eitaa logo
آزادگی"زابلی نژاد"
131 دنبال‌کننده
296 عکس
185 ویدیو
236 فایل
تماس با ادمین جهت ارسال پیشنهادات، انتقادات، و پرسش های شما: @AliZaboliNejad
مشاهده در ایتا
دانلود
و هر کدام از زن و مرد می بایست در جهت رفع نیاز از دیگری خودش را مُسخّر همسر خود قرار بدهد. بشر وقتی قرار است با یک بشر دیگری زندگی کند موظف است این اصل اولیه را بپذیرد که باید به استخدام دربیاید. اساسا همین واژه «تعهد» برای همین شکل گرفته است و هیچ زن و شوهری نیستند که بدون تعهد ازدواج کنند ، اصل ارتباط در این است که دو طرف ، شروط و ضوابطی را برای هم تعیین می کنند که طرفین باید به آن پایبند باشند ،این می شود استخدام. زن به استخدام مرد درمی آید و مرد به استخدام زن. اینجاست که روشن می شود ، عالَم ، عالَم تسخیر و نظام ، نظام تسخیر است. 📘متن المیزان←یعنى اینکه هر انسانى بخواهد به وسیله انسانى و یا انسانهایى دیگر حوائج خود را بر آورد و سلطه خود را گسترش دهد، آن گاه برایش ممکن است که اراده خود را بر آن انسانها تحمیل کند تا هر چه او مى ‏خواهد آنها بکنند و رفته رفته این خصیصه به صورت ریاست جلوه کرد، ریاست در منزل، ریاست در عشیره (فامیل)، ریاست در قبیله، ریاست در امت. 🔷 توضیح← از اینجا جامعه می رسد به مرحله ریاست ،جامعه اولیه که زن و شوهر بودند و یک خانواده دو نفره را تشکیل می دادند که البته در خود این خانواده هم ریاست معنا دارد اما وقتی که تعداد خانواده ها بیشتر بشود و روابط به بیرون از خانه هم برسد و ارتباطات پیچیده تری شکل بگیرد ، ریاست هم معنای دیگری پیدا می کند که می شود آن را تعبیر به حکومت یا قدرت کرد. در اینجاست که این نیاز به وجود می آید که یک مجموعه یا حاکمیتی این تسخیر و استخدام را مدیریت کند که البته این حاکمیت باید ضابطه مند باشد وگرنه ظلم ، استبداد ،قتل عام ،دیکتاتوری پیش می آید. نظام تسخیر برای اجتماع یک حاکمیت را مطرح می کند و پیشرفت این اجتماع در گرو این است که همه ، ریاست این رئیس را بپذیرند و آن رئیس هم باید طبق ضابطه حکم بکند در این صورت است که یک نظام تسخیری منسجم در عالم شکل می گیرید. بحث نیاز به شرح بیشتر دارد که ان شاءالله در جلسات بعد بیان خواهد شد. https://eitaa.com/Rahaei02
@Aminikhaah003_Mohandesi_Khelghat_Nezame_Taskhiri_aminikhaah.ir.mp3
زمان: حجم: 5.1M
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه سوم(صوت) https://eitaa.com/Rahaei02
ضمن خوش آمدگویی به عزیزانی که به تازگی به کانال پیوستند خواهشمندم لطفا به اولین پیام رفته و مباحث را از اول شروع کنید https://eitaa.com/Rahaei02
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه چهارم(خلاصه متن) بسم الله الرحمن الرحیم عزیزان ، برنامه ی ما در این جلسات این است که از قرآن به عنوان یک شاخص و از روایات به عنوان کلام بزرگانمان بهره ببریم و خود را برسانیم به تمدن اصیل اسلامی ، این همان غایتی است که به دنبالش هستیم. باید روشن بشود که فرد با توجه به جایگاه و موقعیت فردی و اجتماعی که دارد چه نقشی را برای این تمدن ایفا می کند و اینکه امام زمان (علیه السلام) از هر فرد با هر شغل و مدرک تحصیلی که دارد ، چه خواسته و انتظاری دارد…و حیثیت شغلی و تحصیلی هر فرد در اجتماع برای امام زمان (علیه السلام) چه خاصیتی خواهد داشت ، و حضرت برای هر فرد چه کار و فعالیتی را تعریف خواهد کرد تا آن تمدن اصیل اسلامی در جهان شکل بدهد ، پس برای این که هر فرد وظیفه خود را تشخیص بدهد باید تمدن اسلامی شناخته شود تا به عنوان مثال یک فرد در جایگاه مهندس بداند در ساخت تمدن اسلامی حدوث و بقایش نیازمند چه مشخصه هایی است مرحوم علامه طباطبایی در کتاب «قرآن در اسلام» که یکی از آثار فاخر ایشان است نحوه ورودشان به تعریف دین و اینکه ما چه نیازی به وحی داریم را از نظام تسخیر شروع می کنند. زاویه او برای ورود به “دین” خیلی عجیب است ، ایشان می فرمایند چون انسان ها با هم زندگی می کنند ، نیازهایی دارند و باید این نیازها مدیریت بشود پس برای رفع این نیازها باید برویم سراغ وحی و نبوت و ولایت و… پایه ی همه حرفها اینجاست ، شما دو تمدن در عالَم دارید و این ساختار تکوینی را دو مدل می شود مدیریت کرد . یک مُدل آن است که خدا مدیریت می کند یک مدل هم مدلی است که شیطان مدیریت میکند. متاسفانه از صدر عالَم تا به حال ما به معنای واقعی کلمه جامعه ای با تمدن الهی نداشته ایم. هر چه بوده تمدن شیطانی بوده و او این روابط و نظام تسخیر را مدیریت می کرده. علامه ذیل آیه۲۰۰ سوره آل عمران نقدی برای دمکراسی دارند که فرهیختگان عالَم هنوز نفهمیده اند منظور او چیست ! (۵۰ سال پیش) ایشان می گوید این روش استخدام ، روش دیکتاتوری است و آن هم دیکتاتوریِ مردم بر مردم . شیطان پیشرفت کرده و از دیکتاتوریِ فرد بر مردم رسیده است به دیکتاتوریِ مردم بر مردم. (اینها در جلسات جلوتر بیشتر شرح داده خواهد شد) پس در این جلسات ما به دنبال این هستیم که تمدن اسلامی بسازیم و برایمان روشن شود که تمدن اسلامی چه شاخصه هایی دارد وشیطان چطور تمدن می سازد؟ و چطور روابط اجتماعی را مدیریت می کند؟ دانستیم که انسان یک موجود محتاج است و شیطان با دانستن این امر نیازهای او را مدیریت می کند. قرآن رسماً می گوید شیطان یک سری چیزهایی که نیاز نیست را برای انسان نیاز جلوه میدهد و نیاز حقیقی را از اولویت می اندازد و حتی در روابط انسانها با همدیگر دست می برد: وَ لاََمُرَنهَّمْ فَلَیُغَیرِّنَّ خَلْقَ اللَّهِ.(نساء:۱۱۹) خلق الهی را تغیر میدهد ،ساختار اجتماع را بهم می ریزد ، ساختارهای سیاسی را خراب می کند و تمدن می سازد. نکته دوم که مطرح است اینکه «استخدام» و «تسخیر» واژه هایی مثبت است یا منفی؟ مثل این می ماند که بگوییم آشامیدن واژه ی مثبتی است یا منفی ؟ جواب این است که این واژه ها خنثی هستند . البته در فارسی معمولا این واژه ها را با بار منفی می گوییم ، درخواستم این است توجه بفرمایید که این واژه ها از قرآن بیرون می آیند و تفاوت دارند با واژه های معمولی که از مردم می شنوید . استخدام و تسخیر واژه های قرآنی هستند و هردویشان خنثی است . ذات طبیعت و ساختار عالَم اینطور است که همان طور که انسان برای بقای خودش به نوشیدنِ آب نیاز دارد ، ساختار اجتماعی او هم برای بقایش به روابط نیاز دارد. این روابط نامش «تسخیر » است ، این واژه مثبت یا منفی بودنش بستگی دارد که چه کسی دارد مدیریت می کند ، خدا یا شیطان ؟!؟ (شرح بیشتر این موضوع در جلسات آینده خواهد بود) مرحوم علامه طباطبایی فرمودند که بشر به خاطر نیازهایش خصوصاً نیازِ تَوالُد و تناسل به هیچ عنوان نمی تواند فردی زندگی کند و حتما به اجتماع روی می آورد و از اجتماع خانواده های کوچک در کنار همدیگر مجموعه به نام دهکده شکل می گیرد و افراد کنار یکدیگر یک جامعه کوچک را شکل می دهند و در اینجاست که این جامعه نیاز به امنیت ، مسکن و تامین سایر نیازها دارد پس باید یک نفر به عنوان رئیس تعریف بشود تا تامین این نیازها را مدیریت کند. این جاست که امیرالمومنین در نهج البلاغه می فرماید: انّه لابُدَّ للنّاسِ مِن امِیرٍ بَرٍ اَو فاجِرٍ…؛ مردم به ضرورت، باید حاکمى داشته باشند، نیکوکار باشد و یا بدکار.» مردم نمی توانند بدون حاکمیت و بدون حکومت و بدون امیر زندگی کنند. می خواهد این حاکم خوب باشد می خواهد بد باشد. چرا که هیچ جامعه ای نمی تواند در هرج و مرج پا بر جا بماند.
مرحوم علامه می فرمایند ذات بت پرستی اساسا به واسطه ی این نیاز شکل می گیرد ، چرا که بشر نیاز دارد یک نفر رئیس باشد و او را مدیریت کند و او (بشر) در اختیار و تسخیر آن باشد. اینجاست که مفهومی به نام عبودیت معنا می یابد. اکثر آیات قرآن که در مورد بت است و متاسفانه ما با آنها ارتباط برقرار نمی کنیم نکته اش در این است ، و این نیاز بشر را مطرح می کند. فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ (قریش:۳و۴) اصلا عبودیت اینجا محقق میشود که ما کسی را می پرستیم که احساس کنیم جوع (گرسنگی) ما را برطرف می کند و امنیتمان را تامین می کند. لقمه نانم در دست اوست و تامین جانم در دست اوست. این می شود رب شما ،این میشود خدای شما ، این بت یک وقت سنگ است یک وقت چیز دیگری است و حتی یک وقت ممکن است یک نظام سیاسی باشد . جریان عبودیت این است ، انسان نیاز دارد و باید این نیاز برطرف بشود، شما برای برآورده شدن نیازتان به چه نظامی سر تسلیم و کرنش نشان میدهید ؟ هر جا که سر تسلیم فرو بیاورید یعنی همان را می پرستید. قرآن می فرماید شیطان را نپرستید : أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ(یس:۶۰) و یا در جای دیگر از زبان حضرت ابراهیم می فرماید: یا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّیْطانَ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلرَّحْمنِ عَصِیًّا (مریم:۴۴) پس بدانید که دو جریان در عالَم برقرار است: ۱-جریان شیطان ←تمدن شیطان←تامین نیاز شیطانی ۲-جریان رحمان ←تمدن رحمان←تامین نیاز رحمانی ان شاءالله که ضرورت بحث روشن شده باشد ، از جلسات بعد جدی تر وارد بحث خواهیم شد https://eitaa.com/Rahaei02
@Aminikhaah004_Mohandesi_Khelghat_Nezame_Taskhiri_aminikhaah.ir.mp3
زمان: حجم: 6.6M
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه چهارم(صوت) https://eitaa.com/Rahaei02
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه پنجم(خلاصه متن) بسم الله الرحمن الرحیم این بحثی که در این جلسه بیان خواهد شد را مرحوم علامه طباطبایی در جلد چهار المیزان مطرح فرمودند ، در جلسات قبل عرض شد که سیری برای تمدن رخ داده است و این تمدنِ بشری از مرحله ای شروع شده و پیوسته پیشرفت کرده است. مرحوم علامه در تفسیر شریف المیزان اینطور می فرمایند که از حضرت آدم (علیه السلام) که نسل بشری شکل گرفت الان هرچه که انسان در کره زمین است از نسل اوست. البته ممکن است قبل از ایشان بشری بوده باشد و این احتمال را مرحوم علامه مطرح کرده اند که ممکن است نسلی بوده و از بین رفته باشد ، ولی نکته این است این نسل موجود همه از حضرت آدم اند. … خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ…(نساء:۱) مرحوم علامه می فرمایند حضرت آدم (علیه السلام) صاحب کتاب نبود چون زمان ایشان دورانِ انزال کتاب نبود ، ایشان پیغمبر بودند و وحی به او می شد اما کتابی نداشت . چون بشر به صورت ساده زندگی می کرد پس مستغنی از کتاب بود و «وحی» در ساختار اجتماعی خودش هنوز معنایی نداشت ، اصل معنای وحی هم در ساختار اجتماعی است وگرنه حضرت آدم هم درساختار فردی و هم عبادی به ایشان وحی می شد و این امر در ماجرای قربانی کردنِ فرزندان آدم (هابیل و قابیل) و این که دستور قربانی را از خدای متعال داشتند و همچنین از حضرت آدم آموخته بودند علامت قبول قربانی چیست کاملا مشهود است. قرآن در اینجا تعبیر جالبی دارد و می فرماید: …بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ…(مائده:۲۹ وقتی جناب هابیل قربانی اش قبول شد ،علامت قبول قربانی این بود که قربانی آتش می گرفت ، او قربانی کرد ، قابیل هم قربانی کرد ، قربانیِ هابیل آتش گرفت ، قابیل حسودی کرد و برادرش را کشت . در قرآن آمده هابیل گفت تو برای چه می خواهی مرا بکشی تو اگر برای کشتن من دست دراز کنی من برای کشتن تو دستم را دراز نمی کنم و تو اگر من را بکشی هم گناهِ کشتن من را داری و هم آنچه من گناه دارم به گردن تو می افتد: لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقتُلَنی ما أَنا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیکَ لِأَقتُلَکَ ۖ …(مائده:۲۸) إِنِّی أُریدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمی‏ وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِکَ جَزاءُ الظَّالِمینَ…(مائده:۲۹) مفسرین در ذیل این آیه فرموده اند که این آیه دلالت بر این داره که مقتول هرچه که گناه دارد ،به حساب قاتل می رود. سوال این است ، هابیل این حکم را از کجا می دانست؟ اینها را از طریق حضرت آدم آموخته بود ، درواقع این همان تعلیم اسمایی ست که برای حضرت آدم رخ داد. اما با وجود اینها هنوز کتابی نازل نشده بود چون بشر در سیر اجتماعی خودش پیشرفت نکرده بود. مرحوم علامه در بحثی که دارند می فرمایند که در ابتدا ریاست ها به شکل ساده بود هر کس که قدرت ، شجاعت و مال و اولاد بیشتری داشت ، او را رئیس می کردند. اما کم کم جوامع که پیشرفت کرد اختلافات سنگین شد آنجا خدای متعال کتاب را نازل کرد. اولین پیغمبر صاحب کتاب حضرت نوح (علیه السلام) هستند: شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً، وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ، وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى‌ وَ عِیسى‌، أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیه(شوری:۱۳) قرآن می فرماید : شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً…(شوری:۱۳) یعنی دین با نوح شروع شده، دین با آدم شروع نشده! اینجا روشن می شود که دین وقتی می آید که جامعه پیشرفت کند ،هرچی جامعه بیشتر پیشرفت می کند نیازش به دین بیشتر حس می شود. با توجه به آیات مشخص می شود که خداوند دین را گذاشته برای وقتی که جوامع پیشرفت کند ، یعنی هر چقدر جامعه پیشرفت کند به همان میزان دین را در اختیار آنها قرار می دهد ، لذا اصلِ کلیّت دین که قرآن در ارتباط با آن می فرماید: یُظْهِرَهُ عَلىَ الدِّینِ کُلِّهِ…(توبه:۳۳) مربوط به دوران امام زمان (علیه السلام) است چرا که جامعه بشری به اعلی درجه پیشرفت خود می رسد . و آنجا که می فرماید: شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً…(شوری:۱۳) یعنی خدای متعال از حضرت نوح دین را شروع کرد ،چون جوامع پیشرفت کرده بود و دوران حضرت نوح ، دورانی شد که کره زمین بستری شد برای زندگی ، فلذا عذابی هم که آمد کل کره زمین را گرفت. طبق آیات قرآن اصل کارکرد دین در اختلافات مشهود است و این مطلب را مرحوم علامه ذیل آیه ۱۹ سوره مبارکه یونس و آیه۲۱۳ سوره مبارکه بقره مطرح می کنند. دقت بفرمایید چرا که این مباحث گفتمان ما با دنیاست و پاسخ است به اینکه چرا به دین نیاز است. خدای متعال می فرماید بشر در ابتدا ساده زندگی می کرد: وَ ما کانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّهً واحِدَهً…(یونس:۱۹)
در ابتدا امت واحده بود ، زندگی ها ساده بود ، درگیری نبود ، اختلافی نبود ، با پیشرفت جامعه و به وجود آمدن روابط بین الملل و دیپلماتیک ، اختلافات پیش آمد ، درگیری ها ایجاد شد با توجه به این که منابع محدود است و افراد بشر پیوسته بیشتر می شوند قدرت ها باهم درگیر می شوند و اینجاست که نیاز به دین احساس می شود ، وقتی روابط بشری پیشرفت می کند وجود دین برای کنترل و مدیریت الزامی ست ، لذا قرآن میگوید امت واحده بودند ، اختلاف کردند پس دین را فرستادیم : … إِلَّا أُمَّهً واحِدَهً فَاخْتَلَفُوا…(یونس:۱۹) در آیه بعد بیشتر شرح می دهد و می فرماید: کانَ النَّاسُ أُمَّهً واحِدَهً، فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ، وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ…(بقره:۲۱۳) چون اختلاف به وجود آمد و درگیری ها شروع شد کتاب را فرستاد و بعد در ادامه ی آیه به زیبایی کارکرد دین را بیان می کند: لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا…(بقره:۲۱۳) کارکرد دین «لِیَحْکُمَ» است یعنی حکم می کند بین مردم ،در آن چیزی که اختلاف دارند. مطلب روشن شد که خداوند برای کنترل و مدیریتِ نظام «استخدام» و «تسخیر» کتاب را فرستاد. بشر نباید ظلم بکند ، حدود باید مشخص بشود و هرکسی باید «حد» خودش را بداند و علاوه بر آن «حق» خودش را هم بداند . زن حق خودش را بداند حد خودش را بداند مرد حق خودش را بداند حد خودش را بداند. باید در جوامع تعریف شده باشد هرکسی چه حدی دارد ، چه حقی دارد ، چه تکلیفی دارد ، «کتاب» اینها را مشخص می کند. فرزند نسبت به والدین چه حدود و حقوق و تکالیفی دارد و والدین نسبت به فرزند. زن نسبت به مرد چه حدود و حقوقی دارد و مرد نسبت به زن. جوامع نسبت به هم ، همکیشان نسبت به هم ، غیر همکیشان نسبت به هم ، همسایه ها نسبت به هم ، دقیقا کارکرد دین این است. دین این نیست که صرفا دعای کمیل بخوانی و کنار قبر شهدا بنشینی و اشکی بریزی. قرآن که برای این چیزها نازل نشده ،قرآن برای مدیریت اجتماع است، در یک کلام قرآن کارکردش سیاسی است. قرآن کارکردش سیاسی ست ، وقتی خط به خط المیزان را می خوانید این جمله امام خمینی(ره) دائم به ذهن خطور می کند که فرمودند «اسلام همه اش سیاست است» .
مرحوم علامه در ذیل تفسیر آیه ۲۰۰ ال عمران دین را حول «ولایت» تعریف می کند و میگوید اصلِ فرستاده شدن انبیا هم به خاطر ولایت است چرا که آنها با ولایتشان رفع اختلاف می کنند و مطرح می فرمایند که قوانین را انبیا آورده اند و خودِ کلمه ی «کتاب» که گفته شده به معنای «قانون» است. کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ …(بقره:۱۸۳) کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ …(بقره:۱۷۸) بشر از یک جایی نیاز به قانون پیدا کرد ، هرچه هم جلوتر رفت ،چون ارتباطاتش پیشرفته تر شد ،قوانین پیشرفته تری لازم داشت ، لذا این کُتب در یک سطح نیستند و هر چه جلوتر آمده می بینیم که کتاب بعد از حضرت نوح ، پیشرفته تر از کتاب حضرت نوح است تا اینکه می رسد به قرآن که مهیمن بر سایر کتب است و کتابی بالاتر از قرآن نداریم. شهید مطهری در کتاب «ختم نبوت» در این بار بحثی دارند و می فرمایند :بشر یک سیری جهشی و یک حرکت تصاعدی دارد و عقل بشر در طول تاریخ درحال رشد است و باید این عقل به جای برسد که پیشرفته ترین کتاب که قرآن است نازل بشود و اینجاست که دیگر از حضور فیزیکی پیغمبر هم بی نیاز میشود ، این میشود دوره ی خاتمیّت ، بشر آنقدر عقلش رشد کرده که پیغمبر را می بیند ، کتاب را از پیغمبر می گیرد و دیگر از حضور فیزیکی پیغمبر بی نیاز است ، لذا پیغمبراکرم فرمودند: خدای متعال به من جوامعُ الکَلِم داده است . این جوامع الکلم که داده شده است ، کلیات است و اهل بیت هم مفسرین این کلیات اند . قدیمی ترین کتاب ، کتاب حضرت نوح است بعد از آن ابراهیم و بعد موسی و بعد از ایشان هم عیسی صاحب کتاب بود. اینها اصل کتب هستند و نشان دهنده یک دوره تاریخی اند . البته مابین اینها کتاب هایی هم آمده و قرآن به آنها اشاره کرده مثل کتاب زبورِ حضرت داود ، اما قرآن در این آیه سوره شوری به اینها کار ندارد چرا که دوره ی تاریخی با اینها نبوده. و در این آیه که شروع دین را مطرح می کند فقط از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی نام می برد درواقع آنها انبیا تاریخ ساز هستند و نقاط حساس تاریخ با اینها بوده و بشر با این پیامبران اولوالعزم هربار وارد دوره جدیدی شده است. 📘متن المیزان←در شریعت نوح و ابراهیم ع عدد انگشت‌شمارى از احکام تشریع شده بود و از این چهار پیامبر (که نام برده شده) موسى ع شریعتى وسیع‌تر آورده و بطورى که قرآن کریم خبر مى‌دهد، و از ظاهر انجیل‌هاى مسیحیان هم بر مى‌آید، عیسى ع نیز تابع شریعت آن جناب بوده، (چون در سابق گفتیم که شریعت آن جناب بیشتر براى برداشتن امور قدغن و تحلیل نمودن آن امور را داشته است که خداى تعالى به عنوان گوشمالى آنها را بر بنى اسرائیل حرام کرده بود) و شریعت موسى ع هم بطورى که گفته شده، بیش از حدود ششصد حکم نداشته. 🔷توضیح← در شریعت نوح و ابراهیم احکام خیلی کم مطرح شده بود و در واقع بین نوح و ابراهیم و موسی و عیسی ، شریعت حضرت موسی از همه وسیع تر بود و قرآن هم همین طور خبر میدهد و حتی از ظاهر انجیل های مسیحیان هم برمی آید که تورات احکام وسیع تری داشته است. حضرت عیسی همان شریعت حضرت موسی را اصلاح کرد ، پس با این حساب راس تاریخ غیر از پیغمبر اکرم که قرآن را آورد ، حضرت موسی است که تورات را آورد ، و اصل احکام در تورات است. و این در حالی ست که تورات که مشخص است گل سر سبد کتب پیش از قرآن است تنها ششصد حکم داشته و قوانین را بیان می کرده و اصلِ خودِ «تورات» واژه ی عبری «قانون» است. پس روشن می شود که با آمدن انبیا بود که بشر به نیازها حقیقی خودش آن هم روابط اجتماعی پی برد. (درجلسات بعد بررسی می کنیم سیر بشر به چه صورت بوده!..ومطالب را بیشتر شرح می دهیم) https://eitaa.com/Rahaei02
@Aminikhaah005_Mohandesi_Khelghat_Nezame_Taskhiri_aminikhaah.ir.mp3
زمان: حجم: 7.5M
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه پنجم(صوت) https://eitaa.com/Rahaei02