هدایت شده از خبرگزاری فارس
شعر میلاد عرفانپور برای معلم شهید حسین بابری
زیباتر از زیباشدی، آقامعلم
تصویر عاشورا شدی، آقا معلم
هم سالها پروانۀ نور حسینی
هم شمع جمع ما شدی، آقا معلم
آنشب چه شد دکتر به بالینت نیامد
آنشب چه شد تنها شدی آقا معلم!
آقا خودم دیدم تو هم لبتشنه رفتی
چون حضرت سقا شدی آقامعلم
زخمی به پهلو داشتی، زخمی به بازو
خود، روضهی زهرا شدی، آقامعلم!
یک لحظه دیدم باوجود زخمهایت
چون رستم از جا پاشدی آقا معلم
از شوق فردا گفته بودی، شوق رفتن
امشب خودت فردا شدی آقا معلم
معلوم شد دیگر، چرا اسمت حسین است
با رفتنت معنا شدی آقا معلم
ممنون که برگشتی کلاس درس، ممنون
موضوع این انشا شدی، آقامعلم
@Farsna - Link
هدایت شده از چهارمحال و بختیاری ــ خبرگزاری فارس
حیدر یک عمر خورده ضربهها از بیطرفها
پیغام دادی در خفا به ناخلفها!
یادی ز ما کردی؟! چه شد؟ از این طرفها؟!
در سینهی سربازها این خاک، جان است،
مانند مروارید در جام صدفها
شوق شهادت قلبشان را ذوب کرده،
بازندهای با کشتن این باشرفها...
دندان نشان دادن به ما، سودی ندارد،
هرگز نخواهی شد حریف جان به کفها
تا محتسب مست است جامم را بیاور
ساقی! دلت را قرص کن به لاتخفها!
دشمن که جای خود، "ولی" مانند حیدر
یک عمر خورده ضربهها از بیطرفها...
حق را برای باطل از بر کردی اما،
جای عسل هرگز نبوده در خزفها
سودی ندارد سر بهزانو تکیهدادن
روزی که میسوزی میان وا اسفها...
✍ زهرا علیدوستی شهرکی
آخرین خبرهای چهارمحال و بختیاری را اینجا ببینید👇
@Fars_Chb - Link
تو معنی صبر و قراری
منو ببر تا مرز رؤیا
تو بهترین حال زمینی
بمون همیشه توی دنیا
طاهره موحدیپور
مهدا
https://eitaa.com/PoetryHall
حریم حرم
بامن بخوان،با من بخوان،بامن بخوان: ایران
ایرانِ عشق، ایرانِ دل، ایرانِ جان، ایران
ما قطعه های پازلی هستیم که بی هم
افتد - زبانم لال - دست این و آن ایران
تبریز، میهن می شود با بم اگر باشد
ایلام، خواهد شد کنار زاهدان ایران
البرز اگر با زاگرس باشد، از این خاک است
کارون کنارِ زنده رودِ اصفهان ایران
توفان نصیب دشمن و ماهی نصیب دوست
دریایی از خشم است و موجی مهربان ایران
در اولین خوان مانده ها! ما را مترسانید
هفتاد دفعه رد شده از هفت خوان ایران
عمر تلاویو ای مترسک کم تر از قرن است
از باستان بوده، بفهم! از باستان ایران
از رستم و گرد آفرید و کاوه و آرش
تا حاج قاسم، پر شده از پهلوان ایران
از سر به داران تا قیام جنگل و دلوار
دارد هزاران در هزاران پاسبان ایران
از قوم سلمانیم و سربازان موعودیم
آماده باش! اینک تویی و امتحان ایران!
تا قله راهی نیست، این را پیر ما فرمود
از بام دنیا پخش خواهد شد اذان، ایران!
دیو سفید از غار نه، از کاخ می آید
خنجر بکش تا که شود خونش روان، ایران!
سگ های هاری گرد تو ای شیر می گردند
باید سری بیرون کنی از آشیان، ایران!
یک غُرّشت کافیست تاسگها پس از وق وق
عوعو کنند و هی دهندت دُم تکان، ایران!
تنها نه چشم مردم دنیا به دست توست
آوازه ات پیچیده تا هفت آسمان، ایران!
خیام و خوارزمی و حافظ، بوعلی، رازی
هرگز نداری همطرازی در جهان، ایران!
شد شالِ گیلان روی دوشِ استوارت سبز
وقتی شدی آل علی را میزبان، ایران!
هر گوشه ای از خاک پاکت بقعه ای از نور
هر یک به رنگی تا شوی رنگین کمان، ایران!
خورشیدِ مشهد یار و ماهِ قم نگهدارت
دستان این دو بر سرت چتر امان، ایران!
با اجنبی همسفرگی؟ هرگز! ولو یک عمر
سهمم شود در خاک تو یک لقمه نان، ایران!
من با تو می مانم که می مانم که می مانم
با من بمان، با من بمان، با من بمان، ایران!
مهدی_زارعی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
#شهید_بسیجی_حسین_بابری🏴
سرباز و مجاهدی...شبیهِ عباس
هم شعرِ عطش شدی و هم، روضهی یاس
لبخند تو تا لحظهی آخر یعنی
آیینهی غیرتی و کوهِ اخلاص.
ساداتحسینیزادهسایه
#رباعی
#شهید_توطئه_آمریکایی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
می کشت، می سوزاند، می زد دشمن جانی
با دست های رو شده، با دست پنهانی
در سر خیال خام فردای براندازی
تکثیر می شد در خیابان ها «سلیمانی»
طاهره ابراهیمنژاد
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
ای کشته مظلوم خصم وحشی موساد
مثل علی وردی تو ماندی تا ابد در یاد
با خون سرخ ات تا ابد در حال تبیینی
خاموشی امروز تو بالاترین فریاد
شهید تبیین سید حسن حسینی
طاهره ابراهیمنژاد
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
معلم هستی و شاگردی تو افتخار ماست
چقدر این فصل از لبخندهای آخرت زیباست
به ما آموختی در مکتبت تسلیم مردود است
کلاس درس تو تا روز محشر همچنان برپاست
معلم شهید حسین بابری
طاهره ابراهیمنژاد
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
معلمشهید
با موج لبخندت خبر از بی کران دادی
مستانه جان در پیش چشمان جهان دادی
حتّی نراندی تیرها را از خود! آن ها را
در گوشه ی آغوش گرمت آشیان دادی
آه ای بهار زخم خورده با صدای خون
پاسخ به ذَمّ و زوزه ی باد خزان دادی
در رود خون امواج لبخندت تلاطم کزد
بر آسمان غمزده رنگین کمان دادی
برخاستی از جا برادر با تنی خونین
معنای سرخ ایستادن را نشان دادی
برخاستی از جا به دوشت پرچم توحید
با خنده هایت کاخ شیطان را تکان دادی
حتّی به قدر یک سر سوزن نلرزیدی
وقتی میان لُجّه ی خون امتحان دادی
با پیکری زخمی به روی مرگ خندیدی
ای کوه درس استقامت یادمان دادی
یک ریز مسجد را به وجد آوردی ای بشکوه
وقتی که با لب های خشک خود اذان دادی
وقت پریدن شد زمین هم بال و پر پوشید
"دست زمین را تو به دست آسمان دادی "
روشن شد از فانوس چشمت ماه وقتی که
نور نگاهت را به سمت کهکشان دادی
شد مقتلت مسجد تنت یکسر سراپا خون
مرد حُسینی با لبان تشنه جان دادی
با آه! کاخ دشمنان را زیر و رو کردی
مَردا خدا قُوّت توان بر دوستان دادی
با آه خود جان جهان را سخت سوزاندی
با داغ خود بر سینه ها آتش فشان دادی
آه ای سفر کرده رفیق آسمان پوشم
بر این زمین گیران دلخسته زمان دادی
وه! با صدای خون شکستی هر سکوتی را
بر واژه های لال شاعر هم زبان دادی
با دست و با پهلوی زخمی با تنی خونین
یک یک مضامین را به دست روضه خوان دادی
رفتی برای آخر این داستان ما
این بار با نام" معلم" قهرمان دادی
ناصر دوستی
#تقدیم_به_معلم_شهید
#حسین_بابری
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
به ساحت مقدس اهل بیت (ع)
مرثیه ها ...
لطفا مسیر مرثیه ها را عوض کنید
نزد کمیل رفته دعا را عوض کنید
آیا حسین مرده که ماتم گرفته اید
این جامه ی سیاه عزا را عوض کنید
بیمار های خسته طبیب شما منم
تشخیص داده ام که دوا را عوض کنید
بین حسین من، و شما فرق فاحش است
لطفا مسیر کرببلا را عوض کنید
با این خدای سنگی، توحید مشرکی است
خیلی سریع، زود، خدا را عوض کنید
عباس گشته اید که از دست بگذرید
آوینی آمدید که پا را عوض کنید
فهمیده های مکتب مولا سروده اند
یک تانک کافی است که ما را عوض کنید
این شهر غرق خون دل حاج همت است
دوشیزه های عشوه حنا را عوض کنید
این گوش ها همیشه پر از لن ترانی اند
تا چشمهای سر به هوا را عوض کنید
در کربلا برای شما جنگ کرده اند
حالا شما معاویه ها را عوض کنید .
علیرضا اطلاقی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall