eitaa logo
آزادگی"زابلی نژاد"
131 دنبال‌کننده
296 عکس
185 ویدیو
236 فایل
تماس با ادمین جهت ارسال پیشنهادات، انتقادات، و پرسش های شما: @AliZaboliNejad
مشاهده در ایتا
دانلود
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه پنجم(خلاصه متن) بسم الله الرحمن الرحیم این بحثی که در این جلسه بیان خواهد شد را مرحوم علامه طباطبایی در جلد چهار المیزان مطرح فرمودند ، در جلسات قبل عرض شد که سیری برای تمدن رخ داده است و این تمدنِ بشری از مرحله ای شروع شده و پیوسته پیشرفت کرده است. مرحوم علامه در تفسیر شریف المیزان اینطور می فرمایند که از حضرت آدم (علیه السلام) که نسل بشری شکل گرفت الان هرچه که انسان در کره زمین است از نسل اوست. البته ممکن است قبل از ایشان بشری بوده باشد و این احتمال را مرحوم علامه مطرح کرده اند که ممکن است نسلی بوده و از بین رفته باشد ، ولی نکته این است این نسل موجود همه از حضرت آدم اند. … خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ…(نساء:۱) مرحوم علامه می فرمایند حضرت آدم (علیه السلام) صاحب کتاب نبود چون زمان ایشان دورانِ انزال کتاب نبود ، ایشان پیغمبر بودند و وحی به او می شد اما کتابی نداشت . چون بشر به صورت ساده زندگی می کرد پس مستغنی از کتاب بود و «وحی» در ساختار اجتماعی خودش هنوز معنایی نداشت ، اصل معنای وحی هم در ساختار اجتماعی است وگرنه حضرت آدم هم درساختار فردی و هم عبادی به ایشان وحی می شد و این امر در ماجرای قربانی کردنِ فرزندان آدم (هابیل و قابیل) و این که دستور قربانی را از خدای متعال داشتند و همچنین از حضرت آدم آموخته بودند علامت قبول قربانی چیست کاملا مشهود است. قرآن در اینجا تعبیر جالبی دارد و می فرماید: …بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ…(مائده:۲۹ وقتی جناب هابیل قربانی اش قبول شد ،علامت قبول قربانی این بود که قربانی آتش می گرفت ، او قربانی کرد ، قابیل هم قربانی کرد ، قربانیِ هابیل آتش گرفت ، قابیل حسودی کرد و برادرش را کشت . در قرآن آمده هابیل گفت تو برای چه می خواهی مرا بکشی تو اگر برای کشتن من دست دراز کنی من برای کشتن تو دستم را دراز نمی کنم و تو اگر من را بکشی هم گناهِ کشتن من را داری و هم آنچه من گناه دارم به گردن تو می افتد: لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقتُلَنی ما أَنا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیکَ لِأَقتُلَکَ ۖ …(مائده:۲۸) إِنِّی أُریدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمی‏ وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِکَ جَزاءُ الظَّالِمینَ…(مائده:۲۹) مفسرین در ذیل این آیه فرموده اند که این آیه دلالت بر این داره که مقتول هرچه که گناه دارد ،به حساب قاتل می رود. سوال این است ، هابیل این حکم را از کجا می دانست؟ اینها را از طریق حضرت آدم آموخته بود ، درواقع این همان تعلیم اسمایی ست که برای حضرت آدم رخ داد. اما با وجود اینها هنوز کتابی نازل نشده بود چون بشر در سیر اجتماعی خودش پیشرفت نکرده بود. مرحوم علامه در بحثی که دارند می فرمایند که در ابتدا ریاست ها به شکل ساده بود هر کس که قدرت ، شجاعت و مال و اولاد بیشتری داشت ، او را رئیس می کردند. اما کم کم جوامع که پیشرفت کرد اختلافات سنگین شد آنجا خدای متعال کتاب را نازل کرد. اولین پیغمبر صاحب کتاب حضرت نوح (علیه السلام) هستند: شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً، وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ، وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى‌ وَ عِیسى‌، أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیه(شوری:۱۳) قرآن می فرماید : شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً…(شوری:۱۳) یعنی دین با نوح شروع شده، دین با آدم شروع نشده! اینجا روشن می شود که دین وقتی می آید که جامعه پیشرفت کند ،هرچی جامعه بیشتر پیشرفت می کند نیازش به دین بیشتر حس می شود. با توجه به آیات مشخص می شود که خداوند دین را گذاشته برای وقتی که جوامع پیشرفت کند ، یعنی هر چقدر جامعه پیشرفت کند به همان میزان دین را در اختیار آنها قرار می دهد ، لذا اصلِ کلیّت دین که قرآن در ارتباط با آن می فرماید: یُظْهِرَهُ عَلىَ الدِّینِ کُلِّهِ…(توبه:۳۳) مربوط به دوران امام زمان (علیه السلام) است چرا که جامعه بشری به اعلی درجه پیشرفت خود می رسد . و آنجا که می فرماید: شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً…(شوری:۱۳) یعنی خدای متعال از حضرت نوح دین را شروع کرد ،چون جوامع پیشرفت کرده بود و دوران حضرت نوح ، دورانی شد که کره زمین بستری شد برای زندگی ، فلذا عذابی هم که آمد کل کره زمین را گرفت. طبق آیات قرآن اصل کارکرد دین در اختلافات مشهود است و این مطلب را مرحوم علامه ذیل آیه ۱۹ سوره مبارکه یونس و آیه۲۱۳ سوره مبارکه بقره مطرح می کنند. دقت بفرمایید چرا که این مباحث گفتمان ما با دنیاست و پاسخ است به اینکه چرا به دین نیاز است. خدای متعال می فرماید بشر در ابتدا ساده زندگی می کرد: وَ ما کانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّهً واحِدَهً…(یونس:۱۹)
در ابتدا امت واحده بود ، زندگی ها ساده بود ، درگیری نبود ، اختلافی نبود ، با پیشرفت جامعه و به وجود آمدن روابط بین الملل و دیپلماتیک ، اختلافات پیش آمد ، درگیری ها ایجاد شد با توجه به این که منابع محدود است و افراد بشر پیوسته بیشتر می شوند قدرت ها باهم درگیر می شوند و اینجاست که نیاز به دین احساس می شود ، وقتی روابط بشری پیشرفت می کند وجود دین برای کنترل و مدیریت الزامی ست ، لذا قرآن میگوید امت واحده بودند ، اختلاف کردند پس دین را فرستادیم : … إِلَّا أُمَّهً واحِدَهً فَاخْتَلَفُوا…(یونس:۱۹) در آیه بعد بیشتر شرح می دهد و می فرماید: کانَ النَّاسُ أُمَّهً واحِدَهً، فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ، وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ…(بقره:۲۱۳) چون اختلاف به وجود آمد و درگیری ها شروع شد کتاب را فرستاد و بعد در ادامه ی آیه به زیبایی کارکرد دین را بیان می کند: لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا…(بقره:۲۱۳) کارکرد دین «لِیَحْکُمَ» است یعنی حکم می کند بین مردم ،در آن چیزی که اختلاف دارند. مطلب روشن شد که خداوند برای کنترل و مدیریتِ نظام «استخدام» و «تسخیر» کتاب را فرستاد. بشر نباید ظلم بکند ، حدود باید مشخص بشود و هرکسی باید «حد» خودش را بداند و علاوه بر آن «حق» خودش را هم بداند . زن حق خودش را بداند حد خودش را بداند مرد حق خودش را بداند حد خودش را بداند. باید در جوامع تعریف شده باشد هرکسی چه حدی دارد ، چه حقی دارد ، چه تکلیفی دارد ، «کتاب» اینها را مشخص می کند. فرزند نسبت به والدین چه حدود و حقوق و تکالیفی دارد و والدین نسبت به فرزند. زن نسبت به مرد چه حدود و حقوقی دارد و مرد نسبت به زن. جوامع نسبت به هم ، همکیشان نسبت به هم ، غیر همکیشان نسبت به هم ، همسایه ها نسبت به هم ، دقیقا کارکرد دین این است. دین این نیست که صرفا دعای کمیل بخوانی و کنار قبر شهدا بنشینی و اشکی بریزی. قرآن که برای این چیزها نازل نشده ،قرآن برای مدیریت اجتماع است، در یک کلام قرآن کارکردش سیاسی است. قرآن کارکردش سیاسی ست ، وقتی خط به خط المیزان را می خوانید این جمله امام خمینی(ره) دائم به ذهن خطور می کند که فرمودند «اسلام همه اش سیاست است» .
مرحوم علامه در ذیل تفسیر آیه ۲۰۰ ال عمران دین را حول «ولایت» تعریف می کند و میگوید اصلِ فرستاده شدن انبیا هم به خاطر ولایت است چرا که آنها با ولایتشان رفع اختلاف می کنند و مطرح می فرمایند که قوانین را انبیا آورده اند و خودِ کلمه ی «کتاب» که گفته شده به معنای «قانون» است. کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ …(بقره:۱۸۳) کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ …(بقره:۱۷۸) بشر از یک جایی نیاز به قانون پیدا کرد ، هرچه هم جلوتر رفت ،چون ارتباطاتش پیشرفته تر شد ،قوانین پیشرفته تری لازم داشت ، لذا این کُتب در یک سطح نیستند و هر چه جلوتر آمده می بینیم که کتاب بعد از حضرت نوح ، پیشرفته تر از کتاب حضرت نوح است تا اینکه می رسد به قرآن که مهیمن بر سایر کتب است و کتابی بالاتر از قرآن نداریم. شهید مطهری در کتاب «ختم نبوت» در این بار بحثی دارند و می فرمایند :بشر یک سیری جهشی و یک حرکت تصاعدی دارد و عقل بشر در طول تاریخ درحال رشد است و باید این عقل به جای برسد که پیشرفته ترین کتاب که قرآن است نازل بشود و اینجاست که دیگر از حضور فیزیکی پیغمبر هم بی نیاز میشود ، این میشود دوره ی خاتمیّت ، بشر آنقدر عقلش رشد کرده که پیغمبر را می بیند ، کتاب را از پیغمبر می گیرد و دیگر از حضور فیزیکی پیغمبر بی نیاز است ، لذا پیغمبراکرم فرمودند: خدای متعال به من جوامعُ الکَلِم داده است . این جوامع الکلم که داده شده است ، کلیات است و اهل بیت هم مفسرین این کلیات اند . قدیمی ترین کتاب ، کتاب حضرت نوح است بعد از آن ابراهیم و بعد موسی و بعد از ایشان هم عیسی صاحب کتاب بود. اینها اصل کتب هستند و نشان دهنده یک دوره تاریخی اند . البته مابین اینها کتاب هایی هم آمده و قرآن به آنها اشاره کرده مثل کتاب زبورِ حضرت داود ، اما قرآن در این آیه سوره شوری به اینها کار ندارد چرا که دوره ی تاریخی با اینها نبوده. و در این آیه که شروع دین را مطرح می کند فقط از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی نام می برد درواقع آنها انبیا تاریخ ساز هستند و نقاط حساس تاریخ با اینها بوده و بشر با این پیامبران اولوالعزم هربار وارد دوره جدیدی شده است. 📘متن المیزان←در شریعت نوح و ابراهیم ع عدد انگشت‌شمارى از احکام تشریع شده بود و از این چهار پیامبر (که نام برده شده) موسى ع شریعتى وسیع‌تر آورده و بطورى که قرآن کریم خبر مى‌دهد، و از ظاهر انجیل‌هاى مسیحیان هم بر مى‌آید، عیسى ع نیز تابع شریعت آن جناب بوده، (چون در سابق گفتیم که شریعت آن جناب بیشتر براى برداشتن امور قدغن و تحلیل نمودن آن امور را داشته است که خداى تعالى به عنوان گوشمالى آنها را بر بنى اسرائیل حرام کرده بود) و شریعت موسى ع هم بطورى که گفته شده، بیش از حدود ششصد حکم نداشته. 🔷توضیح← در شریعت نوح و ابراهیم احکام خیلی کم مطرح شده بود و در واقع بین نوح و ابراهیم و موسی و عیسی ، شریعت حضرت موسی از همه وسیع تر بود و قرآن هم همین طور خبر میدهد و حتی از ظاهر انجیل های مسیحیان هم برمی آید که تورات احکام وسیع تری داشته است. حضرت عیسی همان شریعت حضرت موسی را اصلاح کرد ، پس با این حساب راس تاریخ غیر از پیغمبر اکرم که قرآن را آورد ، حضرت موسی است که تورات را آورد ، و اصل احکام در تورات است. و این در حالی ست که تورات که مشخص است گل سر سبد کتب پیش از قرآن است تنها ششصد حکم داشته و قوانین را بیان می کرده و اصلِ خودِ «تورات» واژه ی عبری «قانون» است. پس روشن می شود که با آمدن انبیا بود که بشر به نیازها حقیقی خودش آن هم روابط اجتماعی پی برد. (درجلسات بعد بررسی می کنیم سیر بشر به چه صورت بوده!..ومطالب را بیشتر شرح می دهیم) https://eitaa.com/Rahaei02
@Aminikhaah005_Mohandesi_Khelghat_Nezame_Taskhiri_aminikhaah.ir.mp3
زمان: حجم: 7.5M
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش دوم، نظام تسخیر، جلسه پنجم(صوت) https://eitaa.com/Rahaei02
🌞 سلام علیکم وقت شما بخیر ببخشید مزاحم وقت شریف میشم غرض از مزاحمت اینه که حقیر یک کانال درست کردم در ایتا با عنوان: آزادی"زابلی نژاد" عنوان اصلی کانال "آزادی"است اما از آنجا که بسیاری از نزدیکان، دوستان و آشنایان، بدون ورود به کانال و بررسی محتوای آن و به گمان آنکه یکی از کانالهای تبلیغاتی رایج میباشد، اقدام به حذف آن میکردند، "زابلی نژاد"، به عنوان کانال اضافه گردید😁 اینم لینک کانال: https://eitaa.com/Rahaei02 و از شما دعوت میکنم با کلیک روی لینک بالا، به کانال فوق بپیوندید😊 و همچنین پس از حضور مبارکتان در کانال و بررسی مطالب، در صورت صلاحدید، این پست را به اشتراک گذاشته و با دعوت دیگران از ثواب این صدقة جاریة بهره مند گردید. حالا چرا این دعوت رو از شما بزرگوار میکنم در حالیکه فضای مجازی مملوّ از کانالهای جذّاب و متنوع و سر"گرم" کننده در موضوعات مختلف است⁉️ 💥ببینید! همانطور که مستحضرید؛ بعضی آگاهیها و اطلاعات، پایه ای، زیربنائی، کلیدی و بسیار ضروری اند؛ که باید بر اساس یک نظام و ساختار هدفمندِ دقیق و هوشمندانه، چیدِمان شوند؛ و حکم فونداسیون و پِی ساختمان را برای ساختمان فکری و اندیشه ایِ ما دارند؛ و نوع نگاه و نگرش ما را به عالَم وجود(خدا، هستی، انسان)، شکل میدهند. حال اگر این بِنا و ساختمان فکری، به درستی شکل گرفته باشد، "ایمن و استوار و پایدار"(ایمان مستقرّ) است و در غیر اینصورت، "ناایمن و ناپایدار"(ایمان مستودع)‼️ بِنای "پایدار"، در تندباد حوادث و طوفانهای زندگی، و زلزله های فِتَن آخرالزمانی ما را حفظ کرده و بهره مند از خیر دنیا و آخرت؛ إن شاءالله🥀 "سازه یا بِنای ناپایدار" چطور⁉️ "سازه یا بِنای ناپایدار" تعبیر مهندسی عمران است نسبت به ساختمان یا سازه ای که اصول مهندسی ساخت و ساز در آن رعایت نگردیده؛ ناایمن، نامتعادل و ناپایدار است و محکوم به فروپاشی؛(متروپل آبادان)😔 دیر یا زود؛ با بهانه یا بدون بهانه(لیمیزالله الخبیث من الطیّب) اگر تو خانواده، فامیل، دوستان، آشنایان، و یا سلبریتی های جامعه در صنوف مختلف(حوزوی، دانشگاهی، ورزشی، هنری و..‌.) شاهد ریزش ها و سقوط هایی(در حوزه های مختلف) بوده و هستیم و خواهیم بود، علّتش همین است؛ "اندیشه ی نامتعادل" 🍁اطلاعات و آگاهیهای "فست فود"ی، نتیجه اش میشود عدم تعادل در فکر و اندیشه‼️ ما برآنیم که در عوض "آگاهیهای فست فودی"، جذّاب، سر"گرم"کننده و دلخوش کننده(حتّی از نوع مذهبی اش)، "تشنگی" را، به ارمغان آوریم؛ إن شاءالله🌱 آب کم جو؛ تشنگی آور به دست تا بجوشد آب از بالا و پَست🌸 گام به گام، به سوی لذّتهای بی انتهاء(حیات طیّبه)، و "آزادی" از "شَرِّ" "رنج" های "خاک تو سری"، از "طریقِ" جایگزینی و "انتخابِ برتر". "انتخاب"، میان انبوه آگاهیها و اطلاعات، در این عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات https://eitaa.com/Rahaei02
💫 اگر پیام بالا رو به اشتراک بگذارید متشکر خواهم بود از شما و در ثواب آن شریک؛ إن شاءالله🌸 https://eitaa.com/Rahaei02
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش اول، مقدمات، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت جلسه اول(خلاصه متن) ۹۶.۷.۲۲ بسم الله الرحمن الرحیم نرم افزاری به تازگی مرسوم شده به نام “Waze / ویز” . البته من نمی دانم این نرم افزار واقعا اسراییلی هست یا نه…در حال حاضر آنچه که مهم است قابلیت های این برنامه است. “ویز” از قوی ترین برنامه های مسیریاب می باشد که امکانات فوق العاده و منحصر به فردی دارد. و بر مبنای سامانه موقعیت‌یاب جهانی برنامه ریزی شده. این نرم افزار به شما در تشخیص مسیر ها کمک می کند و حتی به شما نشان می دهد که در کجاها سرعت سنج و دوربین های مدار بسته پلیس قرار دارد که جریمه نشوید! بهترین مسیر ممکن را برای شما انتخاب خواهد کرد. این نرم افزار سرعت ماشین شما را با دقت بسیار بالایی می سنجد و آن را به شما نمایش می دهد. علاوه بر این در اماکنی که تصادف رخ داده است، علامتی ظاهر می شود که شما از آن مسیر ها عبور نکنید. اطلاع دادن به راننده ها با نزدیک شدن به دوربین های پلیس، دوربین های کنترل سرعت، چراغ راهنما و … حتی زمان تقریبی برای رسیدن به مقصد را بیان می کند فقط کافی ست شما مبدا و مقصد مورد نظر رو به این برنامه بدهی. حتی سرعت حرکت در کوچه ها ی موجود در مسیر هم براش تعریف شده است، و این توانایی را دارد که در این باره هم به شما اطلاعات بدهد. اگر جایی پشت چراغ قرمز ایستادید و یا ترافیک بود، به شما زمان جدید خواهد داد که الان با توجه به ترافیک انقدر از حرکت عقب افتادید. اگر یک کوچه را اشتباه رفتید خودش به صورت خودکار مسیریابی می کند که با توجه به موقعیت کنونی چطور از این مسیر جدید برای رسیدن به مقصد استفاده کنید، و اینکه چقدر زمان رسیدن زیاد شده و اینکه چقدر تغییر مسیر قرار است انجام بگیرد. این نرم افزار سخنگوی صوتی دارد و می تواند تمام جزئیات مسیر را به زبان شما بیان کند. دلیلی که اینها را در رابطه با این نرم افزار عرض کردم این است که من با خودم فکر میکردم که وقتی بشر یک همچین چیزی توانسته طراحی بکند آن هم برای اینکه در مسیر نماند و گم نشود ، یعنی خالق بشر عاجز بوده از اینکه همچین چیزی درست بکند برای اینکه در مسیرِ حرکت به سمت او ، نمانیم و گم نشویم؟ بعد دیدم قرآن دقیقا یک همچین چیزی ست. این نرم افزار چند شرط دارد تا بتوانی از آن استفاده کنی. اول این که باید وی پی ان (فیلتر شکن) داشته باشی چون این برنامه با وجودی که قابل دانلود است اما فیلتراست. دوم اینکه باید به جی پی اس اتصال پیدا کند. و سوم اینکه اتصال به اینترنت هم لازم است. اینها اگر نباشد این نرم افزار اصلا کار نخواهد کرد. و وقت شما را تلف می کند و شما را حتی خسارت زده می کند. چون اگر نتواند آپدیت بشود ، نمی تواند سریع به شما جهت جدید را بدهد پس بیشتر گم می شوید و اعصابتان را خرد می کند. قرآن در مورد خودش تعبیرش این است: وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا (اسراء / ۸۲) پس قرآن برای ظالمین تعریفش این است که او را اذیت می کند ، یعنی ظالم از قرآن استفاده کند گم می شود و قرآن برای او خسارت زاست! تعابیر قرآن عجیب است ، می فرماید: … یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا (بقره /۲۶) یعنی این قرآنی که هدایتگر است و راه را نشان می دهد، عده ای را هم گمراه می کند! اصلا یک عده ای هستند که با همین گم می شوند. خیلی جالب است ، آیات را بخوانید واقعا یک وقت هایی آدم نمی تواند دقیق وارد عمق مفهوم آیات بشود. که یعنی چه؟ آدم چطور گم می شود؟ چطور قرآن باعث گم شدن می شود؟ یکی از دلایل گم شدن این است که آدم ( فیلتر ) باشد. انسان چطور ممکن است فیلتر باشد؟ خود قرآن می فرماید یک عده نمی توانند از آن بهره ببرند. چرا؟ چون اینها فیلترند؟ أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‌ قُلُوبٍ أَقْفالُها (محمد /۲۴) چرا اینها تدبر در قرآن نمی کنند؟ تدبر یعنی این که مسیر رو قدم به قدم به تو بگوید. چرا تدبر نمی کنند؟ جواب می دهد: … أَمْ عَلى‌ قُلُوبٍ أَقْفالُها قرآن می گوید دل ، فیلتر شده ، قفل خورده ، آن هم نه یک عدد…می فرماید:” أَقْفالُها “ یعنی چندین قفل دارد ، یعنی این دل چون فیلتر دارد و نمیتواند بهره ببرد لذا گم میشود در این عالم. https://eitaa.com/Rahaei02
🌸 صوتِ متن بالا قبلاً در کانال بارگذاری شده است؛ با کلید واژه:
تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت، بخش اول، مقدمات، جایگاه قرآن و نحوه بهره بردن از آن برای کشف مهندسی خلقت جلسه دوم(خلاصه متن) بسم الله الرحمن الرحیم نکته ای را جلسه ی قبل عرض کردیم درباره اینکه قرآن کریم مثل نرم افزارِ جهت دهی می ماند که اگر انسان اتصال به این نرم افزار داشته باشد و موقعیت های خودش را برای آن تعریف کند می تواند مسیر درست حرکت را پیدا کند . حالا نرم افزاری که جلسه قبل معرفی کردیم و قرآن را به آن تشبیه کردیم ، استفاده از آن شرایطی داشت که اگر مورد توجه قرار نمی گرفت، از این برنامه بی بهره می ماندیم و چه بسا خسارت زده می شدیم. نکته ای که هست این است که آیا قرآن ، همچین قابلیتی دارد که بخواهد تمام مسیر ها را برای هرکسی با شرایط متفاوتی که نسبت به دیگر انسان ها دارد مشخص کند؟ چون هر فرد یک نوع مواجهه و آسیب و مشکلی در زندگی دارد ، و حتی در ابتلا به یک گرفتاری خاص برای هر فرد ، تفاوت های فراوانی وجود دارد با دیگر انسان ها. حضرت آیت الله جوادی آملی می فرمودند: من برای سردرد (ایشان میگرن شدید دارند) اوایل انقلاب (سال ۶۰-۶۱) برای معالجه به انگلیس رفته بودم آنجا به من گفتند که الان ما بیش از سه هزار نوع سردرد کشف کرده ایم! وقتی که یک سردرد این همه اقسام دارد! بعد شما ادعا داشته باشی که قرآن می تواند ، همه مشکلات را در همه ی ابعاد جواب گو باشد آیا می شود؟ ببینید ما یک موقع های گزافه گویی می کنیم! در جهتی که مسیر برای خودِ ما روشن نشده و خودِ ما از این قرآن استفاده نکرده ایم و حتی خودمان دقیقا نمی دانیم چه می گوییم، و یک ادعای کلی می کنیم ، مثلا این حرفهایی که خیلی آدم می شنود ، که آقا همه ی علوم در قرآن است. بعد شبهه ایجاد می شود که یک نفر می گوید که مثلا فلان رشته مثل هوافضا که من می خوانم، کجای قرآن در رابطه با آن گفته شده؟ حرف این نیست که این رشته و آن رشته و این ماده درسی و فلان چیز در قرآن هست یا نیست! حرف این است که شما اگر جهت دهی بخواهید بکنید موقعیت شما را قرآن تعریف می کند. که از این موقعیت به نسبت آن هدف و مقصدی که می خواهید بروید چه مسیرهایی را در پیش دارید . این را قرآن برای شما تعیین می کند! اصل حرف این است. من در این موقعیتی که هستم ، با این رشته ای که دارم ، با این درسی که می خوانم و با توجه به آن هدفی که دارم، خودم را به قرآن عرضه می کنم ، اینجا قرآن معین می کند که شما از چه سمتی بروید. چه مسیرهایی پیش روی شماست و چه موانعی سر راه تان قرار میگیرد. در ذیل آیه شریفه ی: وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمین‏»(نحل:۸۹) مرحوم علامه طباطبایی بحثی را دارند که : این ” تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ “برای هرچیزی که ربط به هدایت دارد یا برای هرچیزی که درعالم هست، قران تبیان است، یعنی همه چیز را بیان کرده. تبیان صیغه مبالغه ی” بیان ” است ، ” بیان ” وقتی ست که یک چیزی کامل واضح میشود و این مسئله از مسائل دیگر جدا می شود. برای مثال اگر یک کتاب را از کتابخانه برمی دارید این انتخاب واضح است و در دست شماست و برای شما در قیاس با سایر کتب نمود دارد ، این می شود ” بیان” آن کتاب، یعنی آن کتاب برای شما مبیّن شده ، وقتی “بیان” خیلی اوج پیدا کند میشود ” تبیان “. تبیان یعنی به هرچیزی که اصابت بکند و در برابر هرچیزی که قرار بگیرد او را هم روشن می کند. قرآن هم بیان است و هم تبیان. قرآن در برابر هرچیزی که واقع بشود به شما نشان می دهد حقیقت آن چیست. قرآن نوری ست که روی هر چیزی بیاندازی تا اعماقش را به شما نشان میدهد ، ذاتیات و عرضیات و جواهرش را روشن می کند . خب حالا چطور می شود استفاده کرد از این قرآن؟ آیا برای همه است؟ آیا همه می توانند از آن استفاده کنند؟ جواب این است که بله ، مرحله بیانش برای همه است. هذا بَیانٌ لِلنّاسِ( آل‌عمران: ۱۳۸) بیان ، مرتبه ی سطحی قرآن است، قرآن معارف و حرفهایی دارد که ساده گفته شده و هر کسی عربی بداند ، می تواند از بیان قرآن بهره ببرد. مرحوم علامه در مقدمه المیزان بحثی دارند ، که آیا فهم قرآن مخصوص انبیا و اولیا و معصومین است یا برای همه است؟ حرف غلطی رایج است که آقا فهم قرآن فقط برای امام و معصوم ممکن است. نه ! …این حرف غلط است. علامه می فرماید همه قابلیت فهم قرآن را دارند ، قرآن (بَیانٌ لِلنّاسِ) است و با همه درحال حرف زدن است، هرکس عربی بداند، حرف قرآن را میفهمد. اما اعماق قرآن رو کسانی می فهمند که : لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ (واقعه:۷۹) آنهایی که به مقام تطهیر رسیدن آنها به اعماق قرآن دست پیدا می کنند، که این بحث دیگری ست. اما در حد این ظواهر آیاتی هست مثل: وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ…. (بقره : ۱۷۹)
…وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا(مائده: ۳۲) الان کسی هست که این را بخواند و نفهمد منظورش چیست؟ …‏مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً …(مائده:۳۲‏) کسی یک نفر را بکشد انگار همه ی مردم را کشته. آیا فهم این دشوار است؟ هرکسی در هر سطح سوادی متوجه فهم آیه میشود. این جور آیات در مقام (بَیانٌ لِلنّاسِ) هستند. مرتبه ی دوم مقام ( تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ء) است. حالا در برابر هر چیزی که قرار بگیرد آن شی را هم واضح می کند، این ویژگی نیازمند داشتن مراتب بالاتری ست. این تطهیر می خواهد (لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ) ، وقتی فرد خودش منور شود و قرآن به درون او تابیده شود و اول خودش را روشن کند، او حالا در برابر هرچیزی که قرار بگیرد با نور قرآن می تواند تبینش کند .در اینجاست که اهل بیت می فرمودند: هرآنچه که درعالم رخ دهد را ما در قرآن می بینیم. امام صادق (علیه السلام) فرمود : من در سوره مبارکه حمد تمام وقایعی که درعالم رخ خواهد داد تا قیامت را می توانم به شما بگویم ، و این را هم از خود آیات بیرون می کشم. (هذا خبرکم و خبر من قبلکم و خبر من بعدکم و خبر ما هو کائن الی یوم القیامه) یعنی تا روز قیامت هرچه که بخواهد اتفاق بیافتد در این سوره هست….البته در باطنش است ، یعنی وقتی امام و معصوم این کلمات را می خوانند ، می دانند که مثلا در دوره غزنوی چه کسانی حاکم می شوند و آن هم از چه سالی تا چه سالی. خود امام فرمود که من هر چه که میگویم از من بپرسید این مربوط به کدام آیه از قرآن است. این ویژگی قرآن از عجایب عالم است! پس این نیست که من دانشجو با فلان رشته ی خاص خودم رفتم دنبال قرآن و به آن مراجعه کردم بتوانم این ریزه کاری ها را متوجه بشوم و فرمولهای پیچیده را از آیات قرآن بیرون بکشم، به این سادگی نیست. ولی گاهی افرادی از اهل باطن هستند که به بخشی از حقایق دست پیدا کرده اند ، مرحوم علامه طباطبایی می فرمودند که آقای قاضی از آیات ابتدایی سوره مبارکه طه که به ظاهر هیچ ربطی هم به طی الارض نداره، توانسته بودند قواعد و فرمولهای طی الارض را کشف کنند و طی الارض ایشان با آیات ابتدایی سوره طه بود. طی الارض یکی از مراتب و خواص پایین آیات قرآنی ست. خود قرآن می فرماید: وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏ بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمیعا”،(رعد:۳۱) به تعابیر قرآن راجع به خودش دقت کنید میگوید با من می توانید: ( کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏ )با اموات صحبت کنید. ( سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ ) کوه را جا به جا کنید. ( قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ )طی الارض کنید. این آیات بیانگر تبیان است . تبیان لکل شی هست اما لکل نفس نیست. بیان برای همه ی مردم است، اما مقام تبیان برای همه مردم نیست و درجاتی می خواهد که در جلسه بعد شرح می دهیم. https://eitaa.com/Rahaei02
🌸 صوتِ متن بالا قبلاً در کانال بارگذاری شده است؛ با کلید واژه: