eitaa logo
سرای شعر
136 دنبال‌کننده
61 عکس
8 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
852.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ده سال بعد... 🌼حسنی‌سادات حسینی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
قول و قرار از یاد رفته است فراق دیارمان ما را چنان که عشق تو کرده دچارمان بگذار پیشمرگ تو باشیم ای حسین حالا که نیست همسر من در کنارمان نذر تواَند این پسران و به لطف حق هستیم همچنان سرِ قول و قرارمان اصلا فدای تار مویت ای بهشت سبز پرپر شود اگر نفس نوبهارمان این مردمان مگر که نکردند دعوتت!؟ لشکر به لشکرند چرا در جوارمان!؟ راهی نبود بر حرم آل مصطفی (ص)! دست تو بود قلعه‌ی ما و حصارمان ساکت نمی‌نشینند این دین‌فروش‌ها هیهاتَ مِنَّ الذّله اگر شد شعارمان مولا دعا کن از تو نبینیم صحنه‌ای هرگز به قتلگاه نیفتد گذارمان دیدیم شمر با تو چه‌ها کرد، تو چطور!؟ دیدی چگونه کرد به ناقه، سوارمان!؟ فکر اسارت من و اهل حرم نباش در راه شام و کوفه نکردند خوارمان! از تو جدا نبوده‌ام و نیستم حسین دور از هم است اگرچه برادر، مزارمان محمد‌ عابدی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
مظلوم‌ترین مقتدرِ این دنیاست آماجِ همیشهٔ همه توطئه‌هاست دیری است به‌رغمِ کینهٔ بدخواهان جمهوری اسلامی ما پابرجاست آمنه آل‌اسحاق در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
آینه ببین ای دوست، ای آیینه، ما با هم ترک خوردیم نمی‌‌بینی که باز امروز سنگ مشترک خوردیم؟ بُکش این بی‌تفاوت بودنت را در نبردی سخت که هر چه زخم خوردیم از سلاح ترس و شک خوردیم تو یادت هست در کوی خزان باغ اناری بود؟ غم آن روزها را با دلی خون تک به تک خوردیم تو یادت هست می‌‌دانم، تو ای یار دبستانم هزاران ترکه از دستان این چرخ و فلک خوردیم من و تو سال‌ها در هیئت و روضه کنار هم نشستیم و سر خوان علی نان و نمک خوردیم ولی حالا ببین ما در کدامین سوی تاریخیم که چون آیینه در این فتنه‌‌ها سنگ محک خوردیم گل لبخند هم بودیم اگر یا بغض هم، ای دوست در اين گلدان رنگارنگ، ما با هم ترك خورديم ماهرخ درستی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
صدای نجیب بازار🇮🇷 روایت آبروی بازار🌷 بوی گل های فرش می آید از سرای وزیری تهران عطر آجیل عید پیچیده مثل گاری میان هر دالان خیره ام در چهارسوق بزرگ خیره در آسمان زیبایش جزو آثار خوب تاریخی است هشت ضلعی و گچبری هایش از امیرِ کبیر می پرسم از اهالی مسجد و بازار قیصریه کنار ساعت ها می نشینم به رسم یک دیدار دور بازار حاجب الدوله از جهاز عروس لبریز است در سرای بزرگ خواجه نصیر حجره از عطر طوس لبریز است ناگهان با دوچرخه می بینم اسدالله لاجوردی را مرد بازار و غیرت و ایمان ترجمه کرده پایمردی را با همان بچه های موتلفه با همان اتحاد اسلامی بین بازار و قشر روحانی پای کار آمده به گمنامی ذوب اندیشه های نوّاب است پیرو راستین خط امام لاجوردی کسی که در بازار عاقبت شد فدائی اسلام از قیام شریف تنباکو تا تپش های نیمه خرداد نقش بازار نقش پررنگی است در حضور و تحصن و فریاد لایحه پشت لایحه ننگین حجره ها و مغازه ها بسته چون که بازار بوده جریان ساز با همین اعتراض پیوسته در محرّم همین که دژخیمان اشک فیضیه را درآوردند با سیاهی اهالی بازار اعتصاب سراسری کردند دسته ای از سرای مسگرها دسته ای از سرای زرگرها تکیه در انتهای بازار است عشق موضوع داغ منبرها بر عَلَم بسته عکس روح الله می دود بین دسته ها طیّب ! آه زیر شکنجه ی طاغوت اسوه دل شکسته ها طیّب ! مثل مسجد که سنگر عشق است آبرودار عشق بازار است پشت جبهه روایت اصناف شرح دلدادگی و ایثار است باربرهای پیر با سربند مثل کفاشِ راسته... عازم کامیون های مردمی در راه آه جبهه شده کمک لازم جبهه انقلاب بعد از جنگ پای کار آمد و جهادی شد عزم ملی و رونق تولید جنگ ما جنگ اقتصادی شد پا به پای گرانی و بحران ایستاده میان هر نوسان این خبرهای داغ بازار است زخم تحریم مردم ایران فتنه اما به فکر تحریف است فکر آشوب مردم بازار ویژه خواری رسانه جنگ است با نفوذ و تورم بازار آنکه اینجا وطن فروشی کرد آنکه خنجر کشیده از ما نیست سفره کارگر شده کوچک سفره کارگر که تنها نیست ما اگر هم شکایتی داریم مردم پرشکیب بازاریم بین صدها صدای نامفهوم ما صدای نجیب بازاریم نجمه پورملکی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
هدایت شده از خبرگزاری فارس
شعر میلاد عرفان‌پور برای معلم شهید حسین بابری زیباتر از زیباشدی، آقامعلم تصویر عاشورا شدی، آقا معلم هم سال‌ها پروانۀ نور حسینی هم شمع جمع ما شدی، آقا معلم آن‌شب چه شد دکتر به بالینت نیامد آن‌شب چه شد تنها شدی آقا معلم! آقا خودم دیدم تو هم لب‌تشنه رفتی چون حضرت سقا شدی آقامعلم زخمی به پهلو داشتی، زخمی به بازو خود، روضه‌ی زهرا شدی، آقامعلم! یک لحظه دیدم باوجود زخم‌هایت چون رستم از جا پاشدی آقا معلم از شوق فردا گفته بودی، شوق رفتن امشب خودت فردا شدی آقا معلم معلوم شد دیگر، چرا اسمت حسین است با رفتنت معنا شدی آقا معلم ممنون که برگشتی کلاس درس، ممنون موضوع این انشا شدی، آقامعلم @Farsna - Link
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حیدر یک عمر خورده ضربه‌ها از بی‌طرف‌ها پیغام دادی در خفا به ناخلف‌ها! یادی ز ما کردی؟! چه شد؟ از این طرف‌ها؟! در سینه‌ی سربازها این خاک، جان است، مانند مروارید در جام صدف‌ها شوق شهادت قلب‌شان را ذوب کرده، بازنده‌ای با کشتن این باشرف‌ها... دندان نشان دادن به ما، سودی ندارد، هرگز نخواهی شد حریف جان به کف‌ها تا محتسب مست است جامم را بیاور ساقی! دلت را قرص کن به لاتخف‌ها! دشمن که جای خود، "ولی" مانند حیدر یک عمر خورده ضربه‌ها از بی‌طرف‌ها... حق را برای باطل از بر کردی اما، جای عسل هرگز نبوده در خزف‌ها سودی ندارد سر به‌زانو تکیه‌دادن روزی که می‌سوزی میان وا اسف‌ها... ✍ زهرا علیدوستی شهرکی آخرین خبرهای چهارمحال و بختیاری را اینجا ببینید👇 @Fars_Chb - Link
تو معنی صبر و قراری منو ببر تا مرز رؤیا تو بهترین حال زمینی بمون همیشه توی دنیا طاهره موحدی‌پور مهدا https://eitaa.com/PoetryHall
حریم حرم بامن بخوان،با من بخوان،بامن بخوان: ایران ایرانِ عشق، ایرانِ دل، ایرانِ جان، ایران ما قطعه های پازلی هستیم که بی هم افتد - زبانم لال - دست این و آن ایران تبریز، میهن می شود با بم اگر باشد ایلام، خواهد شد کنار زاهدان ایران البرز اگر با زاگرس باشد، از این خاک است کارون کنارِ زنده رودِ اصفهان ایران توفان نصیب دشمن و ماهی نصیب دوست دریایی از خشم است و موجی مهربان ایران در اولین خوان مانده ها! ما را مترسانید هفتاد دفعه رد شده از هفت خوان ایران عمر تلاویو ای مترسک کم تر از قرن است از باستان بوده، بفهم! از باستان ایران از رستم و گرد آفرید و کاوه و آرش تا حاج قاسم، پر شده از پهلوان ایران از سر به داران تا قیام جنگل و دلوار دارد هزاران در هزاران پاسبان ایران از قوم سلمانیم و سربازان موعودیم آماده باش! اینک تویی و امتحان ایران! تا قله راهی نیست، این را پیر ما فرمود از بام دنیا پخش خواهد شد اذان، ایران! دیو سفید از غار نه، از کاخ می آید خنجر بکش تا که شود خونش روان، ایران! سگ های هاری گرد تو ای شیر می گردند باید سری بیرون کنی از آشیان، ایران! یک غُرّشت کافیست تاسگها پس از وق وق عوعو کنند و هی دهندت دُم تکان، ایران! تنها نه چشم مردم دنیا به دست توست آوازه ات پیچیده تا هفت آسمان، ایران! خیام و خوارزمی و حافظ، بوعلی، رازی هرگز نداری همطرازی در جهان، ایران! شد شالِ گیلان روی دوشِ استوارت سبز وقتی شدی آل علی را میزبان، ایران! هر گوشه ای از خاک پاکت بقعه ای از نور هر یک‌ به رنگی تا شوی رنگین کمان، ایران! خورشیدِ مشهد یار و ماهِ قم نگهدارت دستان این دو بر سرت چتر امان، ایران! با اجنبی همسفرگی؟ هرگز! ولو یک عمر سهمم شود در خاک تو یک لقمه نان، ایران! من با تو می مانم که می مانم که می مانم با من بمان، با من بمان، با من بمان، ایران! مهدی_زارعی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
🏴 سرباز و مجاهدی...شبیهِ عباس هم شعرِ عطش شدی و هم، روضه‌ی یاس لبخند تو تا لحظه‌ی آخر یعنی آیینه‌ی غیرتی و کوهِ اخلاص. سادات‌حسینی‌زاده‌سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall