🔴 چرا ورود آمریکا به اصفهان صرفا برای نجات خلبان نبوده است؟
🔹دکترین نجات رزمی ارتش تروریستی آمریکا بر سه اصل سرعت، ریسک پایین و حداقل نیرو استوار است. اما حضور ۲۰۰ نفر و حداقل شش فروند هواگرد (دو بلکهاوک، دو سی۱۳۰، دو ای۱۰) به وضوح این اصول را نقض میکند. یعنی اومدن تست بکنند عملیات نظامی رو چون هیچ خلبانی نیاز به چنین نیروی عظیمی برای نجات ندارد.
🔹حجم و تنوع تجهیزات منهدمشده نشان میدهد که این یک عملیات واکنشی ساده نبوده، بلکه یک سناریوی از پیش طراحیشده برای ارزیابی توان پدافندی، زمان واکنش و مختصات آتش دشمن بوده است. این نوع آزمونها معمولاً پیش از عملیات اصلی انجام میشود.
🔹برای پشتیبانی ۲۰۰ نیروی عملکننده در عمق خاک دشمن، طبق اصول لجستیک هوایی نیاز به حداقل ۶ تا ۸ فروند ترابری (سی۱۳۰ یا بالگردهای سنگین) است. بنابراین آنقدر از تجهیزات خورده، حتما بیشتر هم داخل آمده که یا اعلام نشده یا سرنگون شدهاند و این فراتر از مأموریت نجات است.
⬅️ نتیجهگیری تاکتیکی اینکه با جمع شواهد، محتملترین سناریو این است که نیروی مهاجم قصد داشته یک عملیات ترکیبی (شامل نفوذ، شناسایی و درگیری محدود) را آزمایش کند و نجات خلبان فقط بخش کوچکی از مأموریت بوده است و این الگو در جنگهای نامتقارن برای کشف نقاط ضعف دشمن رایج است.
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ تئودور پستول، استاد بازنشسته علم، فناوری و امنیت بینالملل در موسسه فناوری ماساچوست: هر بار که به عنوان یک خلبان از زمین بلند میشوید، میدانید که احتمال بالایی وجود دارد که یک رهگیر بسیار قدرتمند به سمت شما شلیک شود. هدایت هواپیماهای مدرن در مواجهه با سیستمهای پدافندی مدرن، به طرز باورنکردنی دشوار است. آمریکاییها فکر میکنند میتوانند تمام رادارهای ایران را نابود کنند و بعد با خیال راحت (مثل آدامس جویدن) پرواز کنند، ترقه در کنند، اما به نظر میرسد ایرانیها مانع آنها شدهاند.
🔴 سیلی واقعیت
✅ تصاویر حقارتآمیز تجهیزات منهدم شدۀ آمریکایی، ادعاهای هالیودی آنها را زیر سؤال میبرد
🔸شماره جدید صدای ایران به تکرار طبس در جنگ تحمیلی سوم هنگام عملیات تجاوزکارانه رژیم تروریست آمریکا به جنوب اصفهان پرداخته است
🔹ستونکشی آمریکاییها برای از معرکه در بردن کمکخلبان مفقود شده به یک نمایش بینظیر برای ایران تبدیل شد. حالا کار به جایی رسیده که آمریکاییها که جنگ را برای یک پایانبندی باشکوهِ چهار روزه طراحی کرده بودند حالا دارند یک عملیات با هزینۀ بالا و همراه با تصاویر سوخته، منهدم شده و حقارتبار بر جای مانده در دل ایران را به عنوان یک افتخار و موفقیت به رسانه و افکار عمومی خود میفروشد. راهبردهای جنگی ایالات متحدۀ آمریکا حالا از سیطره و تجزیۀ ایران و در مرحلۀ بعد براندازی و فروپاشی جمهوری اسلامی به مرحلۀ نجات کمکخلبان مفقود شده در دل صحراهای مرکزی ایران رسیده است.
🔹هرچند آمریکاییها مشغول ساختن یک تصویر قهرمانانۀ هالیوودی از خود هستند اما تأمل روی دو واقعیت به نتایج معناداری ختم میشود. نخست آنکه اگر واقعا آمریکاییها با یک طرح و برنامهریزی صد در صد طراحی شدۀ قبلی دست به این عملیات زدهاند چرا باید در نهایت تن به باقی ماندن تجهیزات نابود شده و منهدم شدۀ خویش در صحنه شوند. عملیات اگر واقعاً طبق برنامهریزی مو به مویِ آمریکاییها پیش رفته بود چرا باید راضی به آن شوند که چنین تصاویر تحقیرآمیزی از آنها در صحنۀ نبرد باقی بماند و در حافظۀ تاریخی ایرانیان، شکست عملیات طبس را یادآور شود. نفس این واقعیت یعنی ماجرا آنگونه پیش نرفته که آمریکاییها مدعی آنند به خصوص سردمداران این روزهای کاخ سفید و پنتاگون که در نمایش و شوآف دست بسیاری از بازیگران هنرهای نمایشی را هم بستهاند.
🔹نکتۀ مهم دیگر سیلی واقعیت به گوش شومنهای کاخ سفید و پنتاگون است. کسانی که تا پیش از این در برابر تریبون و دوربین رسانهها با ادعاهای متعدد دربارۀ هلیبرن و نفوذ عمقی به داخل خاک ایران به خیال خود قصد به رخ کشیدن توان هالیوودی ارتش ایالات متحده را داشتند. اتفاقی که در صبح یکشنبه رخ داد نشان داد که واقعیت روی زمین بسیار پیچیدهتر از آن است که با لفاظیهای سیاسی و سناریوهای بازیهای رایانهای، قابل تحلیل باشد. طرح آمریکاییها برای نجات خلبانهایشان در مناطق صعبالعبور و کمتردد مرکزی و جنوبغربی ایران حالا دو هواپیمای ترابری، یک بالگرد و دو جنگنده روی دست تلفات و هزینههای ارتش آمریکا باقی گذاشته است. سیلی واقعیت حالا به وضوح اثبات میکند که طرحهای نمایشی آمریکاییها در عالم واقعیت با چه هزینهها و ریسکهایی روبروست.
🔹بحث بر سر اجرا یا عدم اجرای این طرحها نیست. طرف مقابل به حدی دچار مستی و جنون قدرت شده که هیچ اقدامی از او بعید نیست. نکته اما آنجاست که واقعیت جنوب اصفهان و شمال کهگیلویه و بویراحمد نشان داد هزینۀ جاهطلبیهای نمایشی آمریکا در عالم واقعیت بسیار بیشتر از آن چیزی است که جلوی دوربین رسانهها از آن دم میزنند حال اگر واقعاً طالب پرداخت این هزینهها هستند ایران دریغ نمیکند که طرف حسابِ این معامله باشد و نامش را در فهرست سیلیزنندگان به آمریکا ثبت کند. ۳۷ روز از جنگ گذشته. جنگی که قرار بود چهار روزه تمام شود.
🔹این ۳۷ روز یک سیلی است. انسداد تنگۀ هرمز که در روزهای ابتدایی با نخوت از بازگشایی آن با زور صحبت میکردند نیز یک سیلی است. عدم فروپاشی نظام سیاسی و امنیتی و نظامی ایران نیز یک سیلی است. عدم همراهی مردم با متجاوزان به خاک ایران و حمایت تمامقد آنها از مدافعان ایران نیز یک سیلی است. هر روز که از آغاز جنگ بیشتر میگذرد به تعداد سیلیهایی که به گوش مسئولان کاخ سفید نواخته میشود هم افزوده میشود.