🔹استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و کارشناس امور امنیتی «رابرت اِی پِیپ»، زیادهخواهی آمریکا در قبال ایران را دلیل شکست مذاکرات پاکستان خواند. او در ایکس نوشت: «ایالات متحده از ایران خواست که تمام اورانیوم غنیشده خود را تحویل دهد، همان درخواستی که قبل از جنگ نیز مطرح بود. چرا یک ایران قویتر باید اکنون این را بپذیرد؟ شواهد محکمی وجود دارد که نشان میدهد ایالات متحده در دام تشدید تنش گرفتار شده است.»
✅ اگر عدم توافق ایران و امریکا رو سطحی ببینیم، اسمش رو میگذاریم "شکست یک دور مذاکره"، اما اگر بخوایم عمیق نگاه کنیم اسمش رو میگذاریم "پایان یک توهم".
🔹نکته اول اینکه اصلِ اجازه دادن به مذاکره، خودش بخشی از راهبرد بود نه عقبنشینی. رهبری با این تصمیم عملا یک اتمام حجت داخلی دیگر انجام داد. یعنی کسانی که تتها نسخهشان مذاکره بود دیگر پشت هیچ ابهامی نمیتوانند پنهان شوند و ادامهی این تفکر دیگر نامش "اختلاف نظر" نیست.
🔹نکته دوم، رفتار آمریکاییهاست که همیشه یک الگوی ثابت دارد و آن گرفتن امتیاز نقد، دادن وعده نسیه، و در نهایت تغییر زمین بازی از طریق بدعهدی به بهانه ایجاد یک موضوع جدیدست. از نظر انها مسئله هسته ای وحقوق بشر و... نیست، مسئله "اصلِ قدرت ایران"ست. یعنی اگر امروز کوتاه بیایی، فردا مطالبه جدید مثل تنگه هرمز خواهد امد. این همان نقطهایست که مفهوم شیطان بزرگ از یک شعار، تبدیل به یک واقعیت تجربی و قابل مشاهده میشود.
🔹نکته سوم، اثر این عدم توافق بر داخلست. جامعه ایران دوگانهای داشت بنام "مقاومت یا مذاکره". این اتفاق، کفه را بهصورت جدی به نفع مقاومت سنگین کرد. آن کسی که در خیابان از نظام دفاع میکند، حالا یک شاهد عینی دارد که بگوید دیدی مجدد امتحان شد؟ دیدی جواب نداد؟ این خیلی مهمست، چون سرمایه اجتماعی مقاومت را از حالت "شاید احساسی" به حالت "کاملا عقلانی" ارتقا میدهد. این مذاکرات شکست نخورد، این تفکرِ نجات از طریق مذاکره با آمریکا بود که شکست خورد. برای اولین بار نشان دادیم مذاکره ابزارست نه هدف.