مذهب مورد توجه جدی قرار گرفت . از سوی دیگر کارکردگرایی در مطالعات برخی از مکاتب خاورشناسی نیز در عدم توجه به شیعه و پژوهش های شیعه شناسی اثر گذار بود زیرا شناخت اسلام شیعه به مثابه مذهب گروهی اقلیت برای ایشان در مناسبات سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی , فرهنگی و... فواید مستقیم یا غیر مستقیم به دنبال نداشت ولی با ظهور انقلاب اسلامی شناخت اسلام شیعی به مثابه رقیب جدی اسلام سنّی و با ظرفیت های متمایز آن در حوزه فرهنگ و سیاست در دستور کار جریان های شیعه پژوهی غرب قرار گرفت و پژوهش در مصادر اولیه حدیثی شیعه از ضرورت دو چندان برخوردار شد.
بررسی آثار پژوهشی دربارۀ الکافی در میان خاورشناسان نشانگر آن است که ایشان هنوز در گام های نخست شناخت و ارزیابی این کتاب قرار دارند و دیرهنگام متوجه اهمیت آن شده اند. این مسئله نیز به دلایل کلیِ عقب ماندگی غرب در شناخت شیعه و منابع شیعه بازمی گردد. چرا که تا قرن ها حدیث شیعه به عنوان یک حدیث فرقه ای مطرح بوده و خاورشناسان نخستین شناختشان از اسلام، تنها قرائت رسمی آن در جهان تسنن بوده است. ریشۀ این مسئله نیز به رویکرد کارکردگرای مکاتب خاورشناسی بازمی گردد که خاورشناسان لازم می دانند نتیجۀ هر پژوهشی را در بخشی از جامعه اعم از سیاست، اقتصاد، روابط اجتماعی و... بروز دهند و به فواید مستقیم یا غیرمستقیم دست یابند. این در نقطۀ مقابل آن است که علم برای علم یا دانایی فراگرفته شود و هدف عینیِ مشخصی دنبال نگردد. گویا خاورشناسان به این روایت «اللهم إنّی أعوذُ بِکَ مِن علمٍ لاینفع» با جدّیت عمل می کنند. نهایت آنکه دو عامل کنفرانس استراسبورگ که امام موسی صدر در آن شرکت داشته و تلاش جدّی برای معرفی شیعه به دنیا نمود و انقلاب اسلامی ایران موجب شناخت آنان از پدیدۀ تشیع شد. انقلاب اسلامی ایران، جهان غرب را به یک ضرورت و الزام در شناخت شیعه واداشت. چنانکه امروز هم عالمان و هم سیاست ورزان غربی در پرتو انقلاب اسلامی ایران و سایر انقلاب های شیعه در خاورمیانه درصدد شناخت بنیان های اعتقادی شیعه به عنوان یک خوانش متفاوت از اسلام هستند. با توجه به اینکه بخشی از بنیان ها و عقاید شیعی در کتاب الکافی کلینی ریشه دارد ، به واکاوی و تحقیق ابعاد مختلف این کتاب حدیثی به عنوان یک ضرورت و نیاز شیعه شناسی توجه می کنند. در نتیجه به نظر می رسد آیندۀ خاورشناسی در باب الکافی پژوهی، آینده ای پر نشاط و جذاب و متنوع است که به طبع وظیفۀ شیعیان را نیز سنگین می نماید.
در طبقه بندی کلی، خاورشناسان در مواجهه با حدیث شیعه انواع مطالعات را داشته اند که یک نوع از آن مربوط به تاریخ احادیث شیعه و جوامع حدیثی شیعه بوده که الکافی پژوهی ذیل آن قرار می گیرد. پژوهش های خاورشناسان دربارۀ کتاب کافی را که از حدود یک قرن قبل آغاز شده می توان به طور تقریبی به سه دوره تقسیم کرد که در ادامه بیان خواهدشد.
@OstadRad