✧
بنده را همان قدر از نمازش نصیب است که با توجهِ قلبی او همراه باشد🪽
#در_پیشگاه_نور
رازقی🕊~
♢ بله همین که جناب سعدی میگه تو درمیان گل ها.. چون گل میان خاری🤍.
بیاید بگید چطور شده 💗؟
.
•
موسم شِکُفتن که می رسد همه درخت ها دیبای سبز را بر تن می کنند، همه شان بوی طَراوت و تازگی می دهند. این میان درخت میان قامت بهارنارنج حیاط انگار هنوز یخ های درون رگ هایش منجمد است درخت کناریش با وجود اینکه قامت بلند و رعنایش تبر خورده و قَصیر و کوچک شده اما همین که بوی بهار را از پشت پَستوهای یخ زده زمستان استنشاق می کند درنگ نمی کند، دلش را درعزای قامتی که دیگرندارد سیاه زده و مات خورده نمی کند،بجای آن قصد میکند آنقدر بالا رود که صبح ها همصحبت خورشید شود و شب ها ستاره ها را در آغوش کشد.
اما من دلم برای بهارنارنج غمخورده است یادم است از همان اول ضعیف و رنجور بود، دوازده سال طول کشید تا ما گلبرگ های کوچک و بهشتی بهارنارنجش را ببینیم.
روزها می گذشت، همچون ابرها،و من هرگاه به درخت بی حیات باغچه نگاه می بردم افسوس جانم را میفشرد،کاری از من ساخته نبود دستانم برای نجاتش خالی تر از تُهی بود،چند روز بعد و بعدتر کمتر نگاهم به تنه ی باریک و شاخه های برهنه اش افتاد اما ناگه رد پایی دیدم،بچه برگی کوچک که سر از تنه درخت بیرون آورده بود آنقدر کم جثه و ریز بود که باید محوش میشدی تا ببینیش و اگر گمش میکردی باز باید چشم می چرخاندی تا پیدایش کنی حالا همان بچه برگ، بزرگ تر شده و بچه برگ های دیگری سر از تنه و شاخه ها بیرون آورده اند.
خوشحالم که بار دیگر درخت پرتو های آفتاب را لمس کرد و به سَحابی های کوچک و بزرگ در عبور لبخند زد.