eitaa logo
سرای شعر
131 دنبال‌کننده
56 عکس
7 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام و درود بیکران 🌼 پویش وارث آدم از جانب سرای شعر شبکه نویسندگان با همکاری محفل‌ شعر گوهرشاد برقرار شد. آثاری در قالبهای متنوع ارسال شدند که از میان آثار ارسال شده سه اثر از سوی داوران محترم برگزیده شد. برگزیدگان عبارتند از: 🌼سمیه‌سادات حسینی‌زاده(قم) 🌼مرضیه تقی پور(شیراز) 🌼پویا مهری(تهران) روز شنبه ۲۹ شهریور ماه اختتامیه‌ی این پویش در محفل گوهرشاد برپا می‌شود و به شاعران محترم برگزیده لوح تقدیر و هدایایی تقدیم خواهد شد. ⭕️مکان:صفاییه ،نبش کوچه 17 سالن اشراق، وابسته به معاونت فضای مجازی هنر و رسانه دفتر تبلیغات اسلامی ⭕️زمان:ساعت ۱۷ تا ۱۹ از همه‌ی بانوان شاعر برای حضور در این محفل دعوت می‌شود.🌼 @morning_rain_1403 https://eitaa.com/PoetryHall
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تحلیل شاعر عزیز،خانم اسلامی از شعر سپید آقای پویا مهری https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به و در من از درد، غزل شد وطنی جنگ‌زده که نشد قسمتم آغوشِ تنی جنگ‌زده آتش افتاد به جان پریِ دریایی آب شد در طلب عشق، زنی جنگ‌زده یوسفی رفت به میدان و مسیحا برگشت سهم معشوقه‌ی او: پیرهنی جنگ‌زده پاشو از خواب زمستانی‌ات ای کوهِ عمیق من توام تو تو تو تو تو، تو منی... جنگ‌زده! از بهارت خبر آورد نسیم امشب و گفت: لاله روییده به باغ بدنی جنگ‌زده نامرتب‌تر از آن است که دل را نبرد به تنش چیست شهادت!؟ کفنی جنگ‌زده تا که می‌خواست پرستو بنشاند در خاک کوچ کرد از غزلم، گورکنی جنگ‌زده قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
مرا ز تربت پاک تو آفرید آنجا خدا که صبح نخستین به من دمید آنجا اگرچه در قفسِ سینه حبس بود دلم ولی به شوق تو هر لحظه میتپید آنجا از ابر های مسافر هماره میپرسم: که بغض های نهان را نمیبرید آنجا؟ منم که شمع فراقم، نشد شبی باشم به جای قطرهٔ اشکی که میچکید آنجا اگرچه پای رسیدن نداشتم به حرم ولی دهان به دهان شعر من رسید آنجا... @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس خانه خشت و گلی صدای قرمز و میگ و ، پناه خشت و گلی زده به رو کرم خاک ، ماه خشت و گلی طنین بوسه ی برگی ترک ترک بر کفش و مرگ برگ به جرم نگاه خشت و گلی خبر رسیده که پاییز آمده ست و بهار شده محاصره در قتلگاه خشت و گلی لباس ارتشی اش رنگ خاک و صورت او شبیه ماه که دارد کلاه خشت و گلی به دست کاسه آبی گرفته مادر او و ریخت آب به پهنای راه خشت و گلی فشرد بغض و خجالت کشید و گریه نکرد سرش نهاد به یک حلقه چاه خشت و گلی دوباره مثل همیشه به هوش آمده از شمیم کاهگل و بعد ، آه خشت و گلی به تار قالی او پود زرد و قهوه ای است و دلخوش است به آن رنگ راه راه خشت و گلی بهار بیست و نهم او نبود و آمده بود فقط دو چکمه به رنگ سیاه خشت و گلی چقدر برج بلندی کشیده اینجا قد به جای قبلی آن کارگاه خشت و گلی چه اکبر است ،جهاد عروج از این برج چه راحت است و چه ساده ،رفاه خشت و گلی چه نرم جای عروج آید انقلاب سقوط نه وضع قرمزی و نه پناه خشت و گلی علامتی که هم اکنون شما نمی شنوید به قدر دیدن شب هست و کاه خشت و گلی 🌼زینت کریمی نیا https://eitaa.com/PoetryHall
🌹😭✋🏻 پیشکش به که زنده‌اند و زندگی‌بخش یادمان نرود که ما در برای فتح یک تپه، صدها شهید دادیم که امروز بر قلّه امنیت و آرامش ایستاده‌ایم و به راحتی، راهی می‌شویم! بالا و بالاتر .................... باخبر بودند از امروز و از فردایشان غبطه باید خورد بر حال خوش و بر جایشان ما فقط هنگام مرگ، آن نور را خواهیم دید این جماعت روز و شب هستند با مولایشان مثل مولا سر به چاهِ قبر می‌کردند آه از ته دل بود یا الله و یا زهرایشان چشمه چشمه اشک باریدند و دریایی شدند غرق کردند آسمان را در دل دریایشان با شهادت خو گرفتند و شهادت خواستند رد شدند از هرچه عنوان بود در دنیایشان یک نفر بی‌دست مثل ساقیِ دشت عطش یک نفر بی‌سر، امان از رفتن زیبایشان! تا که ما از خویشتن بالا و بالاتر رویم پله‌های نردبان شد استخوان پایشان همچنان می‌جوشد از صحرا شقایق‌های سرخ همچنان جاری‌ست در یاد زمین، گرمایشان قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
خاطراتِ پنهان مهدا ای همقلمِ من، ای روحِ واژه‌ها! تو که زادۀ این خاکِ مقدسی و روحت از جوهرِ زخم‌هایمان پُر است. من که با کلماتِ ناگفته زیسته‌ام در هر نگاهِ تو یک کتابِ نانوشته می‌بینم همان نگاهِ نافذ همان درکِ عمیق از جنسِ ریزش نورِ نوری که به هر خاطره‌ای، معنای تازه می‌بخشد. عقلِ تو، نه سدِّ راهِ عشق که پُلِ پروازِ یادهاست می‌دانم، تو هم هر سکوتِ مرا بی‌واژه می‌خوانی. لبانت نه فقط بویِ تازگیِ خاکریز می‌دهد که طعمِ ناگفته‌هایِ یک حماسه‌ی پنهان. وقتی می‌خندی سطرها در ذهنِ من رژه می‌روند شعری می‌شود از شکوهِ بی‌انتها. تازگی‌اش از آن چشمه‌ی الهامی است که در قلبِ نویسنده‌ی تو می‌جوشد. مهدا! تو نه فقط دختِ این آب و خاکی، تو «کلمه‌ای» هستی در دفترِ شهادت که خداوند به زیبایی‌اش، نقشِ رستگاری زده. من تمامِ لحظه‌هایم را برایِ گفتنِ حق زیسته‌ام. هر قطره‌ی خونم، زمزمه‌ی کوثرست هر نفسِ جامانده انعکاسی از چشمانِ جستجوگرِ خورشید وقتی در کنارتو هستم قلمِ روحم خود به خود می‌رقصد حسرت‌ها در هم می‌آمیزند و قصه‌ی ما تبدیل به بلندترین روایتِ مقاومت می‌شود. روایتی پُر از قافیه‌ی دل و وزنِ ایثار. تو می‌نویسی، من می‌گویم. من می‌گویم، تو می‌نویسی. تاریخِ ما داستانِ بی‌انتهایی است که هر دو، با جوهرِ جانمان بر صحیفه‌ی زمان می‌نگاریم. این عهدِ جاودانِ ماست، مهدا همدمِ خاطره‌نگارِ من! https://eitaa.com/PoetryHall
ای که با عطرِ نسیم سحری همسفری کاش این قافله را هم به نگاهی ببری برسانی به حضورِ گُلِ من این گِله را کُشت ما را غمِ دوری و غمِ در به دری باز هم بغضِ سفالینِ غزل را بِشِکَن تو که از جای تَرَک ها ی دلم با خبری کو بهاری که در این غمکده همراه شود؟ ای دریغ از نفسِ گرم و دلِ شعله وری صاحبُ اَلأَمْرِ منی، امر کن ای جان و دلم تو که از هر نظر ای آینه صاحب نظری هر چه گشتم که بیابم به دلت روزنه ای وا نشد از قفسِ ملتهبِ سینه دری من سراپا همه تقصیرم و در محضرِ عشق به جز این آه ندارم سندِ معتبری از حوالیِ تَبِستانِ وجودم بِگُذَر گرچه از خاکِ من آن روز نمانده اَثری عذرِ تقصیر برای همه ی ثانیه ها روزگاری که به غَفلت شده از من سِپری.. ✍🏻 ╭═━⊰┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅⊱━═╮  https://eitaa.com/maryammohebi14 ╰═━⊰┅─═ঊঈ🍃🌺🍃 ঊঈ═─┅⊱━═╯ https://eitaa.com/PoetryHall
🍂🍁 تقدیم به (عج) سرسبز 🪴 ............... بهار افتاد زیر پای پاییز؛ این خبر سبز است! درختان یخ زدند از ترس، دستانِ تبر سبز است! بیا ای نوبهار، ای ریشه‌دار، ای لاله‌زار، ای یار که با چشمان تو، دنیای ما از هر نظر، سبز است به دست خویش این خانه، صفا را در حیاطش کاشت به لطف آفتاب و سایه، حالا تا کمر سبز است جهان را می‌گذارم با خودش تنها که این شب‌ها دلِ سجاده و دست قنوتم تا سحر سبز است زمین، در انتظار سیصد و چندین نفر سبز است زمان، در انتظار سیصد و چندین نفر سبز است بیا ای ریشه‌ی هستی، بیا ای فصلِ سرمستی که با لبخند تو دنیای ما یک باغ سرسبز است قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
سنت جنون دیده‌ای یک نفر پرنده شود پر بگیرد، بدون سر باشد سایه‌گستر شود درختی که تنه‌اش زخمی تبر باشد دیده‌ای تا کنون پرستویی روی مین آشیانه بگذارد استخوانی بیاید و مثل قاصدک‌های خوش‌خبر باشد فکر کن دیده‌ای که یک شب ماه روی دوشش ستاره بگذارد یک نفر بعد رفتنش حتی باز هم بهترین پدر باشد همۀ شهر می‌شناسندت گرچه یک کوچه هم به نامت نیست من ندیدم هنوز دریایی از دل تو بزرگ‌تر باشد.. هرچه نادیدنی‌ست را دیدی تا ابد سنت جنون این است عشق از هر دری بیاید تو عقل باید که پشت در باشد @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
بسم الله کشید از خاک ما یک خط مایل دقیقا تا بنا گوش اراذل خودش را کشت پشت درب بسته شود شاید به یک دیدار نائل به «یو اس آ» که اوراق است گفته: «بکن تدبیر بی جان را تو بکسل» به او گفتند از پشت همان در که: «برجام است راه حل مشکل فقط اینجا بکار و کن تماشا گلابی می‌دهد بسیار حاصل ری‌اکتورها، نه که تعطیل گردند! بکن انباری سیمان و یا گل» سند تنظیم شد، کم داشت تضمین! کری زد ذیل آن امضای خوشگل صدای بشکن و شادی و خنده! تعامل شد خدا را شکر، حاصل اینستگرام و واتساپ و تلگرام همه رقصنده در آغوش شاتل دل جمعی به امضای کری خوش در آمد ضامن دلسوز، جاعل! رسید از راه مجنونی دگر، کرد سند را پاره چون اوراق باطل تعامل آنچنان شورش درآمد که شد دیپلماسی، درگیر رودل در این دریای روشنفکری او سراب از بیخ باشد خواب ساحل به قربان نگاهی که امیدش به ایران است و تولیدات داخل ✍ طاهره ابراهیم‌نژاد آکردی https://eitaa.com/PoetryHall