eitaa logo
فصلنامه قرآنی کوثر
156 دنبال‌کننده
1هزار عکس
234 ویدیو
507 فایل
ارائه معرفی مجله قرانی کوثر و مباحث قرآنی جدید
مشاهده در ایتا
دانلود
سبک زندگی قرآنی(۱۳) مومن ومدیریت زمان قرآن با ارزش گذاری بر زمان واغتنام از فرصت ها از مومنان دعوت به برنامه ریزی ومدیریت زمان می کند. واز آنها می خواهد برای زندگی خود برنامه داشته باشد. ازامام کاظم علیه السلام روایت شده است: تلاش کنید که وقت شما چهار(ساعت) بخش باشد ۱-ساعتی برای مناجات با خدا «عبادت خدا» ۲-ساعتی برای کار زندگی «تلاش و کوشش برای زندگی» ۳-ساعتی برای معاشرت با برادران و اشخاص مورد اعتماد که شما رااز عیب هایتان آگاه نمایند واز دل با شما خالص و یک رو باشند ۴-و ساعتی که در آن لذت های غیر حرام خویش خلوت کنید «تفریحات سالم » بله انسان با تقسیم درست زمان خود می تواند به تمام کارهای خود «عبادت ، تلاش برای امرار معاش ، نشست و برخاست با دوستان ،تفریحات سالم » برسد منبع : تحف العقول،ص۷۴۹
ازامام صادق عليه السلام روایت شده است :🔸هيچ مؤمنى نيست مگر آنكه خداوند از ايمان او انيس و دلی آرام براى او قرار مى دهد، چندان كه اگر بر قلّه اى باشد احساس تنهايى نكند. میزان الحکمه
سبک زندگی قرآنی(۱۴) • معیت با صادقین يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (توبه:۱۱۹)اى كسانى‌كه ايمان آورده‌ايد! از خدا پروا كنيد و با راستگويان باشيد. در روايات شيعه و سنى آمده است كه مقصود از «الصَّادِقِينَ»، حضرت محمّد (صلى الله عليه و آله) و آل‌محمّد عليهم السلام مى‌باشند.آيه ۱۷۷ سوره‌ى بقره، اهل ايمان، انفاق، نماز، وفاى به عهد و صبر در برابر مشكلات را صادق مى‌شمارد و آيه ۱۵ سوره حجر و ۸ سوره حشر، مهاجرانِ رنج كشيده و جان بركف را «صادق» شمرده است. قرآن، دوستى، همنشينى و همراهى با راستگويان را از عوامل تربيت و جلوگيرىِ انسان از انحراف می داند «اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» قرآن بر معیت وهمراهی با رهبران الهى تاکید دارد. «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» تكامل جامعه در سايه‌ى ايمان، تقوا ، صداقت و اطاعت از رهبر معصوم است. 🔸بسیاری از مردم ضعیف الایمان به قول خودشان «زرنگ» هستند و نمی‌دانند که دچار اشتباه هستند آنها نفاق و دورویی و مکر و خدعه را یک امتیاز برای خود می‌شمارند و به آن نام «زرنگی» می‌دهند. صداقت و صراحت و یک‌رویی را از کم‌شعوری‌ می‌شمارند، گمان می‌کنند که با مکر و خدعه و نفاق بهتر می‌توان با عوامل حیات هماهنگی کرد و پیش رفت. غافل از اینکه طبع عالم بر درستی و صداقت است. آن کس که با خدا مکر کند خداوند فوق همه مکرکنندگان است. 🔹قرآن کریم همواره از راستی و صداقت و صراحت دم می‌زند و با ندای بلند می‌فرماید که مکر و نیرنگ و نفاق -با همه پیشرفت‌های موقت- محکوم به شکست خوردن است؛ روزگار٬ بساط نیرنگ و دورویی را درهم می‌پیچد و شیشه نفاق را می‌شکند. اساس عالم بر حقیقت است نه بر مَجاز، و نمی‌توان نظام راستین جهان را به بازی گرفت. استاد مطهری، حکمت‌ها و اندرزها، ج۱، ص۲۵۲
سبک زندگی قرآنی(۱۵) فرصت انفاق واحسان: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّهٌ وَ لا شَفاعَهٌ وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ.(بقره : ۲۵۴) ای کسانیکه ایمان آورده اید از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعت و کافران خود ستمگرند در اين آيه خداوند اهرم‌هايى را براى تشويق مردم به انفاق بكار برده است وبه آنها یاد آوری می کند آنچه دارى، ما به تو داديم از خودت نيست. «رَزَقْناكُمْ»پس مقدارى از آنچه دارى كمك كن، نه همه را. «مِمَّا»اين انفاق براى قيامت تو، از هر دوستى بهتر است. «يَأْتِيَ يَوْمٌ .» در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. استفاده از فرصت‌ها در كارهاى خير، ارزش است. «مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ» شیطان با وساوس گوناگون روحیه ورفتار انفاق، اکرام واحسان را در انسان از بین می برد. محروم كردن امروز فقرا ومحرومین، محروم شدن فردای انسان است.. اگر امروز انفاق وبخششى صورت نگيرد، در آن روز هم محبّت و دوستى و وساطتى در بين نخواهد بود. «أَنْفِقُوا يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ .» ياد معاد، عاملى براى تشويق به انفاق است. «أَنْفِقُوا . يَأْتِيَ يَوْمٌ .» از راههاى ايجاد روحيّه‌ى سخاوت، توجّه به دستِ خالى بودن انسان در قيامت است. «لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» بخل، نشانه‌ى كفران نعمت وكفر به توحید در حاکمیت ورزاقیت وعده‌هاى الهى است. «انفقوا .. والكافرون» كفر، نمونه‌ى بارز ظلم است.«الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ»
سبک زندگی قرآنی(۱۶) اهل تقوا اهل اقامه نماز وانفاق الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ‌(بقره:۳) (متّقين) كسانى هستند كه به غيب ايمان دارند و نماز را به پاى مى‌دارند و از آنچه به آنان روزى داده‌ايم، انفاق مى‌كنند. قرآن، هستى را به دو بخش تقسيم مى‌كند: عالم غيب‌ و عالم شهود. متّقين به كلّ هستى ايمان دارند، ولى ديگران تنها آنچه را قبول مى‌كنند كه برايشان محسوس باشد.حتّى توقّع دارند كه خدا را با چشم ببينند و چون نمى‌بينند، به او ايمان نمى‌آورند. چنانكه برخى به حضرت موسى گفتند: «لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً» ما هرگز به تو ايمان نمى‌آوريم، مگر آنكه خداوند را آشكارا مشاهده كنيم. اين افراد درباره‌ى قيامت نيز مى‌گويند: «ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ» جز اين دنيا كه ما در آن زندگى مى‌كنيم، جهان ديگرى نيست، مى‌ميريم و زنده مى‌شويم و اين روزگار است كه ما را از بين مى‌برد. چنين افرادى هنوز از مدار حيوانات نگذشته‌اند و راه شناخت را منحصر به محسوسات مى‌دانند و مى‌خواهند همه چيز را از طريق حواسّ درك كنند. هدايت داراى مراحل و قابل كم و زياد شدن است. «وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً»متّقين نسبت به جهان غيب ايمان دارند، كه برتر از علم و فراتر از آن است. در درونِ ايمان، عشق، علاقه، تعظيم، تقديس و ارتباط نهفته است، ولى در علم، اين مسائل نيست. ايمان، از عمل جدا نيست. در كنار ايمان به غيب، وظايف و تكاليف عملى مؤمن بازگو شده است. «يؤمنون، يقيمون ، ينفقون» اساسى‌ترين اصل در جهان‌بينى الهى آن است كه هستى، منحصر به محسوسات نيست. «يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ» پس از اصل ايمان، اقامه‌ى نماز و انفاق از مهم‌ترين اعمال است. «يُؤْمِنُونَ ،يُقِيمُونَ ،يُنْفِقُونَ» (در جامعه‌ى الهى كه حركت وسير الى اللّه دارد، اضطراب‌ها و ناهنجارى‌هاى روحى و روانى و كمبودهاى معنوى، با نماز تقويت و درمان مى‌يابد و خلأهاى اقتصادى و نابسامانى‌هاى ناشى از آن، با انفاق پر و مرتفع مى‌گردد.) برگزارى نماز، بايد مستمر باشد نه موسمى و مقطعى. «يُقِيمُونَ الصَّلاةَ» در انفاق نيز بايد ميانه‌رو باشيم. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ» از هرچه خداوند عطا كرده (علم، آبرو، ثروت، هنر ) به ديگران انفاق كنيم.«مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» ازامام صادق عليه السلام روایت شده است: از آنچه به آنان تعليم داده‌ايم در جامعه نشر مى‌دهند.
سبک زندگی قرآنی(۱۷) انسجام صالحانه در برابر دشمن یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ.( بقره: ۲۰۸) ای کسانیکه ایمان آورده اید همگی در صلح و آشتی درآیید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست. قرآن، ايجاد رابطه‌ى مسالمت‌آميز با گروه‌هاى زير را مطرح كرده است: ۱- با مشركانِ بى‌آزار. «لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ» با كسانى كه سرجنگ با شما ندارند و مزاحم وطن شما نيستند، خوشرفتارى كنيد. ۲- با اهل كتاب. «قُلْ ،. تَعالَوْا إِلى‌ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ» به اهل كتاب بگو:بياييد تا در آنچه ما و شما هم عقيده هستيم، متّحد باشيم. ۳- با ديگر مسلمانان. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً» قرآن، درباره اجتماع بزرگ سياسى عبادى حج فرموده در آنجا فسق و جدال نباشد. پس مى‌توان جامعه‌اى بدون فسق وجدال تشكيل داد و چه بهتر كه هميشه چنين باشيم و از گام‌هاى شيطانى كه عامل تفرقه است دورى نمائيم.روايات متعدّد، دخول در سِلم را ورود در تحت رهبرى معصوم دانسته‌اند. (تفسير نورالثقلين، ج ۱، ص ۲۰۵) درروايات آمده است: «ولاية على بن ابى‌طالب حصنى» و ناگفته پيداست كه دخول در حِصن و دژ، دخول در سِلم و سلامتى و آرامش است و چه آرامشى بالاتر از اينكه انسان احساس كند رهبرش الهى، معصوم، آگاه، دلسوز و پيشگام‌ترين افراد در همه ارزشها و كمالات مى‌باشد. ورود در فضاى سِلم و سلام و تسليم امكان ندارد، مگر: ۱- در سايه‌ى ايمان«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ۲- وکنار گذاشتن سليقه‌ها ۳- و تنها تسليم قانون خدا بودن. «ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً» ايجاد صلح، وظيفه‌ى همه مسلمانان است. «كَافَّةً» وسوسه‌هاى شيطان، انسان را مجبور به گناه نمى‌كند، بلكه انسان قدرت مقابله با شيطان را دارد و به همين دليل از اطاعت او نهى شده است. «لا تَتَّبِعُوا» شيطان، گام به گام انسان را منحرف مى‌كند. «خُطُواتِ» شيطان، دشمن صلح و وحدت است وهمه‌ى نداهاى تفرقه‌انگيز، بلندگوهاى شيطانى هستند. «ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ»
• سبک زندگی قرآنی(۱۸) • بهره گیری از گفتار شایسته: • يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ‌( بقره:۱۰۴) • اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! (به پيامبر) نگوييد: «راعِنا» مراعاتمان كن، بلكه بگوييد: «انظرنا» ما را در نظر بگير، و (اين توصيه را) بشنويد وبدانید که براى كافران عذاب دردناكى است. برخى از مسلمانان براى اينكه سخنان پيامبر(ص) را خوب درك كنند، درخواست مى‌كردند كه آن حضرت با تأنّى و رعايت حال آنان سخن بگويد. اين تقاضا را با كلمه‌ «راعِنا» مى‌گفتند. يعنى مراعاتمان كن. ولى چون اين تعبير در عرف يهود، نوعى دشنام تلقى مى‌شد، آيه نازل شد كه بجاى‌ «راعِنا» بگوييد: «انْظُرْنا» تا دشمن سوء استفاده نكند.اين اوّلين آيه از آغاز قرآن است كه با خطاب: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» شروع مى‌شود. و از اين به بعد بيش از هشتاد مورد وجود دارد كه با همين خطاب آمده است. توجه به گفتار شایسته به عنوان یکی از رفتارهای توحیدی مومنین را بر آن می دارد که: ۱- توجّه به انعكاس حرف‌ها داشته باشند. «لا تَقُولُوا راعِنا» ممكن است افرادى با حسن نيّت سخن بگويند، ولى بايد بازتاب آنرا نيز در نظر داشته باشند. ۲- وبدانند دشمنان، تمام حركات وحتّى كلمات ما را زير نظر دارند واز هر فرصتى كه بتوانند مى‌خواهند بهره برده وضربه بزنند. «لا تَقُولُوا راعِنا» از این رو مسئولین، مطبوعات و رسانه ها ومراکز علمی باید بگونه ای صحبت کنند که دشمن سوء استفاده نکند. ۳- قرآن وعترت، به انتخاب واژه‌هاى مناسب، بيان سنجيده ونحوه‌ى طرح و ارائه مطلب تاکید دارند. «وَ قُولُوا انْظُرْنا» ۴- بايد در سخن گفتن با رهبری جامعه، علماء،بزرگان ومعلّم، ادب در گفتار رعايت شود. «لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا » ۵-اگر ديگران را سفارش به مراعات ادب مى‌كنيم، بايد ابتدا خودمان در سخن با مردم، رعايت ادب را بكنيم. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» خطاب محترمانه است. ۶- اگر از چيزى نهى مى‌شود، بهتر است جايگزين مناسب آن معرّفى شود. «لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا»
سبک زندگی قرآنی(۱۹) استعانت از صبر ونماز يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ‌(بقره:۱۵۳) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! (در برابر حوادث سخت زندگى،) از صبر و نماز كمك بگيريد، همانا خداوند با صابران است. خداوند به مومنین توصیه می کند در برابر ناملايمات و سختى‌ها، از صبر و نماز كمك بگيرند. اصولًا انسانِ محدود، در ميان مشكلات متعدّد و حوادث ناگوار، اگر متصل به قدرت نامحدود الهى نباشد، متلاشى ومنكوب مى‌شود. و انسانِ مرتبط با خداوند، در حوادث و سختى‌ها، خود را نمى‌بازد و براى او حوادث، بزرگ نمى‌نمايد. كسى كه نماز را با حضور قلب و با توجّه مى‌خواند، به معراج مى‌رود. هرچه پرواز معنوى او بيشتر باشد و بالاتر رود، دنيا و مشكلات آن و حتّى خوشى‌هاى آن كوچكتر مى‌شود.انسان، يا در نعمت بسر مى‌برد كه بايد به آيه قبل عمل كند؛ «فَاذْكُرُونِي، اشْكُرُوا لِي» و يا در سختى بسر مى‌برد كه بايد به اين آيه عمل كند؛ «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ»خداوند مى‌فرمايد: خدا با صابران است و نمى‌فرمايد: با نمازگزاران است. زيرا نماز نيز نياز به صبر و پايدارى دارد. « در روايات مى‌خوانيم: هرگاه كار سختى براى حضرت على عليه السلام پيش مى‌آمد حضرت دو ركعت نماز مى‌خواند. اين سيره را بوعلى سينا نيز عمل مى‌كرد.صبر، مادر همه كمالات است؛ • صبر در جنگ، مايه شجاعت است. • صبر در برابر گناه، وسيله تقواست. • صبر از دنيا، نشانه زهد است. • صبر در شهوت، سبب عفّت است. • صبر در عبادت، موجب طاعت، و صبر در شبهات، مايه‌ى وَرع است. ايمان اگر همراه با عمل و توكّل وصبر و عبادت باشد، كاربرد بيشترى خواهد داشت. «الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ» نماز اهرم است، بار نيست. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» صبر ونماز، وسيله جلب حمايت‌هاى الهى هستند. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» اگرچه خداوند با هركس ودر هر جايى حضور دارد؛ «هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ» و لكن همراهى خدا با صابران، معناى خاصّى دارد و آن لطف، محبّت و يارى رسانى خداوند به صابران است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
سبک زندگی قرآنی(۲۰) باوربه توحید در رزاقیت، شکر بر نعمات ورزق حلال يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‌(بقره؛۱۷۲) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از نعمت‌هاى پاكيزه‌اى كه به شما روزى داده‌ايم بخوريد و شكر خدارا به جاى آوريد. اگر فقط او را پرستش مى‌كنيد. *قرآن، هرگاه بنا دارد انسان را از كارى منع كند، ابتدا راههاى مباح آنرا مطرح كرده و سپس موارد نهى را بيان مى‌كند. چون مى‌خواهد در آيات بعد، مردم را از يك سرى خوردنى، منع و نهى كند، در اين آيه راههاى حلال را بازگو کرده است. شكر مراحلى دارد. گاهى با زبان است و گاهى با عمل. شكر واقعى آن است كه نعمت‌ها درراهى مصرف شود كه خداوند مقرر کرده است. هدف اصلى از آفرينش نعمت‌هاى طبيعى، بهره بردن مؤمنان هدف اصلى، رزق‌رسانى به مؤمنان است، ولى ديگر مردم هم در كنار آنها بهره‌مى‌برند. همانگونه كه هدف اصلىِ باغبان از آبيارى، رشد گلها ودرختانِ ميوه است، گرچه علف‌هاى هرز وتيغها نيز به نوايى مى‌رسند. شايد بتوان گفت كه از هركس توقّع خاصّى است. از مردم عادّى، توقّع آن است كه پس از خوردن، دنبال گناه و وسوسه‌هاى شيطان و فساد نروند؛ «يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا ... وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ» ولى از اهل ايمان اين توقّع است كه پس از خوردن، به دنبال عمل صالح و شكرگزارى باشند. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا ... وَ اشْكُرُوا» و «يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا ... وَ اعْمَلُوا صالِحاً» این آیه توصیه می کند که: ۱-خودسازى و زهد و تقوا، منافاتى با بهره‌گيرى از طيّبات ندارد. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ» ۲-در مكتب اسلام، مادّيات مقدّمه‌ى معنويات است. «كُلُوا، وَ اشْكُرُوا، تَعْبُدُونَ» ۳- اسلام در تغذيه، به بهداشت توجّه دارد. «طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ» ۴- قبل از تأمين زندگى مردم ومحبّت به آنان، توقّعى نداشته باشيد. «كُلُوا وَ اشْكُرُوا» ۵-شكر، نشانه‌ى خداپرستى و توحيد ناب است. اگر انسان رزق را نتيجه فكر اقتصادى، تلاش، مديريّت، سرمايه و اعتبارات خود بداند، براى خداوند سهمى قايل نخواهد بود تا او را شكر كند. «وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» ۶-شكر، نمونه روشن عبادت است. «وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ .؛تَعْبُدُونَ» ۷-شكر خداوند، واجب است. «كُلُوا ؛ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ» ۸- مومن باورمند به توحید در رزاقیت، آنچه را خدا حلال شمرده، از پيش خود حرام نمى‌كند. «كُلُوا .؛ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»
1_2264192647.pdf
1.16M
بررسی اثر بخشی آموزش برنامه های ایمن سازی تربیتی اجتماعی با رویکرد به مفاهیم قرآنی دکتر سید محمد قلمکاریان دکتر سید محمد رضا عدنانی ساداتی