@audio_ketab عضو شو0.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
کتاب صوتی: من زنده ام
#کتاب_صوتی من زنده ام
کتاب “من زنده ام” خاطرات دوران چهار سالهی اسارت معصومه آباد در زندانهای رژیم بعث صدام است. این کتاب در رابطه با اسارت و بخشی از خاطرات نانوشته 4 بانوی اسیر ایرانی به نگارش در آمده تا گویای وضعیت زنان اسیر در زندان های رژیم بعث عراق، و همچنین عفت و حیای آنان در دوران هشت سال دفاع مقدس باشد.
معصومه آباد، در زمان اسارت هفده ساله بوده است، در روزهای ابتدایی حمله عراق تعدادی از ایتام جنگ زده را به شیراز برده بود تا آن ها را از صحنه جنگ دور کند و هنگام برگشتن ناگهان اسیر میشود و به همین جهت وی در کتابش، بیشتر روزهای نخست جنگ هشت ساله را ترسیم می کند.
عنوان کتاب که بر روی جلد چاپ شده، دستخط خود معصومه آباد است. روزی که وی را به اسارت می بردند برای این که خانواده اش را از وضعیت خود باخبر کند، نوشته بود: «من زندهام. معصومه آباد».
این کتاب دارای هشت فصل است، فصل اول و دوم کتاب باعنوان های کودکی و نوجوانی، شرح حال راوی کتاب از کودکی تا دوره ی نوجوانی اش است، فصل سوم با عنوان انقلاب، شرایط زمانی و مکانی و اتفاقاتی که در آن دوره رخ داده بود و بر روی نویسنده کتاب تاثیر گذاشته بود، توضیح داده شده است و مخاطب را با زندگی مردم در آن زمان آشنا می کند.
این کتاب به صورت چاپی نیز در کتابخانه مرکزی موجود قابل امانت می باشد.
ژورنال کلاب (Journal Club) چیست؟
ژورنالکلابها جلسات آموزشی هستند که با حضور صاحبنظران، استادان، کتابداران و دانشجویان و علاقهمندان به مطالب علمی جدید برگزار میشود که در طی این جلسات به مرور محتوا و روششناسی چند مقاله از نشریههای معتبر دنیا پرداخته میشود:
در این جلسات، موضوع پژوهش از نظر تئوری و کاربردی توضیح داده میشود؛
در طی این جلسات، به مرور محتوا و روششناسی چند مقاله از نشریههای معتبر دنیا پرداخته میشود؛
در این جلسات، ممکن است نتایج چندین مقاله مطرح شود و دربارۀ سودمندی نتایج و کاربردهای بالقوۀ آنها بحث شود؛
بهطورمعمول، ژورنال کلابها بیشتر در حوزههای پزشکی و حوزههایی مطرح هستند که گرایشهای بالینی دارند؛ اما حوزههای دیگر هم میتوانند از این جلسات بهرهمند شوند.
فواید ژورنال کلابها
محلی برای تبادل نظر جهت آموزش و روششناسی محسوب میشوند؛
فرصتی را جهت کسب مهارت ارزیابی نقادانه فراهم میکنند؛
برنامههایی مبتنی بر شواهد جهت حل مسائل ایجاد میکنند؛
فرصتی را جهت تعاملات اجتماعی فراهم میکنند؛
امکان یادگیری دربارۀ حوزههای مختلف را فراهم میکنند؛
باعث تشویق بحث و تعامل میشوند؛
باعث میشود که افراد از پیشرفتهای جدید حوزه مطلع شوند؛
اهداف ژورنالکلابها
مطالعۀ مقالههای بهروز رشته و آشنایی با آنها؛
آموزش تفکر انتقادی؛
برقراری ارتباط میان مفاهیم تئوری و اقدامات عملی؛
تقویت یادگیری بلندمدت؛
درک بهتر شرکتکنندگان از مقالات.
کتاب هوش فروش: چگونه فروشندگان برتر، از هوش فروش خود به عنوان اهرمی در جذب مشتریان استفاده میکنند.
معرفی مختصر كتاب
کتاب حاضر، با موضوع هوش هیجانی و فروش تألیف گردیده و مشتمل بر بیست و نه فصل میباشد. این کتاب با سه رویکرد روانشناسی، عصبشناسی و بازاریابی و فروش از دریچه علم، تجربه و هنر به بررسی موضوعات بسیار کاربردی، حیاتی و عملیاتی برای مدیران فروش متوسط و برتر پرداخته است. فرآیند فروش را یکبار از زاویه لایههای مختلف همچون مغز منطقی، مغز هیجانی و مغز خودکار مورد کنکاش قرار میدهد و اینگونه نشان میدهد که به طور مثال افراد بر اساس مغز هیجانی خرید میکنند و سپس بر اساس مغز منطقی خریدشان را توجیه میکنند و بار دیگر بر اساس علم روانشناسی و در آمیختن آنها با تکنیکهای بازاریابی و فروش همچون تشخیص سوگیری شناختی، سوگیری شباهت، سوگیری خود شیدایی، سو گیری تأیید و سوگیری وضعیت موجود که همه آنها را خریدار در هنگام خرید مرتکب میشود، نشان میدهد. کتاب حاضر به اکتساب و به کارگیری چهار هوش در طی فرآیند فروش بهنامهای هوش ذاتی، هوش اکتسابی، هوش تکنولوژی و هوش هیجانی توأم با هم اشاره دارد و در فصول مختلف به شرح و تفصیل آنها پرداخته است. در پارگرافهای زیادی از کتاب به اصطلاح «بازیگران برتر» اشاره میکند، نویسنده تمایل داشته است که فروشندگان با هوش بالا را با لقب اختصاصی «بازیگران برتر» معرفی کند. چرا که او معتقد است فروشندگان با هوش بالا، از فروشندگان با هوش متوسط متمایزند و علت موفقیتهای آنها را با مطالعات موردی شرح میدهد. اصطلاح دیگری هم که در کتاب به فراوانی دیده میشود «ذی نفع» است که در واقع منظور نویسنده از آن همان مشتری است و خواننده با مفهوم مشتری مطالعه میکند.
کتاب رهبران آخر غذا میخورند: چرا بعضی از گروهها میتوانند با هم همکاری کنند و بعضی قادر به این کار نیستند؟
معرفی مختصر كتاب
کتاب حاضر، با نگاهي انساني و به زباني ساده و امروزي ويژگيهاي رهبران موفق و همچنين اثر رفتار آنها را بر سازمان و جامعه بيان ميکند. نويسنده با بيان داستانها و تجربههاي شرکتها نشان ميدهد که داشتن حس اعتماد و همکاري ميان رهبر و افرادش تا چه اندازه در موفقيت بلندمدت سازمان نقش دارد و از طرفي کار کردن در سازماني که مديران آن با اعضاي سازمان صادق نيستند، به منافع گروه توجهي ندارند و افراد در آن سازمان احساس رضايت و امنيت نميکنند، چه عواقب خطرناک جسمي و روحياي براي افراد سازمان و به دنبال آن براي جامعه دارد.