به مناسب سالروز بزرگداشت کلینی
بازتاب پارادایــمِ فقه حیل در الکافی کلینی ( بخش اوّل)
✍️علی راد
در روزگار کلینی کاربست حیل در فقه اسلامی نظریهای شایع و فراگیر است و تقریباً در غالب ابواب فقهی حضور جدی دارد و اعتبار آن نزد جمهور فقیهان مسلّم و قطعی است. از جمله ادله طرفداران نظریه جواز حیل در مسأله زنای مریض، تبدیل مجازات حد زنا از شلاق به ترکه صدتایی از شاخه خرما با استناد به آیه (وَ خُذْ بِیَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَ لَا تَحْنَثْ) است. کلینی مضمون این دلیل را با اسانید خود از امام صادق۷ گزارش کرده است. اعتبارسنجی گزارشهای کلینی، تفاوتها و تمایزهای آن با دیگر گزارشهای موجود در جوامع حدیثی امامیه و اهل سنّت، مسأله اصلی این نگاشته است. برآیند پژوهش، مناقشه در یک گزارش کلینی است که تمایزها و تفاوتهای آن با سایر گزارشهای شیعی و اهل سنّت را ضمن چند فرضیه، تبیین نمودیم و در نهایت در طبقهبندی کلینی در زمره طرفداران پارادایم جواز حیل در استدلال به آیه فوق، در مسأله حد زنا مریض، تردید شده است.
مقدمه
اصطلاح پارادایم به مدل و الگوی مسلط و چارچوب فکری و فرهنگی غالب بر گروه یا جامعه علمی اشاره دارد که از آن به عنوان یک فرا نظریه و دیدگاه فکری کلان در تحلیل، تبیین و پاسخگویی به مسائل بهره میگیرند. این فرانظریه از محیط به مرور بر افراد آموزش داده میشود و در یک فرایند تاریخی در اذهان آنها به یک اصل بدیهی، مسلّم و ابطال ناپذیر تبدیل میشود و تا پدید آمدن پارادایم جدید به حیات خود ادامه میدهد. در این پژوهش اصطلاح پارادایم برای ارجاع به دو فرانظریه / نظریه کلان فقهی رایج در میان محدثان، فقیهان و مفسران مسلمان و به عنوان چارچوب مرجع یا دیدگاه فکری مشترک آنان در تبیین شریعت اسلام ایفای نقش میکند.
پارادایم نخست، شریعت اسلام و شرایع پیشینِ ادیان ابراهیمی را آمیخته به حیل در برون رفت از انسداد در مناسبات و روابط انسانی بینافردی و رابطه انسان با خدا تفسیر میکند. از جمله ادله مشهور و شایع این پارادایم، انگاره سوگند أیوب۷ برای تأدیب همسرش در آیه (وَخُذْ بِیَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَ لَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ) است که از سوی خداوند این حیله به وی الهام شد که به جای صد ضربه شلاق، یک ترکه صدتایی بر همسرش بزند تا سوگندش را نقض نکرده باشد. این تفسیر از آیه بر پایه احادیث موجود در جوامع حدیثی - تفسیری اهل سنّت و شیعه شکل گرفته است و بنیان نظری تجویز و مشروعیت این حیله در فقه اسلامی است. تفسیر ارائه شده و مستندات حدیثی آن به عنوان یکی از اصول موضوعه پارادایمِ جواز حیل در فقه اسلامی است. مستندات حدیثی پارادایم مشهور به سه گونه تقسیم پذیرند: یک. مستنداتی که پسامتن و زمینههای داستان سوگند أیوب۷ را تقریر میکنند (مستندات حدیثی - تاریخی)؛ دو. مستنداتی که در آنها به مفاد آیه ی سوگند أیوب۷ در استنباط فتاوای فقهی از جمله جواز حیل استدلال شده است(مستندات حدیثی - فقهی)؛ سه. مستنداتی که در معناشناسی آیات داستان أیوب۷ اثر گذارند (مستندات تفسیری).
@OstadRad
به مناسب سالروز بزرگداشت کلینی
بازتاب پارادایــمِ فقه حیل در الکافی کلینی ( بخش دوّم)
✍️علی راد
دومین فرانظریه، حرمت و منع حیله در شریعت اسلام است که تفسیر فوق از آیه (وَ خُذْ بِیَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَ لَا تَحْنَثْ ...) را نادرست میداند؛ اعتبار مستندات سهگانه آن را قبول ندارد و ساحت شریعت اسلام را از هر گونه تجویز حیله برای فرار، ابطال یا تبدیل نصوص و احکام اسلامی پیراسته میداند.
نیک میدانیم که الکافی کلینی(م329ق) کتابِ سترگ حدیثی امامیه و نماینده اندیشههای فقهی - کلامی کلینی است و احادیث آن جایگاه و کارکرد ویژهای در تبیین احکام فقهی و معارف امامیه دارد. مسأله اصلی پژوهش فرارو این است که کلینی در الکافی کدامیک از دو پارادایم جواز و حرمت حیل در شریعت اسلام را به عنوان نظریه فقهی امامیه میداند و مستندات حدیثی الکافی برای اثبات آن کدام است؟ البته به دلیل گستردگی موضوع، دامنه بحث به یکی از مشهورترین ادله قرآنی - حدیثی پارادایم جواز حیل (احادیث استدلال به آیه سوگند أیوب۷) (محدود شده است. پژوهه در سه بخش اصلیِ گزارشهای کلینی، تمایزها و فرضیهها و دستاورد تنظیم شده است.
یکم. گزارشهای کلینی
الف. روایت َیحْیَى بْنِ عَبَّادٍ ْمَکِّیّ
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ و مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ، عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ، عَنْ یَحْیَى بْنِ عَبَّادٍ الْمَکِّیِّ قَالَ: قَالَ لِی سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ: إِنِّی أَرَى لَکَ مِنْ أَبِی عَبْدِ اللَّه۷ مَنْزِلَةً، فَسَلْه عَنْ رَجُلٍ زَنَى و هُوَ مَرِیضٌ إِنْ أُقِیمَ عَلَیْه الْحَدُّ مَاتَ، مَا تَقُولُ فِیه؟ فَسَأَلْتُه، فَقَالَ: هَذِه الْمَسْأَلَةُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِکَ، أَوْ قَالَ لَکَ إِنْسَانٌ أَنْ تَسْأَلَنِی عَنْهَا؟ فَقُلْتُ: سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ سَأَلَنِی أَنْ أَسْأَلَکَ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّه۷: إِنَّ رَسُولَ اللَّه۹ أُتِیَ بِرَجُلٍ احْتَبَنَ مُسْتَسْقِیَ الْبَطْنِ قَدْ بَدَتْ عُرُوقُ فَخِذَیْه، وقَدْ زَنَى بِامْرَأَةٍ مَرِیضَةٍ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّه۹ بِعِذْقٍ فِیه مِائَةُ شِمْرَاخٍ، فَضُرِبَ بِه الرَّجُلُ ضَرْبَةً و ضُرِبَتْ بِه الْمَرْأَةُ ضَرْبَةً، ثُمَّ خَلَّى سَبِیلَهُمَا ثُمَّ قَرَأَ هَذِه الآیَةَ: (وخُذْ بِیَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِه و لا تَحْنَثْ).
بخش پایانی این گزارش با استناد به آیه سوگند أیوب۷ تصریح میکند که بر زن زناکار، همانند مرد زانی حد اجرا شد. این مضمون در آثار حدیثی - فقهی شیخ صدوق و شیخ طوسی گزارش شده است. قاضی نعمان مغربی(م363ق) نیز این حدیث را در دعائم الاسلام بدون ذکر طریق، با ساختاری متفاوت این محتوا را با اختصار و البته با افزوده دلالت فقهی در بخش پایانی متن حدیث گزارش کرده است. در آثار فتوایی فقه امامیه نیز استناد به مضمون این حدیث و گاه مفاد آیه سوگند أیوب۷ حضور جدی دارد که مهمترین آنها را میتوان در آثار بزرگانی چون صدوق، مفید، طوسی و ... یافت. در المقنع شیخ صدوق - که رساله فتوایی وی به شمار میآید - به این مضمون در بیان کراهت به تأخیر انداختن اجرای حد زنا استناد شده است. در آثار شیخ مفید نیز اشاراتی در استناد به فحوای آیه سوگند أیوب۷ وجود دارد. همچنین، در آثار فقهی شیخ طوسی، همانند: الخلاف، المبسوط و النهایه به این مضمون استناد شده است.
@OstadRad
به مناسب سالروز بزرگداشت کلینی
✍️بازتاب پارادایــمِ فقه حیل در الکافی کلینی ( بخش سوّم)
علی راد
ب. روایت أبوالْعبَّاسِ
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى، عَنْ یُونُسَ، عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ، عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّه۷ قَالَ: قَالَ: أُتِیَ رَسُولُ اللَّه۹ بِرَجُلٍ دَمِیمٍ قَصِیرٍ، قَدْ سُقِیَ بَطْنُه و قَدْ دَرَّتْ عُرُوقُ بَطْنِه، قَدْ فَجَرَ بِامْرَأَةٍ، فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ: مَا عَلِمْتُ بِه إِلَّا و قَدْ دَخَلَ عَلَیَّ، فَقَالَ لَه رَسُولُ اللَّه۹: أزَنَیْتَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ، و لَمْ یَکُنْ أُحْصِنَ. فَصَعَّدَ رَسُولُ اللَّه۹ بَصَرَه و خَفَضَه، ثُمَّ دَعَا بِعِذْقٍ، فَعَدَّه مِائَةً ثُمَّ ضَرَبَه بِشَمَارِیخِه.
تفاوت اساسی این گزارش، فقدان افزوده استناد به آیه سوگند أیوب۷ در بخش پایانی آن و سکوت از اجرای حد بر زن زناکار است. در آثار شیخ طوسی و الوافی ملامحسن فیض کاشانی نیز همین متن به همین سان گزارش شده است. مضمون این گزارش در منابع اهل سنّت و شیعه از رسول خدا۹ با محتوایی مشترک، ولی با تفاوت در عبارات نقل شده است. با اغماض از آسیب نقل به معنا در این گزارشها، قدر مشترک آنها با گزارش ب الکافی کلینی، ارتکاب زنای مردی فرتوت با بیماری جسمی خاص با زنی از خدمتکاران خود است که رسول خدا۹ فقط اجرای حد زنا به شکل ترکه صدتایی از شاخه خرما را بر مرد زناکار تعیین میکند و بر زن زنا شده حدی اجرا نمیشود؛ این مهم در منابع متعدد حدیثی - فقهی، تفسیری اهل سنّت و شیعه پیش از الکافی کلینی نیز گزارش شده است. در گزارشهای فوق، با وجود تنوع اسانید و مصادر، این مهم مشهود است که راویان تلاش میکنند حکم صادره از رسول خدا۹ را هر چند با الفاظ خود، ولی کامل و جامع گزارش نمایند؛ با این حال، در بیان نوع و میزان حکم با یکدیگر اختلاف ندارند.
دوم. تمایزها و فرضیهها
گزارش الف کلینی با گزارشهای پیش از آن، دو تفاوت اساسی دارد:
1. تمایز در اجرای حد زنا بر زنِ زنا کار
در گزارشهای منابع پیش از کلینی جمله «و لم یضرب المرأة» تصریح دارد که مجازات حد زنا بر زن زناشده اجرا نشد، ولی احادیث شیعی (کتب اربعه حدیثی متقدم امامیه) با جمله «فَضُرِبَ بِه الرَّجُلُ ضَرْبَةً و ضُرِبَتْ بِه الْمَرْأَةُ ضَرْبَةً ثُمَّ خَلَّى سَبِیلَهُمَا» بر اجرای حد زنا برای زن مورد تجاوز نیز تصریح کردهاند. گزارشهای منابع پیش از کلینی اساساً از اشاره به حضور زنی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفت، ساکت هستند. لذا فقط حد زنا بر مرد زناکار اجرا شد، ولی در الکافی کلینی و منابع بعد از آن، به حضور، اجرا حد و ترخیص مرد و زن زناکار با یکدیگر تصریح کردهاند که بر اراده عمل زنا از سوی زن زناکار دلالت دارد. بر پایه اصول تشریع مجازات حدود در فقه اسلامی فرد مکره به زنا از اجرای حد زنا معاف است؛ زیرا فاقد عنصر روانی جرم زنا است. از جمله نصوص عدم مسئولیت شخص مکره میتوان به احادیث گزارش شده از رسول خدا۹ همانند: «تجوز عن هذه الأمة عن الخطأ والنسیان، وما أکرهوا علیه»، «إن الله تجاوز عن أمتی الخطأ و النسیان، و ما استکرهوا علیه» و «إن الله تجاوز لامتی عما توسوس به صدورها. ما لم تعمل به أو تتکلم به. و ما استکرهوا علیه» اشاره کرد. بر پایه استنباط فقیهان از قرآن و سنّت چنین فردی معذور است و حد بر وی جاری نمیشود. در گزارشهای پیش از کلینی نشانههای متنی روشنی وجود دارد که آشکارا بر اکراه یا اجبار زن برای زنا از سوی مرد نامبرده دلالت دارند. نشانههای متنی بیانگر مکره بودن زن بر عمل زنا عبارتاند از:
- «أن رجلا أصاب فاحشة»، «قد فجر بامرأة» و «وجد على أمة من إمائهم یخبث بها یخبث بها» در استناد جنبه مجرمانه عمل زنا فقط به مرد زنا کار، سکوت از عدم رضایت زن و بیطرفی و انفعال زن. اگر با رضایت و موافقت زن بود لازم بود، از ساختار صرفی رایج در زبان عرب بهره میجست که مشارکت دو سویه این عمل را نشان دهد.
- جمله «فهش لها فوقع علیها»: تهاجم جنسی مرد علیه زن برای انجام عمل زنا و غیر مترقبه بودن آن برای زن.
از سوی دیگر، در این گزارشها به رضایت یا تمهیدات مقدمات عمل زنا از سوی زن نیز اشارهای نشده است؛ در حالی که اگر خلاف این بود، باید به این مهم اشاره میشد؛ ولی همگی تصریح میکنند که رسول خدا۹ بر زن حد زنا جاری نساخت و درباره او حکمی بیان نکرد. از مفهوم مخالف این گزارشها و مؤیدات درون متنی آنها این نکته، به وضوح، استنباط میشود که چون زن از سوی مرد به اجبار مورد تجاوز جنسی قرار گرفت، از شمول حد زنا خارج بود. بنابراین، این گزارشها با اصل عدم مجازات شخص مکره بر زنا هماهنگ هستند، ولی گزارش الف کلینی با این اصل و مستندات قرآنی و حدیثی در تعارض است و در این تعارض، ترجیح با گزارشهایی است که موافق با سنّت، مقاصد شریعت و قواعد فقهی باشند.
@OstadRad
وهه مناسب سالروز بزرگداشت کلینی
بازتاب پارادایــمِ فقه حیل در الکافی کلینی ( بخش چهارم)
✍️علی راد
دستاورد
بر پایه این پژوهش روشن شد که ظاهر ذیل موجود در گزارش الف الکافی کلینی مستعد این برداشت است که از آن برای به پذیرش جواز حیل در مسأله اجرای حد زنا بر شخص مریض از سوی کلینی استدلال شود، ولی به دلیل مناقشات جدی در اعتبار ذیل این گزارش و فقدان آن در گزارش ب کلینی این استدلال نادرست است و همگرایی کلینی با پارادایم مشهور جواز حیل در فقه اسلامی را در مسأله زنای مریض نمیتوان اثبات کرد. از نگاه نویسنده شواهد فرضیه مدرج بودن ذیل گزارش الف الکافی در مقایسه با فرضیههای دیگر از قوت بیشتری برخوردار است؛ هر چند که فرضیه تقیهای بودن صدور آن نیز شایسته درنگ است. بنابراین، از رویآورد به فرضیه تقیه یا فرضیه ادراج در توجیه وجود این ذیل در گزارش الف الکافی و دیگر احادیث شیعه گریزی نیست. محتمل است در متون دسته اول شیعی ذیل مذکور در کتاب من لا یحضره الفقیه از سوی شیح صدوق درج شده است و از آنجا به سایر آثار حدیثی امامیه راه یافته است و چه بسا در تصحیح نسخه الکافی کلینی نیز این بخش از سوی صاحب نسخه به تتمه حدیث الکافی افزوده شده است و همین نسخه نیز در اختیار شیخ طوسی قرار گرفته و از این طریق در تهذیب الأحکام راه یافته است؛ هر چند که پیشتر بیان کردیم در المقنع شیخ صدوق این ذیل وجود ندارد. به نظر میآید که دلیل این امر تألیف المقنع بعد از کتاب من لا یحضره الفقیه است که شیخ صدوق از ذکر ذیل مذکور خودداری کرده است. البته محتمل است که ذیل موجود در گزارش الف الکافی احیاناً در نسخههای این حدیث در قم یا بغداد عصر کلینی بدان الصاق شده است. لذا فرضیه وجود تحریرهای رازی و بغدادی از الکافی محتمل خواهد بود. در صورت تأیید این فرضیه میتوان گفت که تحریر موجود از گزارش الف در الکافی با فضای فقهی و عقلگرایانه حاکم در بغداد عصر کلینی انطباق بیشتری دارد؛ زیرا مذاهب فقهی حنفی و شافعی روزگار کلینی تلاش میکردند از آیه سوگند أیوب۷ جواز حیل را استنباط نمایند و این حدیث با هر فرضیهای درباره ذیل آن میتوانست بنمایه مناسبی برای گفتگو با این مذاهب باشد.
لینک دانلود متن کامل به همراه مستندات
https://hadith.riqh.ac.ir/article_13254.html
@OstadRad
به مناسب سالروز بزرگداشت کلینی
بازتاب پارادایــمِ فقه حیل در الکافی کلینی
✍️علی راد
بخش اوّل : https://eitaa.com/OstadRad/833
بخش دوّم : https://eitaa.com/OstadRad/834
بخش سوّم : https://eitaa.com/OstadRad/835
بخش چهارم : https://eitaa.com/OstadRad/836
لینک های دانلود متن کامل به همراه مستندات :
https://hadith.riqh.ac.ir/article_13254.html
@OstadRad
Ordibehesht.final2.pdf
حجم:
147.6K
پنل های و سخنرانی های پنجمین کنگره جهانی حضرت رضا ( علیه السلام ) - 24 و 25 اردیبهشت 1403 مشهد مقدس
@OstadRad
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به مناسبت سالروز بزرگداشت کلینی
استاد محمد کاظم طباطبایی در رونمایی از کتاب ادعیه کافی
به دعا و دعانگاری در فرهنگ شیعه به عنوان یک نقطه متعالی اشاره کرد و گفت: فرهنگ دعانویسی در شیعه قابل مقایسه با هیچ نحله و مذهب و دین دیگری نیست و هیچ رقیب و بدیلی نداریم. دعانگاری از دوره کهن رواج داشته است از جمله شیخ طوسی در مصباح المتهجد برخی دعاها را گردآوری کرده است و بعدها ابن طاووس این کار را دنبال کرد؛ کتاب رایج دوره معاصر هم توسط محدث قمی نوشته شد.
طباطبایی بیان کرد: البته یک اشکالی همواره میان محتواگرایان و سندگرایان وجود داشت و میگفتند که ادعیه معمولا سند ندارند و آنهایی هم که سند دارند، سند معتبری ندارند؛ این اشکال با کاری که شیخ طوسی انجام داد یعنی دعا را بدون سند نقل میکرد، قابل پاسخ بود، ولی باز اشکال اسناد ادعیه وجود داشت.
استاد دانشگاه قرآن و حدیث تاکید کرد: اخیرا در دارالحدیث مجموعه ادعیه کتاب کافی به عنوان مهمترین منبع روایی جدا شد؛ ادعیه این کتاب عمدتا اسناد قابل قبول دارد و میتواند بهانه بهانهگیران را در مورد دعا بگیرد.
وی تاکید کرد: نتیجه کار برای خود ما هم عجیب بود یعنی ما انتظار نداشتیم که این حجم فراوان دعا در کتاب کافی باشد و اسناد آن هم با سختگیری سندی، اسناد قابل اعتمادی است.
طباطبایی افزود: نکته دیگر اینکه تنوع و گوناگونی دعا هم در فهرست تنظیمشده کافی قابل توجه است؛ دعاهایی که گاهی در عین کوتاهی میتواند جهانبینی و تحلیل انسان نسبت به دنیا را تغییر دهد.
@OstadRad
🔰 #جمله_تصویر #عکس_نوشته
💠 برای کسی که رنگ تکلیف مات است، همه چیز رنگش مات است ؛ حتی خدا!
🔹 علامه محمدتقی جعفری، سخنرانی عید فطر سال ۱۳۷۲
🌱 @allameh_jafari
@OstadRad