امام باقر عليه السلام فرمود : «واى بر اين مرجئه ! فردا كه قائمِ ما قيام كند ، به چه كسى پناه مى برند؟» . گفتم : آنان مى گويند : اگر آن گونه كه شما مى گوييد، باشد [و او به عدل قيام كند] ، ما و شما در عدالت او يك سان هستيم . فرمود : «هر كه [از آنان ] توبه كند ، خداوند هم به او روى مى آورد و هر كه دورويى كند ، خدا همو را [از رحمتش ] دور مى كند ، و هر كه آشكارا مخالفت كند ، خداوند، خونش را مى ريزد» . سپس فرمود : «سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، آنها را سر مى برد ، همان گونه كه قصّاب، گوسفندش را سر مى برد» و با دستش به گلويش اشاره نمود. گفتم : آنان مى گويند : هنگامى كه قيام كند ، كارها برايش درست مى شود و به اندازه پيمانه حجامتى هم خون نمى ريزد . فرمود : «سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، هرگز چنين نيست، تا ما و شما عرقمان در آيد» و اشاره به پيشانى اش كرد «و خونمان ريخته شود» .
از لحاظ سندى، در اصل حديث اوّل، ترديد وجود دارد؛ زيرا در منابع حديثىِ كهن و اصيل اماميّه گزارش نشده و تنها در كتاب الإيضاح آمده است. متن حديث دوم نيز تنها در الغيبةى نعمانى گزارش شده و تنها يكى از اسناد آن، قابل قبول است.
مفهوم و مقصود
از نظر دلالى، احتمال قوى مى رود كه تعبير امام عليه السلام در تعابير: «ضرب أعناق» و «ذبح» در احاديث دسته دوم، در اثر نقل به معنا توسّط راوى، تغيير يافته باشد و اشاره اى به نوع قتل رايج در عرفِ عرب باشد كه معمولاً در هنگام كشتن فردى، سر وى را از تن او جدا مى كردند. بر فرض عدم پذيرش نقل به معنا نيز تعابيرِ ياد شده، مفاهيمى كنايى براى اشاره به عمل كشتن اند و بر اصل كشته شدن اين افراد تأكيد دارند و الزاماً اين گونه نيست كه افراد معاند حتماً به اين گونه، كشته شوند.
همچنين اقدامات ياد شده در اين دو حديث، فارغ از صحّت سندى و صدورى، قابل توجيه به نظر مى رسند. مفاد روايت اوّل، ناظر به افراد منافق و نفوذى است كه يكى از تهديدهاى جدّى براى هر حركت انقلابى به شمار مى رود و مى تواند به تضعيف يا شكست آن منجر شود. كاملاً طبيعى و معقول به نظر مى آيد كه از همان ابتدا با چنين جريانى، برخوردى جدّى به عمل آيد تا براى مخالفان و معاندان، آينه عبرتى باشد و اين، نشانه تدبير هوشمندانه در قيام امام مهدى عليه السلام است. بدين ترتيب، از اين حديث نمى توان كشتار فراگير يا شدّت و خشونت استنباط كرد؛ بلكه بايد آن را راهبردى نظامى و امنيتى براى موفّقيت قيام دانست كه امرى منطقى و طبيعى است. يادكرد اين مهم در احاديث از اين رو بوده است كه امامان عليهم السلام قصد داشته اند مخاطبان را به اين نكته توجّه دهند كه در دوره ظهور، راه هر گونه نفاق در سوء استفاده از مهرورزى ظاهرى به اهل بيت عليهم السلام ، مسدود خواهد شد و همانند دوره هاى قبلى نيست كه افرادى در پوشش محبّت اهل بيت، بتوانند ضربات سختى بر پيكره فرهنگ و معارف عترت وارد كنند.
حديث دوم نيز لحنى انتقادى در نفى تسامح و آهنگى ايجابى در اثبات دشوارى هاى فراروى قيام امام مهدى عليه السلام دارد و پيام آن، اين است كه اين قيام، با دشوارى هاى جدّى و سختى رو به رو خواهد بود كه جز با ايثارگرى و جانبازى، به سامان نخواهد رسيد. بخش پايانى اين حديث بر دشوارى امر قيام و عدم تسامح و تساهل در آن، تصريح دارد و اين پندار را كه در قيام امام مهدى عليه السلام ، خونى از فردى ريخته نخواهد شد و مخالفان نيز همچنان آسوده خواهند بود، مردود اعلام مى كند.
دسته سوم: عدم ترحّم امام مهدى عليه السلام
در برخى از احاديث، شدّت تعامل امام مهدى عليه السلام ، چنان تصوير شده كه در جلوه رحمت بودن ايشان و نيز نسبت داشتن ايشان با خاندان وحى، ترديد خواهد شد. در حديثى گزارش شده است كه ايشان به قريش، يعنى نسل و تبار خويش، آن چنان سخت خواهد گرفت كه در فرزند فاطمه عليها السلام بودن وى، ترديد خواهد شد؛ چرا كه ادّعاى قريشيان اين است كه: اگر او فاطمى بود، به ما رحم مى كرد! متن حديث منسوب به امام على عليه السلام چنين است:
بِأَبِى ابنُ خِيَرَةِ الإِماءِ ، لا يُعطيهِم إلَّا السَّيفَ هَرجاً هَرجاً ، مَوضوعاً عَلى عاتِقِهِ ثَمانِيَةَ أشهُرٍ حَتّى تَقولُ قُرَيشٌ: لَو كانَ هذا مِن وُلدِ فاطِمَةَ لَرَحِمنا.[۶۳]
پدرم فداى فرزند برگزيده كنيزان! جز با شمشير و كشتار، [با جبّاران ] رفتار نمى كند و شمشيرش را هشت ماه بر دوش دارد تا آن جا كه قريش مى گويند : اگر او از فرزندان فاطمه بود ، به ما رحم مى كرد .
در نسخه ديگر از اين حديث، به صراحت، فاطمى بودن امام عليه السلام نفى شده است؛ ليكن به قريش استناد نشده است:
حَتّى يَقولوا : وَ اللَّهِ ، ما هذا مِن وُلدِ فاطِمَةَ ، لَو كانَ مِن وُلدِها لَرَحِمنا ! يُغريهِ اللَّهُ بِبَنِى العَبّاسِ وَ بَنى اُمَيَّةَ.[۶۴]
مطابق دلالت اين آيه، اصل مقابله مسلّحانه با فتنه و مظاهر آن، دستور الهى است و قطعيت اين حكم، آن چنان استوار است كه مفسّرانى، آن را ناسخ آيات: «كُفُّواأَيْدِيَكُمْ؛[۵۵][ فعلاً ] دست [ از جنگ ] بداريد و «وَ دَعْ أَذاهُمْ؛[۵۶]و از آزارشان بگذر» دانسته اند.[۵۷]در نتيجه دوران سازش و تسامح با جريان كفر، به پايان رسيده و خداوند به مؤمنان دستور داده تا اديان باطل و مظاهر آنها را از بين ببرند و اين تكليفى الهى بر عهده هر مسلمان است.
شايان ذكر است كه مى توان از امر به «قتال» در اين آيه، هر نوع رويايى و مواجهه با جريان فتنه را نيز برداشت كرد، به گونه اى كه اقدام نظامى، يكى از مصاديق ملموس آن است. با توجّه به اين نكته، امر به قتل در «وَقاتِلُوهُمْ» دامنه گسترده اى داشته و صرفاً مسئله جنگ را شامل نمى شود؛ بلكه در اكثر مواقع، مواجهه هاى تبليغى، فرهنگى و اقتصادى با مظاهر فتنه، نسبت به اقدام نظامى، از ضرورت و اولويت بيشترى برخوردارند.
شرط مقابله مسلّحانه با فتنه
علّامه طباطبايى با اشاره به نظير بودن آيه «وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ؛[۵۸]با آنان بجنگيد تا فتنه اى نماند، و دين، جملگى از آنِ خدا باشد. پس اگر دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمكاران، روا نيست» براى آيه مورد بحث در سوره انفال، از مفاد آن دو براى مقابله مسلّحانه، شرايطى را استنباط كرده است. در نگاه ايشان، آيات اين موضوع، به مقابله مسلّحانه پس از دعوت و اتمام حجّت اشاره دارند و جنگ بدون دعوتِ پيشين و گفتگو با جريان فتنه و كفر، جايز نيست و آيه : «فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ؛[۵۹]پس اگر توبه كنند و نمازبرپا دارند و زكات دهند، در اين صورت، برادران دينى شمايند» نظير آن است.[۶۰]در نتيجه اقدام مسلّحانه، مشروط به تبليغِ قبلى و عدم ايمان آوردن فتنه گران از روى عناد و لجاجت است.
در جمع بندى احاديث دسته اوّل، با توجّه به ضرورت مقابله با فتنه و شرايط آن از منظر قرآنى، مى توان چنين گفت كه احاديثِ ياد شده به معناى كشتار بى رويّه و بدون منطق نيستند؛ بلكه آن نيز براى خود، معيارى وحيانى دارد. از سوى ديگر، اين اقدام، گام به گام و در سه مرحله : مناظره، مباهله و مقاتله انجام خواهد پذيرفت. به سخن ديگر، جنگ با فتنه گران و پيروان آنها، مشروط به گفتگوها و احتجاج هاى قبلى با آنها و مجاب نشدن و در مقابل، عناد ورزيدن آنان است؛ چرا كه در اين صورت، راهكار و چاره اى جز جنگ با آنان باقى نمى ماند. البتّه اين نكته را بايد افزود كه حكم اين آيه، به سردمداران فتنه، اختصاص دارد و كسانى كه فريب فتنه گران را خورده و از روى جهل، تطميع يا زور در جبهه فتنه قرار گرفته اند، معذور و از موضوع اين آيه خارج اند، البتّه در صورتى كه بعد از روشن شدن حق از جبهه فتنه اعراض عملى نمايند.
دسته دوم: گردن زدن مخالفان
در برخى از متون حديثى، پيش بينى شده است كه آغاز اقدام مسلّحانه امام مهدى عليه السلام ، گردن زدن افرادى است كه از روى نفاق، دوستدارى اهل بيت را ادّعا مى كنند؛ ولى بر خلاف آن عمل مى نمايند.
در حديثى، امام باقر عليه السلام مى فرمايد:
لَو قَد قامَ قائِمُنا بَدَأَ بِالَّذينَ يَنتَحِلونَ حُبَّنا ، فَيَضرِبُ أعناقَهُم .[۶۱]
آن گاه كه قائمِ ما قيام كند، از كسانى كه مدّعى ولايت و دوستى ما هستند، شروع مى كند و گردن هاشان را مى زند .
ذبحِ مخالفان، اقدام ديگرى است كه در حديث ذيل، بِدان اشاره شده است:
عن أبي جَعفَرٍ الباقِرِ عليه السلام : فَقالَ : وَيحَ هذِهِ المُرجِئَةِ ! إلى مَن يَلجَؤونَ غَداً إذا قامَ قائِمُنا؟ قُلتُ : إنَّهُم يَقولونَ : لَو قَد كانَ ذلِكَ كُنّا وَ أَنتُم فِى العَدلِ سَواءً . فَقالَ : مَن تابَ تابَ اللَّهُ عَلَيهِ ، وَ مَن أسَرَّ نِفاقاً فَلا يُبعِدُ اللَّهُ غَيرَهُ ، وَ مَن أظهَرَ شَيئاً أهرَقَ اللَّهُ دَمَهُ . ثُمَّ قالَ : يَذبَحُهُم - وَ الَّذى نَفسى بِيَدِهِ - كَما يَذبَحُ القَصّابُ شاتَهُ - وَ أَومَأَ بِيَدِهِ إلى حَلقِهِ - . قُلتُ : إنَّهُم يَقولونَ : إنَّهُ إذا كانَ ذلِكَ استَقامَت لَهُ الاُمورُ فَلا يُهَريقُ مِحجَمَةَ دَمٍ . فَقالَ : كَلّا وَ الَّذى نَفسى بِيَدِهِ ، حَتّى نَمسَحَ وَ أَنتُمُ العَرَقَ وَ العَلَقَ - وَ أَومَأَ بِيَدِهِ إلى جَبهَتِهِ - .[۶۲]
[۲۴]. «... لا يُعطيهِم إلَّا السَّيفَ هَرجا هَرجا، مَوضوعا عَلى عاتِقِهِ ثَمانِيَةَ أشهُرٍ حَتّى تَقولُ قُرَيشٌ: لَو كانَ هذا مِن وُلدِ فاطِمَةَ لَرَحِمنا» (ر. ك: ص ۸۶ ح ۱۶۸۵).
[۲۵]. ر.ك: ص ۷۸ ح ۱۶۷۸.
[۲۶]. ر.ك: ص ۸۰ ح ۱۶۸۱.
[۲۷]. ر.ك: ص ۸۲ ح ۱۶۸۲ .
[۲۸]. ر.ك: ص ۸۶ ح ۱۶۸۵ (شرح نهج البلاغة).
[۲۹]. ر.ك: ص ۸۰ ح ۱۶۸۰.
[۳۰]. ر.ك: ص ۷۸ ح ۱۶۷۹ .
[۳۱]صحيح، «ابن هبيرة» است.
[۳۲]. بصائر الدرجات: ص ۱۵۲ ح ۴.
[۳۳]. بصائر الدرجات: ص ۱۵۵ ح ۱۳، بحار الأنوار: ج ۵۲ ص ۳۱۸ ح ۱۸.
[۳۴]. تاريخ غيبت كبرا، سيّد محمّد صدر: ص ۲۲۳.
[۳۵]. همان : ص ۲۲۸.
[۳۶]. إثبات الوصية: ص ۲۸۰.
[۳۷]. كمال الدين: ص ۳۲۲ ح ۳.
[۳۸]. كمال الدين: ص ۳۲۹ ح ۱۱.
[۳۹]. الغيبة، طوسى: ص ۶۰.
[۴۰]كمال الدين : ص ۱۵۳ ح ۱۶.
[۴۱]. قاموس الرجال: ج ۱۱ ص ۲۳.
[۴۲]. قاموس الرجال: ج ۱۲ ص ۴۷۷.
[۴۳]. انفال: آيه ۳۹.
[۴۴]. أحكام القرآن، ابن عربى: ج ۲ ص ۸۵۴ .
[۴۵]. روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم: ج ۹ ص ۲۰۷.
[۴۶]انفال : آيه ۳۹ .
[۴۷]. ر.ك: ص ۸۸ ح ۱۶۸۸.
[۴۸]انفال : آيه ۳۹ .
[۴۹]. ر.ك: ص ۸۴ ح ۱۶۸۴ .
[۵۰]. تفسير القمّى: ج ۱ ص ۲۷۸، أحكام القرآن: ج ۲ ص ۸۵۴ .
[۵۱]. التفسير الكبير، مقاتل بن سليمان : ج ۲ ص ۱۱۵؛ الصافى: ج ۲ ص ۳۰۳.
[۵۲]. أحكام القرآن، جصّاص: ج ۴ ص ۲۲۹.
[۵۳]. الميزان: ج ۹ ص ۷۵.
[۵۴]. تفسير هدايت، مدرّسى يزدى: ج ۴ ص ۵۲.
[۵۵]. نساء: آيه ۷۷.
[۵۶]. احزاب: آيه ۴۸.
[۵۷]. تفسير القمّى: ج ۱ ص ۲۷۸.
[۵۸]. بقره: آيه ۱۹۳.
[۵۹]. توبه: آيه ۱۱.
[۶۰]. الميزان: ج ۲ ص ۶۳.
[۶۱]. ر.ك: الإيضاح، ابن شاذان: ص ۴۷۵.
[۶۲]. ر.ك: ص ۸۲ ح ۱۶۸۳ .
[۶۳]. ر.ك: ص ۸۶ ح ۱۶۸۵ .
[۶۴]. ر.ك: ص ۸۸ ح ۱۶۸۹ (الفتن، ابن حمّاد).
[۶۵]. كتاب سليم بن قيس الهلالى: ج ۲ ص ۷۱۵ ح ۱۷.
📣با مَدرَس استاد راد همراه باشید:
🆔✨@OstadRad✨
تا آن جا كه مى گويند : «به خدا سوگند ، اين، از فرزندان فاطمه نيست . اگر از فرزندان او بود، به ما رحم مى كرد!». خداوند، او را بر ضدّ عبّاسيان و امويان بر مى انگيزد .
در نقلى ديگر از اين متن، در قريشى بودن امام عليه السلام نيز ترديد شده است:
حَتَّى يَقُولُوا مَا هذَا مِن قُرَيشٍ لَو كانَ هذا مِن قُرَيشٍ وَ مِن وُلدِ فَاطِمَةَ لَرَحِمَنَا.[۶۵]
اين از قريش نيست ؛ چرا كه اگر از قريش و از فرزندان فاطمه بود، به ما رحم مى كرد!
با چشم پوشى از ضعف هاى سندى و مصدرى اين احاديث، در تبيين مقصود از آنها مى توان چنين گفت كه هماره وابستگان نسبى و نژادى، با تمسّك به حلقه مشترك خود، سعى در نوعى برخورد متفاوت و مدارا و تسامح دارند. در اين متون نيز قريش از فاطمه عليها السلام به عنوان حلقه ارتباطى خود با امام مهدى عليه السلام بهره جسته است. به نظر مى آيد كه اين حديث در صدد بيان اين اصل در قيام مهدوى است كه صرفِ داشتن رابطه نسبى با امام عليه السلام ، مانع اجراى عدالت از سوى ايشان نخواهد بود و اگر مخالفان ايشان، از ميان قريش نيز باشند، ايشان با آنان مثل ديگر مخالفان و معاندان برخورد خواهد كرد. از اين رو، از اين حديث هم نمى توان خشونت يا كشتار را استنباط كرد؛ بلكه بر فرض پذيرش صحّت سندى، به بيان اصل مديريتى قيام امام مهدى عليه السلام در برخورد با مخالفان از قريش اشاره دارد.
[۱]به قلم پژوهشگر ارجمند ، حجّة الاسلام و المسلمينعلى راد.
[۲]. ر. ك: الزهر و الحجر التمرّد الشيعى فى اليمن، عادل الأحمدى : ص ۱۵ - ۵۳.
[۳]. اين پندار، به مرجئه نسبت داده شده كه در باره چگونگى قيام مهدى، چنين اعتقاد داشتند: «إنَّهُ إذا كانَ ذلِكَ استَقامَت لَهُ الاُمورُ فَلا يُهَريقُ مِحجَمَةَ دَمٍ» (ر.ك: ص ۸۲ ح ۱۶۸۳).
[۴]. حَتّى تَقولَ قُرَيشٌ : لَو كانَ هذا مِن وُلدِ فاطِمَةَ لَرَحِمَنا (ر.ك: ص ۸۶ ح ۱۶۸۵).
[۵]. ر. ك: بخش پايانى همين مقاله، احاديث دسته اوّل (همراهى با شمشير).
[۶]. ر. ك: أفعال المهدى الشنيعة، مجدى محمود المكّى، فصل "كثرة سفكه للدماء"، ص ۲۵ - ۵۲ .
[۷]. دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام : ج ۷ ص ۴۲ (اصلاح شما با خراب كردن خودم؟ هرگز!).
[۸]. ر.ك: ج ۳ ص ۱۷۴ (بخش سوم / فصل دوم / تبيين حكمت غيبت).
[۹]. رعد: آيه ۱۱.
[۱۰]«وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً؛ و به راستى، ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم و آنان را در خشكى و دريا [ بر مركب ها ] بر نشانديم و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم، و آنها را بر بسيارى از آفريده هاى خود برترى آشكار داديم» (اسرا: آيه ۷۰). نيز، براى ديدن وجوه تكريم انسان در اين آيه، ر. ك : البرهان فى تفسير القرآن: ج ۳ ص ۵۵۰؛ تفسير نور الثقلين: ج ۳ ص ۱۸۷؛ الدرّ المنثور: ج ۵ ص ۳۱۵.
[۱۱]تحرير و التنوير، ابن عاشور: ج ۱۴ ص ۱۳۱ .
[۱۲]«فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى؛ با او سخنى نرم گوييد. شايد كه پند پذيرد يا بترسد»(طه: آيه ۴۴) و «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ؛ پس به [ بركتِ ] رحمت الهى، با آنان نرم خو [ و پُرمِهر ] شدى، و اگر تندخو و سخت دل بودى، قطعاً از پيرامون تو پراكنده مى شدند. پس، از آنان در گذر و برايشان آمرزش بخواه، و در كار[ ها ] با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتى، بر خدا توكّل كن، زيرا خداوند، توكّل كنندگان را دوست مى دارد» (آل عمران: آيه ۱۵۹).
[۱۳]فتح: آيه ۲۸.
[۱۴]. تفسير من وحى القرآن، محمّد حسين فضل اللَّه: ج ۲۱ ص ۱۲۷.
[۱۵]. التفسير الكبير، مقاتل بن سليمان: ج ۴ ص ۷۸، تفسير الطبرى: ج ۱۳ ص ۱۰۹.
[۱۶]. تفسير نمونه: ج ۲۲ ص ۱۱۳.
[۱۷]. التفسير الكبير، مقاتل بن سليمان: ج ۴ ص ۷۸، التبيان فى تفسير القرآن، طوسى: ج ۹ ص ۳۳۶.
[۱۸]. الميزان: ج ۱۸ ص ۲۹۹.
[۱۹]مائده: آيه ۵۴ .
[۲۰]. مجمع البيان: ج ۹ ص ۱۹۲.
[۲۱]. تفسير من وحى القرآن: ج ۲۱ ص ۱۲۸.
[۲۲]. امام باقر عليه السلام فرمود: «إِذَا قامَ سارَ بِسِيرَةِ رَسُولِ اللَّه صلى اللّه عليه و آله إِلاَّ أَنَّهُ يُبَيِّنُ آثارَ مُحَمَّدٍ؛ چون قيام كند، همچون پيامبر خدا رفتار خواهد كرد، بجز آن كه آثار محمّد را بيان مى كند» (الغيبة، نعمانى: ص ۱۶۴ ح ۵).
[۲۳]. اللمع فى أسباب ورود الحديث، سيوطى، بيروت: دار الكتب العلميّة، ۱۴۰۴ ق، اوّل؛ البيان و التعريف فى أسباب ورود الحديث الشريف، ابن حمزه دمشقى، بيروت: المكتبة العلميّة، ۱۴۰۲ق.
sharh ketabo alhoja 03.mp3
زمان:
حجم:
9.9M
شرح احادیث کتاب شریف «الکافی» کلینی - علی راد - دانشیار دانشگاه تهران
عرضه اعمال بر رسول خدا صلی الله علیه و آله
شرح حدیث سوم از «کتاب الحجّه» بَابُ عَرْضِ الْأَعْمَالِ عَلَى النَّبِيِّ ص وَ الْأَئِمَّةِ ع
حدیث :
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَا لَكُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ رَجُلٌ كَيْفَ نَسُوؤُهُ فَقَالَ أَ مَا تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمَالَكُمْ تُعْرَضُ عَلَيْهِ فَإِذَا رَأَى فِيهَا مَعْصِيَةً سَاءَهُ ذَلِكَ فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ سُرُّوهُ.
ترجمه:
سماعة گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه ميفرمود: شما را چه مىشود كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را ناخوش و اندوهگين ميكنيد؟ مردى گفت: ما او را ناخوش ميكنيم؟!! فرمود: مگر نميدانيد كه اعمال شما بر آن حضرت عرضه مىشود و چون گناهى در آن بيند، اندوهگينش ميكند؟ پس نسبت بپيغمبر بدى نكنيد و او را (با عبادات و طاعات خويش) مسرور سازيد.
الكافي (ط - الإسلامية): ج۱، ص . ۲۱۹.
📣با مَدرَس استاد راد همراه باشید:
🆔✨@OstadRad✨
sharh hadit 04.mp3
زمان:
حجم:
11.1M
استقامت در ولایت
شرح احادیث کتاب شریف «الکافی» کلینی - علی راد - دانشیار دانشگاه تهران
حدیث :
أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى- وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً قَالَ يَعْنِي لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهِ ع وَ قَبِلُوا طَاعَتَهُمْ فِي أَمْرِهِمْ وَ نَهْيِهِمْ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقاً يَقُولُ لَأَشْرَبْنَا قُلُوبَهُمُ الْإِيمَانَ وَ الطَّرِيقَةُ هِيَ الْإِيمَانُ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ الْأَوْصِيَاءِ.
ترجمه :
امام باقر عليه السلام در باره قول خداى تعالى (۱۶- سوره ۸۲) «و اگر بر آن روش استوار شوند، آبى فراوانشان نوشانيم» فرمود: يعنى اگر بر ولايت على بن ابى طالب امير مؤمنان و اوصياء از فرزندان او استوار شوند و اطاعت آنها را در امر و نهيشان بپذيرند «آب فراوانى بآنها نوشانيم» يعنى ايمان را در دلشان جايگزين كنيم و مقصود از «طريقه روش» ايمان بولايت على و جانشينان اوست.
الكافي (ط - دارالحديث): ج۱، ص۵۴۶.
📣با مَدرَس استاد راد همراه باشید:
🆔✨@OstadRad✨
نکات ♦️اگر تحقق معاد محال و نشدنی است، باید وجود انسان نیز چنین باشد ؛زیرا انسان ((هیچ هست یافته ))است؛ چگونه انسان وجود پیش از مرگ خود را می پذیرد که روزگاری نبوده و خداوند او را از هیچ آفریده است؛ ولی حیات دوباره پس از مرگ را که رویدادی بس آسانتر از حیات نخستین اوست، انکار میکند؟♦️
استاد علی راد
📚انسان در تراز قرآن ص۳۱
#کتاب
#انسان_در_تراز_قرآن
#استاد_علی_راد
📣با مَدرَس استاد راد همراه باشید:
🆔✨@OstadRad✨
05.mp3
زمان:
حجم:
11M
شرح احادیث کتاب شریف «الکافی» کلینی - علی راد - دانشیار دانشگاه تهران اهل بیت علیهم السلام نعمت خاص خداوند: بخش اول
شرح حدیث اول از «کتاب الحجّة»، بَابُ أَنَّ النِّعْمَةَ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ الْأَئِمَّةُ عليهم السلام
حدیث :
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ بِسْطَامَ بْنِ مُرَّةَ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ حَسَّانَ، عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ الْعَبْدِيِّ، عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ، عَنِ الْأَصْبَغِ، قَالَ:
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام: «مَا بَالُ أَقْوَامٍ غَيَّرُوا سُنَّةَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله، وَ عَدَلُوا عَنْ وَصِيِّهِ، لَايَتَخَوَّفُونَ أَنْ يَنْزِلَ بِهِمُ الْعَذَابُ؟» ثُمَّ تَلَا هذِهِ الْآيَةَ: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ» ثُمَّ قَالَ: «نَحْنُ النِّعْمَةُ الَّتِي أَنْعَمَ اللَّهُ بِهَا عَلى عِبَادِهِ، وَ بِنَا يَفُوزُ مَنْ فَازَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». #استاد_علی_راد
📣با مَدرَس استاد راد همراه باشید:
🆔✨@OstadRad✨
06.mp3
زمان:
حجم:
9.3M
شرح احادیث کتاب شریف «الکافی» کلینی - علی راد - دانشیار دانشگاه تهران اهل بیت علیهم السلام نعمت خاص خداوند: بخش اول
شرح حدیث اول از «کتاب الحجّة»، بَابُ أَنَّ النِّعْمَةَ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ الْأَئِمَّةُ عليهم السلام
حدیث :
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ بِسْطَامَ بْنِ مُرَّةَ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ حَسَّانَ، عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ الْعَبْدِيِّ، عَنْ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ، عَنِ الْأَصْبَغِ، قَالَ:
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام: «مَا بَالُ أَقْوَامٍ غَيَّرُوا سُنَّةَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله، وَ عَدَلُوا عَنْ وَصِيِّهِ، لَايَتَخَوَّفُونَ أَنْ يَنْزِلَ بِهِمُ الْعَذَابُ؟» ثُمَّ تَلَا هذِهِ الْآيَةَ: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ» ثُمَّ قَالَ: «نَحْنُ النِّعْمَةُ الَّتِي أَنْعَمَ اللَّهُ بِهَا عَلى عِبَادِهِ، وَ بِنَا يَفُوزُ مَنْ فَازَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». #استاد_علی_راد
📣با مَدرَس استاد راد همراه باشید:
🆔✨@OstadRad✨
اعتبار سنجی روایات فتنه بودن زنان
چکیده
حداقل نُه گزاره در مساله فتنه بودن زنان در جوامع حدیثی شیعه و سنّی گزارش شده است. این احادیث، به دو گونه کلی، انتساب صریح فتنه به زنان و همنشینی با دیگر فتنه ها قابل تقسیم هستند. تلقی به قبول این متون به عنوان روایت و گزارش آنها در جوامع حدیثی مشهور فریقین، نشانگر یک باور تاریخی به محتوای این روایات در فرهنگ و اندیشه اسلامی است که تاثیرات جدی در نوع نگرش به شخصیت و کارآمدی زن از نگاه اسلامی داشته و در دوره معاصر نزد مستشرقان و فیمینیسم، شبهاتی چون شوم بودن و تحقیر زن را دامن زده است. هر چند از منظر امامیه انتساب قطعی همه این روایات به معصوم، با توجه به نتایج ارزیابی سندی و مبانی کلامی در حجیت سنّت، با موانعی روبروست، اما فی الجمله صدور برخی از آنها، قوت دارد. برابر تاریخگزاری اسنادی، زمانشناسی صدور اکثر این روایات به قرن اول هجری و به طور خاص دوره بعثت رسول خدا (ص) بر میگردد. شاخص گفتمان این دوره، گذار از فرهنگ جاهلی به فرهنگ اسلامی بوده و شارع اسلامی با رویکردی اصلاحی و احیایی به ترمیم و تصحیح شخصیت زن و تعدیل مناسبات مردان با زنان پرداخته است. این پژوهه با روش تحلیلی ـ انتقادی روایات فتنه بودن زنان را از منظر فراوانی، تاریخگزاری، گفتمانشناسی صدور، اعتبار سنجی مصادر و اسناد، نقد دلالی، تعارض با دیگر روایات به بوته سنجش سپرده است. دستاورد این پژوهه آن است که فتنه دانستن زنان در روایات مساوی با تحقیر یا شوم بودن شخصیت زن نیست و احادیث صرفاً به حساسیت تعامل با زنان و ضریب تاثیرپذیری مردان از آنان اشاره دارند. کلیدواژهها : فتنه زنان، حب النساء، اخلاق جنسی جنسیت و حدیث، نقد حدیث. برای دانلود مقاله به این لینک مراجعه بفرمایید. http://hadith.riqh.ac.ir/article_7598.html
#استاد_علی_راد
📣با مَدرَس استاد راد همراه باشید:
🆔✨@OstadRad✨
چند همسرى در قرآن، نقد دیدگاه دکتر نصر حامد ابوزید /دکتر علی راد - دانشیار دانشگاه تهران درآمد نصر حامد ابوزید در دهم ژوییه 1943 در یکى از روستاهاى نزدیک به شهر «طنطا» در غرب مصر متولّد شد، در کودکى به مکتب خانه روستا رفت و در هشت سالگى حافظ قرآن شد، تحصیلات دانشگاهى خود را در دانشکده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه قاهره به انجام رسانید و به سال 1981 با ارائه رساله تأویل قرآن نزد ابن عربى موفق به دریافت درجه دکترى در رشته «مطالعات عربى و اسلامى» گشت، در ماه مِى 1993 به پاس خدمات وى به فرهنگ عرب، رئیس جمهورى تونس نشان لیاقت به او اعطا کرد.
ابوزید از سال 1972 علاوه بر تدریس در دانشکده ادبیات قاهره، در دانشگاه امریکایى قاهره (76ـ77)، دانشگاه اوزاکاى ژاپن (85ـ86)، دانشگاه خارطوم و دانشگاه پنسیلوانیاى امریکا (77ـ80) به تدریس و تحقیق پرداخت. او اینک استاد رسمى مطالعات اسلامى دانشگاه «لیدن» (هلند) و عضو شوراى نویسندگان دائرة المعارف قرآن کریم (بنگاه نشر کتاب بریل) مى باشد.
دکتر نصر حامد به طور گسترده و به زبان عربى در خصوص مباحث علوم قرآن و تفسیر و پژوهش هاى منتقدانه درباره مباحث اسلامى، مطالبى نگاشته است.
برخى از آثار وى عبارت است از:
ـ الاتجاه العقلى فى التفسیر; دراسة فى قضیة المجاز عندالمعتزلة (رساله کارشناسى ارشد);
ـ فلسفة التأویل; دراسة فى تأویل القرآن عند محیى الدین ابن عربى (رساله دکترى);
ـ مفهوم النّص; دراسة فى علوم القرآن;
ـ اشکالیّات القراءة و آلیّات التأویل;
ـ انظمة العلامات; مدخل الى السمیوطیقا، (ترجمه و تألیف با همکارى سیزا قاسم);
ـ الامام الشّافعى و تأسیس الایدیولوجیة الوسیطه;
ـ الخطاب الدینى; رؤیة نقدیة نحو انتاج وعى علمى بدلالة النصوص الدینیة;
ـ دوائر الخوف; قراءة فى خطاب المرأة (مجموعه مقالات ابوزید درباره موضوع زن);
ـ النّص، السّلطه، الحقیقة; الفکر الدینى بین ارادة المعرفة و ارادة الهیمنة;
ـ التّفکیر فى زمن التکفیر ضدالجهل و الزّیف و الخرافة;
ـ البوشید و روح الیابان (ترجمه).2
نوشتار حاضر ترجمه مقاله اى است تحت عنوان «وقفة مع د. نصرحامد أبوزید فى نظرته الى تعدُّد الزوجات» که به قلم شیخ زین العابدین شمس الدین در مجله عربى المنهاج، شماره بیست وپنجم (ربیع 1423 / 2002) به چاپ رسیده است. نقد حاضر به بررسى دیدگاه دکتر ابوزید درباره مسأله «چند همسرى» در کتاب دوائرالخوف; قراءة فى خطاب المرأة پرداخته و با درایتى خاص و عالمانه به کاستى هاى نگرش ایشان در حکم به منع یا تحریم تعدد زوجات از منظرى قرآنى و با بیانى منطقى، اشاره کرده است. .3 . ادامه مقاله را مطالعه بفرمایید در : https://marifat.nashriyat.ir/node/1675
#استاد_علی_راد
📣با مَدرَس استاد راد همراه باشید:
🆔✨@OstadRad✨
کتاب انسان در تراز قرآن به بازشناسی نگرش قرآن به انسان در نظام هستی و تعریف و تنظیم رابطه انسان با خدا، خود و دیگران میپردازد و هدف اصلی آن، نشاندادن رویکرد قرآنی به انسان از آغاز تا فرجام است که با روش تفسیر موضوعی به تبیین آیات غرر و شاخص قرآن در مسائل متنوع این رویکرد میپردازد.
انسان در تراز قرآن
مسئله اصلی قرآن، تعریف و تنظیم رابطه انسان با خدا، خود و دیگران است؛ موضوع قرآن، انسان و هدایت اوست؛ از اینرو محور و مبنا در گزارهها و آموزههای آن انسان میباشد.
کتاب انسان در تراز قرآن از هشت فصل تشکیل شده که عبارتنداز: «انسان هیچ هست یافته، نیکوترین آفریده، آفرینشی هدفمند، راه و توشه، همراه با راهنمایان، ستایش و بندگی، مرزهای الهی، دشمن»
کتاب انسان در تراز قرآن به بازشناسی نگرش قرآن به انسان در نظام هستی و تعریف و تنظیم رابطه انسان با خدا، خود و دیگران میپردازد و هدف اصلی آن، نشاندادن رویکرد قرآنی به انسان از آغاز تا فرجام است که با روش تفسیر موضوعی به تبیین آیات غرر و شاخص قرآن در مسائل متنوع این رویکرد میپردازد.
فصل نخست به عناوین «یقین به آفرینش، یحیی علیهالسلام تمثیل آفرینش، الله آفریدگار انسان، فراسوی آفرینش انسان، تردید به آفرینش، انسان منکر رستاخیز، تردید و تذکر، خاستگاه تردید، نسیان، فقدان عقلانیت و عناد» پرداخته و فصل دوم نیز عناوین «انسان تبلور آفرینش احسن، خیر کثیر، تناسب و سازواری، نفخ روح، ترکیب تضاد، عقلانیت تکلیف و رستاخیز و کرامت و فضیلت انسان» را مورد بررسی قرار داده است. #استاد_علی_راد
📣با مَدرَس استاد راد همراه باشید:
🆔✨@OstadRad✨