سبک زندگی قرآنی(۱۹)
استعانت از صبر ونماز
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ(بقره:۱۵۳)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! (در برابر حوادث سخت زندگى،) از صبر و نماز كمك بگيريد، همانا خداوند با صابران است.
خداوند به مومنین توصیه می کند در برابر ناملايمات و سختىها، از صبر و نماز كمك بگيرند. اصولًا انسانِ محدود، در ميان مشكلات متعدّد و حوادث ناگوار، اگر متصل به قدرت نامحدود الهى نباشد، متلاشى ومنكوب مىشود. و انسانِ مرتبط با خداوند، در حوادث و سختىها، خود را نمىبازد و براى او حوادث، بزرگ نمىنمايد. كسى كه نماز را با حضور قلب و با توجّه مىخواند، به معراج مىرود. هرچه پرواز معنوى او بيشتر باشد و بالاتر رود، دنيا و مشكلات آن و حتّى خوشىهاى آن كوچكتر مىشود.انسان، يا در نعمت بسر مىبرد كه بايد به آيه قبل عمل كند؛ «فَاذْكُرُونِي، اشْكُرُوا لِي» و يا در سختى بسر مىبرد كه بايد به اين آيه عمل كند؛ «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ»خداوند مىفرمايد: خدا با صابران است و نمىفرمايد: با نمازگزاران است. زيرا نماز نيز نياز به صبر و پايدارى دارد. «
در روايات مىخوانيم: هرگاه كار سختى براى حضرت على عليه السلام پيش مىآمد حضرت دو ركعت نماز مىخواند. اين سيره را بوعلى سينا نيز عمل مىكرد.صبر، مادر همه كمالات است؛
• صبر در جنگ، مايه شجاعت است.
• صبر در برابر گناه، وسيله تقواست.
• صبر از دنيا، نشانه زهد است.
• صبر در شهوت، سبب عفّت است.
• صبر در عبادت، موجب طاعت، و صبر در شبهات، مايهى وَرع است.
ايمان اگر همراه با عمل و توكّل وصبر و عبادت باشد، كاربرد بيشترى خواهد داشت. «الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ»
نماز اهرم است، بار نيست. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»
صبر ونماز، وسيله جلب حمايتهاى الهى هستند. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
اگرچه خداوند با هركس ودر هر جايى حضور دارد؛ «هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ» و لكن همراهى خدا با صابران، معناى خاصّى دارد و آن لطف، محبّت و يارى رسانى خداوند به صابران است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
سبک زندگی قرآنی(۲۰)
باوربه توحید در رزاقیت، شکر بر نعمات ورزق حلال
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ(بقره؛۱۷۲)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از نعمتهاى پاكيزهاى كه به شما روزى دادهايم بخوريد و شكر خدارا به جاى آوريد. اگر فقط او را پرستش مىكنيد.
*قرآن، هرگاه بنا دارد انسان را از كارى منع كند، ابتدا راههاى مباح آنرا مطرح كرده و سپس موارد نهى را بيان مىكند. چون مىخواهد در آيات بعد، مردم را از يك سرى خوردنى، منع و نهى كند، در اين آيه راههاى حلال را بازگو کرده است.
شكر مراحلى دارد. گاهى با زبان است و گاهى با عمل. شكر واقعى آن است كه نعمتها درراهى مصرف شود كه خداوند مقرر کرده است.
هدف اصلى از آفرينش نعمتهاى طبيعى، بهره بردن مؤمنان
هدف اصلى، رزقرسانى به مؤمنان است، ولى ديگر مردم هم در كنار آنها بهرهمىبرند. همانگونه كه هدف اصلىِ باغبان از آبيارى، رشد گلها ودرختانِ ميوه است، گرچه علفهاى هرز وتيغها نيز به نوايى مىرسند.
شايد بتوان گفت كه از هركس توقّع خاصّى است. از مردم عادّى، توقّع آن است كه پس از خوردن، دنبال گناه و وسوسههاى شيطان و فساد نروند؛ «يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا ... وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ» ولى از اهل ايمان اين توقّع است كه پس از خوردن، به دنبال عمل صالح و شكرگزارى باشند. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا ... وَ اشْكُرُوا» و «يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا ... وَ اعْمَلُوا صالِحاً»
این آیه توصیه می کند که:
۱-خودسازى و زهد و تقوا، منافاتى با بهرهگيرى از طيّبات ندارد. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ»
۲-در مكتب اسلام، مادّيات مقدّمهى معنويات است. «كُلُوا، وَ اشْكُرُوا، تَعْبُدُونَ»
۳- اسلام در تغذيه، به بهداشت توجّه دارد. «طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ»
۴- قبل از تأمين زندگى مردم ومحبّت به آنان، توقّعى نداشته باشيد. «كُلُوا وَ اشْكُرُوا»
۵-شكر، نشانهى خداپرستى و توحيد ناب است. اگر انسان رزق را نتيجه فكر اقتصادى، تلاش، مديريّت، سرمايه و اعتبارات خود بداند، براى خداوند سهمى قايل نخواهد بود تا او را شكر كند. «وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»
۶-شكر، نمونه روشن عبادت است. «وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ .؛تَعْبُدُونَ»
۷-شكر خداوند، واجب است. «كُلُوا ؛ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ»
۸- مومن باورمند به توحید در رزاقیت، آنچه را خدا حلال شمرده، از پيش خود حرام نمىكند. «كُلُوا .؛ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»
1_2264192647.pdf
1.16M
بررسی اثر بخشی آموزش برنامه های ایمن سازی تربیتی اجتماعی با رویکرد به مفاهیم قرآنی
دکتر سید محمد قلمکاریان
دکتر سید محمد رضا عدنانی ساداتی
از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است : مَنْ عَیَّرَ مُؤْمِناً بِشَیْ ءٍ لَمْ یَمُتْ حَتَّی یَرْکَبَهُ.
هر کس مؤمنی را سرزنش و شماتت کند ، نخواهد مرد تا اینکه مرتکب همان دلیل سرزنش بشود. تحف العقول ، ص۷۸
سبک زندگی قرآنی (۲۱)
حکم قصاص:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ(بقره:۱۷۸)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد،قانون قصاص در مورد كشتگان، بر شما چنين مقرّر گرديده است: آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن، پس اگر كسى از ناحيه برادر (دينى) خود (يعنى صاحب خون و ولىّ مقتول) مورد عفو قرار گيرد. (يا قصاص او به خونبهاتبديل شود) بايد شيوهاى پسنديده پيش گيرد و به نيكى (ديه را به ولى مقتول) بپردازد، اين حكم تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگارتان، پس براى كسى كه بعد از اين (از حكم خدا) تجاوز كند، عذاب درناكى دارد.
«قصاص» از ريشه «قصّ» به معناى پيگيرى است. لذا به داستان دنبالهدار و پى در پى «قصّه» مىگويند. پيگيرى قتل تا مجازات قاتل را «قصاص» گويند.
در هر اجتماعى گاه و بيگاه قتلى صورت مىگيرد، يك دين جامع و كامل همانند اسلام، در قبال چنين حوادثى بايد طرح و برنامهى عادلانه و منطقى ارائه دهد كه بتواند جلوى ازدياد وتكرار چنين حوادث وهمچنين جلوى انتقامهاى نابجا و احياناً سوءاستفادهها را بگيرد، تا قاتلان، جسور نشوند وخون مظلوم به هدر نرود.
احکام مترقی اسلام با طرحى كه در اين آيه مطرح شده، هم حفاظت خون مردم و هم رضايت طرفين و رعايت حدود و اندازه را در نظر گرفته است. البتّه قانون قصاص، حكم الهى كه قابل عفو و اغماض نباشد، نيست، بلكه حقّى است براى صاحبان خون كه مىتوانند با گرفتن دیه، گذشت کنند.
این برنامه قرآنی در صحنه زندگی تبیین گر پیام هایی همچون:
۱-در قانون قصاص، اصول تساوى و عدالت مورد توجّه است. «الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى»
۲- قاطعيّت و عطوفت در كنار هم لازم است. «فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ» گويا اولياى مقتول، برادر قاتل هستند و قاتل، از مرز اسلام و اخوت بيرون نمىرود.
۳- حقوق اسلامى، آميخته با اخلاق اسلامى است. «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ ،؛ فَمَنْ عُفِيَ»
۴- اسلام، نه مانند يهود تنها راه را قصاص مىداند و نه همچون مسيحيّت بهترين راه را عفو مىشناسد، بلكه راههاى مختلفى مثل قصاص، خونبها و عفو را مطرح مىكند. «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ .؛؛فَمَنْ عُفِيَ»
۵- جواز عفو قاتل و تبديل قصاص به گرفتن خونبها، شايد براى تربيت شماست. «تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ»
۶- تجاوز از حدود الهى و سوءاستفاده از آن ممنوع است. «فمن اعتدى عليه .، فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ»
۷- اگر در قانونى تخفيف قرار داديد، به آن پا بند بايستيد. «ذلِكَ تَخْفِيفٌ ؛، فَمَنِ اعْتَدى»
با عرض تسلیت وتعزیت شهادت اول مظلومه عالم، صدیقه کبری، ام ابیها، فاطمه زهرا( سلام الله علیها)
برای تو مینویسم،
برای مادرم فاطمه برای مادر سادات
ای که جهاد تبیین با تو آغاز شد و ظالمان غاصب باجهاد تو رسوا!
ای قامت سبزای نهال بارور ایثار!
ای جاری زلال متانت!
ای آیه صراحت و عفت!
ای مظهر لطافت و رحمت!
چگونه میتوان تو را گفت، تو را نوشت. قلم در ابهامِ شناختت مانده است.انسان، در زیبایی کامل در تو متجلی است.
ای کوثر قرآن
ای لیله قدر
ای انسان کامل
ای مفسر قرآن
ای مبیین ولایت
ای جهادگر انقلابی
ای ایّوب بلاها
ای یعقوب فراق ها
ای یوسف جفاها
ای کوه پر ابهت
ای جاری محبّت
ای چشمه طهارت
ای اسوه خدایی
ای جلوه الهی
ای عشق کبریایی
ای آفتاب سفر کرده
من اشکهای تو را بر کوبههای کوچه پس کوچههای سرد و خسته مدینه یافتم.خط تو را که بر پوست هر ستاره،
غزل آفتاب را که مینوشتی، خواندم.
من در خاموشی قبرت تابش هزاران خورشید را دیدم.
اگر قبرت را نشانی نیست چه باک؟
هر سنگْ نبشتهای حکایت تو را دارد تا قیام فرزندت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف