eitaa logo
دانشنامه قرآن کریم
818 دنبال‌کننده
379 عکس
51 ویدیو
384 فایل
کتاب زندگی امام خمینی س: تربیت باید تربیت قرآنی باشد مدیر کانال: @sarbazekoochak1. کانال دیگر ما سرباز کوچک @sarbazekoochak
مشاهده در ایتا
دانلود
👈توبه اى كه موجب بارندگى پربركت شد 🌴در عصر حضرت موسى عليه السلام، مدتى باران نيامد و زراعتها خشك شدند و بلاى قحطى همه جا را فرا گرفته بود، مردم به محضر موسى عليه السلام آمدند و با التماس از او خواستند، نماز استسقاء بخواند تا باران بيايد. موسى عليه السلام با جمعيتى بالغ بر هفتاد هزار نفر به صحرا رفتند و نماز باران خواندند و هر چه دعا كردند، باران نيامد. موسى عليه السلام عرض كرد: خدايا! با هفتاد هزار نفر، هر چه دعا مى كنيم باران نمى آيد، علتش چيست؟ مگر مقام و منزلت من در پيشگاهت كهنه شده است. 🌴خداوند به موسى عليه السلام خطاب كرد: در ميان شما يك نفر است كه چهل سال است معصيت مرا مى كند، به او بگو از ميان جمعيت خارج شود، تا دعايت مستجاب گردد. 🌴موسى عليه السلام عرض كرد: صداى من ضعيف است و به هفتاد هزار نفر جمعيت نمى رسد. خداوند فرمود: تو اعلام كن من صدايت را به همه مى رسانم. موسى عليه السلام اعلام كرد، همه شنيدند. آن مرد گنهكار ديد هيچكس خارج نشد، دريافت كه آن شخص خودش است، با خود گفت: اگر برخيزم و بيرون روم، رسوا مى شوم و اگر بيرون نروم، باران نمى آيد. همانجا نشست و توبه حقيقى كرد، پس از آن بى درنگ باران پربركت آمد. موسى عليه السلام عرض كرد: خدايا! كسى از ميان جمعيت خارج نشد، پس چطور شد باران آمد؟ 🌴خداوند فرمود:🍃سَقيتُكُم بالَّذى مَنَعتُكُم بِهِ🍃 🌴شما را به خاطر همان شخصى كه به سبب او باران را قطع كرده بودم، سيراب كردم. (يعنى توبه او باعث باريدن باران گرديد) 🌴موسى عليه السلام عرض كرد: خدايا! او را نشان بده تا زيارتش كنم خداوند فرمود: آنگاه كه او گناه مى كرد، رسوايش نكردم، حالا كه توبه كرده رسوايش كنم، من كه نمّامى را دشمن دارم هرگز نمّامى نمى كنم، من كه عيب پوش هستم هرگز عيب كسى را فاش نمى سازم و آبروى كسى را نمى ريزم.(ثمرات الحياة، ج 3) ادامه دارد.... 📚دانشنامه قرآن کریم https://eitaa.com/Qoranekarim
👈دورنمايى از جنگ حُنَين 🌴پس از فتح مكه، مردم هوازن و ثَقيف كه دو قبيله بزرگ بودند، و در طائف (12 فرسخى جنوب شرقى مكه) و اطراف آن زندگى مى نمودند، با هم اجتماع و اتفاق كردند كه به جنگ مسلمانان بيايند. 🌴ماجرا از اين جا شروع مى شد كه عوف بن مالك رييس طايفه هوازن، دو طايفه مذكور را جمع كرد و به آنها گفت: ممكن است محمد صلى الله عليه و آله و سلم پس از فتح مكه به جنگ با ما برخيزد و سپس در شور خود گفتند: تا مسلمين به سوى ما نيامده اند، صلاح در اين است كه ما پيشدستى كنيم. و پس از اين اتفاق، همه غرق در اسلحه، آماده جنگ و حركت به سوى مكه شدند. 🌴مالك بن عوف، از همه قبايل اطراف، نيرو جمع كرده بود، و جز چند نفرى از قبايل قيس، عيلان، كعب، و كلات، همه حاضر بودند. 🌴وقتى لشكريان آماده شدند، مالك فرمان داد تا زن و فرزندانشان و حتى حيوانات و گوسفندانشان را نيز با خود بردارند. اين دستور از آن جهت بود كه مى خواست، مردان - هر چند به خاطر حفظ ناموس و اموال خود باشد - فرار نكنند. 🌴معروف است كه اين جنگ به نام جنگ حُنين خوانده مى شود، زيرا اين جنگ در سرزمين حنين بين مكه و طائف واقع شد، و گاهى اين جنگ به نام جنگ اوطاس خوانده مى شود، زيرا بخشى از اين جنگ در سرزمين اوطاس به وقوع پيوست.و گاهى جنگ هوازن مى گويند، زيرا اكثر جمعيت دشمن در اين جنگ از قبيله هوازن بودند. ادامه دارد.... https://eitaa.com/Qoranekarim