🏴 نگاهی دوباره به زیارت عاشورا / ۱۸
✅ ادامهی مباحث استاد میرباقری پیرامون زیارت عاشورا:
🔹در زیارت عاشورا، مواقف و مدارجِ سلوک با بلای عاشورا بیان میشود.
🔸سلوک اخلاقی از طریق رشد تولی و تبری واقع میشود. در این صورت، ارتباط زیارت و گریه و بکاء با تربیت مشخص میشود. بنابر این اگر حقیقت تهذیب، رشد تولی و تبری است، با رشد تولی و تبری در فرد و جامعه، به تهذیب فردی و اجتماعی کمک کردهایم.
🔹در زیارت عاشورا این دو با هم جمع میشود. زیارت عاشورا یک نوع عهدنامه است که مراحل سلوک زائر را توضیح میدهد. از یک طرف، مناسک رشد با زیارت مطرح شده است و از طرف دیگر مناسک سلوک مؤمنین با بلا و مصیبت هم هست.
🔸در این زیارت انسان به سرعت پس از توجه به مصیبت، به موضعگیری، لعن و قتال میرسد؛ یعنی ... فعل زیارت و خواندن زیارت عاشورا منتهی به بصیرت و رشد تولی و تبری میشود. زیارت یکی از ارکان رشد تولی و تبری و موفقیت در سلوک است و برای اقامه عزاداری نیز قضیه همینطور است...
🔹این زیارتنامههایی که ما میخوانیم بیان سیری است که با تجدید عهدها توضیح داده میشود و بیان حال سالکی است که وارد وادی زیارت شده است و تأمل در زیارتنامهها سبب میشود امتیازات آن زیارات و مواقف و مدارج سلوکی آن زیارت برای خواننده درک شود و انسان میتواند حتی به خودآگاهی در این سلوک برسد ...
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 لحظه ورود پیکر امام شهید به مراسم وداع در جوار حسینیه امام خمینی(ره). ۱۴۰۵/۴/۱۱
🏴 ما رسم وداع با تو را نمیدانیم...
🌷اولین برنامه «بدرقه آقای شهید ایران» در جوار حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.
▪️هنوز باورش برایمان سخت است. سخت است که باور کنیم که دیگر قرار نیست ببینیمت. سخت است بپذیریم که صدایت را دیگر نخواهیم شنید. خندههایت! آه مگر میتوان باور کرد که دیگر آن خندههای ملیح را نخواهیم دید. فقدان چون تویی برای همچون مایی قابل باور و تحمل نیست.
▪️امشب جمعی از خانوادههای شهدا در بیت، منتظرت بودند. تا بیایی، بر سر و سینه زدند. پای روضه اشک ریختند و همان شعارهایی را دادند که در دیدارها میدادند؛ حیدر، حیدر و این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده و... امان از وقتی که یکی فریاد زد؛ ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم! جمعیت حیران شدند و اشک و بغض و فریاد در هم آمیخت. ولی ما هنوز منتظر بودیم که پرده کنار رود و قامت رعنا و گامهای موزون و استوار تو را ببینیم که برای ما قوت قلب بود و مایه امید.
▪️بیت رهبری، فقط خانه شما نبود آقاجان! خانه ما هم بود. خانه امید ما. همه چیز ما. امشب خانه، عزاخانه بود و ما چون یتیمانی بودیم که گویی همین امروز پدر از دست دادهایم.
▪️و بالاخره آمدی، اما چه آمدنی! دلمان تنگ بود برایت اما آنگونه که تو را دیدیم، دلمان آتش گرفت. به خانه خوش آمدی آقاجان!
▪️پیکر مطهر تو در آن تابوت سبز رنگ، فقط پیکر شهیدی جان داده در راه آرمان های خود نبود، مظهر مقاومت ملتی بود که پس از قرن ها تحقیر و شکست، اینک اگر چه داغدار و عزادار بودند اما رهبری شهید دارند که مشت گره کرده اش هنگام شهادت راه را به آنان نشان داده است.
▪️آقاجان! تو عمری در سخت ترین لحظات دستمان را گرفتی و ما را از خطرترین شرایط به سلامت عبور دادی. اینک ماییم و داغ تو. ما رسم وداع با تو را نمی دانیم. تویی که به لقاالله رسیده ای باز هم دستمان را بگیر و شفابخش این دلهای بی تاب و داغدار باش.