🔴 اهداف پیمان دفاعی مکه
🔹میتوان گفت که تلاش عربستان برای ایجاد این «همافزایی دفاعی» در مقابل ایران، سه هدف و دلالت راهبردی را با خود به همراه دارد:
۱. بازدارندگی جمعی: ریاض معتقد است تنشهای منطقهای به این زودی فروکش نخواهد کرد و ممکن است به سطوح خطرناکی از درگیری کشیده شود. از این رو، عربستان میکوشد با ایجاد یک چتر دفاعی مشترک، هزینه واکنشهای تهران را بالا ببرد و در صورت بروز رویاروییهای گسترده، زیرساختهای حیاتی خود را از گزند حملات مصون نگه دارد.
۲. نظم امنیتیِ درونمنطقهای: گویا عربستان به این نتیجه رسیده است که جمهوری اسلامی ایران از خطر سقوط در جنگ عبور کرده و در عین حال هم راهبرد «بازدارندگی» و «مهار» آمریکا در قبال آن کاراییِ خود را از دست داده است. بنابراین ضمن نومیدی از تکیه صرف بر اتحاد امنیتی با واشنگتن، در پی معماریِ نظم امنیتی «درونمنطقهای» است تا نفوذ و جایگاه ایران را در پساجنگ مهار کند.
۳. مدیریت پرونده یمن: ظاهرا عربستان در صرافت شروع یک مواجهه چندمنظوره با انصار الله در یمن است و همین منظور هم میتواند یکی دیگر از انگیزههای یک پیمان منطقهای سریع و قدرتمند باشد تا بتواند از این طریق پس از کلید زدن این مواجهه، واکنشهای احتمالی تهران را مهار کرده و موازنه قدرت را در میدان یمن به نفع خود تغییر دهد.
🔸مخلص کلام این که همسایگان جنوبی ایران در نتیجه جنگ اخیر، بیش از گذشته به تنوعبخشی به شراکتهای امنیتی به ویژه با قدرتهای منطقه روی آوردهاند. در این میان، پیمان ابراهیم (عادیسازی با اسرائیل) نه تنها دیگر اولویت نیست، بلکه به حاشیه رانده شده است؛ چرا که نزدیکی به اسرائیل، از یک سو، تشکیل شراکت دفاعی با قدرتهای اسلامی (ترکیه و پاکستان) را عملا بسیار دشوار و سخت میکند و از دیگر سو با تضعیف وجهه عربستان در دنیای عرب و اسلام عملا میدان را به نفع روایت تهران خالی میکند. در کل، به نظر میرسد که منطقه در مسیر یک پوستاندازی امنیتی بزرگ است؛ ائتلافها در حال تغییرند و بلوکبندیهای نوینی در راه است.
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ استاد دانشگاه سوگانگ کره جنوبی: ترامپ با به راه انداختن بیدلیل این جنگ، عملاً موقعیت ایران را به عنوان یک قدرت منطقهای تثبیت کرد و باعث افول هژمونی آمریکا شد...
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ کارشناسان چینی: سیاست واشنگتن در مقابل تهران با ایستادگی هوشمندانه و شجاعانه ایران به شکست انجامید/ایران در برابر قدرت نظامی آمریکا، با پهپادها و موشکها سیستمهای دفاعی آنان را شدیداً سردرگم کرده...
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ پیمانکار پیشین وزارت دفاع آمریکا در گفتگو با تاکر کارلسون: ما آسمان را با موشکهای رهگیر پُر میکردیم؛ برای هر موشک ایرانی، هشت یا ۱۰ رهگیر شلیک میشد... میآمدند و میگفتند نرخ موفقیت ما ۹۷ درصد است! اما به چه قیمتی؟!
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ جاش گلنسی، روزنامهنگار و نویسنده انگلیسی: بازگشایی تنگه هرمز در واقع فقط بازگشت به وضعیت پیش از جنگ است. آن هم نه حتی بهطور کامل، زیرا اکنون صحبت از احتمال دریافت عوارض برای عبور کشتیهاست. به نظر من، این در حال تبدیل شدن به یک تحقیر تاریخی برای آمریکاست...
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ جمعه القماطی، رئیس حزب التغییر لیبی: ایران با هوشمندی موفق شد تنگه هرمز را به برگ برنده قدرتمندی برای خود تبدیل کند که اهمیت آن کمتر از پرونده هستهای نیست . آنچه ترامپ، آمریکاییها و تمام متحدان غربیاش را غافلگیر کرد، این بود که ایران توانست تنگه هرمز را به یک برگ برنده مهم تبدیل کند.
🔴 وقتِ خروج؛ تیتر یک شماره جدید روزنامه صدای ایران
✅ بررسی هزینههای حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا
🔹جنگ چهلروزه، آزمونی برای اعتبار معماری امنیتی آمریکا در غرب آسیا بود؛ معماریای که واشنگتن طی چند دهه با استقرار نیروهای نظامی، ایجاد پایگاهها و حضور ناوگان دریایی خود بنا کرده بود. آمریکا با هدف تغییر معادلات قدرت وارد این جنگ شد، اما نتیجه برخلاف محاسبات اولیه بود: ایران نه از معادلات منطقهای حذف شد و نه ساختار نفوذ و بازدارندگی آن فروپاشید. در مقابل، هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی حضور نظامی آمریکا در منطقه بیش از گذشته آشکار شد.
🔹مشکل اصلی واشنگتن تنها نرسیدن به برخی اهداف نظامی نیست. جنگ اخیر نشان داد که قدرت نظامی، اگرچه امکان تخریب گسترده ایجاد میکند، اما الزاماً توانایی ساختن نظم سیاسی مطلوب را به همراه ندارد. آمریکا میتواند اهدافی را بمباران کند، زیرساختهایی را هدف قرار دهد یا تواناییهای نظامی یک کشور را محدود کند، اما اگر نتواند رفتار بازیگران منطقهای را تغییر دهد، برتری نظامی به پیروزی راهبردی تبدیل نمیشود.
🔹این واقعیت، در مورد ایران بیش از هر چیز خود را نشان داد. تهران طی سالهای گذشته مجموعهای از ظرفیتهای بومی در حوزه موشکی، پهپادی، امنیتی و منطقهای ایجاد کرده است که در زمان بحران به یکدیگر متصل میشوند. جنگ چهلروزه نشان داد این ظرفیتها را نمیتوان با یک عملیات نظامی از بین برد. ایران توان پاسخگویی و افزایش هزینههای هرگونه تجاوز را حفظ کرده و موقعیت ژئوپلیتیکی آن، بهویژه در خلیج فارس، همچنان یک عامل مهم در محاسبات قدرتهای بزرگ است.
🔹یکی از مهمترین اشتباهات آمریکا و اسرائیل این بود که تصور میکردند ضربات نظامی به ایران، به فروپاشی شبکه متحدان منطقهای تهران منجر خواهد شد. اما ارزیابیهای منتشرشده در رسانهها و اندیشکدههای غربی نشان میدهد این محاسبه دقیق نبوده است. نشریه فارن افرز، در تحلیلی درباره جنگ، تأکید میکند که راهبرد آمریکا و اسرائیل بر این فرض بنا شده بود که با هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی، اقتصادی و فرماندهی ایران، شبکه متحدان منطقهای تهران نیز از هم خواهد پاشید؛ اما چنین اتفاقی رخ نداد. این نشریه معتقد است حزبالله همچنان یک بازیگر مهم باقی مانده، یمن توان عملیاتی خود را حفظ کرده و ایران نیز ظرفیت وارد کردن ضربات تنبیهی را نشان داده است. از نگاه فارن افرز، این شبکه به ساختاری انعطافپذیر تبدیل شده که توان بازسازی پس از ضربه را دارد.
🔹این موضوع نشان میدهد مشکل اصلی آمریکا در منطقه فقط با افزایش قدرت نظامی حل نمیشود. غرب آسیا یک میدان پیچیده سیاسی و امنیتی است و نمیتوان آن را صرفاً با منطق جنگهای کلاسیک مدیریت کرد. بزرگترین تناقض، اما در مسئله تنگه هرمز آشکار شد. آمریکا دههها حضور نظامی خود در خلیج فارس را با ضرورت حفظ امنیت انرژی و آزادی کشتیرانی توجیه کرده است. اما جنگ اخیر نشان داد همین حضور نظامی نتوانسته مانع تبدیل شدن تنگه هرمز به یکی از اصلیترین نقاط بحران شود. فارن افرز، با اشاره به همین مسئله، مینویسد واشنگتن سالها تصور میکرد حضور آمریکا در منطقه تضمینکننده آزادی ناوبری است، اما جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به بحرانی در تنگه هرمز منجر شد و ارتش آمریکا نیز نتوانست با استفاده از قدرت نظامی این مسئله را حل کند.
🔹این اتفاق یک پرسش جدی را پیش روی کشورهای منطقه قرار داده است: اگر حضور آمریکا قرار بود امنیت بیاورد، چرا نتیجه آن، در یکی از مهمترین بحرانهای سالهای اخیر، افزایش ناامنی و بیثباتی بود؟
🔹کشورهای خلیج فارس نیز باید این تجربه را جدی بگیرند. سالها وابستگی امنیتی به واشنگتن باعث شده بسیاری از آنها تصور کنند حضور آمریکا بهترین تضمین برای ثبات است، اما جنگ چهلروزه نشان داد در صورت وقوع رویارویی میان ایران و آمریکا، این کشورها نمیتوانند خود را از پیامدهای جنگ دور نگه دارند. پایگاههای نظامی، تأسیسات انرژی و زیرساختهای حیاتی آنها میتواند بخشی از میدان بحران شود.
🔹از همین منظر، بحث خروج آمریکا از غرب آسیا به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است. خروج آمریکا به معنای پایان دادن به این تصور است که امنیت منطقه باید برای همیشه توسط یک قدرت خارجی تأمین شود.
⬅️ ادامه مطلب در فایل بالا