🔴 پانزده خرداد؛ وثیقۀ ظهور
✅ مرحوم آیتالله حائری شیرازی:
سالها میگذرد حادثهها میآید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
🔹خیلیها فکر میکنند چون رحلت امام در ۱۴ خرداد است، امام با شعر مذکور، از رفتن خود خبر داده است. نه! منظور امام این نیست. منظور امام، استثناء بودن جریان نیمه خرداد است. نیمه خرداد، ثمرۀ هزار و صد سال غیبت کبری است. غیبت چطور شروع شد؟ نامهای از سران شیعه برای امام یازدهم آمد که بیلان و هزینه کرد پولهایی که خدمت شما فرستادهایم را به ما بدهید! حضرت یک کلمه جواب داد: «اگر امامت امر مستمری است، چرا چنین چیزی از اجداد و پدران من درخواست نشده است؟» و از آن پس پرده سیاهی در اتاق ایشان نصب شد و مردم حق دیدن حضرت را نداشتند و فقط صدای ایشان را میشنیدند. امام بعدی که آمد، مردم حتی صدای ایشان را نشنیدند. فقط از طریق چهار نایب در مدت هفتادسال با امام ارتباط داشتند.
🔹امام غایب شد تا چه بشود؟ غیبت ایشان برای آشکار شدن قدر و قیمت اوست. خداوند نعمتی را میگیرد که مردم قیمت این نعمت را بدانند. انسان در خوف، قیمت امنیت را میداند. در مرض، قیمت سلامت را میداند. در غیبت هم قیمت امام خود را میداند. هزار سال غیبت این اثر را داشت که مردم به قیمت امامت و قدر امامت آشنا شوند و برای نایب امام «جان بدهند».
🔹اولین هدایای خود را دادند و حکم اعدام امام، تبدیل به زندان ششماهه شد. از آن زمان، مردم مرتباً شهید دادند. شهدای پانزده خرداد شهدای راه امام زمان هستند. شهدای «وثیقهٔ ظهور» هستند. حضرت یعقوب (ع) نپذیرفت که بنیامین را در اختیار برادران قرار دهد مگر اینکه وثیقه بدهند؛ چون به آنها گفته بود «هَل آَمَنُکم عَلَیه إِلاَّ کمَا أَمِنْتُکم عَلَی أَخِیه مِنْ قَبْل» خداوند هم به ما میگوید: یازده امام دادم اما این دوازدهمی را بدون وثیقه نمیدهم. حضرت امام، پانزده خرداد را وثیقه اول میداند و تاکنون این وثیقه گذاری در صبر و بصیرت ادامه پیداکرده است و میبینید که انقلاب اسلامی در عالم، روزبهروز درخشانتر میشود؛ همانطوری که قبل از طلوع خورشید وقتی سپیده آمد، فضا مرتباً نورانیتر میشود. ما این سپیده را در نیمه خرداد میبینیم.
🔴 تحقیر شیطان، از میدان تا خیابان / بخش اول
✅ مردم و نیروهای مسلح ایران چگونه از هیمنه آمریکا در جهان، اعتبارزدایی کردند؟
🔹حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخشی از پیام خود به مناسبت سی و هفتمین سالروز ارتحال امام خمینی(ره)، به یکی از مهمترین ابعاد جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اشاره کردند، جایی که ایشان با اشاره به شکست دشمن در مصاف با نیروهای مسلح و همچنین مواجهه با ضربهای قاطع در «میدان و خیابان»، تاکید کردند که دشمن در نتیجه این شکستها، «تحقیری پرمعنا و عمیق» را تجربه کرده است، تحقیری که پیامد آن، واگرایی ملموس کشورها از آمریکا بوده است.
🔹نکته قابل توجه در این فراز، آن است که رهبر معظم انقلاب برای این شکست و حقارت، از دو میدان متفاوت اما مکمل یاد میکنند؛ نخست میدان نبرد نظامی که در آن نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نقش آفرین بودند و دوم میدان و خیابان که در آن مردم ایران به عنوان ضلع دیگر قدرت ملی وارد صحنه شدند. در واقع شکست دشمن تنها محصول عملکرد نیروهای مسلح نبود، بلکه حاصل همافزایی قدرت نظامی و سرمایه اجتماعی ملت ایران بود، دو عاملی که در کنار یکدیگر محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی را برهم زدند.
🔹برای درک دقیقتر این گزاره که دشمن دقیقا چه تحقیر و شکستی را تجربه کرده که به گفته رهبر انقلاب موجب فاصله گرفتن کشورها از او شده است، باید به روندی که در جنگ ۴۰ روزه طی شد بازگشت. جنگی که از صبح روز نهم اسفند ۱۴۰۴ با حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد و دشمن تصور میکرد میتواند در مدت زمانی کوتاه، به اهداف خود برسد.
🔹محاسبه واشنگتن و تلآویو بر این پایه استوار شده بود که با مجموعهای از ترورها و حملات سنگین، ساختار نیروهای مسلح ایران دچار فروپاشی شود، توان موشکی کشور از میان برود و جمهوری اسلامی ایران، سقوط کند. در کنار این هدف، دشمن روی یک مؤلفه دیگر نیز حساب ویژهای باز کرده بود: همراه کردن حداقل بخشی از مردم ایران با حملات و تبدیل نارضایتیهای احتمالی به بستری برای پیشبرد سناریوی براندازی.
🔹به بیان دیگر، دشمن دو هدف همزمان را دنبال میکرد، نخست نابودی توانمندی نظامی ایران و دوم جلب حمایت یا دستکم بیطرفی مردم ایران در برابر تجاوز خارجی. تصور آنان این بود که اگر این دو مؤلفه به صورت همزمان محقق شود، جمهوری اسلامی ایران در برابر فشار خارجی و آشفتگی داخلی تاب نخواهد آورد و زمینه برای تحقق هدف اصلی فراهم خواهد شد.