eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
584 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
- پرنده‌ای که مقصد را در کوچ می‌بیند از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد... -
گوش بدید تا رستگار شوید...🥱
باورت شاید نه؛ شاید اما بشود...
نه از خواب سیر می‌شوم، نه بیداری سیرابم می‌کند؛ خودم هم نمی‌دانم، کجا دنبال تو می‌گردم؟! کجا؟! -
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
نه از خواب سیر می‌شوم، نه بیداری سیرابم می‌کند؛ خودم هم نمی‌دانم، کجا دنبال تو می‌گردم؟! کجا؟! -
قرار بود بیدارم کنی عزیز دلم! قرار بود چشم‌هایم باز شود. مهربان‌تر شدی؛ بی‌خوابم کردی... -
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
قرار بود بیدارم کنی عزیز دلم! قرار بود چشم‌هایم باز شود. مهربان‌تر شدی؛ بی‌خوابم کردی... -
شمرده‌ام! چهل و پنج سال گذشته، به چهل و ششمین‌اش نزدیک‌ام... هر چه نزدیک‌تر، بی‌خواب‌تر، تشنه‌تر، سیراب‌تر، و تیغ لب گلویم دشنه‌تر! -
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
شمرده‌ام! چهل و پنج سال گذشته، به چهل و ششمین‌اش نزدیک‌ام... هر چه نزدیک‌تر، بی‌خواب‌تر، تشنه‌تر، سی
از هزار و چهارصد و دو، سه، چهار، به پنجاه و هشت رفته‌ام؛ بار‌ها و بارها. به قولِ خودت "مکرر در مکرر" چیزی قلبم را به خیابان دولت، خیابان فخرآباد، سرِ کوچه‌ی یدالله سحابی فرستاده. مکرر در مکرر به قبل‌ترش رفته‌ام. رفته‌ام حسینیه ارشاد، پای منبرت نشسته‌ام؛ فریاد زده‌ای و به گوشِ جان میزبان طنین شده‌ام! -