نکته ای ازآیت الله العظمی جوادی آملی:
«برخی از نعمتها برای انسان از ویژگی خاصی برخوردار است که یکی از آنها نعمتِ وجود شب است، چون اگرچه کارهای عادی معمولا در روز انجام میگیرند و از این جهت روز اثر بسزایی در زندگی بشر دارد، برای تطهیر درون و خالص شدن دل، فرصتی بهتر از شب نیست زیرا #غبارروبی دل نیاز به خلوت و آرامش دارد که تحصیل آن در روز به جهت کوشش مستمر و مشاغل فراوان آن «اِنَّ لَكَ فِى النَّهارِ سَبحًا طويلا» غالباً دشوار است، زیرا فرضاً کسی بخواهد خلوت گزینی کند دیگران به او مراجعه میکنند و با توجه به
مسئولیت پذیری او، فراغت را از وی سلب میکنند.»
📚سلونی قبل ان تفقدونی(تحریر نهج البلاغه) ج٣ ص۵۰۰
ازامام على (عليه السلام) در توصیف گفتار ورفتار رسول الله(ص) روایت شد:
كانَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله اِذا بُشِّرَ بِجارِيَةٍ قالَ: رَيْحـانَةٌ، وَرِزْقُـها عَـلَى اللّهِ
هرگاه رسول خدا صلی الله عليه و آله را به ولادت دخترى مژده مى دادند، مى فرمود: ريحان و دسته گل است و روزىِ او بر خداست
سُنَنُ النَّبى صفحه۸۰
Notes_231112_054727.pdf
حجم:
3.8M
منبر قرآنی:
موضوع:حکایت های سازنده ازعلامه طباطبایی (ره)
مکان منبر: مسجد القرآن
قسمت اول۱
Notes_231112_055110.pdf
حجم:
1.1M
گفتمان قرآنی روز:
موضوع: بشرِِ مدرنِ غارنشین!
استادرحیمپورازغدی
از رسول الله(ص) روایت شده است:
*طوبي للغرباء. قيل: و من الغرباء يا رسولالله؟ قال: اناس صالحون قليل في ناس سوء کثير، من يعصهم اکثر ممّن يطيعهم؛
*خوشا به حال غريبان! پرسيده شد: اي رسول خدا، غريبان چه کساني هستند؟ فرمود: مردمِ صالحِ اندک در ميان مردم بد فراواني که بدکردارانشان افزون از اطاعت پيشگانشان است.
*در بازار شهری مرد قصابی کنار مرد فرشفروشی، مغازه داشت. قصاب مرد سخاوتمندی بود و با اینکه ثروت زیادی نداشت ولی هر روز نصف گوسفند به فقراء میداد.
مرد فرشفروش که چندین برابر قصاب درآمد داشت، ریالی سخاوت نداشت. عصرها که فرشفروش دم درب مغازه روی صندلی مینشست، مردمی که از قصاب گوشت میگرفتند، به آن مرد فرشفروش مَتَلک میانداختند و میگفتند: این همه ثروت را به گور خواهی برد ای خسیس!! ببخش و میان خلق عزت پیدا کن.بعد از مدتی مرد فرشفروش از دنیا رفت. هیچکس جز زن و فرزندانش در تشییع جنازۀ او حاضر نشدند. سه روز بعد از مرگ مرد فرشفروش، مردم به مغازۀ قصاب آمدند ولی قصاب گفت: از گوشت رایگان دیگر خبری نیست. مردم روی به قصاب کردند و گفتند: چه شد تو هم مثل همسایهات مرد فرشفروش خسیس شدهای؟!
مرد قصاب شروع به گریه کرد و گفت: من خسیس بودم و سخاوتی نداشتم، هر گوشتی که من به مردم میدادم احسان مرد فرشفروش بود ولی اجازه نمیداد من به شما بگویم تا او را بشناسید. اکنون که او از دنیا رفته، دیگر از گوشت هم خبری نیست.
نیکان روزگار در پشت پردهها هستند، نیکی میکنند و جفا میبینند.
Notes_231113_054823.pdf
حجم:
1.7M
منبر قرآنی:
موضوع:حکایت های سازنده ازعلامه طباطبایی (ره)
مکان منبر: مسجد القرآن
قسمت دوم۲:
ازامام على (عليه السلام) روایت شده است:
لَمْ يَمُتْ مَنْ تَرَكَ اَفْعالاً يُقْتَدى بِهِ مِنَ الْخَيْرِ
كسى كه كارهاى شايسته اى از خود به يادگار گذارد كه ديگران از او پيروى كنند، هرگز نمرده است
كنزالفوائد جلد۱ صفحه۳۴۹
نکته ای از حضرت ایه الله مصباح یزدی(ره):
قدمِ اول در مسیر سقوط! این است که انسان تصور کند بار خود را بسته است.سعی کنیم به هیچ حدی از معلومات دینی بسنده نکنیم؛ اگر بتوانیم، هر روز یک کلمه بیشتر یاد بگیریم، حتما انجام دهیم؛ فکر نکنیم که ما بارمان را بستهایم و انقلابی هستیم، و دیگر نیازی به شناخت بیشتر و افزایش معلومات دینی نیست! این تفکر، قدم اول در مسیر سقوط و بزرگترین دام شیطان است.
Notes_231114_054219.pdf
حجم:
2M
منبر قرآنی:
موضوع:حکایت های سازنده ازعلامه طباطبایی (ره)
مکان منبر: مسجد القرآن
قسمت سوم۳:
۱-چشمه های حکمت